.
محمود درویش و ریتا عاشق همدیگر بودند. ریتا یهودی اسرائیلی و محمود آتئیست وطن پرست فلسطینی.
ریتا رفت و به ارتش اسرائیل پیوست، محمود درویش چنین نوشت:
میان ریتا و چشمانم تفنگیست...
و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود
و برای خدایی که در آن چشمان عسلی است
نماز میگزارد.
و من ریتا را بوسیدم
آنگاه که کوچک بود
و به یاد میآورم که چهسان به من درآویخت
و بازویم را زیباترین بافهی گیسو فروپوشاند.
و من ریتا را به یاد میآورم
همانسان که گنجشکی برکهی خود را.
آه... ریتا
میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است
و وعدههای فراوانی
که تفنگی... به رویشان آتش گشود!
نام ریتا در دهانم عید بود
تن ریتا عروسی بود در خونم
و من در راه ریتا دو سال گم شدم
و او دو سال بر دستم خفت
و بر زیباترین پیمانه پیمان بستیم،
و آتش گرفتیم
در شراب لبها
و دو بار زاده شدیم.
آه... ریتا
چه چیز چشمم را از چشمانت برگرداند
جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی
پیش از این تفنگ.
بود آنچه بود
ای سکوت شامگاه
ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید
در چشمان عسلی
و شهر
همه آوازخوانان را و ریتا را برُفت...
میان ریتا و چشمانم تفنگیست...
@adelehz
محمود درویش و ریتا عاشق همدیگر بودند. ریتا یهودی اسرائیلی و محمود آتئیست وطن پرست فلسطینی.
ریتا رفت و به ارتش اسرائیل پیوست، محمود درویش چنین نوشت:
میان ریتا و چشمانم تفنگیست...
و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود
و برای خدایی که در آن چشمان عسلی است
نماز میگزارد.
و من ریتا را بوسیدم
آنگاه که کوچک بود
و به یاد میآورم که چهسان به من درآویخت
و بازویم را زیباترین بافهی گیسو فروپوشاند.
و من ریتا را به یاد میآورم
همانسان که گنجشکی برکهی خود را.
آه... ریتا
میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است
و وعدههای فراوانی
که تفنگی... به رویشان آتش گشود!
نام ریتا در دهانم عید بود
تن ریتا عروسی بود در خونم
و من در راه ریتا دو سال گم شدم
و او دو سال بر دستم خفت
و بر زیباترین پیمانه پیمان بستیم،
و آتش گرفتیم
در شراب لبها
و دو بار زاده شدیم.
آه... ریتا
چه چیز چشمم را از چشمانت برگرداند
جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی
پیش از این تفنگ.
بود آنچه بود
ای سکوت شامگاه
ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید
در چشمان عسلی
و شهر
همه آوازخوانان را و ریتا را برُفت...
میان ریتا و چشمانم تفنگیست...
@adelehz
❤10😢10
به گمانم زندگی را سخت گرفتیم .
دنبال مفهوم خوشبختی جایی دورتر از دسترس گشته ایم .
آیا ما تشنه لبان گرد جهان گرده ایم در حالی که یار در خانه و آب در کوزه بوده ست؟
به گمانم بله
آخ
محبوب دل پسندم
همینکه با تو بنشینم و چای بنوشم و گوشهایم را برای شنیدنت تیز کنم ،یعنی خوشبختم .
بیشتر از آن براستی که گزافه گویی ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
دنبال مفهوم خوشبختی جایی دورتر از دسترس گشته ایم .
آیا ما تشنه لبان گرد جهان گرده ایم در حالی که یار در خانه و آب در کوزه بوده ست؟
به گمانم بله
آخ
محبوب دل پسندم
همینکه با تو بنشینم و چای بنوشم و گوشهایم را برای شنیدنت تیز کنم ،یعنی خوشبختم .
بیشتر از آن براستی که گزافه گویی ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤12
❤4
کودکم شاید هشت ساله ام،امروز جمعه است.
بوی خوب غذای مادرم که تمام بالا و پایین های خانه را طی و خودش را به اتاقم رسانده است .
آفتاب کمرمق اواخر زمستان افتاده بر گلهای سرخ قالی کاشان وسط پذیرایی
من گمان میکنم اگر زمان باید در یک نقطه متوقف می شد دقیقا همین نقطه می بود.
جمعه هر هفته برای تداعی خاطره بر میگردد برای آرامش میان طوفان
مثل جزیره ای در دریایی مشوش که خودش آرام مانده است .
جمعه نه زمان فریاد است نه بی شمار حرف زدن فقط هنگام سکوت،آرامش و دوباره عاشق زندگی شدن است .
#عادله_زمانی
پ.ن دوتا ِالمان توی این عکس هست که عاشقشم،درخت انجیر پر میوه و کارتون آنشلی🥰😊
@adelehz
بوی خوب غذای مادرم که تمام بالا و پایین های خانه را طی و خودش را به اتاقم رسانده است .
آفتاب کمرمق اواخر زمستان افتاده بر گلهای سرخ قالی کاشان وسط پذیرایی
من گمان میکنم اگر زمان باید در یک نقطه متوقف می شد دقیقا همین نقطه می بود.
جمعه هر هفته برای تداعی خاطره بر میگردد برای آرامش میان طوفان
مثل جزیره ای در دریایی مشوش که خودش آرام مانده است .
جمعه نه زمان فریاد است نه بی شمار حرف زدن فقط هنگام سکوت،آرامش و دوباره عاشق زندگی شدن است .
#عادله_زمانی
پ.ن دوتا ِالمان توی این عکس هست که عاشقشم،درخت انجیر پر میوه و کارتون آنشلی🥰😊
@adelehz
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالروز تولد هوشنگ ابتهاج یا سایه ی ادبیات ایران مبارک .❤️
@adelehz
@adelehz
❤14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمی که یک بار بسوزد از آتش می ترسد. مار گزیده شبها کابوس مار میبیند.
آنکه در دریا افتاده خواب غرق شدن امانش را می برد .
پس چرا عاشق سوخته و جفا کشیده از عشق نترسد؟
البته که می ترسد ،از دیدن عشق می ترسد و با خود میگوید نکند باز به درد مبتلا شوم .
نکند باز قلبم را در دستانش بفشارد.
نکند یار وفادار در طالع من نباشد .
این ست که خودش را میپیچاند در هاله ای مبهم و دیگران که تماشایش میکنند پیش خودشان پچ پچ کنان میگویند:دیوانه است؟
نه دیوانه نیست .
عاشقی هم بلد ست .
فقط ترسیده ،ساده و واضح
از غرق شدن در درد ترسیده است.
و وای بر آنکه کسی را از عشق بترساند.
#عادله_زمانی
@adelehz
آنکه در دریا افتاده خواب غرق شدن امانش را می برد .
پس چرا عاشق سوخته و جفا کشیده از عشق نترسد؟
البته که می ترسد ،از دیدن عشق می ترسد و با خود میگوید نکند باز به درد مبتلا شوم .
نکند باز قلبم را در دستانش بفشارد.
نکند یار وفادار در طالع من نباشد .
این ست که خودش را میپیچاند در هاله ای مبهم و دیگران که تماشایش میکنند پیش خودشان پچ پچ کنان میگویند:دیوانه است؟
نه دیوانه نیست .
عاشقی هم بلد ست .
فقط ترسیده ،ساده و واضح
از غرق شدن در درد ترسیده است.
و وای بر آنکه کسی را از عشق بترساند.
#عادله_زمانی
@adelehz
😢12❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برقص دخترکم
جهان آنقدر بر تو سخت خواهد گرفت که این رقصها و این پا با شوق بر زمین کوبیدن ها برایت بیش از هرچیزی باارزش خواهد شد.
دخترکم دستان حنا کرده ات را در هوا بچرخان و آن گیسوان سیاه زیبا را به قول هموطنان شیرین سخنت شور بده .
تا شور بر عالم بیندازی با آن چشمهای سرمه کشیده ات که آهو بچه را شرمنده میکند
برقص دخترکم
آنقدر که جهان شرمنده ی شادی ات شود
که جهان از پیراهن سرخ تو زیباست .
#عادله_زمانی
عشق من بیا برقصیم که هنوز نیمه شب است
خوشی امشب ما تنها رقص ست رقص (برگرفته از یک آهنگ قدیمی افغانی)
@adelehz
جهان آنقدر بر تو سخت خواهد گرفت که این رقصها و این پا با شوق بر زمین کوبیدن ها برایت بیش از هرچیزی باارزش خواهد شد.
دخترکم دستان حنا کرده ات را در هوا بچرخان و آن گیسوان سیاه زیبا را به قول هموطنان شیرین سخنت شور بده .
تا شور بر عالم بیندازی با آن چشمهای سرمه کشیده ات که آهو بچه را شرمنده میکند
برقص دخترکم
آنقدر که جهان شرمنده ی شادی ات شود
که جهان از پیراهن سرخ تو زیباست .
#عادله_زمانی
عشق من بیا برقصیم که هنوز نیمه شب است
خوشی امشب ما تنها رقص ست رقص (برگرفته از یک آهنگ قدیمی افغانی)
@adelehz
❤26
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جانم
در پس روزهای ابری
خورشیدک من
آیا روزی خواهی فهمید که وقتی عادی و بی توجه در جاده ها قدم میزنی چقدر وجودت برای یک نفر حیاتی و ضروری ست ؟
آه تصور میکنم خودت نمی دانی چقدر مهمی
خورشیدک کوچک من در پس ابرها
تو بزرگترین چیزی هستی که میتوانی به جهان من مفهومی تازه بخشی...
#عادله_زمانی
@adelehz
در پس روزهای ابری
خورشیدک من
آیا روزی خواهی فهمید که وقتی عادی و بی توجه در جاده ها قدم میزنی چقدر وجودت برای یک نفر حیاتی و ضروری ست ؟
آه تصور میکنم خودت نمی دانی چقدر مهمی
خورشیدک کوچک من در پس ابرها
تو بزرگترین چیزی هستی که میتوانی به جهان من مفهومی تازه بخشی...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤14
جنگلی بودیم
شاخه در شاخه، همه آغوش
ریشه در ریشه، همه پیوند
و اینک، انبوهِ درختانی تنهاییم
✍هوشنگ ابتهاج
@adelehz
شاخه در شاخه، همه آغوش
ریشه در ریشه، همه پیوند
و اینک، انبوهِ درختانی تنهاییم
✍هوشنگ ابتهاج
@adelehz
❤26