"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
خمر من و خمارِ من
باغ من و بهارِ من
خواب من و قرارِ من
بی تو به‌ سر نمی‌شود

مولانای جانم
@adelehz
10
نارنجی جدی می‌شود 🦊😑

#نارنجی
@adelehz
14
هرچقدر تلاش کنی از خودت مایه بگذاری و از هرچه ناراحتت می‌کند بگذری تا مبادا به آنکه در برابرت ایستاده خدشه ای وارد نکنی
اگر نفهمد
بی فایده است .
تو جهان را آتش بزن برای خوشحالی اش،فایده ندارد یا بهانه ای خواهد یافت یا بهانه ای خواهد ساخت.
آنکه بخواهدت دل ندارد بگوید خسته ام
اما آنی که مدام می نالد و می‌خواهد درکش کنی یاد نگرفته مستقیم بگوید هی فلانی حوصله ام را سر بردی بگذار برو ..
همیشه دنبال جوابهای مستقیم نباشید .نشانه ها را دنبال کنید تا بفهمید طرف تان ميخواهد چی بگوید .
خسته ام ،مشکل دارم،نمیتوانم،برایم‌کم میگذاری ،شرایط اینطور ایجاب کرد،نشد که بشود و....
همه این حرفها یک‌معنی دارد.

هی رفیق
هرچقدر هم که عاشقی
خودت را به نفهمیدن نزن
حس که کردی باید بروی
کوله ات را جمع کن و از زندگیش بیرون برو
مطمئن باش او این گونه راحت تر است .
#عادله_زمانی
@adelehz
20😢3
تورا به دو حالت دوست دارم
وقتی هستی و وقتی نیستی
هنگام بودنت چون جهان زیباترست
و هنگام نبودنت چون جهان بازهم از یاد تو زیباترست.
#عادله_زمانی
@adelehz
15
خانوم جون حرف قشنگی میزد
میگفت هوا که خنک میشه درخت هایی
که سایه مینداختن فراموش میشن..‌.🌱

@adelehz
9😢9👍1
برقص دخترکم،
آنقدر برقص که زمین گرم از نفسهایت شود و از گرمای جنگل موهایت دوباره جوانه زند .
آنقدر برقص که انارهای لبهایت بشکافد و‌دانه هایش زمین را سرخ از عشق کند .
برقص دخترکم
تا طره ی زلفکان سیاهت را که بافتمشان، بر باد تازیانه بزند .
تا جهان از هیاهوی کفش‌های دخترانه ی صورتی آن به وجد بیاید .
پروانه ی کوچک من
تو برقص که باغ از رقص شاپرک ها جان میگیرد و جان می بخشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و خوشبختی
مرز باریکی ست
بین آغوش تو
ودنیای بیرون..
#عادله_زمانی
@adelehz
13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید یک مکانی باشد!
هر مکانی...
حتی یک مکان خیالی!
تا بتوانیم به آنجا برویم
و از نو زاده شده،
برگردیم ...


کارلوس فوئنتس

@adelehz
16
یا به میدان نیا، یا تمام بیا..
هیچ موجودی نفرت انگیزتر از عاشقِ نیم‌بند نیست.
نادر ابراهیمی
@adelehz
25😢3
احتیاج دارم که یک دوست باشم .
دوستی که بلد است چای بریزد و شکلات بچیند توی جاشکلاتی
دوستی که بلد است پرده را کتار بزند تا آفتاب کم توان عصر زمستانی بتابد روی میز کوچک کنار پنجره
همان میزی که دو صندلی پشتش ،روبروی هم گذاشته و گلدانی که چندین شاخه گل طبیعی در آن جای داده ست..
آن دوست،اگر من باشم میخواهم که دوستی را دعوت کنم‌تا در آن عصر و غروب زمستانی از هزار در حرف بزنیم و چای بنوشیم و کیف کنیم‌.
راستی که چندین دوستی بودن که چنین دوستی داشتن نعمت است .
#عادله_زمانی
@adelehz
16
✔️ تصویر من از زندگی، یک رقص است. این ذات رقصیدن است که لذت‌بخش است و ما با رقصیدن نمی‌خواهیم به‌جایی برسیم.
موقع رقصیدن، به گذشته و آینده فکر نمی‌کنیم، بلکه فقط در زمان حال هستیم.
کسی که می‌رقصد، لزوما نیازی به همراه و تماشاگر ندارد و به‌تنهایی هم از این کار لذت می‌برد.
در رقصیدن، به دنبال هیچ پاداشی نیستیم و فقط بخاطر لذت‌بردن، آن را انجام می‌دهیم.
رقص زمانی زیباست که در آن هماهنگی وجود داشته باشد. زندگی نیز همین‌گونه است. یکی سلامتی را فدای کار می کند. یکی خانواده را فدای قدرت و ثروت می‌کند. دیگری جایی برای تفریح در زندگی نمی‌گذارد. همه اینها عدم هماهنگی است، اما اگر زندگی‌مان رقص‌گونه باشد، همه چیز را در هماهنگی و تعادل نگه می‌داریم.
مصطفی ملکیان

@adelehz
12
"زنی که‌گم کردم "
نام شهری که زندگی تون و تغییر داد چی بود و چرا؟ @aydel7 قشنگترین هاشو میذارم اینجا ❤️
شهر سبزوار... اون زمان که انتخاب رشته دستی بود، موقع انتخاب رشته یه خونه رو جابجا رنگ میکنم و از اصفهان یهو ادبیات دانشگاه سبزوار قبول میشم.... ۱۳ ساعت فاصله!
به زور پدرمو راضی کردیم تا برم راه دور!
.
.
.
.
سالها بعد خواهرم با یکی از هم‌دانشگاهی‌های من! طی اتفاقات عجیب ازدواج میکنه و یک سال و نیم بعد طی اتفاق عجیبی اون آقا به رحمت خدا میره و بعد از ۵ سال دیشب عروسی خواهرم بود!
ینی اگه سبزوار قبول نمی‌شدم سرنوشت خواهرم چجوری رقم می‌خورد؟!!!!😔

#شما_فرستادین
@adelehz
15😢1
این داستان نارنجی عکاس میشود .😄🦊
@adelehz
21
شب بخیر ❤️

@adelehz
14😢2
"زنی که‌گم کردم "
شهر سبزوار... اون زمان که انتخاب رشته دستی بود، موقع انتخاب رشته یه خونه رو جابجا رنگ میکنم و از اصفهان یهو ادبیات دانشگاه سبزوار قبول میشم.... ۱۳ ساعت فاصله! به زور پدرمو راضی کردیم تا برم راه دور! . . . . سالها بعد خواهرم با یکی از هم‌دانشگاهی‌های من! طی…
اصفهان شهری است که زندگیم را دگرگون کرد.

اولین بار بود که درعمرم اصفهان می رفتم
همراه بیماری بودم از طرف خیریه
همسرم با من بود.ولی همانجا در اتفاقاتی عجیب و ارتباط با انسانهای پست به ملاقات یکی از انها میرودو....
وحالا من دیگر نمیخواهم با او باشم
نمیدانم سرنوشت مرا به کدام سمت هدایت میکند
ولی حالا در دوراهی زندگیم بین ماندن ورفتن مردد ماندم.

ماندنی که دلم را خون میکند با مردی که جایی در دلش ندارم.
و رفتنی که دنیای بچه هایم را تاریک میکند
من بین
بودن یا نبودن
ماندن یا نماندن
معلقم

آخر پاییز پس از ۳۱ سال زندگی مشترک
دیگر جوجه ای از عشق برای شمردن نداشتیم.
اصفهان شهر جدایی ما بود.
یلدایی در اصفهان گذراندم تاریک وطولانی.......
اگر اصفهان نمیرفتیم چجور میشد...؟؟!!!

#شما_فرستادین
@adelehz
😢18
هرچه می‌بینی بخشی از جهان پیرامون توست،
اما نحوه دیدنت بستگی دارد به عینکی که به چشم می‌زنی.

دنیای سوفی
یوستین گوردر


@adelehz
5
این نسل،نسل ساده و ساکت ما نیست حرف واسه گفتن داره ...
و این خوبه ...
@adelehz
16