گاهی میخندم
گاهی گریه میکنم
گریه اما بیشتر اتفاق میافتد
بههرحال آدم یکی از لباسهایش را
بیشتر دوست دارد...
الهام اسلامی
@adelehz
گاهی گریه میکنم
گریه اما بیشتر اتفاق میافتد
بههرحال آدم یکی از لباسهایش را
بیشتر دوست دارد...
الهام اسلامی
@adelehz
❤10😢5
حالت خوب نباشه ،دلت شکسته باشه برگردی به خدا بگی خدایا دلم گرفته ..
بعد بیای ببینی یه نفر بی بهانه ،بی دلیل
همچین چیزی رو برات نوشته و پیغام گذاشته .
اون لحظه همون لحظه ای هست که باید گفت خدایا مرسی که بوسیله ی مهربون هات منو بغل میکنی🥰❤️
اینمپیام من برای هرکس که این و میخونه
توبی دلیل این نوشته رو نمیخونی
دلیلش اینه که باید یادت بمونه تو بسیار ارزشمندی ❤️
شب زیبا
#adelehz
بعد بیای ببینی یه نفر بی بهانه ،بی دلیل
همچین چیزی رو برات نوشته و پیغام گذاشته .
اون لحظه همون لحظه ای هست که باید گفت خدایا مرسی که بوسیله ی مهربون هات منو بغل میکنی🥰❤️
اینمپیام من برای هرکس که این و میخونه
توبی دلیل این نوشته رو نمیخونی
دلیلش اینه که باید یادت بمونه تو بسیار ارزشمندی ❤️
شب زیبا
#adelehz
❤10
در نقطه ای که خیال میکنی همه چیز به آخر رسیده و جهان در تاریکی غرق شده ست.ناگهان خورشید طلوع میکند .
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع میکند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع میکند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
❤15
چیزهایی وجود دارد که شما نمیتوانید بخرید
چیزهایی مثل
زمان،خوشبختی،دوستان،رویاها،امید،عشق سلامتی
@adelehz
چیزهایی مثل
زمان،خوشبختی،دوستان،رویاها،امید،عشق سلامتی
@adelehz
❤18👎3
قدیم ترها،در دبستان وقتی از ما میپرسیدند شغل مادر ؟
میگفتیم خانه دار
در ذهن کودکانه ی ما بچه های دیروز بین مادر کارمند و مادر خانه دار فاصله ی زیادی وجود داشت .فکر می کردیممادرانمان در واقع شغل ندارند .
سالها گذشت تا ما دختران مادران خانه دار فهمیدیم که اتفاقا مادرهای مان شاغل ترین زنان زمین بودند و ما بیخبر بودیم.
یک روز صبح که برای درست کردن صبحانه شش صبح بیدار شدیم و مجبور شدیم با یک دست پنیر و گردو روی سفره بگذاریم و با یک دست موهای آشفته مان را مرتب کنیم تا بشود بقیه را بیدار کرد .
یک روز که ساعت یک ظهر خسته به خانه رسیدیم و با سرعت نور گوشت را از فریزر پرت کردیم بیرون تا حدود ساعت دو و ده دقیقه ظهر بتوانیم کتلت گرم جلوی خانواده بگذریم .
یک شب که قبل از خواب نعنا خشک ها را توی سینی بالای یخچال یک بار دیگه سابیدیم و تمام دستمان عطر نعنای امسالی گرفت .
یک بعدازظهر که توی حال خودمان بودیم و با تلفنی از طرف یک آشنا که میگفت مهمان نمیخوایی؟ نیم ساعت دیگه خونه تون هستم .
مثل برق خانه های چند ده متری را جارو زدیم و دستمال کشیدیم و میز آماده کردیم
فهمیدیم که ....
مادرهای بی ادعای ما ،شاغل ترین زنان عالم بودند .
شاغل هایی که سر ماه کسی حقوق کف دست شان نمیگذاشت و بعد از هر زایمان هیچ مرخصی با حقوقی برایشان رد نمی شد .
آن روز بود که یاد گرفتیم به دخترهای آینده مان بیاموزیم تا بفهمند هیچ زنی بیکار نیست و زنان خانه دار عجیب شاغلند
بطرزی عجیب
آنچنان که قانون کارشان هنوز در هیچ کتاب حقوقی نوشته نشده ست .
#عادله_زمانی
#روز_مادر
@adelehz
میگفتیم خانه دار
در ذهن کودکانه ی ما بچه های دیروز بین مادر کارمند و مادر خانه دار فاصله ی زیادی وجود داشت .فکر می کردیممادرانمان در واقع شغل ندارند .
سالها گذشت تا ما دختران مادران خانه دار فهمیدیم که اتفاقا مادرهای مان شاغل ترین زنان زمین بودند و ما بیخبر بودیم.
یک روز صبح که برای درست کردن صبحانه شش صبح بیدار شدیم و مجبور شدیم با یک دست پنیر و گردو روی سفره بگذاریم و با یک دست موهای آشفته مان را مرتب کنیم تا بشود بقیه را بیدار کرد .
یک روز که ساعت یک ظهر خسته به خانه رسیدیم و با سرعت نور گوشت را از فریزر پرت کردیم بیرون تا حدود ساعت دو و ده دقیقه ظهر بتوانیم کتلت گرم جلوی خانواده بگذریم .
یک شب که قبل از خواب نعنا خشک ها را توی سینی بالای یخچال یک بار دیگه سابیدیم و تمام دستمان عطر نعنای امسالی گرفت .
یک بعدازظهر که توی حال خودمان بودیم و با تلفنی از طرف یک آشنا که میگفت مهمان نمیخوایی؟ نیم ساعت دیگه خونه تون هستم .
مثل برق خانه های چند ده متری را جارو زدیم و دستمال کشیدیم و میز آماده کردیم
فهمیدیم که ....
مادرهای بی ادعای ما ،شاغل ترین زنان عالم بودند .
شاغل هایی که سر ماه کسی حقوق کف دست شان نمیگذاشت و بعد از هر زایمان هیچ مرخصی با حقوقی برایشان رد نمی شد .
آن روز بود که یاد گرفتیم به دخترهای آینده مان بیاموزیم تا بفهمند هیچ زنی بیکار نیست و زنان خانه دار عجیب شاغلند
بطرزی عجیب
آنچنان که قانون کارشان هنوز در هیچ کتاب حقوقی نوشته نشده ست .
#عادله_زمانی
#روز_مادر
@adelehz
❤13👎1
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنظرم مادر هدیه ی بزرگ خدا به بندگانش بود .نمیدانم اگر مادر نبود چه کسی حرفها را میشنید،چه کسی غصه ها را میخورد چه کسی همیشه دل نگران می ماند.
میدانی مادر مفهوم خاصی ست من نمیتوانم تصور کنم که با تمام بدی های احمقانه ام هنوز کسی مرا اینچنین دوست داشته باشد و میفهمم که همه ی مادرها احمق های کوچولوی گاهی غیرقابل تحملشان را همین قدر دوست دارند .
وقتی بچه بودم همیشه از دور شدن از مادرم می ترسیدم حالا که بزرگم هنوز هم همینطور ست .طبیعی ست که بخواهم همیشه نزدیک کسی باشم که نه ماه با یک بند خونی به وجودش،قلبش و حیاتش وصل بودم.
اگر مادرها هرگز خلق نمیشدند خداوند چه چیزی داشت تا با آن عشق عمیقش را به بندگانش نشان دهد؟
نمیدانم.
#عادله_زمانی
از فیلم مادر اثر مرحوم علی حاتمی
@adelehz
میدانی مادر مفهوم خاصی ست من نمیتوانم تصور کنم که با تمام بدی های احمقانه ام هنوز کسی مرا اینچنین دوست داشته باشد و میفهمم که همه ی مادرها احمق های کوچولوی گاهی غیرقابل تحملشان را همین قدر دوست دارند .
وقتی بچه بودم همیشه از دور شدن از مادرم می ترسیدم حالا که بزرگم هنوز هم همینطور ست .طبیعی ست که بخواهم همیشه نزدیک کسی باشم که نه ماه با یک بند خونی به وجودش،قلبش و حیاتش وصل بودم.
اگر مادرها هرگز خلق نمیشدند خداوند چه چیزی داشت تا با آن عشق عمیقش را به بندگانش نشان دهد؟
نمیدانم.
#عادله_زمانی
از فیلم مادر اثر مرحوم علی حاتمی
@adelehz
❤7👎1
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من میگم مادر
تو بخوان سایه ی خدا
تقدیم به تمام مادران
خصوصا مادران خفته در خاک اما بیدار در رویای عزیزان ...
#عادله_زمانی
@adelehz
تو بخوان سایه ی خدا
تقدیم به تمام مادران
خصوصا مادران خفته در خاک اما بیدار در رویای عزیزان ...
#عادله_زمانی
@adelehz
😢7
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غروب پنجشنبه ست و دل تنگ مسافران ابدی...
کاش کسی به مادران در خاک رفته برسونه که این روزها خیلی محتاج دعاشون هستیم.
مادربزرگم تا وقتی زنده بودند همیشه دعای خیر ورد زبونشون بود حالا میخوام ته دلم از اون مسافر بی بازگشت و همه ی مادرانی که دیگه چراغ هیچ خونه ای بدستشون روشن نمیشه بخوام که برامون برای ارزوهامون و گرفتاری هامون دعا کنند...
همین
@adelehz
کاش کسی به مادران در خاک رفته برسونه که این روزها خیلی محتاج دعاشون هستیم.
مادربزرگم تا وقتی زنده بودند همیشه دعای خیر ورد زبونشون بود حالا میخوام ته دلم از اون مسافر بی بازگشت و همه ی مادرانی که دیگه چراغ هیچ خونه ای بدستشون روشن نمیشه بخوام که برامون برای ارزوهامون و گرفتاری هامون دعا کنند...
همین
@adelehz
❤6😢6
"زنی کهگم کردم "
🩸 Sticker
تلگرام با این استیکر برای اولین بار به طور واضحی دردهای مربوط به دوران قاعدگی خانم ها رو تصویر سازی کرده 🩸
درد و خیلی خوب به تصویر کشیده 🔪
@adelehz
درد و خیلی خوب به تصویر کشیده 🔪
@adelehz
😢14
می خوام یه اعتراف کنم!
من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم؛
عاشق یه دختر لاغر و قد بلند شدم که عینک ته استکانی می زد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود! اون هر روز به خونه پیرزن همسایه می اومد تا پیانو یاد بگیره...
از قضا زنگ خونه پیر زن خراب بود و معشوقه دوران کودکی من زنگ خونه ما رو می زد، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده می رفتم پایین و در رو واسش باز می کردم، اونم می گفت ممنون عزیزم، لعنتی چقدر تو دل برو می گفت عزیزم!
پیر زنه همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ 'دریاچه قو' چایکوفسکی را بهش یاد می داد و خوشبختانه به اندازه کافی بی استعداد بود تا نتونه آهنگ رو بزنه، به هر حال تمرین رو بی استعدادی چربید و داشت کم کم یاد می گرفت...
اما پشت دیوار حال و روز من چندان تعریفی نداشت، چون می دونستم پیر زنه همسایه فقط بلده همین آهنگ 'دریاچه قو' را یاد بده و دیگه خبری از عزیزم گفتن ها و صدای زنگ نیست
واسه همین همه هوش و ذکاوت خودم رو به کار گرفتم.
یه روز با سادیسمی تمام یواشکی ده صفحه از نت های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می تونستم نت ها رو جابجا کردم و از نو نوشتم و گذاشتمشون سر جاش!
اون لحظه صدایی تو گوشم داشت فریاد می کشید،فکر کنم روح چایکوفسکی بود
روز بعد و روزهای بعدش دوباره دختره اومد و شروع کرد به نواختن 'دریاچه قو' !
شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار می زدن، پیر زنه فقط جیغ می کشید، روح چایکوفسکی هم تو گور داشت می لرزید!
تنها کسی که لذت می برد من بودم، چون پیر زنه هوش و حواس درست و حسابی نداشت که بفهمه نت ها دست کاری شده...
همه چی داشت خوب پیش می رفت،هر روز صدای زنگ، هر روز ممنونم عزیزم و هر روز صدای پیانو بدتر از دیروز!
تا اینکه پیرزنه مرد،فکر کنم دق کرد!
بعد از اون دیگه دختره رو ندیدم
ولی بیست سال بعد فهمیدم تو شهرمون کنسرت تکنوازی پیانو گذاشته...
یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش، دیگه نه لاغر بود و نه عینکی، همه آهنگ ها رو با تسلط کامل زد تا اینکه رسید به آهنگ آخر!
دیدم همون نت های تقلبی من رو گذاشت رو پیانو...این بار علاوه بر روح چایکوفسکی به انضمام روح پیرزنه، تن خودمم داشت می لرزید؛
'دریاچه قو' رو به مضحکی هرچه تمام با نت های اشتباهی من اجرا کرد، وقتی که تموم شد سالن رفت رو هوا!
کل جمعیت ده دقیقه سر پا داشتن تشویق می کردن
از جاش بلند شد و تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت،اما اسم آهنگ 'دریاچه قو' نبود!
اسمش شده بود 'وقتی که یک پسر بچه عاشق می شود'
فکر می کنم هنوزم یه پسر بچه ام!
قهوه سرد آقای نویسنده
روزبه معين
@adelehz
من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم؛
عاشق یه دختر لاغر و قد بلند شدم که عینک ته استکانی می زد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود! اون هر روز به خونه پیرزن همسایه می اومد تا پیانو یاد بگیره...
از قضا زنگ خونه پیر زن خراب بود و معشوقه دوران کودکی من زنگ خونه ما رو می زد، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده می رفتم پایین و در رو واسش باز می کردم، اونم می گفت ممنون عزیزم، لعنتی چقدر تو دل برو می گفت عزیزم!
پیر زنه همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ 'دریاچه قو' چایکوفسکی را بهش یاد می داد و خوشبختانه به اندازه کافی بی استعداد بود تا نتونه آهنگ رو بزنه، به هر حال تمرین رو بی استعدادی چربید و داشت کم کم یاد می گرفت...
اما پشت دیوار حال و روز من چندان تعریفی نداشت، چون می دونستم پیر زنه همسایه فقط بلده همین آهنگ 'دریاچه قو' را یاد بده و دیگه خبری از عزیزم گفتن ها و صدای زنگ نیست
واسه همین همه هوش و ذکاوت خودم رو به کار گرفتم.
یه روز با سادیسمی تمام یواشکی ده صفحه از نت های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می تونستم نت ها رو جابجا کردم و از نو نوشتم و گذاشتمشون سر جاش!
اون لحظه صدایی تو گوشم داشت فریاد می کشید،فکر کنم روح چایکوفسکی بود
روز بعد و روزهای بعدش دوباره دختره اومد و شروع کرد به نواختن 'دریاچه قو' !
شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار می زدن، پیر زنه فقط جیغ می کشید، روح چایکوفسکی هم تو گور داشت می لرزید!
تنها کسی که لذت می برد من بودم، چون پیر زنه هوش و حواس درست و حسابی نداشت که بفهمه نت ها دست کاری شده...
همه چی داشت خوب پیش می رفت،هر روز صدای زنگ، هر روز ممنونم عزیزم و هر روز صدای پیانو بدتر از دیروز!
تا اینکه پیرزنه مرد،فکر کنم دق کرد!
بعد از اون دیگه دختره رو ندیدم
ولی بیست سال بعد فهمیدم تو شهرمون کنسرت تکنوازی پیانو گذاشته...
یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش، دیگه نه لاغر بود و نه عینکی، همه آهنگ ها رو با تسلط کامل زد تا اینکه رسید به آهنگ آخر!
دیدم همون نت های تقلبی من رو گذاشت رو پیانو...این بار علاوه بر روح چایکوفسکی به انضمام روح پیرزنه، تن خودمم داشت می لرزید؛
'دریاچه قو' رو به مضحکی هرچه تمام با نت های اشتباهی من اجرا کرد، وقتی که تموم شد سالن رفت رو هوا!
کل جمعیت ده دقیقه سر پا داشتن تشویق می کردن
از جاش بلند شد و تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت،اما اسم آهنگ 'دریاچه قو' نبود!
اسمش شده بود 'وقتی که یک پسر بچه عاشق می شود'
فکر می کنم هنوزم یه پسر بچه ام!
قهوه سرد آقای نویسنده
روزبه معين
@adelehz
❤14😢8
خوشحالم؛مثل دختری که شعرش رفته باشد روی یک کارت عروسی😍آن هم کسانی که هرگز شانس دیدنشان را نداشته ست اما او را در زیباترین لحظه زندگی شان شریک کردند😍 میتونید تصور کنید وقتی یکی از بچه های گل کانال گفت که تصمیم داره برای متن روی کارت عروسی خواهرش،نوشته ای از من پیشنهاد بده چقدر خوشحال شدم؟؟؟؟
و امروز که بلاخره عکس این کارت قشنگ بدستم رسید 😍
پایین کارت بخاطر حفظ حریم شخصی کات شده
فریبا جان و عباس آقا بخت تون سفید الهی ته خوشبختی و باهم ببینید و تجربه کنید 😍
مبارک باشه ...
به پای هم بشادی پیر بشید
لطفا براشون آرزوی خوشبختی کنید❤👰♀️🤵♂️
محبوب دلخواهم؛
چشمانت را به سمت من بگشا
میخواهم بعد از این فردایم را در آنها ببینم
که خدا چشمانت را برای دل من ساخته است .
و دستانت را و در واقع تمام تورا!
به امروز و فردای من خوش آمدی.
#عادله_زمانی
@adelehz
و امروز که بلاخره عکس این کارت قشنگ بدستم رسید 😍
پایین کارت بخاطر حفظ حریم شخصی کات شده
فریبا جان و عباس آقا بخت تون سفید الهی ته خوشبختی و باهم ببینید و تجربه کنید 😍
مبارک باشه ...
به پای هم بشادی پیر بشید
لطفا براشون آرزوی خوشبختی کنید❤👰♀️🤵♂️
محبوب دلخواهم؛
چشمانت را به سمت من بگشا
میخواهم بعد از این فردایم را در آنها ببینم
که خدا چشمانت را برای دل من ساخته است .
و دستانت را و در واقع تمام تورا!
به امروز و فردای من خوش آمدی.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤11
"زنی کهگم کردم "
خوشحالم؛مثل دختری که شعرش رفته باشد روی یک کارت عروسی😍آن هم کسانی که هرگز شانس دیدنشان را نداشته ست اما او را در زیباترین لحظه زندگی شان شریک کردند😍 میتونید تصور کنید وقتی یکی از بچه های گل کانال گفت که تصمیم داره برای متن روی کارت عروسی خواهرش،نوشته ای از…
صبح روز مادر و با خبر عروسی شروع کنید
انشالله توی کوچه ی تک تک تون عروسی بشه😍
انشالله توی کوچه ی تک تک تون عروسی بشه😍
❤8
Audio
❤4