محبوب زیباتر از طلوع آفتابم
بارها خواستم باور کنم که نمیخواهم دوستت داشته باشم ،نشد .
مگر میشود خورشید را انکار کرد
من چطور تو را انکار کنم ؟
نشد ،نمی شود، نخواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
بارها خواستم باور کنم که نمیخواهم دوستت داشته باشم ،نشد .
مگر میشود خورشید را انکار کرد
من چطور تو را انکار کنم ؟
نشد ،نمی شود، نخواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤1
زن ها برای نوشتن
به کلمات زیادی احتیاج ندارند
تمام حرف های اضافه را
لابلای رخت های کهنه
چادر پیچ میکنند
می سپارند به رهگذری غمگین...
زنها
شاعران بزرگی نمیشوند
فروغ یک اشتباه بود!
ندیدی چقدر زود رفت!
زن ها بلد نیستند شعرهایشان را
بلند بلند بخوانند
بغض میکنند،
دار و ندارشان:
یک چمدان بسته است
گلدانی که کنار پنجره خاک می خورد
اجاقی که زرد میسوزد
و آینه ای که همیشه
کسی در آن گم شده ...
هنگامه درخشان
@adelehz
به کلمات زیادی احتیاج ندارند
تمام حرف های اضافه را
لابلای رخت های کهنه
چادر پیچ میکنند
می سپارند به رهگذری غمگین...
زنها
شاعران بزرگی نمیشوند
فروغ یک اشتباه بود!
ندیدی چقدر زود رفت!
زن ها بلد نیستند شعرهایشان را
بلند بلند بخوانند
بغض میکنند،
دار و ندارشان:
یک چمدان بسته است
گلدانی که کنار پنجره خاک می خورد
اجاقی که زرد میسوزد
و آینه ای که همیشه
کسی در آن گم شده ...
هنگامه درخشان
@adelehz
❤8
El-Leila - Www.HiBorazjan1.Blogfa.Com
Amr Diab - t2pmc1@yahoo.com
وقتی خداوند زنان را میان مردان تقسیم کرد
و تو را به من داد ،
احساس کردم :
به شکل واضحی با من همکاری کرده !
و با همه کتابهای آسمانی قصد مخالفت دارد !
به من شراب داد ، به دیگران گندم !
بر تنم رختی از ابریشم پوشاند ،
و بر تن دیگران پنبه ...
گل را به من هدیه کرد ،
و شاخه را به دیگران بخشید !
👤 نزار قبانی
@adelehz
و تو را به من داد ،
احساس کردم :
به شکل واضحی با من همکاری کرده !
و با همه کتابهای آسمانی قصد مخالفت دارد !
به من شراب داد ، به دیگران گندم !
بر تنم رختی از ابریشم پوشاند ،
و بر تن دیگران پنبه ...
گل را به من هدیه کرد ،
و شاخه را به دیگران بخشید !
👤 نزار قبانی
@adelehz
❤5
Taj Mahal
Saman Samimi, Andrea Voets, Uday Ramdas
محبوب ناب من؛
تو آیا باران هستی ؟
چون تنها باران می تواند مثل تو هر چیز را با آمدنش تازه و زیبا کند .
خوش آمدی به خانه ی قلبم
که قطعا آمدنت پاداش خداست به قلب من
#عادله_زمانی
@adelehz
تو آیا باران هستی ؟
چون تنها باران می تواند مثل تو هر چیز را با آمدنش تازه و زیبا کند .
خوش آمدی به خانه ی قلبم
که قطعا آمدنت پاداش خداست به قلب من
#عادله_زمانی
@adelehz
❤4
.
همهی ما در دامهای خودمان گرفتاریم؛ در یک هراس، هراس ابدی، هراس مدام...
همهی عمر با این سوال تیز و زبر میگذرد که "آیا من آدم خوبی هستم؟"
مادر/پدر خوبی هستم؟
فرزند خوبی هستم؟
شهروند خوبی هستم؟
دانشجوی خوب، استاد خوب، آشپز خوب، کارمند خوب، بنا، نجار، معمارِ خوب...
"خوب بودن" را "بینقص" بودن میدانیم. کافیست سروتهِ خیار تلخ شود، کافیست گوشهی کارمان لبپَر شود، کافیست سرکِشِ "کمال"مان کمی کج شود و دیگر آنطورها کامل نباشد، همینها کافیست که ما "آدم بده" باشیم.
کاش گاهی سایهی منحوس این هراس مدام را از سر خودمان، از سر هم برداریم؛
کاش گاهی دستهای وحشتزدهی دیگری را بگیریم و بگوییم: "کامل هم نبودی، نبودی. بخدا! مگه همه باید کامل باشن؟ وا بده رفیق!"
این وظیفهی سنگینِ "کامل باش، بینقص باش، وگرنه خوب نیستی" چطور نشست روی شانهی انسان؟
از کی به جرم داشتن کوچکترین نقص گناهآلوده شدیم؟
من مادرم و تا سالها مدام در مرورِ خود بودم که "مادر کاملی هستم؟"
و یکی نبود که بگوید مگر حتما باید کامل بود؟ مگر نمیشود گاهی اشتباه کرد؟ این را از قوطیِ کدام عطار آوردهای که مادرِ نابلدی که گاهی اشتباه کند، مادر بدی است؟
اشتباه کردن یک مهارت است، اما افسوس که به خودمان فرصت اشتباه نمیدهیم؛ چون آدمیزاد، اسطورهی سرزنش خود است.
سودابه فرضی پور
@adelehz
همهی ما در دامهای خودمان گرفتاریم؛ در یک هراس، هراس ابدی، هراس مدام...
همهی عمر با این سوال تیز و زبر میگذرد که "آیا من آدم خوبی هستم؟"
مادر/پدر خوبی هستم؟
فرزند خوبی هستم؟
شهروند خوبی هستم؟
دانشجوی خوب، استاد خوب، آشپز خوب، کارمند خوب، بنا، نجار، معمارِ خوب...
"خوب بودن" را "بینقص" بودن میدانیم. کافیست سروتهِ خیار تلخ شود، کافیست گوشهی کارمان لبپَر شود، کافیست سرکِشِ "کمال"مان کمی کج شود و دیگر آنطورها کامل نباشد، همینها کافیست که ما "آدم بده" باشیم.
کاش گاهی سایهی منحوس این هراس مدام را از سر خودمان، از سر هم برداریم؛
کاش گاهی دستهای وحشتزدهی دیگری را بگیریم و بگوییم: "کامل هم نبودی، نبودی. بخدا! مگه همه باید کامل باشن؟ وا بده رفیق!"
این وظیفهی سنگینِ "کامل باش، بینقص باش، وگرنه خوب نیستی" چطور نشست روی شانهی انسان؟
از کی به جرم داشتن کوچکترین نقص گناهآلوده شدیم؟
من مادرم و تا سالها مدام در مرورِ خود بودم که "مادر کاملی هستم؟"
و یکی نبود که بگوید مگر حتما باید کامل بود؟ مگر نمیشود گاهی اشتباه کرد؟ این را از قوطیِ کدام عطار آوردهای که مادرِ نابلدی که گاهی اشتباه کند، مادر بدی است؟
اشتباه کردن یک مهارت است، اما افسوس که به خودمان فرصت اشتباه نمیدهیم؛ چون آدمیزاد، اسطورهی سرزنش خود است.
سودابه فرضی پور
@adelehz
❤1
Fakhrie Ojen Nanay Serial Calikusu.mp3
چقدر جولین بارنز جدا شدن رو قشنگ توصیف میکنه و میگه:
«چقدر دلم تنگ شده برای آنچه در او بود و باعث می شد من خودِ خودم باشم..»
@adelehz
«چقدر دلم تنگ شده برای آنچه در او بود و باعث می شد من خودِ خودم باشم..»
@adelehz
❤4
«اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْهَا وَمِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ»
بگو: خداست که شما را از آن تاریکیها نجات میدهد و از هر اندوهی میرهاند، باز هم به او شرک میآورید؟
پ.ن همین دیگه،حالا باز بشین غصه بخور😒رها کن بره رفیق .
شب بخیر ❤️
@adelehz
بگو: خداست که شما را از آن تاریکیها نجات میدهد و از هر اندوهی میرهاند، باز هم به او شرک میآورید؟
پ.ن همین دیگه،حالا باز بشین غصه بخور😒رها کن بره رفیق .
شب بخیر ❤️
@adelehz
❤10
سعی میکنم آن قدر خوب باشم که کسی بتواند با فکر کردن به بودن من، به زندگی امیدوار شود.
بنظرم هدفی والاتر از این برای زندگی پیدا نخواهم کرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
بنظرم هدفی والاتر از این برای زندگی پیدا نخواهم کرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤9
به یاد داشته باشیم :
آینده کتابیست
که امروز مینویسیم
پس چیزی بنویسیم
که فردا از خواندن آن لذت ببریم ...
@adelehz
آینده کتابیست
که امروز مینویسیم
پس چیزی بنویسیم
که فردا از خواندن آن لذت ببریم ...
@adelehz
❤9
"زنی کهگم کردم "
به یاد داشته باشیم : آینده کتابیست که امروز مینویسیم پس چیزی بنویسیم که فردا از خواندن آن لذت ببریم ... @adelehz
اگه پیکان نبود نمیفهمیدیم ایرانه 😊خیلی قشنگه❤️
❤3
در «ترک الاطناب» ابن القضاعی آمده که پیامبر(ص) فرمود:
در میانِ بنیاسرائیل مردی سیهدل و گناهکار بود، روزی سگی را بر لبِ چاهی تشنه یافت که از تشنگی زبان بیرون آورده بود.
آن مرد به درونِ چاه رفت و کفشهای خود را پر از آب کرد و به سگ داد، خداوند به پیامبرِ زمان وحی فرستاد
به آن مرد بگو:
بهخاطر این مهربانی ات هر چه کرده بودی بخشیدم.
مردی از یارانِ آن حضرت برخاست و گفت :
آیا ما را نیز بهخاطرِ چهارپایان مزد دهد؟
پیامبر(ص) فرمودند:
فی کلِّ کبد حرّی أجرٌ
در هر جگرِ سوخته ای مزدی هست.
پ.ن تعبیری چنین عاشقانه از مهربانی بی نهایت ارزشمند ست.
@adelehz
در میانِ بنیاسرائیل مردی سیهدل و گناهکار بود، روزی سگی را بر لبِ چاهی تشنه یافت که از تشنگی زبان بیرون آورده بود.
آن مرد به درونِ چاه رفت و کفشهای خود را پر از آب کرد و به سگ داد، خداوند به پیامبرِ زمان وحی فرستاد
به آن مرد بگو:
بهخاطر این مهربانی ات هر چه کرده بودی بخشیدم.
مردی از یارانِ آن حضرت برخاست و گفت :
آیا ما را نیز بهخاطرِ چهارپایان مزد دهد؟
پیامبر(ص) فرمودند:
فی کلِّ کبد حرّی أجرٌ
در هر جگرِ سوخته ای مزدی هست.
پ.ن تعبیری چنین عاشقانه از مهربانی بی نهایت ارزشمند ست.
@adelehz