امروز روی صندوق پست نوشته بود :
براش نامه ی عاشقانه بنویس چون بعیده 40 سال دیگه پیام های واتساپ رو، زیر شیروونی "انباری" پیدا کنه
@adelehz
براش نامه ی عاشقانه بنویس چون بعیده 40 سال دیگه پیام های واتساپ رو، زیر شیروونی "انباری" پیدا کنه
@adelehz
❤29😢9😁2
خداحافظی فقط برای کسانی است که با چشم عاشق میشوند. برای آنان که با قلب و روح عشق میورزند، جدایی وجود ندارد.
مولانای جان
@adelehz
مولانای جان
@adelehz
❤25
تو آپدیت های اول تلگرام یه باگی وجود داشت اینطوری که طرف یه ساعت بود آفلاین شده ولی چراغش روشن مونده و آنلاین نشونش میداد
دهها رابطه رو به تنهایی به جدایی کشوند همین باگ کوچلو🤪😁
@adelehz
دهها رابطه رو به تنهایی به جدایی کشوند همین باگ کوچلو🤪😁
@adelehz
😁48😢4
اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز میکند. حتی اگر هماکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاههای دشوار باغهای بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواستهات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواستهاش محقق نشده، شکر گوید.
📘 ملت عشق
✍🏻 الیف شافاک
@adelehz
📘 ملت عشق
✍🏻 الیف شافاک
@adelehz
❤16
بهار می آید.
طوری می آید که انگار نه انگار زمستان سیاه قبلش با تمام قول ایستاده بوده ست .
بی توجه به آن می آید و شکوفه های صورتی وسفیدش را می پوشاند به تن درختان خیابانها
خیابانهای خاکستری ناگهان صبحی چشم باز میکنند و میبینند که تن شان ملایم تر و لطیف تر شده است .
چشمانشان مخمور تر و دلشان آرام تر گشته
و بله،بهار می آید .
بهار گل دانه ی آفرینش بین فصلهای خداست .
چه خوب که می آیی گل دانه ی خدا
قدمت مبارک .
#عادله_زمانی
@adelehz
طوری می آید که انگار نه انگار زمستان سیاه قبلش با تمام قول ایستاده بوده ست .
بی توجه به آن می آید و شکوفه های صورتی وسفیدش را می پوشاند به تن درختان خیابانها
خیابانهای خاکستری ناگهان صبحی چشم باز میکنند و میبینند که تن شان ملایم تر و لطیف تر شده است .
چشمانشان مخمور تر و دلشان آرام تر گشته
و بله،بهار می آید .
بهار گل دانه ی آفرینش بین فصلهای خداست .
چه خوب که می آیی گل دانه ی خدا
قدمت مبارک .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤9
انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند
حتی از فاصله های دور از انتهای افقهای دور و نزدیک
انگار جایی نوشته بود که اینها باید در یک مدار باشند. یک روزی یک جایی است که باید با هم برخورد کنند آنوقت
میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق
اصلا میشوند هم شکل مهرشان آکنده از همه
حرفهایشان میشود آرامش
خنده شان، کلامشان می نشیند روی طاقچه دلتان.. نباشند دلتنگشان میشوی
هی همدیگر را مرور می کنند
از هم خاطره می سازند
مدام گوش بزنگ کلمات و ایده ها هستند
و یادمان باشد
حضور هیچکس اتفاقی نیست
#موکتی
عکس: هنگامه جون ❤️
@adelehz
حتی از فاصله های دور از انتهای افقهای دور و نزدیک
انگار جایی نوشته بود که اینها باید در یک مدار باشند. یک روزی یک جایی است که باید با هم برخورد کنند آنوقت
میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق
اصلا میشوند هم شکل مهرشان آکنده از همه
حرفهایشان میشود آرامش
خنده شان، کلامشان می نشیند روی طاقچه دلتان.. نباشند دلتنگشان میشوی
هی همدیگر را مرور می کنند
از هم خاطره می سازند
مدام گوش بزنگ کلمات و ایده ها هستند
و یادمان باشد
حضور هیچکس اتفاقی نیست
#موکتی
عکس: هنگامه جون ❤️
@adelehz
❤13
اِحْتَفِظْ بالذي يَنْطِقُ إِسْمَكَ كَأَنَّمَا يَصِفُ مَكَاناً آمِناً!
از دست نده کسی را که وقتی اسمت را میبرد، گویی مکان امنی را توصیف میکند...
@adelehz
از دست نده کسی را که وقتی اسمت را میبرد، گویی مکان امنی را توصیف میکند...
@adelehz
❤17
✅معرفی چندتا از بهترین رباتهای پرکاربرد تلگرام:
🤖 ربات youtibot: هر چیزی رو میخوایید از یوتیوب دانلود کنید کافیه لینک یوتیوب رو بهش بدی تا ویدیو مورد نظر رو با کیفیت های مختلف بهتون بده.
🤖 رباتinstasave_bot:هر لینکی رو از اینستاگرام به این ربات بدید براتون دانلود میکنه؛حتی قابلیت دانلود پروفایل شخص مورد نظرتون رو هم داره.
🤖 رباتapkdl_bot:اگر توی دانلود برنامه ی از گوگل پلی دچار مشکل هستین کافیه لینک مورد نظر رو از گوگل پلی کپی کنید و براش بفرستید ای ربات هم فایل برنامه رو براتون تو تلگرام میفرسه.
🤖 رباتmp3toolsbot:این ربات آهنگ رو به ویس،ویس رو به آهنگ،فیلم رو به آهنگ وویس و.. تبدیل میکنه
🤖 ربات voicybot: اگه صدا یا ویس خودتون رو براش بفرستین به صورت متن تایپ شده همون موقع بهتون تحویل میده امکان استفاده از زبون های مختلف از جمله فارسی رو هم داره.
🤖 رباتhideltbot: با این ربات میتونی به صورت مخفی پیام ارسال کنی،که قابلیت فوروارد شدن یا کپی پیست شدن رو ندارن حتی توی قسمت نوتیفیکشن طرف مقابل نمایش داده نمیشه و حتما باید وارد پی وی شما بشه و هر وقت ببینه سین میخوره!
🤖 ربات vkm_bot:با این ربات میتونی هر آهنگی که دوست داری رو دانلود کنی حتی آهنگ های کمیاب!
🤖 رباتfiletbot:میتونید فایل هاتون رو براش بفرستین اون هم براتون نگهداریش میکنه و میتونه براتون دسته بندیش کنه!
هر کدوم رو که میخوایید با یه @ توی قسمت سرچ تلگرامتون سرچ کنید.👌
بفرست برای بقیه، تا همه از کارکردن با تلگرام لذت بیشتری ببرن.🌹
از کاف❤️
@adelehz
🤖 ربات youtibot: هر چیزی رو میخوایید از یوتیوب دانلود کنید کافیه لینک یوتیوب رو بهش بدی تا ویدیو مورد نظر رو با کیفیت های مختلف بهتون بده.
🤖 رباتinstasave_bot:هر لینکی رو از اینستاگرام به این ربات بدید براتون دانلود میکنه؛حتی قابلیت دانلود پروفایل شخص مورد نظرتون رو هم داره.
🤖 رباتapkdl_bot:اگر توی دانلود برنامه ی از گوگل پلی دچار مشکل هستین کافیه لینک مورد نظر رو از گوگل پلی کپی کنید و براش بفرستید ای ربات هم فایل برنامه رو براتون تو تلگرام میفرسه.
🤖 رباتmp3toolsbot:این ربات آهنگ رو به ویس،ویس رو به آهنگ،فیلم رو به آهنگ وویس و.. تبدیل میکنه
🤖 ربات voicybot: اگه صدا یا ویس خودتون رو براش بفرستین به صورت متن تایپ شده همون موقع بهتون تحویل میده امکان استفاده از زبون های مختلف از جمله فارسی رو هم داره.
🤖 رباتhideltbot: با این ربات میتونی به صورت مخفی پیام ارسال کنی،که قابلیت فوروارد شدن یا کپی پیست شدن رو ندارن حتی توی قسمت نوتیفیکشن طرف مقابل نمایش داده نمیشه و حتما باید وارد پی وی شما بشه و هر وقت ببینه سین میخوره!
🤖 ربات vkm_bot:با این ربات میتونی هر آهنگی که دوست داری رو دانلود کنی حتی آهنگ های کمیاب!
🤖 رباتfiletbot:میتونید فایل هاتون رو براش بفرستین اون هم براتون نگهداریش میکنه و میتونه براتون دسته بندیش کنه!
هر کدوم رو که میخوایید با یه @ توی قسمت سرچ تلگرامتون سرچ کنید.👌
بفرست برای بقیه، تا همه از کارکردن با تلگرام لذت بیشتری ببرن.🌹
از کاف❤️
@adelehz
❤6
الهی ما را بشنو که جز تو شنونده نخواهیم
و مارا ببین که جز تو بیننده نخواهیم
و مارا حفظ کن که جز تو حافظ نخواهیم
الهی مارا دست گیر که جز تو دست گیر نخواهیم
الهی خانه مان را روشن کن که جز تو چراغ نخواهیم....
آمین
#عادله_زمانی
حرم مطهر رضوی صحن آزادی
عکس زیبا:همایون اردلان
@adelehz
و مارا ببین که جز تو بیننده نخواهیم
و مارا حفظ کن که جز تو حافظ نخواهیم
الهی مارا دست گیر که جز تو دست گیر نخواهیم
الهی خانه مان را روشن کن که جز تو چراغ نخواهیم....
آمین
#عادله_زمانی
حرم مطهر رضوی صحن آزادی
عکس زیبا:همایون اردلان
@adelehz
❤30
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
❤2
گاهی باید بیخیال شد .
بیخیال هر آنچه خیالی نو در سرت می اندازد و خوره بر جان آرامشت..
باید رها کرد و نشست .
گاهی باید بجای دویدن ایستاد و نفسی تازه کرد
راستی از آن روزی که دویدن را شروع کردیم کسی از ما نپرسید:فلانی این همه با عجله کجا می روی؟
که اگر می پرسید جوابی نداشتیم برایش..
راستی اینهمه دویدن تا کجا؟
گاهی باید ایستاد و آرام قدم زد
همین.
#عادله_زمانی
@adelehz
بیخیال هر آنچه خیالی نو در سرت می اندازد و خوره بر جان آرامشت..
باید رها کرد و نشست .
گاهی باید بجای دویدن ایستاد و نفسی تازه کرد
راستی از آن روزی که دویدن را شروع کردیم کسی از ما نپرسید:فلانی این همه با عجله کجا می روی؟
که اگر می پرسید جوابی نداشتیم برایش..
راستی اینهمه دویدن تا کجا؟
گاهی باید ایستاد و آرام قدم زد
همین.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤11😢6
آقای مجری برای عید مجموعهی تازه ساخته به اسم مهمونی و قراره عید پخش بشه 🎉 خبر از این باحالتر؟😍
@adelehz
@adelehz
❤54😁7
دختر هیچ خواستگاری نداشت. او هر روز از پنچره چشم به راه کسی بود.
روزها یکی یکی میآمدند، اما کسی با آنها نبود.
روزها هفته میشدند و دسته جمعی میآمدند اما کسی همراهشان نمیآمد.
روزها با دوستان و با بستگانشان، با قوم و با قبیلههایشان، ماه و سال میشدند و میآمدند
اما کسی را با خود نمیآوردند.
دخترانِ دیگر اما غمزه، دخترانِ دیگر خندههایِ پوشیده، دخترانِ ناز و دلشوره،
دختران، حلقه، دختران، آیینه و شمعدان، دختران، رقصان، دختران، پای کوبان،
دختران، زنان شدند، و زنان مادران،
و مادران، اندوه گزاران…
دختر اما باز، هیچ خواستگاری نداشت و همچنان از پنچره تماشا میکرد. سرانجام اما دختر روزی خواستگارش را شناخت. خواستگارش همان درخت بود که روزها و ماهها و سالها رو به روی خانه دختر، خاطرخواه ایستاده بود.
خواستگارِ دختر درخت بود.
درخت گفت: “آیا این همه انتظارم را پاسخ میدهی. آیا مرا به همسری میپذیری؟”
دختر میخواست بگوید که با اجازه بزرگترها… اما هرچه چشم گردانید، بزرگتر از آسمان ندید.
آسمان لبخندی زد که خورشید شد و دختر گفت: “آری”
و درخت هزار سکه برگ طلایی به پای دختر ریخت. دختر مهریهاش را به عابران بخشید.
دختر گفت: “من اما جهیزیهای ندارم که با خود بیاورم.”
درخت گفت: “تو دو چشم تماشا داری که همین بس است.”
درخت گفت: “میدانی بانو! من سواد ندارم.”
دختر گفت: “هر برگت یک کتاب است میخواهم ورق ورق پیش تو خواندن بیاموزم.”
دختر گفت: “خبر داری که من عاشقِ رهاییام. میترسم از مردی که دست و پایم را بند کند؟”
درخت گفت: “من دلباخته پرندگیام. زنی که پرنده نباشد زن نیست.”
درخت گفت: “چیزی نمیپرسی از خاک و از زادگاهم از خون و از خویشاوندانم؟”
دختر گفت: “پرسیدن نمیخواهد پیداست با اصل و با نسبی، بلندایت میگوید که چقدر ریشه داری.”
دختر گفت: “خلوتم برکهی کوچکیست گرداگردم؛ نکند تو آن شوهری که برکهام را بیاشوبی؟”
درخت گفت: “حریمت را به فاصله پاس میدارم ریشههایمان در هم، شاخههایمان اما جداست.”
درخت گفت: “نه پدری نه مادری. من کس و کاری ندارم.”
دختر گفت: “عمری است ولی که روی پای خود ایستادهای. تو آن مردی که جز به خودت به هیچ کس
تکیه نکردی و این ستودنی است.”
درخت سر بر افراشت. سایهاش را بر سر دختر انداخت.
دختر خندید و گفت: “سایهات از سرم کم مباد!”
و این گونه دختر به همسری درخت در آمد.
آبستنیاش را گلهای باغچه فهمیدند. زیرا ویارش عطر گل تازه دمیده بود و به هفتهای فرزندشان به
دنیا آمد. فرزندشان گنجشکی بود شاد و آوازخوان، که قلمدوش بابا مینشست.
درخت گفت: “بیا گنجشگان دیگر را هم به فرزندی بپذیریم.”
زن خوشحال شد و خانوادهشان بزرگ و شاد شلوغ شد.
زنهای محله غبطه میخوردند به شوهری که درخت بود.
زنها میگفتند خوشا به حال زنی که شوهرش درخت است.
درخت، دست و دلبازست.درخت، دروغ نمیگوید.
درخت، دشنام نمیدهد. درخت، دنبال این و آن راه نمیافتد،
درخت…
از آن پس هر روز زنی از محله گم میشد.
زنی که در جستجوی جفتش به جنگل رفته بود.
و مردان سر به بیابان گذاشتند.
درخت و دختر و گنجشگانشان اما خوشبخت
بودند…
عرفان نظرآهاری
@adelehz
روزها یکی یکی میآمدند، اما کسی با آنها نبود.
روزها هفته میشدند و دسته جمعی میآمدند اما کسی همراهشان نمیآمد.
روزها با دوستان و با بستگانشان، با قوم و با قبیلههایشان، ماه و سال میشدند و میآمدند
اما کسی را با خود نمیآوردند.
دخترانِ دیگر اما غمزه، دخترانِ دیگر خندههایِ پوشیده، دخترانِ ناز و دلشوره،
دختران، حلقه، دختران، آیینه و شمعدان، دختران، رقصان، دختران، پای کوبان،
دختران، زنان شدند، و زنان مادران،
و مادران، اندوه گزاران…
دختر اما باز، هیچ خواستگاری نداشت و همچنان از پنچره تماشا میکرد. سرانجام اما دختر روزی خواستگارش را شناخت. خواستگارش همان درخت بود که روزها و ماهها و سالها رو به روی خانه دختر، خاطرخواه ایستاده بود.
خواستگارِ دختر درخت بود.
درخت گفت: “آیا این همه انتظارم را پاسخ میدهی. آیا مرا به همسری میپذیری؟”
دختر میخواست بگوید که با اجازه بزرگترها… اما هرچه چشم گردانید، بزرگتر از آسمان ندید.
آسمان لبخندی زد که خورشید شد و دختر گفت: “آری”
و درخت هزار سکه برگ طلایی به پای دختر ریخت. دختر مهریهاش را به عابران بخشید.
دختر گفت: “من اما جهیزیهای ندارم که با خود بیاورم.”
درخت گفت: “تو دو چشم تماشا داری که همین بس است.”
درخت گفت: “میدانی بانو! من سواد ندارم.”
دختر گفت: “هر برگت یک کتاب است میخواهم ورق ورق پیش تو خواندن بیاموزم.”
دختر گفت: “خبر داری که من عاشقِ رهاییام. میترسم از مردی که دست و پایم را بند کند؟”
درخت گفت: “من دلباخته پرندگیام. زنی که پرنده نباشد زن نیست.”
درخت گفت: “چیزی نمیپرسی از خاک و از زادگاهم از خون و از خویشاوندانم؟”
دختر گفت: “پرسیدن نمیخواهد پیداست با اصل و با نسبی، بلندایت میگوید که چقدر ریشه داری.”
دختر گفت: “خلوتم برکهی کوچکیست گرداگردم؛ نکند تو آن شوهری که برکهام را بیاشوبی؟”
درخت گفت: “حریمت را به فاصله پاس میدارم ریشههایمان در هم، شاخههایمان اما جداست.”
درخت گفت: “نه پدری نه مادری. من کس و کاری ندارم.”
دختر گفت: “عمری است ولی که روی پای خود ایستادهای. تو آن مردی که جز به خودت به هیچ کس
تکیه نکردی و این ستودنی است.”
درخت سر بر افراشت. سایهاش را بر سر دختر انداخت.
دختر خندید و گفت: “سایهات از سرم کم مباد!”
و این گونه دختر به همسری درخت در آمد.
آبستنیاش را گلهای باغچه فهمیدند. زیرا ویارش عطر گل تازه دمیده بود و به هفتهای فرزندشان به
دنیا آمد. فرزندشان گنجشکی بود شاد و آوازخوان، که قلمدوش بابا مینشست.
درخت گفت: “بیا گنجشگان دیگر را هم به فرزندی بپذیریم.”
زن خوشحال شد و خانوادهشان بزرگ و شاد شلوغ شد.
زنهای محله غبطه میخوردند به شوهری که درخت بود.
زنها میگفتند خوشا به حال زنی که شوهرش درخت است.
درخت، دست و دلبازست.درخت، دروغ نمیگوید.
درخت، دشنام نمیدهد. درخت، دنبال این و آن راه نمیافتد،
درخت…
از آن پس هر روز زنی از محله گم میشد.
زنی که در جستجوی جفتش به جنگل رفته بود.
و مردان سر به بیابان گذاشتند.
درخت و دختر و گنجشگانشان اما خوشبخت
بودند…
عرفان نظرآهاری
@adelehz
❤26😢3😁2
خدا تماس مستقیم با قلب دارد.
هیچ تماسی با مغز ندارد.
بنابراین اگر کسی ميخواهد به خدا نزدیک شود راهش از مسیر قلب میگذرد.
📚 کتاب زندگی به روایت بودا
شب زیبا❤️
@adelehz
هیچ تماسی با مغز ندارد.
بنابراین اگر کسی ميخواهد به خدا نزدیک شود راهش از مسیر قلب میگذرد.
📚 کتاب زندگی به روایت بودا
شب زیبا❤️
@adelehz
❤25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای خواننده های دوزاری که با صدتا افکت صداشون قابل شنیدن میشه و اشعاری که میخونن در واقع شعر که نه سس شعر هست!!!
گوش جان بسپارید به این نغمه ی جانانه ی خراسانی و روح تون و صیقل بدید .
تمام شد و رفت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
گوش جان بسپارید به این نغمه ی جانانه ی خراسانی و روح تون و صیقل بدید .
تمام شد و رفت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادرمان حوا
سیب را که خورد
ندانسته دخترانش را راهی جاده ی میوه ی ممنوعه خوردن کرد.
هربار خواستم نخواهمت
نتوانستم ..
من دختر شبیهی به آن مادر بودم به گمانم...
#عادله_زمانی
@adelehz
سیب را که خورد
ندانسته دخترانش را راهی جاده ی میوه ی ممنوعه خوردن کرد.
هربار خواستم نخواهمت
نتوانستم ..
من دختر شبیهی به آن مادر بودم به گمانم...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤17