Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
❤2
گاهی باید بیخیال شد .
بیخیال هر آنچه خیالی نو در سرت می اندازد و خوره بر جان آرامشت..
باید رها کرد و نشست .
گاهی باید بجای دویدن ایستاد و نفسی تازه کرد
راستی از آن روزی که دویدن را شروع کردیم کسی از ما نپرسید:فلانی این همه با عجله کجا می روی؟
که اگر می پرسید جوابی نداشتیم برایش..
راستی اینهمه دویدن تا کجا؟
گاهی باید ایستاد و آرام قدم زد
همین.
#عادله_زمانی
@adelehz
بیخیال هر آنچه خیالی نو در سرت می اندازد و خوره بر جان آرامشت..
باید رها کرد و نشست .
گاهی باید بجای دویدن ایستاد و نفسی تازه کرد
راستی از آن روزی که دویدن را شروع کردیم کسی از ما نپرسید:فلانی این همه با عجله کجا می روی؟
که اگر می پرسید جوابی نداشتیم برایش..
راستی اینهمه دویدن تا کجا؟
گاهی باید ایستاد و آرام قدم زد
همین.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤11😢6
آقای مجری برای عید مجموعهی تازه ساخته به اسم مهمونی و قراره عید پخش بشه 🎉 خبر از این باحالتر؟😍
@adelehz
@adelehz
❤54😁7
دختر هیچ خواستگاری نداشت. او هر روز از پنچره چشم به راه کسی بود.
روزها یکی یکی میآمدند، اما کسی با آنها نبود.
روزها هفته میشدند و دسته جمعی میآمدند اما کسی همراهشان نمیآمد.
روزها با دوستان و با بستگانشان، با قوم و با قبیلههایشان، ماه و سال میشدند و میآمدند
اما کسی را با خود نمیآوردند.
دخترانِ دیگر اما غمزه، دخترانِ دیگر خندههایِ پوشیده، دخترانِ ناز و دلشوره،
دختران، حلقه، دختران، آیینه و شمعدان، دختران، رقصان، دختران، پای کوبان،
دختران، زنان شدند، و زنان مادران،
و مادران، اندوه گزاران…
دختر اما باز، هیچ خواستگاری نداشت و همچنان از پنچره تماشا میکرد. سرانجام اما دختر روزی خواستگارش را شناخت. خواستگارش همان درخت بود که روزها و ماهها و سالها رو به روی خانه دختر، خاطرخواه ایستاده بود.
خواستگارِ دختر درخت بود.
درخت گفت: “آیا این همه انتظارم را پاسخ میدهی. آیا مرا به همسری میپذیری؟”
دختر میخواست بگوید که با اجازه بزرگترها… اما هرچه چشم گردانید، بزرگتر از آسمان ندید.
آسمان لبخندی زد که خورشید شد و دختر گفت: “آری”
و درخت هزار سکه برگ طلایی به پای دختر ریخت. دختر مهریهاش را به عابران بخشید.
دختر گفت: “من اما جهیزیهای ندارم که با خود بیاورم.”
درخت گفت: “تو دو چشم تماشا داری که همین بس است.”
درخت گفت: “میدانی بانو! من سواد ندارم.”
دختر گفت: “هر برگت یک کتاب است میخواهم ورق ورق پیش تو خواندن بیاموزم.”
دختر گفت: “خبر داری که من عاشقِ رهاییام. میترسم از مردی که دست و پایم را بند کند؟”
درخت گفت: “من دلباخته پرندگیام. زنی که پرنده نباشد زن نیست.”
درخت گفت: “چیزی نمیپرسی از خاک و از زادگاهم از خون و از خویشاوندانم؟”
دختر گفت: “پرسیدن نمیخواهد پیداست با اصل و با نسبی، بلندایت میگوید که چقدر ریشه داری.”
دختر گفت: “خلوتم برکهی کوچکیست گرداگردم؛ نکند تو آن شوهری که برکهام را بیاشوبی؟”
درخت گفت: “حریمت را به فاصله پاس میدارم ریشههایمان در هم، شاخههایمان اما جداست.”
درخت گفت: “نه پدری نه مادری. من کس و کاری ندارم.”
دختر گفت: “عمری است ولی که روی پای خود ایستادهای. تو آن مردی که جز به خودت به هیچ کس
تکیه نکردی و این ستودنی است.”
درخت سر بر افراشت. سایهاش را بر سر دختر انداخت.
دختر خندید و گفت: “سایهات از سرم کم مباد!”
و این گونه دختر به همسری درخت در آمد.
آبستنیاش را گلهای باغچه فهمیدند. زیرا ویارش عطر گل تازه دمیده بود و به هفتهای فرزندشان به
دنیا آمد. فرزندشان گنجشکی بود شاد و آوازخوان، که قلمدوش بابا مینشست.
درخت گفت: “بیا گنجشگان دیگر را هم به فرزندی بپذیریم.”
زن خوشحال شد و خانوادهشان بزرگ و شاد شلوغ شد.
زنهای محله غبطه میخوردند به شوهری که درخت بود.
زنها میگفتند خوشا به حال زنی که شوهرش درخت است.
درخت، دست و دلبازست.درخت، دروغ نمیگوید.
درخت، دشنام نمیدهد. درخت، دنبال این و آن راه نمیافتد،
درخت…
از آن پس هر روز زنی از محله گم میشد.
زنی که در جستجوی جفتش به جنگل رفته بود.
و مردان سر به بیابان گذاشتند.
درخت و دختر و گنجشگانشان اما خوشبخت
بودند…
عرفان نظرآهاری
@adelehz
روزها یکی یکی میآمدند، اما کسی با آنها نبود.
روزها هفته میشدند و دسته جمعی میآمدند اما کسی همراهشان نمیآمد.
روزها با دوستان و با بستگانشان، با قوم و با قبیلههایشان، ماه و سال میشدند و میآمدند
اما کسی را با خود نمیآوردند.
دخترانِ دیگر اما غمزه، دخترانِ دیگر خندههایِ پوشیده، دخترانِ ناز و دلشوره،
دختران، حلقه، دختران، آیینه و شمعدان، دختران، رقصان، دختران، پای کوبان،
دختران، زنان شدند، و زنان مادران،
و مادران، اندوه گزاران…
دختر اما باز، هیچ خواستگاری نداشت و همچنان از پنچره تماشا میکرد. سرانجام اما دختر روزی خواستگارش را شناخت. خواستگارش همان درخت بود که روزها و ماهها و سالها رو به روی خانه دختر، خاطرخواه ایستاده بود.
خواستگارِ دختر درخت بود.
درخت گفت: “آیا این همه انتظارم را پاسخ میدهی. آیا مرا به همسری میپذیری؟”
دختر میخواست بگوید که با اجازه بزرگترها… اما هرچه چشم گردانید، بزرگتر از آسمان ندید.
آسمان لبخندی زد که خورشید شد و دختر گفت: “آری”
و درخت هزار سکه برگ طلایی به پای دختر ریخت. دختر مهریهاش را به عابران بخشید.
دختر گفت: “من اما جهیزیهای ندارم که با خود بیاورم.”
درخت گفت: “تو دو چشم تماشا داری که همین بس است.”
درخت گفت: “میدانی بانو! من سواد ندارم.”
دختر گفت: “هر برگت یک کتاب است میخواهم ورق ورق پیش تو خواندن بیاموزم.”
دختر گفت: “خبر داری که من عاشقِ رهاییام. میترسم از مردی که دست و پایم را بند کند؟”
درخت گفت: “من دلباخته پرندگیام. زنی که پرنده نباشد زن نیست.”
درخت گفت: “چیزی نمیپرسی از خاک و از زادگاهم از خون و از خویشاوندانم؟”
دختر گفت: “پرسیدن نمیخواهد پیداست با اصل و با نسبی، بلندایت میگوید که چقدر ریشه داری.”
دختر گفت: “خلوتم برکهی کوچکیست گرداگردم؛ نکند تو آن شوهری که برکهام را بیاشوبی؟”
درخت گفت: “حریمت را به فاصله پاس میدارم ریشههایمان در هم، شاخههایمان اما جداست.”
درخت گفت: “نه پدری نه مادری. من کس و کاری ندارم.”
دختر گفت: “عمری است ولی که روی پای خود ایستادهای. تو آن مردی که جز به خودت به هیچ کس
تکیه نکردی و این ستودنی است.”
درخت سر بر افراشت. سایهاش را بر سر دختر انداخت.
دختر خندید و گفت: “سایهات از سرم کم مباد!”
و این گونه دختر به همسری درخت در آمد.
آبستنیاش را گلهای باغچه فهمیدند. زیرا ویارش عطر گل تازه دمیده بود و به هفتهای فرزندشان به
دنیا آمد. فرزندشان گنجشکی بود شاد و آوازخوان، که قلمدوش بابا مینشست.
درخت گفت: “بیا گنجشگان دیگر را هم به فرزندی بپذیریم.”
زن خوشحال شد و خانوادهشان بزرگ و شاد شلوغ شد.
زنهای محله غبطه میخوردند به شوهری که درخت بود.
زنها میگفتند خوشا به حال زنی که شوهرش درخت است.
درخت، دست و دلبازست.درخت، دروغ نمیگوید.
درخت، دشنام نمیدهد. درخت، دنبال این و آن راه نمیافتد،
درخت…
از آن پس هر روز زنی از محله گم میشد.
زنی که در جستجوی جفتش به جنگل رفته بود.
و مردان سر به بیابان گذاشتند.
درخت و دختر و گنجشگانشان اما خوشبخت
بودند…
عرفان نظرآهاری
@adelehz
❤26😢3😁2
خدا تماس مستقیم با قلب دارد.
هیچ تماسی با مغز ندارد.
بنابراین اگر کسی ميخواهد به خدا نزدیک شود راهش از مسیر قلب میگذرد.
📚 کتاب زندگی به روایت بودا
شب زیبا❤️
@adelehz
هیچ تماسی با مغز ندارد.
بنابراین اگر کسی ميخواهد به خدا نزدیک شود راهش از مسیر قلب میگذرد.
📚 کتاب زندگی به روایت بودا
شب زیبا❤️
@adelehz
❤25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای خواننده های دوزاری که با صدتا افکت صداشون قابل شنیدن میشه و اشعاری که میخونن در واقع شعر که نه سس شعر هست!!!
گوش جان بسپارید به این نغمه ی جانانه ی خراسانی و روح تون و صیقل بدید .
تمام شد و رفت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
گوش جان بسپارید به این نغمه ی جانانه ی خراسانی و روح تون و صیقل بدید .
تمام شد و رفت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادرمان حوا
سیب را که خورد
ندانسته دخترانش را راهی جاده ی میوه ی ممنوعه خوردن کرد.
هربار خواستم نخواهمت
نتوانستم ..
من دختر شبیهی به آن مادر بودم به گمانم...
#عادله_زمانی
@adelehz
سیب را که خورد
ندانسته دخترانش را راهی جاده ی میوه ی ممنوعه خوردن کرد.
هربار خواستم نخواهمت
نتوانستم ..
من دختر شبیهی به آن مادر بودم به گمانم...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤17
دنیای امروز دنیای سالها پیش نیست.زنان باید راهی برای برابری پیدا کنند و اگر این راه وجود ندارد آن راه را بسازند.دنیای ما دنیای بهتری خواهد بود اگر زنان بپذیرند که شایسته احترام هستند و برای کسب آن احترام تلاش کنند .
#عادله_زمانی
8 مارس روز جهانی زن مبارک.
@adelehz
#عادله_زمانی
8 مارس روز جهانی زن مبارک.
@adelehz
❤15
چرا ۸ مارس روزجهانی زن است؟
هشتم مارس سال1908 میلادی بعد از گذشت بیش از پنجاه سال از اعتصاب زنان برای کسب حقوق برابر با مردان در شیکاگو که با حمله پلیس باعث کشته شدن تعداد زیادی از این زنان گردید، کارگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک به دلیل حقوق پایین و تبعیض جنسیتی دست به اعتصاب زدند، صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان بخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخش های دیگر با اعتصابگران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر ، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی 129 تن از زنان کارگر در این آتش سوختند.
به همین دلیل روز هشتم مارس بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها باقی ماند.
@adelehz
هشتم مارس سال1908 میلادی بعد از گذشت بیش از پنجاه سال از اعتصاب زنان برای کسب حقوق برابر با مردان در شیکاگو که با حمله پلیس باعث کشته شدن تعداد زیادی از این زنان گردید، کارگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک به دلیل حقوق پایین و تبعیض جنسیتی دست به اعتصاب زدند، صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان بخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخش های دیگر با اعتصابگران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر ، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی 129 تن از زنان کارگر در این آتش سوختند.
به همین دلیل روز هشتم مارس بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها باقی ماند.
@adelehz
😢14❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید پذیرفت.
باید پذیرفت که در جهان همه شما را دوست نخواهند داشت .
بعضی ها بی دلیل از شما متنفر خواهند بود و حتی بعضی دیگر گام را از آن فراتر نهاده و با شما عملا دشمنی می کنند .
همیشه کسانی هستند که پشت سرتان حرف میزنند یا نقاط ضعف تان را در جمع جار میزنند.
هرگز فرصتی فراهم نخواهد شدکه شما محبوب تمام عالم باشید. دست از تلاش برای محبوب همه بودن بردارید.
به جای آن به روی کسانی که حامی و عاشق تان هستند تمرکز کنید ولو که انگشت شمارند .
تا بتوانید راحت تر از کنار ادمهای بدخواه بگذرید و جهان برای شما بیشتر مملو از آرامش گردد.
عشق اندک اما مداوم بر طوفانهای ساختگی از عشق ارجح ست.
#عادله_زمانی
ویدئوی زیبا:پریسا جان راغیان❤️
@adelehz
باید پذیرفت که در جهان همه شما را دوست نخواهند داشت .
بعضی ها بی دلیل از شما متنفر خواهند بود و حتی بعضی دیگر گام را از آن فراتر نهاده و با شما عملا دشمنی می کنند .
همیشه کسانی هستند که پشت سرتان حرف میزنند یا نقاط ضعف تان را در جمع جار میزنند.
هرگز فرصتی فراهم نخواهد شدکه شما محبوب تمام عالم باشید. دست از تلاش برای محبوب همه بودن بردارید.
به جای آن به روی کسانی که حامی و عاشق تان هستند تمرکز کنید ولو که انگشت شمارند .
تا بتوانید راحت تر از کنار ادمهای بدخواه بگذرید و جهان برای شما بیشتر مملو از آرامش گردد.
عشق اندک اما مداوم بر طوفانهای ساختگی از عشق ارجح ست.
#عادله_زمانی
ویدئوی زیبا:پریسا جان راغیان❤️
@adelehz
❤16
هربار در مناسبتهای مختلف مربوط به زن و زنانگی، انگار زخمی کهنه در دل زنان سر باز میکند.
هربار، روز زن که میشود زنان شکوه میکنند که کدام زن؟ همان زن که...؟
و طوماری دارند از مصیبتهای و مرارتهای زنانه... از زنان داغدیده، غمزده، مظلوم...
نهکه اینها نباشد. نه که زن مورد ظلم واقع نشده باشد، نه که هنوزا هنوز جنس دوم به حساب نیاید؛ اما وقتی تصویری که منِ زن از زن به نمایش میگذارم داغ و درد و مصیبت است، انگار زنانگی یکباره تبدیل میشود به معلولیت، به لنگیدن، به تهِ صف بودن، به آسیبپذیری و غمدیدگی...
زن، به جز "مظلوم"، چهرهی دیگری هم دارد. زنِ قهرمان کم نداریم، زن مبارز کم نداریم، زنِ عالم، زنِ کارآفرین، زنِ مددکار، زنِ فعال اجتماعی، زنِ هنرمند، زنِ تاریخساز...
زنانگی را گره نزنید به ناکامی. زنانی را به تصویر بکشید که با دیدنشان قدرت به ذهن متبادر میشود، نه درماندگی...
زن، ترحمبرانگیز نیست، خوار نکنیدش، زبون نبینیدش، کوچک نخواهیدش.
سودابه فرضی پور
@adelehz
هربار، روز زن که میشود زنان شکوه میکنند که کدام زن؟ همان زن که...؟
و طوماری دارند از مصیبتهای و مرارتهای زنانه... از زنان داغدیده، غمزده، مظلوم...
نهکه اینها نباشد. نه که زن مورد ظلم واقع نشده باشد، نه که هنوزا هنوز جنس دوم به حساب نیاید؛ اما وقتی تصویری که منِ زن از زن به نمایش میگذارم داغ و درد و مصیبت است، انگار زنانگی یکباره تبدیل میشود به معلولیت، به لنگیدن، به تهِ صف بودن، به آسیبپذیری و غمدیدگی...
زن، به جز "مظلوم"، چهرهی دیگری هم دارد. زنِ قهرمان کم نداریم، زن مبارز کم نداریم، زنِ عالم، زنِ کارآفرین، زنِ مددکار، زنِ فعال اجتماعی، زنِ هنرمند، زنِ تاریخساز...
زنانگی را گره نزنید به ناکامی. زنانی را به تصویر بکشید که با دیدنشان قدرت به ذهن متبادر میشود، نه درماندگی...
زن، ترحمبرانگیز نیست، خوار نکنیدش، زبون نبینیدش، کوچک نخواهیدش.
سودابه فرضی پور
@adelehz
❤19
وارد خانه ای اگر شدی
حال صاحب خانه را
از رنگ لباس هایش
از کمان لبخندش و برق نگاهش
از عطر و طعم چای تازه دم اش
از گل های قالی
و شمعدانی های جلو پنجره اش بپرس
حال صاحب خانه اگه خوب باشد
خانه بوی بهشت می دهد🧡🍂
@adelehz
حال صاحب خانه را
از رنگ لباس هایش
از کمان لبخندش و برق نگاهش
از عطر و طعم چای تازه دم اش
از گل های قالی
و شمعدانی های جلو پنجره اش بپرس
حال صاحب خانه اگه خوب باشد
خانه بوی بهشت می دهد🧡🍂
@adelehz
❤24
آدمهای سمی را کنار بگذارید.
کسی که در یک رابطه قدرتان را نمیداند و حضورتان را باید مکرر به او یادآوری کنید آدمی سمی ست .
کسی که میگوید دوستتان ست ولی از خوشحالی تان خوشحال نمی شود آدمی سمی ست.
آنکه می کوشد در یک مکالمه ی ساده نقاط ضعف تان را با کنایه به رخ تان بکشد، آدمی سمی ست .
کسی که مدام بشما دروغ میگوید و غیبت دیگران را میکند آدمی سمی ست ،خوش گمان نباشید که این کار را با شما نمیکند.موضوع گفتگوی وی با دیگران شما هستید مکالمه ای که قطعا خیلی خوب نخواهد بود.
میخواهم بدانید که آدمهای سمی برای ریختن سمی که در درونشان غلیان میکند در وجود و زندگی شما معطل اجازه نمی مانند .
اما این شماید که باید دستشان را از حریم زندگی تان کوتاه کنید.
به یک رابطه ی نامناسب خاتمه دهید.
دوستی با یک آدم حسود را به پایان برسانید .
راه تان را از راه یک آدم بد دهن کج کنید و ..
و سعی کنید به خودتان بیشترین بها را بدهید.
چون شما
لایق بهترین هایید.
#عادله_زمانی
@adelehz
کسی که در یک رابطه قدرتان را نمیداند و حضورتان را باید مکرر به او یادآوری کنید آدمی سمی ست .
کسی که میگوید دوستتان ست ولی از خوشحالی تان خوشحال نمی شود آدمی سمی ست.
آنکه می کوشد در یک مکالمه ی ساده نقاط ضعف تان را با کنایه به رخ تان بکشد، آدمی سمی ست .
کسی که مدام بشما دروغ میگوید و غیبت دیگران را میکند آدمی سمی ست ،خوش گمان نباشید که این کار را با شما نمیکند.موضوع گفتگوی وی با دیگران شما هستید مکالمه ای که قطعا خیلی خوب نخواهد بود.
میخواهم بدانید که آدمهای سمی برای ریختن سمی که در درونشان غلیان میکند در وجود و زندگی شما معطل اجازه نمی مانند .
اما این شماید که باید دستشان را از حریم زندگی تان کوتاه کنید.
به یک رابطه ی نامناسب خاتمه دهید.
دوستی با یک آدم حسود را به پایان برسانید .
راه تان را از راه یک آدم بد دهن کج کنید و ..
و سعی کنید به خودتان بیشترین بها را بدهید.
چون شما
لایق بهترین هایید.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤23💔1
کمتر پیش میاید که زندگی فرصت دوباره ای برای جبران خنده ای که از دست دادی به تو بدهد.اما درعوض زندگی همیشه فرصت برای افسوس و حسرت دارد که به بقیه بدهد .
پس اگر یک روز زندگی آنقدر سخاوت مند شد که به تو خنده بدهد ابدا دستش را رد نکن.
بخند
فرصت را از دست نده.
#عادله_زمانی
@adelehz
پس اگر یک روز زندگی آنقدر سخاوت مند شد که به تو خنده بدهد ابدا دستش را رد نکن.
بخند
فرصت را از دست نده.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤25
شبیه یک شاخه رز سفید
عشق را می گویم .
اگر میگویی پس رز سرخ چی ؟
بتو خواهم گفتم آن جنون ست
عشق شبیه گل سفیدی ست که مایه سکون و آرامش است نه چون یک جنون سرخ آنی که شور بپا میکند و ناگهان خاموش می گردد.
گلهای سفید عشق بر بامتان افزون...
#عادله_زمانی
@adelehz
عشق را می گویم .
اگر میگویی پس رز سرخ چی ؟
بتو خواهم گفتم آن جنون ست
عشق شبیه گل سفیدی ست که مایه سکون و آرامش است نه چون یک جنون سرخ آنی که شور بپا میکند و ناگهان خاموش می گردد.
گلهای سفید عشق بر بامتان افزون...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤18