"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
نام شهری که زندگی تون و تغییر داد ‌؟
-ووهان😐

@adelehz
😢12
کاش می‌توانستم
اندوهم را مثل یک فرش
ببافم و آن را بر زمین بیفکنم ..
شاید تو آن را می دیدی .
#عادله_زمانی
@adelehz
17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم میخواهد به زمستان سال ۱۳۷۷ برگردم
ساعت ۹شب کنار بخاری روی دفتر مشقم خوابم برده باشد .
مادرم پتویی نرم رویم بیندازد
در حالی که رویا می بینم بوی نارنگی و صدای تلوزیون در خانه پیچیده باشد .
همه چیز آرام باشد و امن
و دنیا در همان نقطه متوقف گردد
چه بود این رویای بزرگ‌ شدن
اگر بزرگ‌ شدن این چیزی بود که ما امروز درونش غرق شدیم‌.
#عادله_زمانی
@adelehz
😢1211
چشمانت را ته فنجان قهوه ام دیدم .
مادام ارمنی می‌گفت فالت سنگین افتاده ست .
نمی داند نمی‌شناسدت
حتی ندیده تو را تا بداند که آن چشمها،آن چشمها سنگین ترین اتفاقات زندگی هرکسی می‌توانند باشند .
چشمانت ته فنجان قهوه ام افتادند .
#عادله_زمانی
@adelehz
10😢4
دلخوشم با نفسی
حبه ‌ی قندی
چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه‌ ی دنیایی
دل‌ خوشی‌ ها کم نیست
دیده‌ ها نابیناست ...

👤 #سهراب‌_سپهری

@adelehz
17😢1
برای من ماجرای مردی را گفته اند که دوستش به زندان افتاده بود و او شب ها بر کف اتاق میخوابید تا از آسایشی لذت نبرد که دوستش از آن محروم است!
چه کسی برای ما بر زمین خواهد خفت؟

آلبر کامو
@adelehz
😢1611
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه در مورد افغانستان نمی‌دانیم.
@adelehz
6😢3
فقط نیم ساعت توی اخبار چرخ زدم:
دنیا جهانبخت برای عروس آینده‌ش پیج زده، همون ساعت اول هفتادهزار فالوور گرفته!
مهندس خودروساز ایرانی گفته باید با زاویه خاصی تصادف کنید تا ایربگ ماشین ایرانی باز شود!
و "دهه شصتی‌ها به سمت سالخوردگی در حرکت هستند و خطر آلزایمر سالخورده‌ها را تهدید می‌کند."
تو دنیای بی‌صاحبی که دهه شصتی به سالخوردگی نزدیک می‌شود، "یعنی کی عروس ما میشه" ۷۰ کا فالوور می‌گیرد و پیش از تصادف باید زاویه برخورد را با نقاله اندازه گرفت، هرچی خواستی بخور، هرچی خواستی بنویس، هرچی خواستی بپوش، هرقدر خواستی بخواب. هیچ‌چیز، به هیچ جایت هم نباشد.
والا!
سودابه فرضی پور
@adelehz
😢21👎1
نام شهری که زندگی تون و تغییر داد چی بود و چرا؟
@aydel7
قشنگترین هاشو میذارم اینجا ❤️
2
امروز صبح حوالی ساعت چهار ونیم یا پنج از خواب بیدار شدم ،عادت دارم وقتی خوابم کامل میشود یا وقتی چیزی ناراحتم میکند زود از خواب بیدار شوم و اصلا حس خواب آلودگی نداشته باشم‌.رفتم کنار پنجره میخواستم شهر را در این آرامش غم آلود تماشا کنم.راستش من دلم برای این شهر تنگ شده ست...در آن سکوت صبحگاهی و در آن تاریک روشن غم اندود صدای خش خش جاروی رفتگر تنها صدای قاتل سکوت بود چیز تعجب آوری نبود .اما ناگهان با نزدیک شدن صدای خش خش به زیر پنجره، طنینی دیگر بهمراه صدای جارو در فضا پیچید!رفتگر خوش ذوق محله داشت آهنگ معین گوش میداد و کارش را میکرد.راستش را بگویم در آن صبح غم اندود خاکستری شنیدن صدای موزیک نور روشنی در دلم انداخت،انگار صدای امید بود انگار صدای روشنی بعد از سیاهی انگار کسی میخواست بگوید دوباره امید و شور به خانه برمیگردد دل قوی دار که سحر نزدیک ست...
حیفم آمد ننویسم
نوشتم تا بگویم خدا و امید تنها گنجینه ی این روزهای ما هستند.
همین
#عادله_زمانی
عکس: زاویه ی دید من ۵ صبح
@adelehz
21
ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی

خواجوی کرمانی
شب زیبا ❤️
@adelehz
14
زنها با بافتن خو گرفته اند
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
10
در سفر اخیرم به ایران، برای پیگیری گواهینامه‌ام رفته بودم پلیس +۱۰. پرونده‌ام یک تمبر ۱۰۰۰ تومانی کم داشت تا کامل شود. اما کارت بانکی‌ام مبلغ ۱۰۰۰ تومان را نمی‌کشید و امکان پرداخت نقدی هم وجود نداشت.

هیچ چاره‌ای نداشتم جز اینکه فردا با کارت بانکی دیگری برگردم و پرونده را کامل کنم. پیرمردی که کنارم ایستاده بود، بدون هیچ مقدمه‌ای کارتش را درآورد و داد به مسئول بادجه. گفت با این کارت امتحان کنید. پیرمرد غریبه، تنها نقصی پرونده‌ی من را کامل کرد و پرونده را به جریان انداخت. یک روز اداری را به من هدیه داد. هرچه به پیرمرد اصرار کردم که من چطور پول شما را برگردانم، گفت قابل ندارد و برای همه پیش می‌آید پسرم.

حالا، هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، در پروازی سه ساعته نشسته‌ام و کارت بانکی کنار دستی‌ام کار نمی‌کند. امریکن اکسپرس است و اینجا پشتیبانی نمی‌شود. تا مهماندار گفت پرداخت نقدی هم قبول نمی‌کنیم پیرمرد درونم کارت بانکی‌اش را در آورد و گفت از کارت من بکشید. همسفرم یوروی خرد به اندازه‌ی کافی نداشت و هرچه که داشت را به من داد؛ البته به علاوه‌ی عذرخواهی‌ها و تشکرهای دو دقیقه یکبارش تا اتمام غذا.

زنجیره‌ی محبتی که آن پیرمرد در شهرستانی در ایران شروع کرده بود، حالا در ارتفاع چند هزارمتری سطح زمین در اروپا ادامه پیدا می‌کرد. شک ندارم که همسفر آمریکایی‌ام این زنجیره را با خودش تا غربِ وحشی می‌برد، از آنجا هم کسی زنجیره را می‌گیرد و می‌برد به شرق دور. اصلا همین زنجیره‌های کوچک محبت هستند که دنیا را سرِپا نگه‌ داشته‌اند.

مشاهدات حسین از اروپا

@adelehz
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روباه، در انتهای جنگل سرد
به این می اندیشید:
آیا در جهان روباه های نارنجی جایی برای گلی که خودش را لوس کند وجود دارد ؟
یا برای مراقبت از یک گل باید حتما شازده کوچلو باشی؟
کسی چه می داند
که چه کسی قادر به خنداندن گلی خواهد بود؟
#عادله_زمانی
#نارنجی
❤️🦊
@adelehz
13
Charkho Falak
Salar Aghili
🎧@adelehz
چرخ و فلک
سالار عقیلی
12
"زنی که‌گم کردم "
Salar Aghili – Charkho Falak
خورشیدی در جان تو پنهان ست ...
دریا از یاد تو پریشان ست...
عاشق شو
زیرا عاشق انسان ست...

در انتظار فردا شب را سحر کن
با کوله باری از نور از شب گذر کن
سرمست وعاشقانه در خود نظر کن



@adelehz
5
فال می‌گیرم و می‌خوانی و من می‌خندم
بنشین چای بخور ، خسته نباشی یارا...
مهدی فرجی

#چای_تایم
@adelehz
4