"زنی که‌گم کردم "
4.44K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
آدم ها مشغولِ
زیاد‌ کردنِ
فالورهایشان بودند
که ما دلمان به هم خوش شد
عشق چه می‌دانستند چیست
آدم هایی که دنبالِ
شاخ می‌گشتند
آدم هایی که هرچه
لب هایشان بزرگتر میشد
دوستت دارم گفتن‌هایشان
کمتر و کمتر! میدانی؟!
گاهی فکر می‌کنم
شاید خدا ما را برای
قرن‌ها پیش آفریده بود
و یادش رفته ما را پرت کند
روی زمین تا زندگی کنیم!
کسی چه می‌داند؟
شاید هم سال ها پیش،
یکبار عاشقِ هم شده باشیم،
وخانه‌ی‌مان هنوز
تهِ یکی از همین
کوچه های بن بستِ قدیمیِ شهر
دارد خاک میخورد
هرچه هستیم
شک ندارم برای حالا نیستیم
مسلم علادی

@adelehz
دعای بی‌کسان را میخرد آخر خدا یک شب

محمد سهرابی

شب زیبا ❤️
@adelehz
😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این روزگار، که ما بیش از هر چیز به امید و ایمان احتیاج داریم، مگذار ناامیدی، روزنی به اندازه ی سر سوزنی در قلبت پیدا کند و از آنجا هجوم بیاورد.

امید را برای روزهای بد، ساخته‌اند؛ چراغ را برای تاریکی.
انسان اگر با مشقّت و درد و مصیبت روبرو نمیشد، نه به چیزی ایمان می‌آورد، نه به آینده‌ای دل می‌بست، و نه از امید، سلاحی می‌ساخت به پایداری کوه.

نادر ابراهیمی
@adelehz
1
گذشته
معین
اولین بار که این آهنگ رو شنیدم دختر بچه ی بازیگوشی بودم، سرم بسمت هر آهنگ زیبایی که می‌شنیدم بر میگشتم .
البته این آهنگ فرق داشت .
این آهنگ مرا می برد به آن خانه ی ویلایی بزرگ در خیابان کوهسنگی مشهد،عطر گل مریم و بوی اسپند آمیخته در هم ،نور ملایم صبحگاهی بر تن درخت گردوی وسط حیاط
به سالهای هشت سالگی و بیخیالی مطلق
خانه ای که بعدها به برج تبدیل شد،دختری که بزرگ شد و عطر مریمی که دوباره با بوی اسپند آمیخته نشد.
راستش گذشته واقعا برنمی‌گردد..
#عادله_زمانی
@adelehz
شما يك آدم اوريجينال به من نيشان بده. يك زيباى غيرپروتزى. يك دلبر غيرژورنالى. يك داف غيررسمى كه جذابيت را لابه‌لاى رگال‌هاى ويكتوريا'زسكرت نجويد. يك عكاس، يك نويسنده، يك نقاش كه چشمش به بغل‌دستى‌اش نباشد. يك فيلمساز كه فرهادى و كيارستمى را رج نزند. يك فوتباليست كه دريبلش مال خودش باشد. اصلن يك لبوفروش كه خود خودش باشد؛ لبو را به سبك خودش درست كند، به سبك خودش قاچ بزند، به سبك خودش بپيچد توى كاغذ و به سبك خودش بدهدش دستت. يكى كه به سبك خودش دوست بدارد. يكى كه به سبك خودش عاشقى كند. يكى كه «دوستت دارم»ش مثل همه نباشد.
يكى را نشانم بده كه بين صدتا كپى مثل خودش گم نشود. يكى كه فقط با خودش تعريف شود، نه با «آهان، مثل...». يكى كه با كس ديگرى اشتباه نشود. يكى كه اشتباهى نباشد.
شما نشان من بده، اگر من عاشقش نشدم، اگر جلوش زانو نزدم، اگر براش نمردم، بيا بزن درِ گوش من.

حسين وحداني

@adelehz
من همیشه منتظرت بودم .خیال میکردم وقتی خسته و دل شکسته از تمام عالم شدی به سراغ دستهای مرهم گذار و چای های آرام کننده ی من خواهی آمد.
خواهی آمد تا من پرستارت شوم و خوبت کنم .
راستش تا مدتها با این خیال خوش بودم.با این خیال خامِ خوش
و راستش تو هرگز نیامدی .
حتی وقتی خسته و زخمی بودی برای درمان و آسوده شدن به حوالی خانه ی من نیامدی .
نمیدانم علتش چه بود.شاید تو طعم چای های مرا دوست نداشتی وگرنه خودم را که ..
نمیدانم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#چای_تایم
آدمهای مهربان
صبورند و با گذشت
سخت نمی‌گیرند و کم و کاست های رابطه را با لبخند رد می‌کنند.
همیشه خوبی ها را بیشتر از بهای واقعی و نامهربانی ها را کمتر از درد واقعی اش، محاسبه می‌کنند.
نه اینکه حساب کردن بلد نباشند نه اینکه احمق باشند .
آنها از شکستن از بریدن، رفتن ها و گم شدن ها می ترسند ..آدم باج گرفتن نیستند با رفتن کسی را تهدید نمی‌کنند. دلشان به عشق و باور خودشان خوش است .
آدم های مهربان صبورند اما ...
اما یک روز که بی صدا پشت پنجره ایستاده اند به خودشان می آیند دسته کلید شان را بر می‌دارند و می روند ...
می روند یک طوری می روند که آمدنی در کار نباشد.
یک طوری گم می‌شوند که پیدا شدنی نباشند.
یک روز خودشان را بر می دارند و می روند.
و آن روز حتما روزی ست که باران سردی بر سقف خانه ای در دوردست ها فرو خواهد ریخت ..
مهربان ها اگر بروند برگشتی در کار نخواهد بود.
کاش مهربان ها آنقدر عشق ببینند که فکر رفتن به سرشان نزند .
کاش ..
#عادله_زمانی
@adelehz
😢5
🔴آپدیت جدید تلگرام اصلی

♻️Telegram ‍version V8.4.1♻️

❇️واکنش با اموجی برای بازخوردی سریع، قالب‌بندی متن مخفی شده (اسپویلر)، کدهای QR، دکمه‌ای برای ترجمه‌ی مستقیم پیام‌ها در اپلیکیشن و…

🔻واکنش‌ ها
🔹از این پس می‌توانید برخی از این اموجی‌ها را به عنوان واکنش‌هایی برای نمایش احساسات و بازخورد (بدون ارسال هیچ پیامی) استفاده کنید.
واکنش‌ها به طور پیش‌فرض در تمام گفتگوهای دونفره فعال هستند. در گروه‌ها و کانال‌ها، مدیران می‌توانند واکنش‌ها را غیرفعال کرده و یا اموجی‌های قابل استفاده در گفتگو را تغییر دهند. بدین ترتیب، راه‌های مختلفی برای دریافت بازخورد از کاربران (از یک لایک ❤️ ساده گرفته تا سیستم موافق 👍 و مخالف 👎 و روش‌های دیگر) فراهم خواهد شد.

🔻اسپویلر
🔹می‌توانید هنگام نوشتن پیام، بخشی از متن را انتخاب کرده و با گزینه‌ی «اسپویلر» آن را مخفی کنید. با انتخاب حالت اسپویلر، پیام شما علاوه بر گفتگوی مورد نظر، در فهرست گفتگوها و در اعلان‌ها نیز مخفی خواهد شد.
برای نمایش بخش مخفی شده، روی انیمیشن اسپویلر که روی پیام قرار گرفته است بزنید.

🔻ترجمه‌ی پیام‌ ها
🔹از این پس می‌توانید پیام‌ها را مستقیما درون تلگرام، به‌ زبان دیگری ترجمه کنید.

🔻کد های QR
🔹می‌توانید برای هر کاربری که نام کاربری دارد، یک کد QR بسازید. کدهای QR برای گروه‌ها، کانال‌ها و ربات‌ها نیز قابل استفاده بوده و می‌توانید به راحتی گروه یا کانال موردعلاقه‌ی خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

🔻اموجی های تعاملی بیشتر
🔹اموجی‌های 🔥 😁🤩 😢😭 😱❄️ به لیست اموجی‌های تعاملی اضافه شده و می‌توانید از آن‌ها در گفتگوهای دو نفره استفاده کنید. هر یک از این اموجی‌ها را بدون هیچ متن دیگری فرستاده و روی آن بزنید تا یک جلوه‌ی تمام صفحه نمایش داده شود.


پ.ن یعنی فقط خاک بر سر واتساپ 🐢😁

@adelehz
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج شنبه های دلتنگی ..
روح همه ی رفتگان شاد
@adelehz
چرا واقعا ؟🤦‍♀
@adelehz
😢1
رنجور و ناتوانم نایی مرا ببینی

مولانای جان
@adelehz
3
بریم تا جمعه رو با یه خبر خوب شروع کنیم .
به امید روزهای روشن ❤️🌈
@adelehz
سال نو میلادی مبارک.
امیدوارم امسال سال خوبی باشه
🎅🎄🎄🎉🎁
@adelehz
هر روز شادی‌های کوچک را در خود پرورش دهید و هرگز این فرصت را از دست ندهید که اوقاتی خوش برای خودتان بسازید یا هدیه‌ای کوچکی برای خودتان بگیرید، چرا که شما کاملا سزاوارش هستید! هیچ‌وقت در این مسئله شک نکنید.

استفان گارنيه
صبح بخیر ❤️
@adelehz
غنچه ی صبحی دوباره باز شد
آفتاب دیگری آغاز شد
تا گلستان جهان سرشار زیبایی شود
تا بهار مهرورزیدن تماشایی شود
تا تو پلک مخملت را وا کنی
تا سری بالا کنی
تا سلامی باز با دنیا کنی
تا دوباره عشق را
با گوشه ی لبخند خود معنا کنی
یادگار روزگار زرنگار مشرقی!
صبح زیبایت بخیر ...

شهراد میدری

#نارنجی
@adelehz
1
این متن توسط یک خانم نویسنده ی بازنشسته نوشته شده که احساسش را زمان انتقال به خانه سالمندان به نگارش در آورده است:

"دارم به خانه سالمندان میرم، مجبورم.
وقتی زندگی به نقطه ای میرسه که دیگه قادر به حمایت از خودت نیستی، بچه هات به نگهداری از فرزندان خودشان مشغولند و نمی توانند ازت نگهداری کنند،
این تنها راه باقی‌مانده است.

خانه سالمندان شرایط خوبی داره، اتاقی ساده، همه نوع وسایل سرگرمی داره، غذا خوشمزه است، خدمات هم خوبه،
فضا هم بسیار زیباست اما قیمتش ارزان نیست؛ حقوق بازنشستگی من به سختی می تونه این هزینه رو پوشش بده.
البته اگه خونه خودم رو بفروشم به راحتی از پس هزینه اش برمیام.
می تونم در بازنشستگی خرجش کنم تازه ارث خوبی هم برای پسرم بذارم.

پسرم این را خوب می فهمه:
«پول ها و اموالت باید به خودت لذت بده. ناراحتِ ما نباش.»

حالا من باید برای رفتن به خونه سالمندان آماده بشم.
بهم ریختن خانه خیلی چیزها را در بر
می گیره:
جعبه ها، چمدان ها، کابینت و کشوها که پر از لوازم زندگی ست، لباس ها و لوازم خواب برای تمام فصول.
از جمع کردن خوشم میامد.
کلکسیون تمبر، ده ها نوع قوری دارم. کلکسیون های کوچک زیاد، مثل گردنبندهایی از سنگ کهربا و چوب گردو و از این قبیل.
عاشق کتابم. کتابخانه‌ام پر از کتابه. انواع شیشه بطری مرغوب خارجی.
از هر نوع وسایل آشپزخونه چند ست دارم.
دیگ و قابلمه و بشقاب و هر چه که می شه دریک آشپزخانه ی پر تصور کرد.
ده ها آلبوم پر از عکس و...

به خانه پر از لوازم نگاه می‌کنم و نگران می شم.
خانه سالمندان تنها یک اتاق با یک کابینت، یک میز، یک تخت، یک کاناپه، یک یخچال، یک تلویزیون، یک گاز و ماشین لباسشویی داره.
دیگه جایی برای اون همه وسایلی که یک عمر جمع کرده ام نداره.

یک لحظه فکر می کنم مالی که جمع کرده ام، دیگه متعلق به من نیست.
در واقع این مال متعلق به دنیاست.
به این ها نگاه می کنم، با آن ها بازی می کنم، از آن ها استفاده می کنم، ولی نمی تونم آن ها را با خودم به خانه سالمندان ببرم.

می خوام همه اموالم رو ببخشم، ولی نمی تونم. هضمش برام مشکله.
از طرفی بچه ها و نوه هام برای کارهام و این همه چیز جمع آوری شده ارزش آنچنانی قائل نیستند.
به راحتی می تونم تصور کنم که آن ها با این همه چیزی که با سختی جمع کرده ام، چطور برخورد می کنند:

همه لباس ها و لوازم خواب دور ریخته می شه. عکس هایی که بنظرم با ارزشند نابود می شن،
کتاب ها، فله‌ای فروخته می شه.
کلکسیون هام چی؟
مبلمان هم با قیمتی بسیار کم فروخته می شه.

از بین کوه لباسی که جمع کرده بودم، چند تکه برداشتم، چند تا وسیله آشپزخونه، چند تا از کتاب های مورد علاقه‌ام و چند تا قوری چای.
کارت شناسایی کارت شهروندی، بیمه، سند خونه و البته کارت بانکی، تمام.

این همه ی متعلقات منه. میرم و با همسایه‌ها خداحافظی می‌کنم....
سه بار سرم را به طرف درب خانه خم می کنم و آن را به دنیا می سپارم.

بله،
در زندگی، شما روی یک تخت می خوابید و در یک اتاق زندگی می کنید بقیه اش برای تماشا و بازیست.

بالاخره مردم بعد از یک عمر زندگی می فهمند: ما واقعا چیز زیادی نیاز نداریم.
دور خودتان را برای خوشحال شدن، شلوغ نکنید.
رقابت برای شهرت و ثروت خنده داره.
زندگی بیشتر از یک تختخواب نیست.
افسوس که هر چه برده ام، باختنی ست.
برداشته ها، تمام گذاشتنی ست.


*پس در لحظه و حال زندگی کنید.*

زیاد در گیر تجملات، خانه، ماشین و.... نباشید.
در یک کلام انبار دار نباشید.

سبکبال و سبکبار باشید، از زندگی لذت ببرید، خوب باشید، با خودتان، با دیگران، با همه.
خوب بخورید، خوب بپوشید، خوب سفر کنید و زندگی را زیاد سخت نگیرید.
و لطفا این متن رو با دقت بخونید."
@adelehz
6😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برسد به دست هر کس دلش گرفته است .
@adelehz
2😢2