نوشتن از روز دختر و از دخترها اصولا کار آسانی نیست .البته این را بگویم که ما دختربچه های دیروز یک کمی با این رسم و رواج تازه بنیاد شده ی روز دختر غریبگی میکنیم.
آخر آن روزها که ما داشتیم بزرگ می شدیم این حرفها اینقدر دهان به دهان نمی گشت. پس نه در موردش حرف میزدیم نه هم میتوانستیم گلایه هایمان از فرهنگ جامعه را فریاد بزنیم.
ما مثل دختر بچه های دهه نودی امروز نبودیم که بتوانیم از همان کودکی صدایمان را برای حق مان بالاتر ببریم و محکم "نه" بگوئیم.
این بود که به ما یاد دادند :
دختر نباید بلند بخندد.
دختر باید سنگین و رنگین باشد .
دختر نباید قبل از آمدن اسم یک عدد آقای شوهر در شناسنامه اش به موهای صورتش دست بزند ولو که از سبیل هایش خون بچکد و در کوچه او را چنگیز صدا بزنند!! 😑
دختر نباید اسم رژلب خصوصا از نوع قرمزش را قبل از عروس شدن بیاورد .
و هزار جور دختر نباید دیگر ....
شرط می بندم اگر از شما بخواهم یک مثال هم شما بگوئید به تعداد دخترانی که این مطلب را میخوانند مثال خواهیم داشت .
القصه؛ ما خیلی با روز دختر و روزی که بخواهند در آن وجود مارا به دلیل خودِ خودِ وجودی مان تبریک بگویند آشنا نیستیم.
اما این را هم می دانیم و باید بدانید،که دختر بودن در هر برهه زمانی آسان نیست .
گاهی سخت تر است و گاهی آسان تر اما در هر صورتش بازهم راه بی دست انداز نمیشود .
این ها را نمیگویم که بخواهم رنگ فمنیستی به حرفهایم بزنم نه !
پسر بودن و مرد بودن هم آب خوردن نیست که آسان باشد.از آن دسته خانم هایی که همیشه ی خدا سعی در به رخ کشیدن زنانگی دارند هم، نیستم فقط میخواهم بگویم :
ما راه طولانی را تا امروز آمده ایم.
در پیج و تاب تاریخ بسیار تقلا کردیم، از زنده به گور شدن در عصر جاهلیت تا روزهایی که کسی فرزند دختر را در شمار فرزندانش نمی آورد و اگر از او میپرسیدی چند فرزند داری فقط تعداد پسرها را میگفت.و مثلا اگر سه دختر داشت و پسری نداشت میگفت فرزندی ندارم .
از روزهایی که عروسک ها را از دامان مادربزرگ هایمان جمع کردند تا آنها را با مردی بزرگتر از خودشان به حجله بفرستند.و ما که شدیم نوه های مادربزرگانی که عشق را نچشیده بودند و نمی دانستند دختر هم می تواند حق انتخاب همسر داشته باشد .
در پیج و تاب این تاریخ هزار توی،راه ما طولانی بود.
این روز قشنگ که حالا دختر بچه ها را به شوق و ذوق می اندازد ما را بفکر فرو می برد.
ولی بهرحال بنظرم روز زیبایی ست و میتوان آن را تبریک گفت .
پس
روز دختر
روز رویاهای صورتی
لباسهای سفید عروسی
روز بزرگ بشم میخوام پرستار بشم
روز رژلب هایی با طعم توت فرنگی
روز عزیزم؛ توام مثل برادرت قوی هستی برو دنبال رویاهات .
روز دختر دلسوز مادر و پدرِ
روز گورستانهای پر شده از دختران قربانی قتلهای ناموسی .
روز شهرستان دوره نمی توانی بری اونجا درس بخوانی.
روز اون پسره عیبی نداره تو دختری حرف در میارن .
روز دخترانگی حتی اگر یک زن ۵۰ ساله بودی
روز خوب دامن های پف دار و کفشهای پاشنه بلند
مبارک .
دختران امروز
دختران دیروز
روزتان خیلی مبارک
لبخند بزنید
خانه پر از پروانه شود ❤️
روز دختر مبارک
#عادله_زمانی
@adelehz
آخر آن روزها که ما داشتیم بزرگ می شدیم این حرفها اینقدر دهان به دهان نمی گشت. پس نه در موردش حرف میزدیم نه هم میتوانستیم گلایه هایمان از فرهنگ جامعه را فریاد بزنیم.
ما مثل دختر بچه های دهه نودی امروز نبودیم که بتوانیم از همان کودکی صدایمان را برای حق مان بالاتر ببریم و محکم "نه" بگوئیم.
این بود که به ما یاد دادند :
دختر نباید بلند بخندد.
دختر باید سنگین و رنگین باشد .
دختر نباید قبل از آمدن اسم یک عدد آقای شوهر در شناسنامه اش به موهای صورتش دست بزند ولو که از سبیل هایش خون بچکد و در کوچه او را چنگیز صدا بزنند!! 😑
دختر نباید اسم رژلب خصوصا از نوع قرمزش را قبل از عروس شدن بیاورد .
و هزار جور دختر نباید دیگر ....
شرط می بندم اگر از شما بخواهم یک مثال هم شما بگوئید به تعداد دخترانی که این مطلب را میخوانند مثال خواهیم داشت .
القصه؛ ما خیلی با روز دختر و روزی که بخواهند در آن وجود مارا به دلیل خودِ خودِ وجودی مان تبریک بگویند آشنا نیستیم.
اما این را هم می دانیم و باید بدانید،که دختر بودن در هر برهه زمانی آسان نیست .
گاهی سخت تر است و گاهی آسان تر اما در هر صورتش بازهم راه بی دست انداز نمیشود .
این ها را نمیگویم که بخواهم رنگ فمنیستی به حرفهایم بزنم نه !
پسر بودن و مرد بودن هم آب خوردن نیست که آسان باشد.از آن دسته خانم هایی که همیشه ی خدا سعی در به رخ کشیدن زنانگی دارند هم، نیستم فقط میخواهم بگویم :
ما راه طولانی را تا امروز آمده ایم.
در پیج و تاب تاریخ بسیار تقلا کردیم، از زنده به گور شدن در عصر جاهلیت تا روزهایی که کسی فرزند دختر را در شمار فرزندانش نمی آورد و اگر از او میپرسیدی چند فرزند داری فقط تعداد پسرها را میگفت.و مثلا اگر سه دختر داشت و پسری نداشت میگفت فرزندی ندارم .
از روزهایی که عروسک ها را از دامان مادربزرگ هایمان جمع کردند تا آنها را با مردی بزرگتر از خودشان به حجله بفرستند.و ما که شدیم نوه های مادربزرگانی که عشق را نچشیده بودند و نمی دانستند دختر هم می تواند حق انتخاب همسر داشته باشد .
در پیج و تاب این تاریخ هزار توی،راه ما طولانی بود.
این روز قشنگ که حالا دختر بچه ها را به شوق و ذوق می اندازد ما را بفکر فرو می برد.
ولی بهرحال بنظرم روز زیبایی ست و میتوان آن را تبریک گفت .
پس
روز دختر
روز رویاهای صورتی
لباسهای سفید عروسی
روز بزرگ بشم میخوام پرستار بشم
روز رژلب هایی با طعم توت فرنگی
روز عزیزم؛ توام مثل برادرت قوی هستی برو دنبال رویاهات .
روز دختر دلسوز مادر و پدرِ
روز گورستانهای پر شده از دختران قربانی قتلهای ناموسی .
روز شهرستان دوره نمی توانی بری اونجا درس بخوانی.
روز اون پسره عیبی نداره تو دختری حرف در میارن .
روز دخترانگی حتی اگر یک زن ۵۰ ساله بودی
روز خوب دامن های پف دار و کفشهای پاشنه بلند
مبارک .
دختران امروز
دختران دیروز
روزتان خیلی مبارک
لبخند بزنید
خانه پر از پروانه شود ❤️
روز دختر مبارک
#عادله_زمانی
@adelehz
❤27😢6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و روزی که خدا تورا می آفرید مرا بیاد آورد .
با خودش گفت آن ها را برای هم خلق میکنم .
آنگاه هر کداممان را در گوشه ای از زمین رها کرد تا همدیگر را بیابیم .
و در قلبهایمان دو جای خالی برای پر کردن گذاشت .
بیا همدیگر را بیابیم
تا دوباره خلقت خدا را کامل کنیم .
#عادله_زمانی
@adelehz
با خودش گفت آن ها را برای هم خلق میکنم .
آنگاه هر کداممان را در گوشه ای از زمین رها کرد تا همدیگر را بیابیم .
و در قلبهایمان دو جای خالی برای پر کردن گذاشت .
بیا همدیگر را بیابیم
تا دوباره خلقت خدا را کامل کنیم .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤22
امروز اولین روز بدون فوتی کرونا بعد از دو سال و ۱۰۰ روز درگیری با کرونا در ایران ست.❤️
خدایا شکرت
@adelehz
خدایا شکرت
@adelehz
❤52😢3
زیبایی ها هرگز حتی در اوج سختی و سیاهی ها ناپدید نشدند.
فقط کافی ست چشمانت را باز کنی و از دریچه ای دیگر جهان را بنگری .
#عادله_زمانی
@adelehz
فقط کافی ست چشمانت را باز کنی و از دریچه ای دیگر جهان را بنگری .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤19
هر بعدازظهر که از خواب ظهر بیدار شدم
قبل از آنکه در آن گیجی مبهم بهدنبال خودم بگردم
به دنبال تو خواهم گشت .
پیدایت که کنم وقتی گوشه ای از خانه ببینمت با فنجانی چای بسراغت خواهم آمد .
و بتو خواهم گفت راستی میدانستی شروع تمام گشتن های من شدی؟
حتی وقتی در خوابم ؟
بیا بنوشیم
که مزه چایی ها با تو بهتر ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
قبل از آنکه در آن گیجی مبهم بهدنبال خودم بگردم
به دنبال تو خواهم گشت .
پیدایت که کنم وقتی گوشه ای از خانه ببینمت با فنجانی چای بسراغت خواهم آمد .
و بتو خواهم گفت راستی میدانستی شروع تمام گشتن های من شدی؟
حتی وقتی در خوابم ؟
بیا بنوشیم
که مزه چایی ها با تو بهتر ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤26
مادربزرگ من چند روزی است که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانی در شاهرود بستری است و شرایط خوبی ندارد. امروز صبح خانمی با موبایل خالهی من که شمارهاش در لیست تماس بیمارستان است، تماس میگیرد و با دادن مشخصات کامل، خود را از سوی بیمارستان و پزشک معالج معرفی میکند.
میگوید که طبق نظر پزشک معالج باید فلان بستهی دارویی را تهیه کنید. شماره کارت هم میدهد. به نام دکتر فلانی. قیمت بسته، دوازده میلیون و هشتصد هزار تومان. اصرار میکند که سریعتر پول را واریز کنید تا بسته دارویی را از سمنان ارسال کنند و پس از واریز اطلاع دهید.
در شرف اقدام برای واریز این مبلغ اما خاله من به خاطر میآورد که چند ماه پیش در بیمارستان کسرای تهران در اطلاعیهای دیده بوده که این یک روش کلاهبرداری است و به هیچ وجه نباید حتی علی رغم دادن اطلاعات درست، اقدام به پرداخت کرد. لذا از واریز خودداری میکنند.
همان خانم دوباره بعد از حدود چهار ساعت تماس میگیرد و جویا میشود که آیا وجه را واریز کردهاید یا خیر؟ که با شنیدن کلمه نه از خالهی من، منتظر نمیماند و قطع میکند و موبایل مورد نظر را هم خاموش میکند.
ظاهرا روش جدید کلاهبرداری از بیماران گرفتار با دسترسی به اطلاعات بیمار است! مراقب باشید!
Reza milani
از پیج کاف
@adelehz
میگوید که طبق نظر پزشک معالج باید فلان بستهی دارویی را تهیه کنید. شماره کارت هم میدهد. به نام دکتر فلانی. قیمت بسته، دوازده میلیون و هشتصد هزار تومان. اصرار میکند که سریعتر پول را واریز کنید تا بسته دارویی را از سمنان ارسال کنند و پس از واریز اطلاع دهید.
در شرف اقدام برای واریز این مبلغ اما خاله من به خاطر میآورد که چند ماه پیش در بیمارستان کسرای تهران در اطلاعیهای دیده بوده که این یک روش کلاهبرداری است و به هیچ وجه نباید حتی علی رغم دادن اطلاعات درست، اقدام به پرداخت کرد. لذا از واریز خودداری میکنند.
همان خانم دوباره بعد از حدود چهار ساعت تماس میگیرد و جویا میشود که آیا وجه را واریز کردهاید یا خیر؟ که با شنیدن کلمه نه از خالهی من، منتظر نمیماند و قطع میکند و موبایل مورد نظر را هم خاموش میکند.
ظاهرا روش جدید کلاهبرداری از بیماران گرفتار با دسترسی به اطلاعات بیمار است! مراقب باشید!
Reza milani
از پیج کاف
@adelehz
😢19
زندگی هرگز نمی تواند قابل پیش بینی باشد،هیچ لحظه ای دوبار رخ نمی دهد .و هیچکس شبیه یک نفر دیگر نخواهد بود .
بگذار صادقانه بتو بگویم عزیزکم
هیچکس شبیه آدم دیگری نخواهد بود .
اگر در زندگی لحظه ای خاص را تجربه کردی یا اگر آدمی خاص را ملاقات نمودی تلاش کن تا بیشترین لذت را از آن ببری
چون به تضمین به تو خواهم گفت که نه آن لحظه و نه آن آدم دوباره عینا تکرار نخواهد شد .
پس از آنچه برایت لذت بخش ست استفاده کن و با نگاه به آنچه نیست خودت را کلافه نکن.
زندگی دوباره تکرار نخواهد شد .
فراموش نکن
#عادله_زمانی
پ.ن چقدر این دشت لاله و نمای بیت المقدس در دورادور ان افق زیباست❤️
بگذار صادقانه بتو بگویم عزیزکم
هیچکس شبیه آدم دیگری نخواهد بود .
اگر در زندگی لحظه ای خاص را تجربه کردی یا اگر آدمی خاص را ملاقات نمودی تلاش کن تا بیشترین لذت را از آن ببری
چون به تضمین به تو خواهم گفت که نه آن لحظه و نه آن آدم دوباره عینا تکرار نخواهد شد .
پس از آنچه برایت لذت بخش ست استفاده کن و با نگاه به آنچه نیست خودت را کلافه نکن.
زندگی دوباره تکرار نخواهد شد .
فراموش نکن
#عادله_زمانی
پ.ن چقدر این دشت لاله و نمای بیت المقدس در دورادور ان افق زیباست❤️
❤28
ای ساربان غمگین مباش خوش روزگاری می رسد
یا عمر غم سر می رسد یا غمگساری می رسد
ای ساربان آهسته ران قدری تحمل بیشتر
این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد
مولانای جان
@adelehz
یا عمر غم سر می رسد یا غمگساری می رسد
ای ساربان آهسته ران قدری تحمل بیشتر
این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد
مولانای جان
@adelehz
❤35😢7
از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور و حتی بیتفاوت شده بودم، زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان میداد. انسان با همه کشش و کوششها، به چیزهایی که بیشتر در پی آنهاست، کمتر میرسد.
📗گرترود
✍🏻 هرمان هسه
@adelehz
📗گرترود
✍🏻 هرمان هسه
@adelehz
❤16😢5
توی کاغذها و دستنوشتههای قدیمیام، کاغذی پیدا کردم که از گوشهی بالا، سمت راست نوشتهام "حوصلهام سر رفته؛ حوصلهام سر رفته؛ حوصلهام سر رفته..." تاااا پایین صفحه.
خط آخر نوشتهام "دارم گریه میکنم؛ دارم گریه میکنم؛ دارم گریه میکنم..."
آدمیزاد گرفتار است. گرفتار ملالی ژرف، مدام و چسبنده...
تا ملال به سیاه کردن صفحه و دو قطره اشک برسد، باز ملالی نیست!
خطر آنجاست که برای فرار از ملال میپیچیم به هم، گیر میدهیم به هم، انگشت میکنیم توی زخم هم و میچرخانیم...
اکثر رفتارهای خالهزنکی و عمو مردکی از ملال و بیکاری است.
بیکاریم؛ آنقدر هم به بلوغ نرسیدهایم که سر خودمان را مفید گرم کنیم؛ سر خودمان را با لج کردن، با پیِ یک حرف را گرفتن، با از کاهی کوه ساختن، با مرور دوباره و صدباره و هزاربارهی خاطراتِ سوخته گرم میکنیم.
آلارم ملال و بیحوصلکی و بیکاری را بشنویم، جدی بگیریم.
برای خودمان کار بتراشیم؛ بنویسیم، بخوانیم، فیلم ببینیم، لباسی را بشکافیم و از اول ببافیم، درز اجاقگاز را با خلالدندان تمیز کنیم، دل و رودهی رادیوی قدیمی را بریزیم بیرون و دوباره ببندیم، غذای من درآوردی اختراع کنیم، زبان بخوانیم، زبانِ جدید رمزی بسازیم، تایپ کنیم و گیر بدهیم به انگشت کوچکمان که وقت تایپ از زیر کار درمیرود، خودآموز فلوت زدن یاد بگیریم، استارتاپها را بالاوپایین کنیم و ایدههای احمقانه بدهیم، پادکست گوش کنیم، نقاشی کنیم، تمرین کنار دیوار روی سر ایستادن کنیم! با ملحفه خانه بسازیم و با بچهها خالهبازی کنیم، روزی دو تا مسافر بزنیم و باهاشان گپ بزنیم، آهنگ داریوش را با لحن شهرام شبپره بخوانیم و...
خلاصه نمیدانیم؛ هر کار، هر کار کنیم تا آفت بیکاری نیفتد به جانمان. تا فکرمان مریض نشود، تا افسرده نشویم، تا برای تنوع و فرار از ملال دشمنی نکنیم...
سرشلوغی، نعمت است و لحظههای استراحت و هیچ کارینکردن بین این کار تا کار بعدی، اینوقتها مفید میشود، کیفیتِ مراقبه پیدا میکند.
بیکار نمانید، انگشت بیکارها مدام توی سوراخ خود، سوراخ همسایه گیر میکند!
سودابه فرضی پور
@adelehz
خط آخر نوشتهام "دارم گریه میکنم؛ دارم گریه میکنم؛ دارم گریه میکنم..."
آدمیزاد گرفتار است. گرفتار ملالی ژرف، مدام و چسبنده...
تا ملال به سیاه کردن صفحه و دو قطره اشک برسد، باز ملالی نیست!
خطر آنجاست که برای فرار از ملال میپیچیم به هم، گیر میدهیم به هم، انگشت میکنیم توی زخم هم و میچرخانیم...
اکثر رفتارهای خالهزنکی و عمو مردکی از ملال و بیکاری است.
بیکاریم؛ آنقدر هم به بلوغ نرسیدهایم که سر خودمان را مفید گرم کنیم؛ سر خودمان را با لج کردن، با پیِ یک حرف را گرفتن، با از کاهی کوه ساختن، با مرور دوباره و صدباره و هزاربارهی خاطراتِ سوخته گرم میکنیم.
آلارم ملال و بیحوصلکی و بیکاری را بشنویم، جدی بگیریم.
برای خودمان کار بتراشیم؛ بنویسیم، بخوانیم، فیلم ببینیم، لباسی را بشکافیم و از اول ببافیم، درز اجاقگاز را با خلالدندان تمیز کنیم، دل و رودهی رادیوی قدیمی را بریزیم بیرون و دوباره ببندیم، غذای من درآوردی اختراع کنیم، زبان بخوانیم، زبانِ جدید رمزی بسازیم، تایپ کنیم و گیر بدهیم به انگشت کوچکمان که وقت تایپ از زیر کار درمیرود، خودآموز فلوت زدن یاد بگیریم، استارتاپها را بالاوپایین کنیم و ایدههای احمقانه بدهیم، پادکست گوش کنیم، نقاشی کنیم، تمرین کنار دیوار روی سر ایستادن کنیم! با ملحفه خانه بسازیم و با بچهها خالهبازی کنیم، روزی دو تا مسافر بزنیم و باهاشان گپ بزنیم، آهنگ داریوش را با لحن شهرام شبپره بخوانیم و...
خلاصه نمیدانیم؛ هر کار، هر کار کنیم تا آفت بیکاری نیفتد به جانمان. تا فکرمان مریض نشود، تا افسرده نشویم، تا برای تنوع و فرار از ملال دشمنی نکنیم...
سرشلوغی، نعمت است و لحظههای استراحت و هیچ کارینکردن بین این کار تا کار بعدی، اینوقتها مفید میشود، کیفیتِ مراقبه پیدا میکند.
بیکار نمانید، انگشت بیکارها مدام توی سوراخ خود، سوراخ همسایه گیر میکند!
سودابه فرضی پور
@adelehz
❤16
اين نهايت ناشكری است كه آدم بخواهد همه نعمتهایی را كه در اختيارش است
فقط به خاطر اين كه آن چيزی را كه ميخواسته، به دست نياورده است ناديده بگيرد ...
📗 #همسران_خوب
✍🏻 #لوئیزا_می_آلکوت
@adelehz
فقط به خاطر اين كه آن چيزی را كه ميخواسته، به دست نياورده است ناديده بگيرد ...
📗 #همسران_خوب
✍🏻 #لوئیزا_می_آلکوت
@adelehz
❤27😢3
رها کن بره رفیق
همین❤️
پ.ن تصویری زنی در دهه شصت خورشیدی در افغانستان مسرور از آوازی عاشقانه
شب زیبا❤️
@adelehz
همین❤️
پ.ن تصویری زنی در دهه شصت خورشیدی در افغانستان مسرور از آوازی عاشقانه
شب زیبا❤️
@adelehz
❤18