"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
آموختم از بید که در باد برقصم
در اوج پریشانی خود شاد برقصم

از سایه ی شمشاد چنین یاد گرفتم
در ماتم هر سرو که افتاد برقصم

شیرین من! این گونه مرا ساده مپندار
بگذار که چون تیشه ی فرهاد برقصم

از روز ازل با دل بی حوصله بستم -
عهدی که فلک هر چه به من داد برقصم

@adelehz
13
بسیار کوشیده ام که جهان را بسازم!
بسیار کوشیده ام تا همه چیز را تغییر دهم ‌.
نه جهان ساخته شد نه همه چیز تغییر کرد
اما توانستم جهان کوچک خودم را بسازم و آنچه نمی‌خواستم را تا حدی تغییر دهم.
زمان به من آموخت خیلی تقلا کردن به معنای تغییر حتمی نیست .گاهی پذیرش هم بخشی از تغییر است.
#عادله_زمانی
@adelehz
17
کاش می‌شد آدمیزاد، بعد از چند سال زندگی خودش را آن‌طور که دوست دارد، از نو بچیند، دوباره مونتاژ کند...
هر قطعه‌ی خودش را از جایی بردارد، بچسباند و یک چیز بسازد که احساس کند از خودِ قبلی‌اش خودش‌تر است...

می‌شد من، پوستیِ تیره داشته باشم، از آن پوست‌های قهوه‌ای خوش‌رنگ، پوستِ دورگه‌های پدر سفید، مادر سیاه...
چشم‌هایم را از یک دخترکِ عهد قجر می‌گرفتم؛ همان‌قدر سیاه، همان‌قدر درشت، همان‌قدر شرمو!
بینیِ کشیده‌ی کمی عقابیِ یک مرد استرالیایی و لب‌های پهنِ زنی از قبیله‌ای آفریقایی...
دلم زیبایی نمی‌خواهد؛ لااقل زیباییِ استاندارد مجله‌های مُد را نمی‌خواهد. می‌خواهد چیزی باشد ترکیبی از خاص‌ترین تجزیه‌ها...

قلبم را از یک زن مغولی می‌گرفتم که توی یک چادرِ بافته شده از موی بز، نشسته و گهواره‌ی نوزادش را تکان می‌دهد، موهایم بافه‌ی موهای یک سرخپوست است و به اسمی ژاپنی صدایم می‌کنند.
انگشت‌های تپلِ یک مردِ چاق چینی، دست‌های یک هنرمندِ ایتالیاییِ دیوانه، پیشانیِ کوتاهِ یک پیرزن مبادی آدابِ انگلیسی، خوش‌بینیِ ساده‌دلانه‌ی روستاییِ تازه به شهر آمده، شکوهِ غلوشده‌ی زنی در خواستگاریِ پسرش که تنها معلم ایل است، همدلیِ یک دامپزشک، با گاوی که دارد می‌زاید و تنهاییِ حسرت‌برانگیزِ جهانگردی نشسته روی تپه‌ای مشرف به یک شهرِ کوچک و فراموش‌شده...
من می‌توانستم هزار امکان دیگر باشم، غیر از اینی که هستم. من می‌توانستم نقشه‌ی فشرده‌‌ی دنیایی باشم که فرصت گشتنش را نداشته‌ام و همین‌طوری، خوش‌خوشک، بچرخم دنبال قطعات دیگرم..‌.
من می‌توانستم جورچینی رنگارنگ باشم از هرچه دلم می‌پسندد...

سودابه فرضی پور
@adelehz
6
به کدام دل صَبوری، کنم ای نگار بی‌ تو؟ ...😢

#سعدی

@adelehz
5
Negar
Ehaam
"نگار"
( گروه ایهام)
@adelehz
5
"زنی که‌گم کردم "
اصفهان شهری است که زندگیم را دگرگون کرد. اولین بار بود که درعمرم اصفهان می رفتم همراه بیماری بودم از طرف خیریه همسرم با من بود.ولی همانجا در اتفاقاتی عجیب و ارتباط با انسانهای پست به ملاقات یکی از انها میرودو.... وحالا من دیگر نمیخواهم با او باشم نمیدانم…
قم شهری که زندگی مرا تغییر داد ..

چند سال پیش که به خواست همسر و برادر شوهرم برای زندگی به قم رفتیم، غربت به من خیلی سخت گذشت. تنهایی باعث شد افسردگی بگیرم و مسئله ایی برام آشکار شد که فهمیدم همسرم چندان من را دوست نداره..
با دلخوری به شهرم برگشتم ولی دیگه هیچ وقت آدم سابق نشدم.
تجربه تحقیر شدن مانند تجربه عشق، فراموش نشدنی‌ست.
نمی‌دانم روح چیست، اما دقیقا می‌دانم که روح از کدام قسمت بدن تا سرحد نابودی تحلیل می‌رود.
اگر به قم نمی رفتیم چه می شد ؟

@adelehz
😢217
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من برات ارزش قائلم
- پس من چرا نمیبینمش؟🥲

@adelehz
9😢3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرود آمدن قو در فضای مه آلود سد کوثر گچساران ...
سکوت محض محیط و نور کافی صبحگاهی و صدای بال قدرتمند قو و شانس فیلمبردار، دست بدست هم داد تا صحنه ای بی بدیل خلق شود.

@adelehz
29
Na Dige In Vase Ma Del Nemishe
Hossein Bakhtiari
🎧نه دیگه این واسه ما دل نمیشه ...
@adelehz
9
باید پذیرفت.
باید پذیرفت که در جهان همه شما را دوست نخواهند داشت .
بعضی ها بی دلیل از شما متنفر خواهند بود و حتی بعضی دیگر گام را از آن فراتر نهاده و با شما عملا دشمنی می کنند .
همیشه کسانی هستند که پشت سرتان حرف می‌زنند یا نقاط ضعف تان را در جمع جار می‌زنند.
هرگز فرصتی فراهم نخواهد شدکه شما محبوب تمام عالم باشید. دست از تلاش برای محبوب همه بودن بردارید.
به جای آن به روی کسانی که حامی و عاشق تان هستند تمرکز کنید ولو که انگشت شمارند ‌.
تا بتوانید راحت تر از کنار ادمهای بدخواه بگذرید و جهان برای شما بیشتر مملو از آرامش گردد.
عشق اندک اما مداوم بر طوفانهای ساختگی از عشق ارجح ست‌.
#عادله_زمانی
@adelehz
15
فریدون‌مشیری بیان می‌کند که در طبقه ی دوّم منزلی که بنده زندگی می‌کنم، آپارتمانی هست که همسایه‌ی محترم دیگری در آن زندگی می‌کند. یک شب، بنده که به خانه آمدم تا ماشینم را در گاراژ بگذارم، دیدم مهمان‌های همسایه‌ی محترم، ماشین‌های خود را ردیف گذاشته‌اند جلوی خانه و از قرار معلوم، دسته‌جمعی با میزبان رفته‌اند شمیران. من هم ناچار ماشینم را بردم پارکینگ و نامه‌ای نوشتم و جلوی یکی از ماشین‌ها گذاشتم به این مضمون: «امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشینتان را چند متر جلوتر گذاشته بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا پارکینگ بروم.
ارادتمند: "فریدون مشیری"
صبح که از منزل بیرون آمدم، دیدم یکی از مهمان‌ها - که خطاط معروفی است و نامشان استاد بوذری است از قرار جزو مهمان‌ها بوده - با خط‌ّ خوش، نامه‌ای نوشته و به در منزل من چسبانده. او نوشته بود: آقای مشیری،
در پاسخ مرقومه‌ی عالی: «گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!»
و در خاتمه به عرض می‌رساند، اطاعت می‌کنم؛ چرا که از جان دوست‌تر دارند، جوانان سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را!

من هم برای ایشان نامه‌ای نوشتم؛ البته منظوم و به این شرح:

هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازش بَصَر است
هنوز مستی این جام جانفزا به سَر است

فضای سینه‌ام از نامه‌ی تو باغ گل است
هوای خانه‌ام، از خامه‌ی تو مُشک ِ تَر است

تو را به «خطِّ» تو می‌بخشم، ای خجسته قلم
که آنچه در بَرِ من جلوه می‌کند، هنر است

جواب خطّ تو را هم به شعر خواهم گفت
اگرچه خطّ تو از شعر من قشنگ تر است:

به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد
هنوز ذوق و هنر، دام و دانه‌ی بشر است

شبی ز راه محبّت بیا به خانه‌ی ما
ببین که دیده‌ی مشتاقِ شاعری، به در است

چقدر جامعه‌ی ما به ادب، هنر، مسوولیت‌پذیری، محبت، صبوری، فرهنگ‌مداری و بسیاری از چیزهای دیگر نیاز شدید دارد!
@adelehz
24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کنیم جز پیدا کردن راهی که بتوان با این زندگی ساخت ؟
بعضی ها راهی کوتاه تر بعضی ها بلندتر
فقط خوشا به حال آنانکه راه شان بتواند دلی را شاد کند دل خودشان و یا دلی از دیگران ...
#عادله_زمانی
پ.ن:حالشو خریدارم 🙂
@adelehz
5
تصویری زیبا از همدیگر پذیری مذهبی در جامعه هند
مراسم وداع با لتا منشینگر مادر موسیقی هند که روز گذشته درگذشت ‌.
@adelehz
بیا چای بنوشیم .
من چای می ریزم تو‌بخند
قند خنده ات را بردارم و این چای تلخ را شیرین کنم .
تو بخند...
#عادله_زمانی
@adelehz
16
هربار که دختری عاشق میشود
فرشته ای غمگین میشود.
چون میداند که بزودی باید شاهد اشکهایش باشد.چون دخترها بدون اشک عاشقی نمیکنند
#عادله_زمانی
@adelehz
😢237
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این پیامی از جانب کائنات برای شماست
برای من ارسال شد و من برای شما اینجا منتشرش کردم و شما برای دیگران بفرستید .
دیدن این پیام‌اتفاقی نیست .
به آن فکر کنید .
#عادله_زمانی
@adelehz
19👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بقول خانم گوگوش دلم خواست
تموم شد رفت ...
شب بخیر ❤️

@adelehz
3
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .

http://Instagram.com/adeleh.z7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲حال خوبش رو حسابی خریدارم !

چه کنیم جز پیدا کردن راهی که بتوان با این زندگی ساخت ؟ بعضی ها راهی کوتاه تر بعضی ها بلندتر .فقط خوشا به حال آنانکه راه شان بتواند دلی را شاد کند دل خودشان و یا دلی از دیگران ...

عادله زمانی 🍓

باورتون میشه ایشون ، پزشک لابراتوآر دندانپزشکی هستن و دندانساز ؟ اینقدر سرخوش و مست از کار توی جایی بسته و سخت ؟

@adelehz
@chehel_salegi
7
"زنی که‌گم کردم "
قم شهری که زندگی مرا تغییر داد .. چند سال پیش که به خواست همسر و برادر شوهرم برای زندگی به قم رفتیم، غربت به من خیلی سخت گذشت. تنهایی باعث شد افسردگی بگیرم و مسئله ایی برام آشکار شد که فهمیدم همسرم چندان من را دوست نداره.. با دلخوری به شهرم برگشتم ولی دیگه…
جهرم

۲۵ سال پیش اومدم جهرم واسه ادامه تحصیل!
و دیگه هیچ وقت به خونه پدری برنگشتم.ترم دوم با یه اقای جهرمی ازدواج کردم و همینجا مادر دوتا پسر شدم اما هر روز و هر لحظه حس غربتُ بیشتر و بیشتر حس میکردم تا اینکه پسرام بزرگ شدن و هر کدوم واسه دانشگاه رفتن یه شهر دیگه، پسر کوچیکم تو شهر و وطن خودم قبول شد!!( نمیدونم دست تقدیر بود یا دوباره بازی سرنوشت!!) و من بعداز ۲۴ سال زندگی مشترک تصمیم گرفتم مهاجرت کنم به وطنم.
احساس یه زندانی رو داشتم که بعداز سالها از حبس دراومده🙏🙂

اگه به جهرم‌نمیومدم زندگیم چطور میشد؟
@adelehz
7