"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
‏همه‌جا با همه‌کس یار نمی‌باید بود
یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود
وحشی بافقی
@adelehz
18
بارالها تنها به دنیایت آمدم عریان و بی همراه ...مرا از دنیایت ولی تنها و بی کس مبر...بارالها حجاب آبرویم را در نزد بندگانت کنارمزن وعریانش مکن.
حضرت حق ای پادشاه مطلق این بنده ی ناتوان و ناچیز و بی مقدار ازان کوچکتر است که بتواند خودش را دور از اغوشت و پناهت تصور کند.
جانانه ی بی همتا در درگه پادشاهی مطلقت این ناچیز را بپذیر و دستت را از شانه های بی تحملش برندار.
ای تنها صاحب شوکت و شکوه چنان که مرا از هیچ خلق نمودی چنان که قادری دوباره از خاک مرا برویانی نپسند که بی تو در کویر هستی سرگردان باشم.
دستان کوچک و ناتوانم را در دستان کبریایی ات نگاه دار و دلم را قرار بخش.
بارالها اگر مهلتم تمام شده است اگر وقت رفتن است .حتی در وقت رفتن هم تنهایم مگذار...و عزیزانم را انچنان در پناه خود محفوظ دار که شایسته خیرالحافظین است...
مهربانم مرا حتی لحظه ای به حال خویش وا مگذار.. و حامی ام باش.
پادشاها خودم را عزیزانم را عزیزان عزیزانم را و هرکس که ذره ای در دلش به تو امید دارد را به دستان پرقدرت خودت میسپارم ..
که تو الله هستی وشایسته قدرت..
باشد که در پناهت آسوده باشیم چنان آهوان رمیده ای در پناه سلطان ....
آمین یا رب العالمین
#عادله_زمانی

شب زیبا
@adelehz
12
نمی‌خواهم ساده لوح بنظر بیایم اما واقعا معتقدم خیلی از مشکلات بظاهر در هم تنیده ی بشر با تغییری کوچک در عادات و افکار آدمی حل می‌شود ‌.
این سختگیری های کشنده،این افکار سمی ،این ترس از اتفاقات بدی که هنوز نیفتاده است ریشه ی هر آرامشی را میخشکاند .به گمانم زمان باز پس گیری آرامش فرا رسیده است .
#عادله_زمانی
@adelehz
5
اصلا تموم شد و رفت ❤️

@adelehz
6
من باشم و تو و گوشه ی دنجی در آخرین باغ انجیر جهان ،که شبها سکوت لایه به لایه فضا را بشکافد و نگذارد هیچ صدایی به ما برسد ‌.
من باشم و تو و آن قالیچه ی قدیمی که گوشه دنج باغ مان بیندازیم و بنشینیم روبروی هم.
خیره شویم به چشمان هم بدون اینکه قصد بوسیدن هم را داشته باشیم.
از تو‌بپرسم اینجا کجاست بگویی نمیدانم و ما گم شویم در جایی که نمیشناسیمش
من و‌تو از دنیا یک باغ انجیر در شبی گرم بدهکاریم شاید قصدمان برای نبوسیدن هم عوض شود...
#عادله_زمانی
@adelehz
11
چند سال پيش فهميدم يکى از دختراى همسايه‌مون که داداشش هم دوستم بود، دوستم داره. اون هر روز لباس‌هاى زيبا و رنگاوارنگ مي‌پوشيد و از بالکن طبقه دوم خونشون منو نگاه مي‌کرد. کار هردوى ما فقط نگاه کردن بهم بدون حرف زدن وهيچ اشاره‌اى بود. چون آبجى دوستم بود ميترسيدم پا پيش بذارم، اما همينکه ساعت‌ها همو تماشا مي‌کرديم من احساس خوشحالى بى‌حد و حسابى مي‌کردم. از خورد و خوراک افتاده بودم همش به اون فکر مي‌کردم و اينکه بخاطر من هميشه لباساشو عوض ميکرد و زيباترين لباساشو مي‌پوشيد. احساس خوشبختى زيادى مي‌کردم که کسى هم تو اين دنيا منو دوست داره. من حتى اسمشو نمي‌دونستم اما لبخندى که رو لباش بود به من شوق ميداد، اما چون چشام ضعيف بود اون زيبايى بيش ازحد چهرشو زياد نمي‌تونستم درک کنم. چند وقتی ازاين قضيه گذشت تا يه روز که من با وحيد داداشش که دوستم بود وبچه‌هاى محل براى بازى فوتبال رفته بوديم زمين خاکى. بعد بازى من و وحيد تنها شديم و تصميم گرفتم دلمو به دريا بزنم و عشقم به آبجيشو بگم، فوقش ميزد تو گوشم. تازه من قصد بدى نداشتم و مي‌خواستم خواستگارى کنم. نفسى کشيدم و به وحيد گفتم وحيد ما دوستيم؟ گفت خب آره مگه غير اينه؟ گفتم نه اما مي‌خوام يه چيزى بگم قول بده هم ناراحت نشى هم به حرفام خوب گوش بدى. وحيد که جا خورده بود گفت چى شده اتفاقى افتاده؟ من که يکم ترسيده بودم گفتم نه هيچى بيخيال. وحيد گفت عه بگو ديگه گفتم قول بده ناراحت نشى. گفت قول حالا بگو. منم آب دهنمو قورت دادم سرمو زير انداختم با منومن گفتم به آبجيت ع ع ع ع ع علاا ق ق ق ق مممممممنننننند شو شو شو شدم...
وحيد که معلوم بود خشکش زده با تعجب گفت آبجيم؟ منم که شرمنده بودم گفتم آره گفت من من که آبجى ندارم! من سرمو يکم بالا آوردم گفتم ندارى!؟ گفت نه! گفتم پس اون دختره کيه هر روز جلو بالکن ميشينه؟ تا اينو گفتم وحيد شروع کرد به قش قش خنديدن. دلشو گرفته بود و مرتب مي‌خنديد. منکه بهم برخورده بود گفتم عه چرا ميخندى چى شده؟ گفت به تو و حرفات ميخندم و باز شروع به خنديدن کرد منکه ديگه عصبى شده بودم گفتم کجاش خنده داره پس اون دختر کيه؟ وحيد بزور خودشو جموجور کرد و در حالى که مي‌خنديد گفت اونکه آبجيم نيست. گفتم پس کيه؟ گفت اون مانکنه مامانمه. خودت که ميدونى مامانم خياطه واسه تبليغ کاراش هر روز يه نمونه از کاراش رو تن اون مانکن ميکنه و ميذاره تو بالکن واسه تبليغ !
منکه از شنيدن حرفاى وحيد عرق شرم بر تنم نشسته بود و روياى عشق چند ماهه‌ام به يک کابوس تلخ تبديل شده بود چشام تار مي‌رفت و سرم گيج می‌رفت و جز سياهى چيزى نمي‌ديدم، بدون خداحافظى از وحيد جدا شدم. پاهام بدنمو نمي‌کشيد. به زور خودمو خونه رسوندم. اونشب بدون غذا لشمو انداختم رو تختم وخوابيدم. فرداش رفتم پيش دکتر چشم پزشک و حالا يک عينک خوب رو چشامه. گرچه عشق ندارم اما دنيا رو زيبا و واقعى ميبينم!

نتیجه‌گیری بهتری میخواین؟ ندارم. خودتون بهش برسید. فقط گاهی به چشم‌هاتون هم شک کنید یاااا... عینکتون رو عوض کنید.
از کانال بیشعوری

پ.ن 🤣
@adelehz
21😁12
شازده کوچولو به سیاره‌ی دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی می‌کرد. بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند اما فرمانروا که دلش می‌خواست او را نگه دارد گفت: نرو... تو را وزیر دادگستری می‌کنم!
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم.

فرمانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن!

این سخت‌‌ترین کار دنیاست... اینکه بتوانی درباره‌ی خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت را محاکمه کنی...!

📕 شازده کوچولو | آنتوان دوسنت‌اگزوپری


@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️روباهی که بخشی از دست خود را به دلیل نامعلومی از دست داده این روزها برای سیر کردن شکم خود به انسان‌ها پناه آورده است.
🔸️این روباه هر روز در یک مهمانسرا در خوانسار حاضر و غذای خود را از یکی از کارکنان این مهمانسرا دریافت می‌کند.
نارنجی های توی فصل سرد زندگی براشون سخت تره😢🦊
#نارنجی
@adelehz
9😢6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتما که نباید قضیه عاشقونه باشه ما ولنتاین و‌به رفیق مون تبریک میگیم😄
رفیق ولنتاینت مبارک😍
قلبم اکلیلی شد .
@adelehz
23😁3
زنها چیز های غیر منتظره را دوست دارند؛
وسط یک چهار راهِ شلوغ دوستت دارم شنیدن را،
دسته گل به مناسبت هیچ چیز را،
کلیدی که به جای ساعتِ هفت ساعتِ چهار بچرخد تویِ قفل را،
مردی که پیش بند ببندد و صورت کفیش عجیب دیدن دارد را...
زنها چیزهای غیر منتظره را دوست دارند؛
بوسه های ناگهانی را،
بوسه های ناگهانی را،
بوسه های ناگهانی را...

فاطمه جوادی
@adelehz
14😢2
صبح در کوچه ی ما منتظر خنده ی توست
وقت آن است که خورشید مجدد باشی....

@adelehz
7
سر و کله ی عشق که پیدا می شود،
بهمن ترین ماه سال هم
بوی بهارنارنج می گیرد...

ولنتاین مبارک❤️
@adelehz
15👎1
امروز کابل،عشق همیشه برنده میشود ❤️

@adelehz
25
حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه ڪتاب خوانده است و نه سیگار برگ برلب گذاشته و ڪلاه ڪج بر سر.
نه با فیلم تایتانیڪ گریه ڪرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم ڪه مریض شد، شبها ڪار میڪرد و صبحها به ڪار خانه میرسید.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یڪ آرزو بود. اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.
حبیب آقا عشق را معنا میڪرد، نمایش نمیداد

@adelehz
37😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه تو شبیه کسی در دنیا هستی
نه کسی می‌تواند شبیه تو باشد .
تو یکی هستی تنها یکی
بابا،هرچه مربوط به توست خاص ست
لبخندت،صدايت،غصه هایت،صدا کردن هایت
من اصلا نمی‌توانم تورا توصیف کنم.چون تو قابل توصیف نیستی نمیشود تورا با ویژگی های بقیه ی باباها توصیف کرد به نظر من هر پدری آنقدر برای فرزندش خاص ست که نمی‌توان او را با بقیه ی باباها مقایسه کرد.
انگار جهان پر از باباهای خاص و بچه هایی ست که در هر شرایطی فقط بابای خودشان را می‌خواهند و بس
چه خوب که پدرم شدی.این خوش شانسی من بود که خدا بین تمام فرشته های سبیلوی مهربانش تورا برای من کنار گذاشت بابا
بگویم دوستت دارم کم کاری ست.بابا من هیچکس را اندازه ی تو دوست ندارم یعنی مثلا یک گنجشک سرمازده در مسیر باد باشد و تو مثل یک درخت قوی بگویی: هی گنجشک سرما خورده که زیر باران می لرزی بیا زیر برگهایم پناه بگیر و خیالت تخت باشد این درخت قوی از هیچ طوفانی نمی ترسد .
من آن گنجشک سرماخورده ام بابا
برایمان بمان مرد
در خانه را همیشه باز کن
کلید بنداز و سکوت خانه را با آمدنت بشکن .
بوی نان تازه را که مثل خودت برکت ست بیاور به خانه
بابا روزت مبارک.
#عادله_زمانی
@adelehz
15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه لحظه ای هم هست که میری باباتو بغل میکنی میبینی چقدر بزرگ شدی که بابات توی بغلت جا میشه ...به خودت میگی بزرگ شدم ؟
جواب میدی نه ...
من هنوز همون بچه ی کوچیک محتاج پدرمم
که بیاد بغلم کنه دنیا برام روشن بشه
همین ...
#عادله_زمانی
@adelehz
15
هر وقت که دستت از همه جا کوتاه شد بگو:

وأُفَوِّضُ أَمْرِ‌ی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّـهَ بَصِیرٌ‌ بِالْعِبَاد
ِ
کارم را به خدا می‌سپارم
قطعا خداوند بینا به بندگان است ..



تموم شد و رفت .
شب زیبا ❤️
@adelehz
32😢2