"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
بگذار ڪه با موے تو خلوت ڪنم امشب
باید بہ یڪی گفت
پریشانی خود را
علیرضا بدیع

@adelehz
4
الهی، همان که تو خواهی

خواجه عبدالله انصاری

شب زیبا❤️
@adelehz
12
کودکم شاید هشت ساله ام،امروز جمعه است.
بوی خوب غذای مادرم که تمام بالا و پایین های خانه را طی و خودش را به اتاقم رسانده است .
آفتاب کم‌رمق اواخر زمستان افتاده بر گلهای سرخ قالی کاشان وسط پذیرایی
من گمان می‌کنم اگر زمان باید در یک نقطه متوقف می شد دقیقا همین نقطه می بود.
جمعه هر هفته برای تداعی خاطره بر می‌گردد برای آرامش میان طوفان
مثل جزیره ای در دریایی مشوش که خودش آرام مانده است .
جمعه نه زمان فریاد است نه بی شمار حرف زدن فقط هنگام سکوت،آرامش و دوباره عاشق زندگی شدن است .
#عادله_زمانی
پ.ن دوتا ِالمان توی این عکس هست که عاشقشم،درخت انجیر پر میوه و کارتون آنشلی🥰😊
@adelehz
12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالروز تولد هوشنگ ابتهاج یا سایه ی ادبیات ایران مبارک .❤️
@adelehz
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمی که یک بار بسوزد از آتش می ترسد. مار گزیده شبها کابوس مار می‌بیند.
آنکه در دریا افتاده خواب غرق شدن امانش را می برد .
پس چرا عاشق سوخته و جفا کشیده از عشق نترسد؟
البته که می ترسد ،از دیدن عشق می ترسد و با خود می‌گوید نکند باز به درد مبتلا شوم .
نکند باز قلبم را در دستانش بفشارد.
نکند یار وفادار در طالع من نباشد .
این ست که خودش را می‌پیچاند در هاله ای مبهم و دیگران که تماشایش می‌کنند پیش خودشان پچ پچ کنان می‌گویند:دیوانه است؟
نه دیوانه نیست .
عاشقی هم بلد ست .
فقط ترسیده ،ساده و واضح
از غرق شدن در درد ترسیده است.
و وای بر آنکه کسی را از عشق بترساند.
#عادله_زمانی
@adelehz
😢126
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برقص دخترکم
جهان آنقدر بر تو سخت خواهد گرفت که این رقصها و این پا با شوق بر زمین کوبیدن ها برایت بیش از هرچیزی باارزش خواهد شد.
دخترکم دستان حنا کرده ات را در هوا بچرخان و آن گیسوان سیاه زیبا را به قول هموطنان شیرین سخنت شور بده .
تا شور بر عالم بیندازی با آن چشمهای سرمه کشیده ات که آهو بچه را شرمنده می‌کند
برقص دخترکم
آنقدر که جهان شرمنده ی شادی ات شود
که جهان از پیراهن سرخ تو زیباست .
#عادله_زمانی

عشق من بیا برقصیم که هنوز نیمه شب است
خوشی امشب ما تنها رقص ست رقص (برگرفته از یک آهنگ قدیمی افغانی)

@adelehz
26
الهی برقصاند خدا، به سازِ تو جهانَت را

#ناشناس

شب زیبا❤️
@adelehz
23
و در پایان دنیا این عشق و انسانیت ست که پیروز خواهد بود .
@adelehz
36😢6
.
دست خستهٔ مرا، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته‌ام از این کویر!

قیصر امین‌پور

@adelehz
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جانم
در پس روزهای ابری
خورشیدک من
آیا روزی خواهی فهمید که وقتی عادی و بی توجه در جاده ها قدم میزنی چقدر وجودت برای یک نفر حیاتی و ضروری ست ؟
آه تصور میکنم خودت نمی دانی چقدر مهمی
خورشیدک کوچک من در پس ابرها
تو بزرگترین چیزی هستی که میتوانی به جهان من مفهومی تازه بخشی...
#عادله_زمانی


@adelehz
14
‌جنگلی بودیم
شاخه در شاخه، همه آغوش
ریشه در ریشه، همه پیوند
و اینک، انبوهِ درختانی تنهاییم

هوشنگ ابتهاج
@adelehz
26
روی این قفل نوشتند دعا میخواهد
من سپردم به خودش ...
هر چه خدا میخواهد...
@adelehz
19
باید یک مکانی باشد!
هر مکانی...
حتی یک مکان خیالی!
تا بتوانیم به آنجا برویم
و از نو زاده شده،
برگردیم ..
کارلوس فوئنتس
@adelehz
11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
13
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد.

ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد.

من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد.

حالا ماریای کوچکش چه‌قدر باید منتظر او بماند. چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد.
ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.

جنگ بدترین فکر بشر است ... از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند ... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند.
میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند.

آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند ... کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند. راحت‌تر از نوشتن یک سلام.

جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند
و شریفترین افراد اداره میکنند.


آندره مالرو
@adelehz
😢407