Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دوستت داشتم
و این راز سنگینی بود که قلبت دانستنش را تاب نیاورد.
قلبهای کوچک برای رازهای بزرگ مدفن های خوبی نیستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
و این راز سنگینی بود که قلبت دانستنش را تاب نیاورد.
قلبهای کوچک برای رازهای بزرگ مدفن های خوبی نیستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤21😢8
حکایت شده است که متوکل، خلیفه عباسی به جوانی به نام «فتح» علاقهمند شد، به گونهای که تمام فنون زمان را به او آموخت تا اینکه نوبت به شناگری رسید. از قضا، روزی که «فتح» در دجله شنا میکرد ناگهان موج سهمگینی برخاست و جوان را در کام خود فرو برد. غواصان به دجله ریختند و رودخانه را زیر و رو کردند، ولی اثری از جوان نیافتند. پس از مدتی کوتاه، شخصی نزد خلیفه آمد و پیدا شدن گمشده را بشارت داد. وقتی جوان را آوردند، واقعه را از او پرسید.
فتح با خوشحالی پاسخ داد: «هنگامی که موج نا بههنگام، مرا برداشت، مدتی زیر آب غوطه خوردم و از سویی به سوی دیگر رانده شدم. در این موقع، موج عظیمی برخاست و مرا به ساحل پرتاب کرد. وقتی چشم باز کردم خودم را در حفرهای از حفرههای دیوار دجله یافتم. ساعتها گذشت. ناگهان چشمم به طبق نانی افتاد که از جلوی من بر روی دجله میگذرد، دست دراز کردم نان را برداشتم و رفع گرسنگی کردم.
هفت روز به این ترتیب گذشت. در روز هفتم مردی به قصد ماهیگیری به آن منطقه آمد و چون مرا در آن حفره یافت با تور ماهیگیری خود بالا کشید. در ضمن بر روی قطعات نان که همه روزه در ساعت معینی بر روی دجله میآمد عبارت «محمد بن الحسین الاسکاف» دیده میشد که باید تحقیق کرد این شخص کیست و مقصودش از این عمل چیست».
متوکل دستور داد به جستوجوی آن مرد بروند. پس از تفحص فراوان، بالاخره «محمد اسکاف» را در بغداد یافتند. اما او در جواب گفت: «مرا با خلیفه کاری نیست. اگر اوامری باشد در اجرای فرمان آمادهام.» متوکل با شنیدن این خبر به خانه «محمد اسکاف» رفت و جریان نانها را جویا شد.
او در جواب گفت: «برنامه زندگی من از آغاز تشکیل خانواده این است که روزانه، مقداری نان برای اطعام فقرا کنار میگذارم. اکنون چند روزی است که کسی به سراغ نان نمیآید. از آنجا که نان صدقه را باید انفاق کرد؛ در این چند روز قطعات نان را چند ساعتی پس از صرف ناهار و عدم مراجعه مستمندان، به دجله میانداختم تا لااقل ماهیهای دجله بینصیب نمانند.»
خلیفه وی را مورد توجه قرار داد. ضمناً در لفافه به او گفت: «تو نیکی را به دجله میاندازی بیخبر از آنکه خدای سبحان آن را در خشکی به تو باز میگرداند».
⚜️ تو نیکی می کن
و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
@adelehz
فتح با خوشحالی پاسخ داد: «هنگامی که موج نا بههنگام، مرا برداشت، مدتی زیر آب غوطه خوردم و از سویی به سوی دیگر رانده شدم. در این موقع، موج عظیمی برخاست و مرا به ساحل پرتاب کرد. وقتی چشم باز کردم خودم را در حفرهای از حفرههای دیوار دجله یافتم. ساعتها گذشت. ناگهان چشمم به طبق نانی افتاد که از جلوی من بر روی دجله میگذرد، دست دراز کردم نان را برداشتم و رفع گرسنگی کردم.
هفت روز به این ترتیب گذشت. در روز هفتم مردی به قصد ماهیگیری به آن منطقه آمد و چون مرا در آن حفره یافت با تور ماهیگیری خود بالا کشید. در ضمن بر روی قطعات نان که همه روزه در ساعت معینی بر روی دجله میآمد عبارت «محمد بن الحسین الاسکاف» دیده میشد که باید تحقیق کرد این شخص کیست و مقصودش از این عمل چیست».
متوکل دستور داد به جستوجوی آن مرد بروند. پس از تفحص فراوان، بالاخره «محمد اسکاف» را در بغداد یافتند. اما او در جواب گفت: «مرا با خلیفه کاری نیست. اگر اوامری باشد در اجرای فرمان آمادهام.» متوکل با شنیدن این خبر به خانه «محمد اسکاف» رفت و جریان نانها را جویا شد.
او در جواب گفت: «برنامه زندگی من از آغاز تشکیل خانواده این است که روزانه، مقداری نان برای اطعام فقرا کنار میگذارم. اکنون چند روزی است که کسی به سراغ نان نمیآید. از آنجا که نان صدقه را باید انفاق کرد؛ در این چند روز قطعات نان را چند ساعتی پس از صرف ناهار و عدم مراجعه مستمندان، به دجله میانداختم تا لااقل ماهیهای دجله بینصیب نمانند.»
خلیفه وی را مورد توجه قرار داد. ضمناً در لفافه به او گفت: «تو نیکی را به دجله میاندازی بیخبر از آنکه خدای سبحان آن را در خشکی به تو باز میگرداند».
⚜️ تو نیکی می کن
و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
@adelehz
❤21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به دلم گفته بودم یک روز دوباره به شکلی که من میشناختمت برخواهی گشت .
دلم حرفم را پذیرفت .
یک روز برگشتی .
با خنده به دلم گفتم دیدی چه گفته بودم برگشت .
دلم خندید گفت او همان ست اما تو هنوز همانی؟
سکوت کردم ..
میدانی همه ی برگشت ها به خیر نیست ....
#عادله_زمانی
@adelehz
صدا:امین بساطی
دلم حرفم را پذیرفت .
یک روز برگشتی .
با خنده به دلم گفتم دیدی چه گفته بودم برگشت .
دلم خندید گفت او همان ست اما تو هنوز همانی؟
سکوت کردم ..
میدانی همه ی برگشت ها به خیر نیست ....
#عادله_زمانی
@adelehz
صدا:امین بساطی
❤13😢11
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
«أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»
استادی میگفت:
این آیه معنایش این نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد
این جمله یعنی خدا می گوید:
جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری
تفاوت ظریفی است
اگر بیقراری
اگر دلتنگی
اگر دلگیری
گیر کار آنجاست که هزار یاد،
جز یاد او، در دلت جولان میدهد
و خواسته هایت را از مردم طلب میکنی نه او
چاره ساز فقط خداست به دست مردم چشم ندوز
شب زیبا ❤️
@adelehz
استادی میگفت:
این آیه معنایش این نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد
این جمله یعنی خدا می گوید:
جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری
تفاوت ظریفی است
اگر بیقراری
اگر دلتنگی
اگر دلگیری
گیر کار آنجاست که هزار یاد،
جز یاد او، در دلت جولان میدهد
و خواسته هایت را از مردم طلب میکنی نه او
چاره ساز فقط خداست به دست مردم چشم ندوز
شب زیبا ❤️
@adelehz
❤24
چرا من به تلفنت زنگ میزنم و انتظار دارم تلفن و برداری ...
چرا گوشی تو جا گذاشتی ..🥺
#دایی_احمد_جانم
@adelehz
چرا گوشی تو جا گذاشتی ..🥺
#دایی_احمد_جانم
@adelehz
😢21❤2
چه خوب است اگر قادر باشم برای بدست آوردن دلِ خوشم سراغ کسی نروم .
چه خوب است اگر همه چیز از خودم شروع شود و محتاج حال خوبی که ساخته دیگران ست نباشم.
اصلا به گمانم خدا هر انسانی را یک جزیره آفریده است،جزیره ای که شاید به ارتباط با دیگر جزایر نیاز داشته باشد اما میتواند براحتی با آنچه خود دارد زندگی را آرام ادامه دهد.
#عادله_زمانی
@adelehz
چه خوب است اگر همه چیز از خودم شروع شود و محتاج حال خوبی که ساخته دیگران ست نباشم.
اصلا به گمانم خدا هر انسانی را یک جزیره آفریده است،جزیره ای که شاید به ارتباط با دیگر جزایر نیاز داشته باشد اما میتواند براحتی با آنچه خود دارد زندگی را آرام ادامه دهد.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤13
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani7
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani7
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا
من مسافر، تو ناخدا
من صحرا نشین، تو ساربان
من گم کرده راه، تو راهنما
من باران زده تو چتر
من گرسنه تو بوی خوب نان
من بی کس تو همه کس
من سرما زده تو خورشید
من بی خواب تو طعم شیرین رویا
من هیچ و تو همه ..
میبینی قشنگترینِ قشنگ ها ..
تو همه چیزهای خوبی و من سراپا نیاز به خوبی هایت
حالا تصور کنم که تو نباشی من هستم ؟
نه نیستم هرگز نیستم
پس همیشه باش که بقول فروغ
قربان بودنت ..
#عادله_زمانی
@adelehz
من مسافر، تو ناخدا
من صحرا نشین، تو ساربان
من گم کرده راه، تو راهنما
من باران زده تو چتر
من گرسنه تو بوی خوب نان
من بی کس تو همه کس
من سرما زده تو خورشید
من بی خواب تو طعم شیرین رویا
من هیچ و تو همه ..
میبینی قشنگترینِ قشنگ ها ..
تو همه چیزهای خوبی و من سراپا نیاز به خوبی هایت
حالا تصور کنم که تو نباشی من هستم ؟
نه نیستم هرگز نیستم
پس همیشه باش که بقول فروغ
قربان بودنت ..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤21
Tabib ~ Music-Fa.Com
Ali Akbar Ghelich ~ Music-Fa.Com
@adelehz
طبیب های هر دو عالم به عاشق ها بدهکارن
طبیب های هر دو عالم به عاشق ها بدهکارن
❤6
از روزهای دانشجویی که عبور کنی،دوباره هیچوقت ،دوباره هرگز شبیه آن روزها نخواهی شد .
نه خودت نه احساست، نه حتی دنیایی که اطراف خودت ساخته ای .
نه آنقدر خوش خیالی و رویاباف نه انقدر بی دلیل شاد
روزهای دانشجو بودن با تمام خامی و اشتباهات رنگارنگش بهترین فرصت برای عاشقی ست .
برای عاشق شدن و دل سپردن
قبول دارم که نود درصد عشقهای آن زمان بی سرانجام ست اما..کیست که دلش یک جرعه شراب نخواهد حتی با تصور سردرد و بی حالی فردا صبحش..
میدانی چه میگویم؟
هرچیزی فصلی دارد
و فصل عاشقی همان روزهای خوش خیالی و شادی دانشجویی ست .
اما اینکه عشق قسمت کی خواهد بود را نمی دانم..
باید در کوله ی دانشجویی جایی برای عشق گذاشت..
#عادله_زمانی
@adelehz
نه خودت نه احساست، نه حتی دنیایی که اطراف خودت ساخته ای .
نه آنقدر خوش خیالی و رویاباف نه انقدر بی دلیل شاد
روزهای دانشجو بودن با تمام خامی و اشتباهات رنگارنگش بهترین فرصت برای عاشقی ست .
برای عاشق شدن و دل سپردن
قبول دارم که نود درصد عشقهای آن زمان بی سرانجام ست اما..کیست که دلش یک جرعه شراب نخواهد حتی با تصور سردرد و بی حالی فردا صبحش..
میدانی چه میگویم؟
هرچیزی فصلی دارد
و فصل عاشقی همان روزهای خوش خیالی و شادی دانشجویی ست .
اما اینکه عشق قسمت کی خواهد بود را نمی دانم..
باید در کوله ی دانشجویی جایی برای عشق گذاشت..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤17
دوران دانشجویی عاشق شدید؟🎓📚
anonymous poll
نه بابا😒 – 121
👍👍👍👍👍👍👍 61%
بله❤ – 76
👍👍👍👍 39%
👥 197 people voted so far.
anonymous poll
نه بابا😒 – 121
👍👍👍👍👍👍👍 61%
بله❤ – 76
👍👍👍👍 39%
👥 197 people voted so far.
👎17❤14
"یک جایی خواندم "ارنست همینگوی" زمانی که مشغول نوشتنِ "پیرمرد و دریا" بوده است ، بارها بَدحال شده و بعد از انتقالَش به بیمارستان ، پزشکان علت را دریازدگی تشخیص داده اند ، در حالی که او در زمانِ نوشتن آن رُمان کیلومترها از دریا فاصله داشته است..."
به گمانم آنقدر غرق در پیرمرد و دریای خویش بوده که بوی دریا گرفته و دریازدِگی بدحالَش کرده...!
مادربزرگم میگفت گاهی آنقدر مینشینم و به دشتِ شقایق نزدیکِ خانهی کودکیهایم فکر میکنم که وقتی به خودم میآیم دَستهایم بوی شقایق گرفته است...
غرقِ هَرچه بِشوی بویَش را میگیری..!
سارا اسدی
@adelehz
به گمانم آنقدر غرق در پیرمرد و دریای خویش بوده که بوی دریا گرفته و دریازدِگی بدحالَش کرده...!
مادربزرگم میگفت گاهی آنقدر مینشینم و به دشتِ شقایق نزدیکِ خانهی کودکیهایم فکر میکنم که وقتی به خودم میآیم دَستهایم بوی شقایق گرفته است...
غرقِ هَرچه بِشوی بویَش را میگیری..!
سارا اسدی
@adelehz
❤30
"زنی کهگم کردم " via @vote
دوران دانشجویی عاشق شدید؟🎓📚 anonymous poll نه بابا😒 – 121 👍👍👍👍👍👍👍 61% بله❤ – 76 👍👍👍👍 39% 👥 197 people voted so far.
اون بله ها بعدا بیان بگن
رسیدن بهش یا نه😎
رسیدن بهش یا نه😎
❤11😢7😁6