"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
کاش مثلا ما، نقاشی یک بچه بودیم که تازه یک جعبه مدادرنگی خریده.
بچه‌‌ای که شوقِ مدادرنگی‌هایش را دارد. تمام راه را، از مغازه‌ی لوازم‌التحریری تا خانه دویده تا کتابچه‌ی نقاشی‌اش را رنگ بزند.
کاش مثلا ما کتابچه‌ی نقاشی این کودک بی‌تاب، ولی شاد بودیم. می‌نشست به رنگ‌ زدنِ خاکستری‌ای که هستیم.
سرمان را سبز، زبانمان را سرخ و دل‌مان را ارغوانی می‌کرد. دست‌هایمان را باز و پاهایمان را بُرو می‌کشید.
کاش از آن بچه‌های خلاقِ کمی خُل باشد؛ جای چشم‌هایمان قلب بنفش بکشد، جای لب‌هایمان شکوفه‌ی صورتی...
کاش دنیای نقاشی‌اش یکباره جان بگیرد؛ رنگی‌نگی شویم به‌واقع.
و
کاش سیاهش بماند تهِ جعبه، تا همیشه.

سودابه فرضی پور

@adelehz
6
این نامه فقط به رسم استقبال از تو است،
برای اینکه به تو بگوید یک روز بدونِ تو،
روزی‌ست که تمام نمی‌شود!
شهری‌ست بدون باغ، زمینی‌ست بی‌آسمان.
و برای اینکه به تو بگوید
هرگز هیچ‌ چیز ما را از هم جدا نخواهد کرد؛
در این دنیا، به هم گره خورده‌ایم.
شب‌ خوش!
قلبت را می‌بوسم...

آلبر کامو‌

@adelehz
7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .

http://Instagram.com/adeleh.z7
اگر داستان را از قبل بدانی، به یک ماشین تبدیل میشوی.
آنچه باعث می شود انسانها انسان باشند، دقیقا همین است
که از آینده خبر ندارند ...

📙 #اینجا همه آدمها اینجوری اند.
✍🏻 لوری مور

@adelehz
5
بنظر من
جمعه
همان دلبرک قدیمی ست که سالها منتظر ماند
و معشوق به او نرسید .
صبح جمعه سالهای جوانی اش و غروب جمعه سالهای پیری اوست ..
این گونه ست که غروب جمعه در حسرت معشوق گم شده در اندوهی غلیظ فرو می رود..
#عادله_زمانی
@adelehz
8👎1
زمستان است و بی‌برگی بيا ای بادِ نوروزم

سعدی

@adelehz
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آن روزگاران قدیم ..

@adelehz
12😢6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امید دارم که "جانت"درد نکند.ادمها گاهی جانشان درد میکند .و ادمیزاد نمیفهمد که چه باید بکند چگونه این جان به درد امده را ارام سازد. گهگاهی پیش می اید که جان ادمی بیرون از بدنش زندگی میکند میپرسی چگونه؟
مثلا مادرها جانشان را بیرون تنشان میگذارند .فرزندانشان جان هایشان هستند گاهی مادری این سوی زمین است وجانش ان سوی زمین ...
گاهی ادم اینقدر کسی را دوست میدارد که جانش را به او میبخشد و هربار که او راه دیگری می رود یا دلش را برمیدارد که برود جان ادمی بدرد می اید .
خلاصه که جانم ادمیزاد هربار میتواند به هزارشکل جانش مشمول درد شود .و من برایت ارزو میکنم که تو "جانت"درد نکند.
و هرگز سبب نشوی که کسی جانش درد بگیرد..
زندگی در این سیاره خاکی ناخواسته اغاز میشود ولی ادامه اش هنر توست ..چرا که هر زنده ماندنی زندگی نیست و هر رهگذری جان نیست...
#عادله_زمانی

@adelehz
22😢6
تورو خدا توجه کنید 🥲
@adelehz
24
«إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ»

اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی یا چیزی بر شما برتری یابد

خدا همینقدر قشنگ دلت رو گرم میکنه
❤️❤️

@adelehz
17
می پذیرم که زندگی همه ی این سالها مرا خوشحال نکرد اما این نمی تواند، حقیقتی که من عاشق زندگی و زندگی کردن‌ هستم را عوض کند.
می دانم که آسمان می تواند ابری،صاف،درخشان یا تیره باشد اما در هر حال هیچ پرنده ای نیست که بگوید از آسمان متنفر است.
من زندگی را مثل پرنده ای که آسمانش را، دوست خواهم داشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
13
دعای صبح استاد با این جمله شروع می‌شد: «خداوندا ممنون که دوباره زنده هستم.»
وقتی روز را این گونه آغاز می‌کنید، بقیه‌ی آن هدیه‌ای است از جانب خداوند.
اگر کسی می‌خواهد بار خود را برای بهشت ببندد، باید همین کار را کند؛ لمس همه چیز و نبردن چیزی با خود...

کمی ایمان داشته باش
میچ البوم
@adelehz
7
اگر هر بار که در آینه نگاه می کنید از دیدن چین و چروک‌های صورتتان نگران شوید ، همین نگرانی شما را خُرد خواهد کرد.

چین و چروک صورت چیز جالبی است، زیرا از عمر و زندگی شما حکایت‌ها دارد. درست مثل جای زخم است که دو چیز را نشان می‌دهد؛ یکی آنکه مجروح شدید، و دیگر اینکه بهبود یافتید .

امی ب هریس
@adelehz
12
😊
22👎1
یک وقتهایی بود مادرجان می گفت : کاش خدا دنیا رو میداد دست ما زنها ! مردها میرفتند همین دنیای بغلی ، گهگاهی سر می زدند به این دنیا !!!
فکرش را بکن ! دنیا دست زنها می بود برای چراغ قرمز سر چهارراه ها ، شال و کلاه می بافتند سرما نخورد .
دنیا دست زنها بود ، خط وسط خیابانها صورتی بود ، در و دیوارهای شهر هم ؛ لابد ماشینها همه گلپوش بودند. بچه های گلفروش سرچهارراه ها ، غذای گرم می خوردند. ان کارگرها ...
همانها که تا غروب کنار بقچه ی نان شان نشسته اند سو می کشند یکی بیاید دنبالشان بروند سر کار ... آنها همیشه دست پر می رفتند خانه !
اگر دنیا دست زنها بود ، همه جا عطر قرمه سبزی می پیچید. یقه ی پیراهن مردها ، عطر ریحان میداد ، بوق ماشینها ، ترانه ی دوستت دارم بود . ماشینها بجای اینکه گاز بدهند ، می رقصیدند !
وای ! دیگر با کلمات نمی توانم وصف کنم دنیای زنها را ...
دنیا بهشت بود ، بهشت ...

محبوبه احمدی
@adelehz
21👎4