پیوسته به خودتان یادآوری کنید:
گرچه این وضعیت دشوار است، گرچه حکمت آن را درک نمیکنم
گرچه منصفانه نیست
اما نگرش مثبتم را حفظ میکنم
میدانم که این وضعیت نمیتواند مرا به عقب براند. منتظر میمانم تا خداوند مرا به سوی دیگر اوضاع رهنمون سازد که موقعیت بهتری برایم در پی خواهد داشت.
👤جوئل اوستین
@adelehz
گرچه این وضعیت دشوار است، گرچه حکمت آن را درک نمیکنم
گرچه منصفانه نیست
اما نگرش مثبتم را حفظ میکنم
میدانم که این وضعیت نمیتواند مرا به عقب براند. منتظر میمانم تا خداوند مرا به سوی دیگر اوضاع رهنمون سازد که موقعیت بهتری برایم در پی خواهد داشت.
👤جوئل اوستین
@adelehz
❤14
همهی ما در دامهای خودمان گرفتاریم؛ در یک هراس، هراس ابدی، هراس مدام...
همهی عمر با این سوال تیز و زبر میگذرد که "آیا من آدم خوبی هستم؟"
مادر/پدر خوبی هستم؟
فرزند خوبی هستم؟
شهروند خوبی هستم؟
دانشجوی خوب، استاد خوب، آشپز خوب، کارمند خوب، بنا، نجار، معمارِ خوب...
"خوب بودن" را "بینقص" بودن میدانیم. کافیست سروتهِ خیار تلخ شود، کافیست گوشهی کارمان لبپَر شود، کافیست سرکِشِ "کمال"مان کمی کج شود و دیگر آنطورها کامل نباشد، همینها کافیست که ما "آدم بده" باشیم.
کاش گاهی سایهی منحوس این هراس مدام را از سر خودمان، از سر هم برداریم؛
کاش گاهی دستهای وحشتزدهی دیگری را بگیریم و بگوییم: "کامل هم نبودی، نبودی. بخدا! مگه همه باید کامل باشن؟ وا بده رفیق!"
این وظیفهی سنگینِ "کامل باش، بینقص باش، وگرنه خوب نیستی" چطور نشست روی شانهی انسان؟
از کی به جرم داشتن کوچکترین نقص گناهآلوده شدیم؟
من مادرم و تا سالها مدام در مرورِ خود بودم که "مادر کاملی هستم؟"
و یکی نبود که بگوید مگر حتما باید کامل بود؟ مگر نمیشود گاهی اشتباه کرد؟ این را از قوطیِ کدام عطار آوردهای که مادرِ نابلدی که گاهی اشتباه کند، مادر بدی است؟
اشتباه کردن یک مهارت است، اما افسوس که به خودمان فرصت اشتباه نمیدهیم؛ چون آدمیزاد، اسطورهی سرزنش خود است.
سودابه فرضی پور
@adelehz
همهی عمر با این سوال تیز و زبر میگذرد که "آیا من آدم خوبی هستم؟"
مادر/پدر خوبی هستم؟
فرزند خوبی هستم؟
شهروند خوبی هستم؟
دانشجوی خوب، استاد خوب، آشپز خوب، کارمند خوب، بنا، نجار، معمارِ خوب...
"خوب بودن" را "بینقص" بودن میدانیم. کافیست سروتهِ خیار تلخ شود، کافیست گوشهی کارمان لبپَر شود، کافیست سرکِشِ "کمال"مان کمی کج شود و دیگر آنطورها کامل نباشد، همینها کافیست که ما "آدم بده" باشیم.
کاش گاهی سایهی منحوس این هراس مدام را از سر خودمان، از سر هم برداریم؛
کاش گاهی دستهای وحشتزدهی دیگری را بگیریم و بگوییم: "کامل هم نبودی، نبودی. بخدا! مگه همه باید کامل باشن؟ وا بده رفیق!"
این وظیفهی سنگینِ "کامل باش، بینقص باش، وگرنه خوب نیستی" چطور نشست روی شانهی انسان؟
از کی به جرم داشتن کوچکترین نقص گناهآلوده شدیم؟
من مادرم و تا سالها مدام در مرورِ خود بودم که "مادر کاملی هستم؟"
و یکی نبود که بگوید مگر حتما باید کامل بود؟ مگر نمیشود گاهی اشتباه کرد؟ این را از قوطیِ کدام عطار آوردهای که مادرِ نابلدی که گاهی اشتباه کند، مادر بدی است؟
اشتباه کردن یک مهارت است، اما افسوس که به خودمان فرصت اشتباه نمیدهیم؛ چون آدمیزاد، اسطورهی سرزنش خود است.
سودابه فرضی پور
@adelehz
❤11😢1
زنانه ترین
حس عالم در اشعار و معماری ها و موسیقی های شرقی نهفته ست ..
انگار در هر بیت شعر، هر گل رسامی شده، وهر ضرب موسیقی، زنی نشسته با دامنی گلدار و گیسوانی بر شانه ها ریخته .. واین ست راز ماندگاری هنر شرقی ..
#عادله_زمانی
@adelehz
حس عالم در اشعار و معماری ها و موسیقی های شرقی نهفته ست ..
انگار در هر بیت شعر، هر گل رسامی شده، وهر ضرب موسیقی، زنی نشسته با دامنی گلدار و گیسوانی بر شانه ها ریخته .. واین ست راز ماندگاری هنر شرقی ..
#عادله_زمانی
@adelehz
❤6
قاعده چهلم شمس :
عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.
✍🏻الیف شافاک
@adelehz
عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.
✍🏻الیف شافاک
@adelehz
❤12😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آن جهان بیرون از خانه واقعیتی وجود دارد که توجه نکردن ما به آن تغییرش نمی دهد.
آدمها مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها هستند .ما همیشه داعی عاشق بودن داریم .می خندیم و میگویم باورت نمیشود ولی من عاشقش شدم .اما آیا راست می گوییم؟
ما عاشق مجموع او شدیم یا فقط عاشق خوبی هایش هستیم. هنگامی که تلخ و غیرقابل تحمل است او را همان اندازه دوست داریم که وقتی شیرین و مهربان است؟
بنظر من آدمهایی که شمارا همیشه و در هر حال دوست دارند جواهر هستند و خبر بد این است که جواهرات در دنیای ما اکثرا کمیاب و گران قیمت هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
آدمها مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها هستند .ما همیشه داعی عاشق بودن داریم .می خندیم و میگویم باورت نمیشود ولی من عاشقش شدم .اما آیا راست می گوییم؟
ما عاشق مجموع او شدیم یا فقط عاشق خوبی هایش هستیم. هنگامی که تلخ و غیرقابل تحمل است او را همان اندازه دوست داریم که وقتی شیرین و مهربان است؟
بنظر من آدمهایی که شمارا همیشه و در هر حال دوست دارند جواهر هستند و خبر بد این است که جواهرات در دنیای ما اکثرا کمیاب و گران قیمت هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
❤8😢3
مثل یک رویای نیمه کاره
من لابلای گلهای فرشهای ایرانی
ستارگان آسمان کویر
بین برگ درختان انجیر در شبی تابستانی در آن خانه ی قدیمی خشت کاری شده ی کاشانی
بدنبالت گشتم .
مثل آن رویای نیمه کاره من به برای تکمیل کردن خودم به سراغ تو آمدم.
بوی برگ درخت انجیر می دهی
به رنگ گلهای سرخ آن فرش دستبافی
اما نمی شود پیدایت کنم .
رویای نیمه کاره ی خانه ی خشتی ...
#عادله_زمانی
من لابلای گلهای فرشهای ایرانی
ستارگان آسمان کویر
بین برگ درختان انجیر در شبی تابستانی در آن خانه ی قدیمی خشت کاری شده ی کاشانی
بدنبالت گشتم .
مثل آن رویای نیمه کاره من به برای تکمیل کردن خودم به سراغ تو آمدم.
بوی برگ درخت انجیر می دهی
به رنگ گلهای سرخ آن فرش دستبافی
اما نمی شود پیدایت کنم .
رویای نیمه کاره ی خانه ی خشتی ...
#عادله_زمانی
❤3
من همونی ام که حتی اگه آمریکا هم به دنیا میومدم مامانم نمیذاشت با دوست پسرم مسافرت برم میگفت: ایزابلا ، نرو عمه کتی حرف درمیاره🥲😐
@adelehz
@adelehz
❤15😢1
برایم ازشب نوشتی .گفتی که شبها خوابم را میبینی ،میبینی که لباسی ازحریر سبز پوشیده ام ودریک دشت بزرگ به سمتت می آیم درحالی که موهایم را باد آرام نمیگذارد...
برایم نوشتی که درخواب لبخند میزنم با لبهایم وچشم هایم ..
درخوابت گویا عطر خوبی داشتم گمانم میگفتی درخواب حتی عطر مرا حس میکردی حتی نوشتی که صبح وقتی بیدار شدی تختت عطر مرا میداده ست .
سالها گذشت .دوباره نامه فرستادی بازهم ازشب نوشتی این بار گفتی که چند وقتیست شبها خواب نمیبینی نه از پیراهن حریر سبزم گفتی و نه از عطرم حتی درنامه ات مرا "دوست نهایت گرامی وعزیز"خطاب کردی .
برایت ازشب نوشتم ولی ازخوابهایم نه ..میترسیدم من هم مثل تو روزی خواب هایم را گم کنم .من هم صبحی بیدارشوم ودیگر تورا بیاد نیاورم ....من برایت همیشه ازشب مینوشتم ولی ازخوابهایم نه ...
حالا که سالها گذشته نه من برایت مینویسم نه توبرایم ...
در آخرین نامه ات نوشته بودی بعضی صبحها با یک عطر ناشناس از تختت برمیخیزی ونمیدانی مال کیست ...
درآخرین نامه ات نوشتی که دیگر زن سبز پوش دشت دور خوابهایت را نمیشناسی...
#عادله_زمانی
@adelehz
برایم نوشتی که درخواب لبخند میزنم با لبهایم وچشم هایم ..
درخوابت گویا عطر خوبی داشتم گمانم میگفتی درخواب حتی عطر مرا حس میکردی حتی نوشتی که صبح وقتی بیدار شدی تختت عطر مرا میداده ست .
سالها گذشت .دوباره نامه فرستادی بازهم ازشب نوشتی این بار گفتی که چند وقتیست شبها خواب نمیبینی نه از پیراهن حریر سبزم گفتی و نه از عطرم حتی درنامه ات مرا "دوست نهایت گرامی وعزیز"خطاب کردی .
برایت ازشب نوشتم ولی ازخوابهایم نه ..میترسیدم من هم مثل تو روزی خواب هایم را گم کنم .من هم صبحی بیدارشوم ودیگر تورا بیاد نیاورم ....من برایت همیشه ازشب مینوشتم ولی ازخوابهایم نه ...
حالا که سالها گذشته نه من برایت مینویسم نه توبرایم ...
در آخرین نامه ات نوشته بودی بعضی صبحها با یک عطر ناشناس از تختت برمیخیزی ونمیدانی مال کیست ...
درآخرین نامه ات نوشتی که دیگر زن سبز پوش دشت دور خوابهایت را نمیشناسی...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤6
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿ سوره زُمَر/۵۳﴾
آیه ی فوق یکیاز امیدبخشترین آیات قرآن کریم است.
تعبیراتی که در این آیه بکار رفته شایسته توجه و تامل بسیار است:
۱)می فرماید به "بنده گان من" بگو.
خدای متعال در اینجا بنده گان را به "خود"ش نسبت می دهد و این خیلی دلچسب و جان نواز است.
۲)بجای گناه و تعدّی از واژه ی"اسراف" استفاده کرده است. اسراف یعنی زیاده روی.
زیاده روی و تعدی در حق "خود"! چون آدمی هر کاری که می کند- اعم از نیک و بد- اثرش درواقع به خودش بر می گردد ولاغیر( هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی).
۳)لاتقنطوا یعنی ناامید نشوید؛ ناامید از چه؟ از رحمت خداوند!
۴) یغفر الذنوب جمیعا.
غفران و بخشایش خداوند شامل بعضی از گناهان نمی شود بلکه همه ی گناهان را در برمی گیرد.
از خدای رحمان و رحیم البته جز این انتظارى نمى توان داشت.
خدایی که رحمتش بر غضبش پیشى گرفته است
اصلا نکته مهم اینجاست که خداوند بندگان را براى رحمت آفریده است، نه براى گرفتن انتقام و عذاب کردن و زجر دادن.
چه خدای پرمهر و دوست داشتنی و لطیفی
از این خدا ناامید شده ای؟❤️
از ژوان
شب زیبا ❤️
@adelehz
آیه ی فوق یکیاز امیدبخشترین آیات قرآن کریم است.
تعبیراتی که در این آیه بکار رفته شایسته توجه و تامل بسیار است:
۱)می فرماید به "بنده گان من" بگو.
خدای متعال در اینجا بنده گان را به "خود"ش نسبت می دهد و این خیلی دلچسب و جان نواز است.
۲)بجای گناه و تعدّی از واژه ی"اسراف" استفاده کرده است. اسراف یعنی زیاده روی.
زیاده روی و تعدی در حق "خود"! چون آدمی هر کاری که می کند- اعم از نیک و بد- اثرش درواقع به خودش بر می گردد ولاغیر( هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی).
۳)لاتقنطوا یعنی ناامید نشوید؛ ناامید از چه؟ از رحمت خداوند!
۴) یغفر الذنوب جمیعا.
غفران و بخشایش خداوند شامل بعضی از گناهان نمی شود بلکه همه ی گناهان را در برمی گیرد.
از خدای رحمان و رحیم البته جز این انتظارى نمى توان داشت.
خدایی که رحمتش بر غضبش پیشى گرفته است
اصلا نکته مهم اینجاست که خداوند بندگان را براى رحمت آفریده است، نه براى گرفتن انتقام و عذاب کردن و زجر دادن.
چه خدای پرمهر و دوست داشتنی و لطیفی
از این خدا ناامید شده ای؟❤️
از ژوان
شب زیبا ❤️
@adelehz
❤15
خوب ست که بهار می آید
خوب ست که نرگس های شیراز در راهند
بین تمام اخبار بد
چه خبری خوب تر از این ؟
#عادله_زمانی
صبح زیبا
@adelehz
خوب ست که نرگس های شیراز در راهند
بین تمام اخبار بد
چه خبری خوب تر از این ؟
#عادله_زمانی
صبح زیبا
@adelehz
❤9
گویا تو را ...
از سالها قبل ...
دوست داشتهام....
قبلتر از گریههای کودکیام....
قبلتر از لیلی قبلتر از زلیخا....
شاید قبلتر از آن که دانهی گندمی....
آدمی را به زمین بکشاند.من تو را قبلتر از ...
واژهی عشق، دوست داشتهام. گفته بودم ... ؟!
مهران رمضانیان️
@adelehz
از سالها قبل ...
دوست داشتهام....
قبلتر از گریههای کودکیام....
قبلتر از لیلی قبلتر از زلیخا....
شاید قبلتر از آن که دانهی گندمی....
آدمی را به زمین بکشاند.من تو را قبلتر از ...
واژهی عشق، دوست داشتهام. گفته بودم ... ؟!
مهران رمضانیان️
@adelehz
❤10
داشتیم تو پیاده رو قدم میزدیم،
برگشت تو صورتم نگاه کرد و گفت
اون آقا و خانمو نگا کن چقدر محکم دست همو گرفتن...!
گفتم وقتی یه چیزی رو محکم می گیری،
که می ترسی از دستش بِدَی...
دیدی وقتی میخوای آب تُنگ رو عوض کنی،
ماهی سرخ چه تلاشی میکنه
تا اون یه ذره آبی که یه گوشه جمع شده رو،با جون و دل حفظ کنه...؟
چون
"از دست دادن"رو یجور "مرگ" میدونه.
الان از اون دو نفر،
کدومشون آب تُنگِ،
کدومشون ماهی،
نمیدونم!
ولی خوب میدونم
که اون وسط یه مرگِ کوچیکی هست،
که قرار اتفاق بیافته
حتی موقت...
چیزی نگفت...
به بهونه ی بستن گره ی روسری،
دستمو ول کرد،
روسریشو محکم کرد و اینبار...
دستمو آرومتر گرفت
حمید جدیدی
@adelehz
برگشت تو صورتم نگاه کرد و گفت
اون آقا و خانمو نگا کن چقدر محکم دست همو گرفتن...!
گفتم وقتی یه چیزی رو محکم می گیری،
که می ترسی از دستش بِدَی...
دیدی وقتی میخوای آب تُنگ رو عوض کنی،
ماهی سرخ چه تلاشی میکنه
تا اون یه ذره آبی که یه گوشه جمع شده رو،با جون و دل حفظ کنه...؟
چون
"از دست دادن"رو یجور "مرگ" میدونه.
الان از اون دو نفر،
کدومشون آب تُنگِ،
کدومشون ماهی،
نمیدونم!
ولی خوب میدونم
که اون وسط یه مرگِ کوچیکی هست،
که قرار اتفاق بیافته
حتی موقت...
چیزی نگفت...
به بهونه ی بستن گره ی روسری،
دستمو ول کرد،
روسریشو محکم کرد و اینبار...
دستمو آرومتر گرفت
حمید جدیدی
@adelehz
❤14
چیزهایی وجود دارد که شما نمیتوانید بخرید
چیزهایی مثل
زمان،خوشبختی،دوستان،رویاها،امید،عشق سلامتی
@adelehz
چیزهایی مثل
زمان،خوشبختی،دوستان،رویاها،امید،عشق سلامتی
@adelehz
❤16😢2
🔸موج جدید تکزنگهای دردسرساز/شماره مشترکان ایرانی در اختیار کلاهبرداران خارجی
🔹موضوع تماس از شمارههای خارجی و ناشناس با مشترکین تلفن همراه در کشور، چند سالی میشود که برخی از مشترکین را با مشکل و دردسر روبهرو کرده است.
🔹این اتفاق یک کلاهبرداری تلفنی (Wangiri) است به این صورت که کلاهبردار، یک روبات تماسگیرنده را روی یک شماره قرار میدهد و پس از یک یا دو بوق، تماس را قطع میکند.
🔹مخاطب وقتی این تماسهای از دست رفته را میبیند به احتمال زیاد از سر کنجکاوی با آنها تماس میگیرد.
🔹به ازای هر یک دقیقه تماس، ۱۰ هزار تومان از اعتبار فرد کسر میشود و این اعتبارهای از دست رفته، سود کلانی را به این شرکتهای مخابراتی خارج از کشور میرسانند./تسنیم
@adelehz
🔹موضوع تماس از شمارههای خارجی و ناشناس با مشترکین تلفن همراه در کشور، چند سالی میشود که برخی از مشترکین را با مشکل و دردسر روبهرو کرده است.
🔹این اتفاق یک کلاهبرداری تلفنی (Wangiri) است به این صورت که کلاهبردار، یک روبات تماسگیرنده را روی یک شماره قرار میدهد و پس از یک یا دو بوق، تماس را قطع میکند.
🔹مخاطب وقتی این تماسهای از دست رفته را میبیند به احتمال زیاد از سر کنجکاوی با آنها تماس میگیرد.
🔹به ازای هر یک دقیقه تماس، ۱۰ هزار تومان از اعتبار فرد کسر میشود و این اعتبارهای از دست رفته، سود کلانی را به این شرکتهای مخابراتی خارج از کشور میرسانند./تسنیم
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
🔸موج جدید تکزنگهای دردسرساز/شماره مشترکان ایرانی در اختیار کلاهبرداران خارجی 🔹موضوع تماس از شمارههای خارجی و ناشناس با مشترکین تلفن همراه در کشور، چند سالی میشود که برخی از مشترکین را با مشکل و دردسر روبهرو کرده است. 🔹این اتفاق یک کلاهبرداری تلفنی…
شماره جدید دیدید رو گوشی تون از سر کنجکاوی برندارید زنگ بزنید 😄
@adelehz
@adelehz
صدای رقص سر قابلمه ی روی چراغ علا الدین و جلیز و ولیز آب جوش دربیاد ، عطر شلغم پیچیده باشه توی خونه ...
قل قل سماور ، با تکون تکون خوردنای پر بخارش ،صدای آب که شیر سماور شره میشه توی عطر چای لاهیجان قوری گلسرخی ، صدای عشق کردن استکان نعلبکی بابا ،
عطر چای خام و دم نکشیده ی مادر جون که همیشه اول می ریزه برا خودش ...
حالا هوای ذغال و خاکستر کرسی هم با بازوبسته شدن درب ۲ لت چوبی اتاق ، بالا رفته. بابا اومده و با انبر ، منقل توی کرسی رو هم زده تا آخرین هرم مونده توی ذغالها ، بزنه بیرون !
پاش توی کرسی میخوره به ساق پام؛ از سردی پاهای زمختش، گررررم میشم. جابجا میکنم پامو ، اما قبل من اون جمع کرده پاشو و یک «ای داد بیداد» گفته ...
سوت سوت (به ضم سین) با هم شروع میکنن حرف زدن ! ترانه ای هست چای از لونج قوری چینی سرازیر شدن در فنجان ...
لحاف رو تا گلو میکشم بالا و پلکهام رو محکم فشار میدم رو هم ؛ قارقار کلاغها از خیاط میاد . صدای پر زدن کفترها ، بق بق بقوی کوکوبناها ، کمی هم جیک جیک گنجشکها ؛
زنگ اول املا داریم. دستام یخ باشه ، مداد گلی م زور نداره «ب» رو پررنگ بکشه . ب اول ، ب آخر ؛ باران !
یه حرفی بود بهش می گفتند نمیدونم چی آخر «تنها» ، چی آخر «غیرتنها» ! هنو نرسیده بودیم به اون درسه ! ولی من ازون تنهاهه ، سردم میشد همش !
بابا چای توی نعلبکی را حوووورت می کشه و صدادار قورتش میده . مادرچون سر قابلمه ی شلغمو برمیداره و میگه : خوب شیرینه . یهکیسه بخر ازینا ؛ ...
بابا میگه : بیدارشون کن برسن یه شلغم داغ بخورن و برن !
خروس همسایه میخونه . گوش تیز میکنم صدای ورزش صبحگاهی سربازای ژاندارمری میاد یا نه ؛ اگه بیاد یعنی که الاناس ، صدای زهرای همسایه بپیچه توی دالون که :
میای بریم به مررسه ؟...
آخ جون ما امروز زنگ دوم ، ورزش داریم ...
محبوبه احمدی
#شما_فرستادین
@adelehz
قل قل سماور ، با تکون تکون خوردنای پر بخارش ،صدای آب که شیر سماور شره میشه توی عطر چای لاهیجان قوری گلسرخی ، صدای عشق کردن استکان نعلبکی بابا ،
عطر چای خام و دم نکشیده ی مادر جون که همیشه اول می ریزه برا خودش ...
حالا هوای ذغال و خاکستر کرسی هم با بازوبسته شدن درب ۲ لت چوبی اتاق ، بالا رفته. بابا اومده و با انبر ، منقل توی کرسی رو هم زده تا آخرین هرم مونده توی ذغالها ، بزنه بیرون !
پاش توی کرسی میخوره به ساق پام؛ از سردی پاهای زمختش، گررررم میشم. جابجا میکنم پامو ، اما قبل من اون جمع کرده پاشو و یک «ای داد بیداد» گفته ...
سوت سوت (به ضم سین) با هم شروع میکنن حرف زدن ! ترانه ای هست چای از لونج قوری چینی سرازیر شدن در فنجان ...
لحاف رو تا گلو میکشم بالا و پلکهام رو محکم فشار میدم رو هم ؛ قارقار کلاغها از خیاط میاد . صدای پر زدن کفترها ، بق بق بقوی کوکوبناها ، کمی هم جیک جیک گنجشکها ؛
زنگ اول املا داریم. دستام یخ باشه ، مداد گلی م زور نداره «ب» رو پررنگ بکشه . ب اول ، ب آخر ؛ باران !
یه حرفی بود بهش می گفتند نمیدونم چی آخر «تنها» ، چی آخر «غیرتنها» ! هنو نرسیده بودیم به اون درسه ! ولی من ازون تنهاهه ، سردم میشد همش !
بابا چای توی نعلبکی را حوووورت می کشه و صدادار قورتش میده . مادرچون سر قابلمه ی شلغمو برمیداره و میگه : خوب شیرینه . یهکیسه بخر ازینا ؛ ...
بابا میگه : بیدارشون کن برسن یه شلغم داغ بخورن و برن !
خروس همسایه میخونه . گوش تیز میکنم صدای ورزش صبحگاهی سربازای ژاندارمری میاد یا نه ؛ اگه بیاد یعنی که الاناس ، صدای زهرای همسایه بپیچه توی دالون که :
میای بریم به مررسه ؟...
آخ جون ما امروز زنگ دوم ، ورزش داریم ...
محبوبه احمدی
#شما_فرستادین
@adelehz
❤10