روزهایی هم وجود داشت که من تورا
زیاد دوست داشتم ..همان روزهایی که همیشه نگرانت بودم ازهمان روزهایی که نبودنت بغض به دلم می کوبید..ترس می اورد به جانم...ولی توبودی حتی اگر جسمت نبود خودت بودی به بوی عاشقانه نگاهت نفس میشد که کشید..
ومن هم بودم
من دخترکی عاشق بودم که هوای اردیبهشت و خرداد برای تنفس عاشقانه هایش حتی کم بود..
با تو هزار نقشه میکشیدم در دلم با تو با خانه چوبی مان با اینده با هرچیزی که رنگی ازخوشبختی داشت ...
اما ناگهان ..وسط انهمه خوشی وسط آن همه شکوفه های گیلاس طوفان وزید ...آنهم چه طوفانی ازهمان هایی که خانه چوبی زیبایمان را دریک چشم بهم زدنی بر باد نمود..
آمدی جلو گفتی من آنچیزی که فکر میکردی نبودم!ومن ماندم و یک گودال وسط قلبم و من ماندم و فکر اینکه چگونه این گودال ناشی از دروغ تو را پر کنم؟؟
حس کردم بازی را باخته ام،نه اینکه ازتو ناراحت باشم بیشترازخودم ناراحت بودم ازاینکه نفهمیدم،ندانستم و با نسیمی همراه شدم که نهایتا طوفان بود...
حالا خیلی زمان از ان روز تلخ کشف حقیقت میگذرد من خوب فهمیدم که خانه چوبی که هیچ حتی در خیال نیز نباید با تو درچیزی شریک شوم.
فهمیدم که تو کوه تکیه گاه نبودی...نمی شدی..نخواهی شد.
این شد که بارو بنه عشق و عاشقیم را بغل گرفتم وراهی جاده شدم.یک جاده طویل از خودم به خودم...
من تورا همسفر دیدم .اما یاردیرین من
همسفری با دروغ نمیشود ...با امروز باش وفردا نباش نمیشود..باحوصله ندارم کار دارم مشکل دارم وقت ندارم نمی شود....
بهر حال من نه معلم توام نه تو خواهی که ازمن چیزی بیاموزی
سفرکوتاه ما گرچه خاطرات زیبایی دارد اما وقتی با کسی همسفر نباشی ناچاری که سر دوراهی ...رهایش کنی رهایت کند...
گلایه ای نیست که در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم...
دستمان شاید از عشق خالی و قلبم از دعای خیر برایت همواره پر است..
واین اخرین توشه این همسفر سابق است.
#عادله_زمانی
@adelehz
زیاد دوست داشتم ..همان روزهایی که همیشه نگرانت بودم ازهمان روزهایی که نبودنت بغض به دلم می کوبید..ترس می اورد به جانم...ولی توبودی حتی اگر جسمت نبود خودت بودی به بوی عاشقانه نگاهت نفس میشد که کشید..
ومن هم بودم
من دخترکی عاشق بودم که هوای اردیبهشت و خرداد برای تنفس عاشقانه هایش حتی کم بود..
با تو هزار نقشه میکشیدم در دلم با تو با خانه چوبی مان با اینده با هرچیزی که رنگی ازخوشبختی داشت ...
اما ناگهان ..وسط انهمه خوشی وسط آن همه شکوفه های گیلاس طوفان وزید ...آنهم چه طوفانی ازهمان هایی که خانه چوبی زیبایمان را دریک چشم بهم زدنی بر باد نمود..
آمدی جلو گفتی من آنچیزی که فکر میکردی نبودم!ومن ماندم و یک گودال وسط قلبم و من ماندم و فکر اینکه چگونه این گودال ناشی از دروغ تو را پر کنم؟؟
حس کردم بازی را باخته ام،نه اینکه ازتو ناراحت باشم بیشترازخودم ناراحت بودم ازاینکه نفهمیدم،ندانستم و با نسیمی همراه شدم که نهایتا طوفان بود...
حالا خیلی زمان از ان روز تلخ کشف حقیقت میگذرد من خوب فهمیدم که خانه چوبی که هیچ حتی در خیال نیز نباید با تو درچیزی شریک شوم.
فهمیدم که تو کوه تکیه گاه نبودی...نمی شدی..نخواهی شد.
این شد که بارو بنه عشق و عاشقیم را بغل گرفتم وراهی جاده شدم.یک جاده طویل از خودم به خودم...
من تورا همسفر دیدم .اما یاردیرین من
همسفری با دروغ نمیشود ...با امروز باش وفردا نباش نمیشود..باحوصله ندارم کار دارم مشکل دارم وقت ندارم نمی شود....
بهر حال من نه معلم توام نه تو خواهی که ازمن چیزی بیاموزی
سفرکوتاه ما گرچه خاطرات زیبایی دارد اما وقتی با کسی همسفر نباشی ناچاری که سر دوراهی ...رهایش کنی رهایت کند...
گلایه ای نیست که در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم...
دستمان شاید از عشق خالی و قلبم از دعای خیر برایت همواره پر است..
واین اخرین توشه این همسفر سابق است.
#عادله_زمانی
@adelehz
لحظه جدایی روباه گریه اش گرفت.
شهریارگفت:تقصیرخودت است.من که بدت را نمیخواستم،خودت خواستی اهلیت کنم.
@adelehz
شهریارگفت:تقصیرخودت است.من که بدت را نمیخواستم،خودت خواستی اهلیت کنم.
@adelehz
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو دستِ خالی و یک دل
پُــر از آشوب و غم دارم
خـریداری خداوندا اگــر
گــــو بـــــاز هـــــم دارم
@adelehz
پُــر از آشوب و غم دارم
خـریداری خداوندا اگــر
گــــو بـــــاز هـــــم دارم
@adelehz
شعرهایم ته کشیده است..
مرحمت کن یک بار دیگر
دربرابرچشمانم ظاهرشو
تااین چشمه ی ذوق دگرباربنا کند به جوشیدن..
#عادله_زمانی
@adelehz
مرحمت کن یک بار دیگر
دربرابرچشمانم ظاهرشو
تااین چشمه ی ذوق دگرباربنا کند به جوشیدن..
#عادله_زمانی
@adelehz
دلم یک غریبه میخواهد
ادمی که تابحال ندیده باشمش
بیاید بنشیند
زل بزند توی چشمانم
و آرام بگوید همه اش را میفهمم..
حرفهایم راازچشمانم بخواند
غریبه ای آشناترازهمه ی آشنایان
#عادله_زمانی
@adelehz
ادمی که تابحال ندیده باشمش
بیاید بنشیند
زل بزند توی چشمانم
و آرام بگوید همه اش را میفهمم..
حرفهایم راازچشمانم بخواند
غریبه ای آشناترازهمه ی آشنایان
#عادله_زمانی
@adelehz
این روزها خیلی ازهمه چیز دل گیرم
دوست جان....
کاش نرفته بودی..
دلم برایت خیلی تنگ شده است.😔
و کسی چه میداند ارزش دوستی که حالت رابهترازخودت بداند چیست..
@adelehz
دوست جان....
کاش نرفته بودی..
دلم برایت خیلی تنگ شده است.😔
و کسی چه میداند ارزش دوستی که حالت رابهترازخودت بداند چیست..
@adelehz
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبی در دامن مهتاب دیدم
که همچون بخت من در خواب بودی
تو را با ماه سنجیدم، به خوبی
بسی زیباتر از مهتاب بودی
#فريدون_مشيري
#شب_شما_بخير_شب_من_هم
@adelehz
که همچون بخت من در خواب بودی
تو را با ماه سنجیدم، به خوبی
بسی زیباتر از مهتاب بودی
#فريدون_مشيري
#شب_شما_بخير_شب_من_هم
@adelehz
خوشبختی
یک حس درونی ست ..
برای پیداکردنش جستجورا
باید ازخودتون اغاز کنید...
صبح به برکت وشادی❤️😊👶🐞
@adelehz
یک حس درونی ست ..
برای پیداکردنش جستجورا
باید ازخودتون اغاز کنید...
صبح به برکت وشادی❤️😊👶🐞
@adelehz