"زنی کهگم کردم "
کلاس اول بودم که از طرف مدرسه بردنمون سینما فیلم چی بود؟ به رنگ خدا😐 اینقدر گریه کردم تو اتوبوس موقع برگشت،خوابم برده بود معلم و مدیر عزیز واقعا چرا؟؟؟😒 @adelehz
فیلم کلاس دوم مون هم بید مجنون بود .
سومم طوطیا رو دیدیم و رسما نعره میزدیم
پدرکشتگی شخصی داشت مدیر باهامون😒😐
@adelehz
سومم طوطیا رو دیدیم و رسما نعره میزدیم
پدرکشتگی شخصی داشت مدیر باهامون😒😐
@adelehz
😁29😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تابستون تون پر تب و تاب 😍❤️🌞
@adelehz
@adelehz
❤14😁14😢6
آن قدیم ترها
قبل از اینکه اسیر این چهار دیواری های قوطی کبریتی بشویم
خانه هایمان روی اصول ساخته میشد
اتاق های تابستانی و زمستانی را جدا می ساختند .
بادگیرها به راه بودند و در دل گرمای جان سوز تابستان در آن اتاق های تابستانی نسیم سردی می پیچید و روح آدم را زنده می کرد
نسیمی که در دل گرمای جهنمی تابستان بهشت را معنا می کرد ...
راستی به تو گفته بودم که در تابستان جهنمی تو نسیم سرد اتاق های تابستانی بودی ؟؟
#عادله_زمانی
❤️
@adelehz
قبل از اینکه اسیر این چهار دیواری های قوطی کبریتی بشویم
خانه هایمان روی اصول ساخته میشد
اتاق های تابستانی و زمستانی را جدا می ساختند .
بادگیرها به راه بودند و در دل گرمای جان سوز تابستان در آن اتاق های تابستانی نسیم سردی می پیچید و روح آدم را زنده می کرد
نسیمی که در دل گرمای جهنمی تابستان بهشت را معنا می کرد ...
راستی به تو گفته بودم که در تابستان جهنمی تو نسیم سرد اتاق های تابستانی بودی ؟؟
#عادله_زمانی
❤️
@adelehz
❤26
دو پرنده بی طاقت، در سینه ات اواز می خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش اب ها را گواراتر کند؟
شاملو
@adelehz
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش اب ها را گواراتر کند؟
شاملو
@adelehz
❤16
نشستهام پشت میز و دارم کار میکنم که از بیرون صدای کلکشیدن میآید. جماعتی دست میزنند، یکی میخواند، یکی از ته دل میخندد.
دست از کار میکشم. پرده را کنار میزنم و سرم را از پنجره بیرون میبرم.
توی کوچه عروسکشون است.
زنها با کفشهای پاشنه دهسانتیشان تقتق میکنند و روسریهای حریرشان را شُل بستهاند تا تاب و طرهها به هم نریزند. زنهای مسنتر لباس محلی پوشیدهاند، سبز و قرمز و زرد، با سربندهای پولکی. غبغبِ مردها بالای کراوات چین خورده، صورتشان از فشار و خوشی -شاید هم از پاتکزدن به صندوقعقب پرشیای یکی از جوانترها- سرخ است و پُرقدرت دست میزنند، بچهها توی دستوپاها میپیچند، میخندند، قر میریزند، از سر و کول وانتی که گوسفند آورده بالا و پایین میروند.
کتوشلوار توی تنِ داماد لق میزند، موهای پُرپشت و بینی کشیده دارد. دست عروس را گرفته. برق چشمها و لب بازشده به خندهی عروس را از این فاصله میبینم، آرایش سبز و سرخش دل میبَرد.
مرد جوانی میرقصد، شلوار خمرهای به پا ندارد، اما رقصش یادآور همان شلوارخمرهایپوشهای دههی هفتاد است.
کمی بعد، میروند توی خانه و در را میبندند، هنوز صدای آهنگ و خندهشان میآید و بوی زرشکپلو مرغ و دود اسفندشان توی کوچه پیچیده.
چند سال شد که چنین صحنهای ندیدهایم؟ انگار کن چند قرن. انگار یک دیو باحال، این عروسی را از چند دهه قبل، برداشته، بریده و آورده گذاشته توی کوچهی ما! کیف کردم!
این تصویر را همانطور که بود، درسته، بیزیاد و کم، آوردم برای شما.
حرف زیادی هم ندارم. نمیخواهم وصلش کن به اتفاقهای روز، به گذشته، به دلودماغِ داشته و نداشتهمان... پیام مَیام هم ندارم!
اگر توانستید تصورش کنید، حالش را ببرید. همین.
سودابه فرضی پور
@adelehz
دست از کار میکشم. پرده را کنار میزنم و سرم را از پنجره بیرون میبرم.
توی کوچه عروسکشون است.
زنها با کفشهای پاشنه دهسانتیشان تقتق میکنند و روسریهای حریرشان را شُل بستهاند تا تاب و طرهها به هم نریزند. زنهای مسنتر لباس محلی پوشیدهاند، سبز و قرمز و زرد، با سربندهای پولکی. غبغبِ مردها بالای کراوات چین خورده، صورتشان از فشار و خوشی -شاید هم از پاتکزدن به صندوقعقب پرشیای یکی از جوانترها- سرخ است و پُرقدرت دست میزنند، بچهها توی دستوپاها میپیچند، میخندند، قر میریزند، از سر و کول وانتی که گوسفند آورده بالا و پایین میروند.
کتوشلوار توی تنِ داماد لق میزند، موهای پُرپشت و بینی کشیده دارد. دست عروس را گرفته. برق چشمها و لب بازشده به خندهی عروس را از این فاصله میبینم، آرایش سبز و سرخش دل میبَرد.
مرد جوانی میرقصد، شلوار خمرهای به پا ندارد، اما رقصش یادآور همان شلوارخمرهایپوشهای دههی هفتاد است.
کمی بعد، میروند توی خانه و در را میبندند، هنوز صدای آهنگ و خندهشان میآید و بوی زرشکپلو مرغ و دود اسفندشان توی کوچه پیچیده.
چند سال شد که چنین صحنهای ندیدهایم؟ انگار کن چند قرن. انگار یک دیو باحال، این عروسی را از چند دهه قبل، برداشته، بریده و آورده گذاشته توی کوچهی ما! کیف کردم!
این تصویر را همانطور که بود، درسته، بیزیاد و کم، آوردم برای شما.
حرف زیادی هم ندارم. نمیخواهم وصلش کن به اتفاقهای روز، به گذشته، به دلودماغِ داشته و نداشتهمان... پیام مَیام هم ندارم!
اگر توانستید تصورش کنید، حالش را ببرید. همین.
سودابه فرضی پور
@adelehz
❤33
❤24
یه پیج قشنگ که برای دوستداران فرشهای ایرانی و یادگیری زبان انگلیسی ❤️❤️❤️عالیه
انگلیسی بخونید و زیبایی ببینید .
http://Instagram.com/Nowshakrug
انگلیسی بخونید و زیبایی ببینید .
http://Instagram.com/Nowshakrug
نه وقت برای غصه خوردن درباره گذشتمو دارم نه حوصله برای ترس از آیندم، هرچی شده حتما باید میشده!
هرچی هم قراره بشه، حتما باید پیش بیاد و تجربش کنم...
ترجیح میدم فقط زندگی کنم
فقط زندگی!
همین
*Amir*
@adelehz
هرچی هم قراره بشه، حتما باید پیش بیاد و تجربش کنم...
ترجیح میدم فقط زندگی کنم
فقط زندگی!
همین
*Amir*
@adelehz
❤41😢8
اگر همه ی زنان عالم
دختری داشتند .
چه چیزها که به او یاد نمی دادند .
من نمیدانم که آنها آشپزی و خیاطی به دخترشان می آموختند یا کتاب خواندن و قوی بودن را
من فقط میدانم
تمام زنان عالم
به دخترانشان می آموختند
که در برابر مردان مراقب دل هایشان باشند .
چون هیچ دختری در دنیا وجود ندارد که حداقل یک بار مردی دلش را نشکسته باشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
دختری داشتند .
چه چیزها که به او یاد نمی دادند .
من نمیدانم که آنها آشپزی و خیاطی به دخترشان می آموختند یا کتاب خواندن و قوی بودن را
من فقط میدانم
تمام زنان عالم
به دخترانشان می آموختند
که در برابر مردان مراقب دل هایشان باشند .
چون هیچ دختری در دنیا وجود ندارد که حداقل یک بار مردی دلش را نشکسته باشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
😢36❤20
❤17
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani90
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani90
و إن كُسر فيك أملاً، فإن الله يُحيي فيك آمالاً
«و اگر امیدی در تو بمیرد خدا امیدهای فراوان دیگر درونت زنده میکند..»
تموم شد و رفت حرفم نباشه😌😊
شب بخیر 🥰
@adelehz
«و اگر امیدی در تو بمیرد خدا امیدهای فراوان دیگر درونت زنده میکند..»
تموم شد و رفت حرفم نباشه😌😊
شب بخیر 🥰
@adelehz
❤27😁1
هر اشتباهی برای بار اول اشتباه ست .
بار دوم اگر تکرارش کنی میشود حماقت
فرصت دادن به آدمی که یک بار روح تورا سلاخی کرده
دوستی با کسی که یک بار اعتماد تورا مثل یک جام باور شکسته است.
رفتن به جایی که یک بار کسی تورا آنجا تحویل نگرفته است .
نه اشتباه، که حماقت است .
#عادله_زمانی
@adelehz
بار دوم اگر تکرارش کنی میشود حماقت
فرصت دادن به آدمی که یک بار روح تورا سلاخی کرده
دوستی با کسی که یک بار اعتماد تورا مثل یک جام باور شکسته است.
رفتن به جایی که یک بار کسی تورا آنجا تحویل نگرفته است .
نه اشتباه، که حماقت است .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤35😢3😁1
از بس که از دوستهای غیر واقعی ضربه خوردم و اعتمادم شکسته شده مادرم نسبت به هرکی باهاش آشنا میشم حساس شده .
اینقدر که نمیتونه نسبت بهشون خوشبین باشه و مدام فکر میکنه باز من دچار مشکل یا ناراحتی میشم .
میخوام بهتون بگم یه طوری رفتار نکنید که باعث آزار و رنجش مادر یه نفر بشید .
اونی که آزارش میدین، اونی که از اعتماد و دوستیش سواستفاده میکنید اونی که جواب خوبی شو با بدی میدید مادری داره که با دیدن اندوه و غصه فرزندش غمگین میشه .
بعد هم مدام نگرانه که فرزندش دوباره دچار زجر نشه
یه آدمی به گناه کسی دیگه همیشه باید گرفتار باشه .
و این نهایت بدیه.
خلاصه که همیشه یادتون باشه وقتی بدی می کنید ممکنه خیلی ها رو آزار بدید نه فقط یه نفر ..
#عادله_زمانی
@adelehz
اینقدر که نمیتونه نسبت بهشون خوشبین باشه و مدام فکر میکنه باز من دچار مشکل یا ناراحتی میشم .
میخوام بهتون بگم یه طوری رفتار نکنید که باعث آزار و رنجش مادر یه نفر بشید .
اونی که آزارش میدین، اونی که از اعتماد و دوستیش سواستفاده میکنید اونی که جواب خوبی شو با بدی میدید مادری داره که با دیدن اندوه و غصه فرزندش غمگین میشه .
بعد هم مدام نگرانه که فرزندش دوباره دچار زجر نشه
یه آدمی به گناه کسی دیگه همیشه باید گرفتار باشه .
و این نهایت بدیه.
خلاصه که همیشه یادتون باشه وقتی بدی می کنید ممکنه خیلی ها رو آزار بدید نه فقط یه نفر ..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤37😢12