ان قدیم ترها، مرسوم بود که وقتی میهمان به خانه می آمد غیر از چای تازه دم و خوش رنگ یک قلیان تازه چاق شده با تمام مخلفات و کبریت هم به نزد مهمان می آوردند تا نفسی تازه کند :)
این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن و ذغال خوب تازه کردن از ویژگی های خانه داری دختر به حساب می آمد.
این همه مقدمه گفتم تا از قلیان حرف بزنم .
در هرات قدیم هم چنین رسمی رایج بود و زنان قدیمی خانواده ی ما مثل مادربزرگ و عمه ام یا حتی خاله ها ی پدرم عاشق قلیان بودند .
اما نه هر قلیانی
هراتی ها به قلیان "چلیم"میگفتند .از دو بخش سر چلیم و ته چلیم تشکیل می شد و ته چلیم میتوانست از جنس شیشه یا گلی باشد .
و تنباکو!
که اصلا شبیه این تنباکو اسانس دارهای میوه ای بدل نبود!
تنباکوی اصل که سر فرصت با ذغال گر گرفته دم می گرفت و با هر کام محکم زنانی که تشویش های زنانه را بر آن می دمیدند به آنها آرامش خلسه مانندی می داد .
تصویر زنی بر کنار اورسی نشسته که با یک دست سوراخ کنار ته چلیم را محکم گرفته و دست دیگر را بر گردن نی چوبی چلیم آمیخته تا از آن تنباکوی اصل برگ، کام بگیرد از آن تصویرهای اصیلی بود که میتوانست هزار شعر و داستان بریزد توی دامن آدم.
راستش من خیلی شانس نفس کشیدن عطر آن تنباکوهای اصل و ذغال های تازه گر گرفته را نداشتم اما آن بو و آن صدای قل قل متواتر که بین سخنان زنانه در مجلس های عصرگاهی زنان می پیچید و چنان موسیقی یکنواختی تکرار می شد هرگز از یادم برون نمی رود .
سالهای زیادی ست نزد من کسی چلیم نکشیده است .و من کم کم آن عطر را فراموش کرده ام دیروز ناگهان بین کارهای روزانه ام باد پیچید و بوی ذغال تازه را از پنجره وارد اتاق کرد،راستش نمی دانم اصلا کی و کجا ذغال تازه کرده بود اصلا قرار بود چلیمی چاق شود و یا نه ؟
اما من ناگهان پرت شدم بین آن مجالس عصرگاهی زنانه ،انگار هزار لایه دغدغه ی زنانه و هزار روسری ابریشمی سفید و هزار موسیقی کلامآهنگین نصیبم شد .
چشمانم را بستم و تمام آن صحنه ها و زنان اصیلی که چلیم میکشیدند و آرام می شدند و چای های خوشرنگ را پیش روی مهمان می نهادند را تصور کردم.
نمیدانم کسی آن حوالی چلیم چاق کرده بود یا نه ولی هرچه بود توانست هزار لایه تاریخ نانوشته ی پس پرده ی زنان قوی اما تنها وچلیم هایشان را زنده کند .
زنانی که بسیاری امروز اینجا نیستند و هیچ چلیمی در خانه هایشان چاق نمی شود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن و ذغال خوب تازه کردن از ویژگی های خانه داری دختر به حساب می آمد.
این همه مقدمه گفتم تا از قلیان حرف بزنم .
در هرات قدیم هم چنین رسمی رایج بود و زنان قدیمی خانواده ی ما مثل مادربزرگ و عمه ام یا حتی خاله ها ی پدرم عاشق قلیان بودند .
اما نه هر قلیانی
هراتی ها به قلیان "چلیم"میگفتند .از دو بخش سر چلیم و ته چلیم تشکیل می شد و ته چلیم میتوانست از جنس شیشه یا گلی باشد .
و تنباکو!
که اصلا شبیه این تنباکو اسانس دارهای میوه ای بدل نبود!
تنباکوی اصل که سر فرصت با ذغال گر گرفته دم می گرفت و با هر کام محکم زنانی که تشویش های زنانه را بر آن می دمیدند به آنها آرامش خلسه مانندی می داد .
تصویر زنی بر کنار اورسی نشسته که با یک دست سوراخ کنار ته چلیم را محکم گرفته و دست دیگر را بر گردن نی چوبی چلیم آمیخته تا از آن تنباکوی اصل برگ، کام بگیرد از آن تصویرهای اصیلی بود که میتوانست هزار شعر و داستان بریزد توی دامن آدم.
راستش من خیلی شانس نفس کشیدن عطر آن تنباکوهای اصل و ذغال های تازه گر گرفته را نداشتم اما آن بو و آن صدای قل قل متواتر که بین سخنان زنانه در مجلس های عصرگاهی زنان می پیچید و چنان موسیقی یکنواختی تکرار می شد هرگز از یادم برون نمی رود .
سالهای زیادی ست نزد من کسی چلیم نکشیده است .و من کم کم آن عطر را فراموش کرده ام دیروز ناگهان بین کارهای روزانه ام باد پیچید و بوی ذغال تازه را از پنجره وارد اتاق کرد،راستش نمی دانم اصلا کی و کجا ذغال تازه کرده بود اصلا قرار بود چلیمی چاق شود و یا نه ؟
اما من ناگهان پرت شدم بین آن مجالس عصرگاهی زنانه ،انگار هزار لایه دغدغه ی زنانه و هزار روسری ابریشمی سفید و هزار موسیقی کلامآهنگین نصیبم شد .
چشمانم را بستم و تمام آن صحنه ها و زنان اصیلی که چلیم میکشیدند و آرام می شدند و چای های خوشرنگ را پیش روی مهمان می نهادند را تصور کردم.
نمیدانم کسی آن حوالی چلیم چاق کرده بود یا نه ولی هرچه بود توانست هزار لایه تاریخ نانوشته ی پس پرده ی زنان قوی اما تنها وچلیم هایشان را زنده کند .
زنانی که بسیاری امروز اینجا نیستند و هیچ چلیمی در خانه هایشان چاق نمی شود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
❤7😢1
"زنی کهگم کردم "
ان قدیم ترها، مرسوم بود که وقتی میهمان به خانه می آمد غیر از چای تازه دم و خوش رنگ یک قلیان تازه چاق شده با تمام مخلفات و کبریت هم به نزد مهمان می آوردند تا نفسی تازه کند :) این بیشتر در مجالس زنانه رایج بود و خصوصا در ایران زمان قاجار، قلیان خوب چاق کردن…
در همه جهان از تو بهتری پیدا نمیشه،
دلبر وطن یار خانگی
مه که میبینم غیر از ما کسی ازما نمیشه،دلبر وطن یار خانگی ..
@adelehz
دلبر وطن یار خانگی
مه که میبینم غیر از ما کسی ازما نمیشه،دلبر وطن یار خانگی ..
@adelehz
❤8
کاش مثلا ما، نقاشی یک بچه بودیم که تازه یک جعبه مدادرنگی خریده.
بچهای که شوقِ مدادرنگیهایش را دارد. تمام راه را، از مغازهی لوازمالتحریری تا خانه دویده تا کتابچهی نقاشیاش را رنگ بزند.
کاش مثلا ما کتابچهی نقاشی این کودک بیتاب، ولی شاد بودیم. مینشست به رنگ زدنِ خاکستریای که هستیم.
سرمان را سبز، زبانمان را سرخ و دلمان را ارغوانی میکرد. دستهایمان را باز و پاهایمان را بُرو میکشید.
کاش از آن بچههای خلاقِ کمی خُل باشد؛ جای چشمهایمان قلب بنفش بکشد، جای لبهایمان شکوفهی صورتی...
کاش دنیای نقاشیاش یکباره جان بگیرد؛ رنگینگی شویم بهواقع.
و
کاش سیاهش بماند تهِ جعبه، تا همیشه.
سودابه فرضی پور
@adelehz
بچهای که شوقِ مدادرنگیهایش را دارد. تمام راه را، از مغازهی لوازمالتحریری تا خانه دویده تا کتابچهی نقاشیاش را رنگ بزند.
کاش مثلا ما کتابچهی نقاشی این کودک بیتاب، ولی شاد بودیم. مینشست به رنگ زدنِ خاکستریای که هستیم.
سرمان را سبز، زبانمان را سرخ و دلمان را ارغوانی میکرد. دستهایمان را باز و پاهایمان را بُرو میکشید.
کاش از آن بچههای خلاقِ کمی خُل باشد؛ جای چشمهایمان قلب بنفش بکشد، جای لبهایمان شکوفهی صورتی...
کاش دنیای نقاشیاش یکباره جان بگیرد؛ رنگینگی شویم بهواقع.
و
کاش سیاهش بماند تهِ جعبه، تا همیشه.
سودابه فرضی پور
@adelehz
❤6
این نامه فقط به رسم استقبال از تو است،
برای اینکه به تو بگوید یک روز بدونِ تو،
روزیست که تمام نمیشود!
شهریست بدون باغ، زمینیست بیآسمان.
و برای اینکه به تو بگوید
هرگز هیچ چیز ما را از هم جدا نخواهد کرد؛
در این دنیا، به هم گره خوردهایم.
شب خوش!
قلبت را میبوسم...
آلبر کامو
@adelehz
برای اینکه به تو بگوید یک روز بدونِ تو،
روزیست که تمام نمیشود!
شهریست بدون باغ، زمینیست بیآسمان.
و برای اینکه به تو بگوید
هرگز هیچ چیز ما را از هم جدا نخواهد کرد؛
در این دنیا، به هم گره خوردهایم.
شب خوش!
قلبت را میبوسم...
آلبر کامو
@adelehz
❤7
"زنی کهگم کردم "
این نامه فقط به رسم استقبال از تو است، برای اینکه به تو بگوید یک روز بدونِ تو، روزیست که تمام نمیشود! شهریست بدون باغ، زمینیست بیآسمان. و برای اینکه به تو بگوید هرگز هیچ چیز ما را از هم جدا نخواهد کرد؛ در این دنیا، به هم گره خوردهایم. شب خوش! قلبت…
بفرستید برای دلبر 😊❤️اینطوری بهش شب بخیر بگید.
❤8
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.z7
بنظر من
جمعه
همان دلبرک قدیمی ست که سالها منتظر ماند
و معشوق به او نرسید .
صبح جمعه سالهای جوانی اش و غروب جمعه سالهای پیری اوست ..
این گونه ست که غروب جمعه در حسرت معشوق گم شده در اندوهی غلیظ فرو می رود..
#عادله_زمانی
@adelehz
جمعه
همان دلبرک قدیمی ست که سالها منتظر ماند
و معشوق به او نرسید .
صبح جمعه سالهای جوانی اش و غروب جمعه سالهای پیری اوست ..
این گونه ست که غروب جمعه در حسرت معشوق گم شده در اندوهی غلیظ فرو می رود..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امید دارم که "جانت"درد نکند.ادمها گاهی جانشان درد میکند .و ادمیزاد نمیفهمد که چه باید بکند چگونه این جان به درد امده را ارام سازد. گهگاهی پیش می اید که جان ادمی بیرون از بدنش زندگی میکند میپرسی چگونه؟
مثلا مادرها جانشان را بیرون تنشان میگذارند .فرزندانشان جان هایشان هستند گاهی مادری این سوی زمین است وجانش ان سوی زمین ...
گاهی ادم اینقدر کسی را دوست میدارد که جانش را به او میبخشد و هربار که او راه دیگری می رود یا دلش را برمیدارد که برود جان ادمی بدرد می اید .
خلاصه که جانم ادمیزاد هربار میتواند به هزارشکل جانش مشمول درد شود .و من برایت ارزو میکنم که تو "جانت"درد نکند.
و هرگز سبب نشوی که کسی جانش درد بگیرد..
زندگی در این سیاره خاکی ناخواسته اغاز میشود ولی ادامه اش هنر توست ..چرا که هر زنده ماندنی زندگی نیست و هر رهگذری جان نیست...
#عادله_زمانی
@adelehz
مثلا مادرها جانشان را بیرون تنشان میگذارند .فرزندانشان جان هایشان هستند گاهی مادری این سوی زمین است وجانش ان سوی زمین ...
گاهی ادم اینقدر کسی را دوست میدارد که جانش را به او میبخشد و هربار که او راه دیگری می رود یا دلش را برمیدارد که برود جان ادمی بدرد می اید .
خلاصه که جانم ادمیزاد هربار میتواند به هزارشکل جانش مشمول درد شود .و من برایت ارزو میکنم که تو "جانت"درد نکند.
و هرگز سبب نشوی که کسی جانش درد بگیرد..
زندگی در این سیاره خاکی ناخواسته اغاز میشود ولی ادامه اش هنر توست ..چرا که هر زنده ماندنی زندگی نیست و هر رهگذری جان نیست...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤22😢6
«إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ»
اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی یا چیزی بر شما برتری یابد✨
خدا همینقدر قشنگ دلت رو گرم میکنه
❤️❤️
@adelehz
اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی یا چیزی بر شما برتری یابد✨
خدا همینقدر قشنگ دلت رو گرم میکنه
❤️❤️
@adelehz
❤17
می پذیرم که زندگی همه ی این سالها مرا خوشحال نکرد اما این نمی تواند، حقیقتی که من عاشق زندگی و زندگی کردن هستم را عوض کند.
می دانم که آسمان می تواند ابری،صاف،درخشان یا تیره باشد اما در هر حال هیچ پرنده ای نیست که بگوید از آسمان متنفر است.
من زندگی را مثل پرنده ای که آسمانش را، دوست خواهم داشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
می دانم که آسمان می تواند ابری،صاف،درخشان یا تیره باشد اما در هر حال هیچ پرنده ای نیست که بگوید از آسمان متنفر است.
من زندگی را مثل پرنده ای که آسمانش را، دوست خواهم داشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤13
دعای صبح استاد با این جمله شروع میشد: «خداوندا ممنون که دوباره زنده هستم.»
وقتی روز را این گونه آغاز میکنید، بقیهی آن هدیهای است از جانب خداوند.
اگر کسی میخواهد بار خود را برای بهشت ببندد، باید همین کار را کند؛ لمس همه چیز و نبردن چیزی با خود...
کمی ایمان داشته باش
میچ البوم
@adelehz
وقتی روز را این گونه آغاز میکنید، بقیهی آن هدیهای است از جانب خداوند.
اگر کسی میخواهد بار خود را برای بهشت ببندد، باید همین کار را کند؛ لمس همه چیز و نبردن چیزی با خود...
کمی ایمان داشته باش
میچ البوم
@adelehz
❤7