"زنی که‌گم کردم "
4.46K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه در پارک دختر کوچکی رو میبینه که عروسک مورد علاقه‌ش را گم کرده و گریه میکنه کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمی‌کنن و به دخترک میگه، فردا بیا پارک بیا تا با هم به دنبالش بگردیم.

فردا کافکا نامه‌ای را به دخترک می‌ده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامه‌ای برای دخترک می‌آورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت می‌برد

تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه می‌کنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک میده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.
دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه ش میره . یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامه‌ای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته
هر چیزی را که بدان عشق می‌ورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.

از پیج عالیجناب
@adelehz
آخرین باری که باران شدیدی بارید را بیاد ندارم حتی یادم نیست آخرین بار کی وسط برف ها غلت زدم و بلند خندیدم .
آخرین بستنی که ظهر تابستان توی خیابان خوردم و بعد یک شیشه آب معدنی سرد پشت بندش سر کشیدم را هم، بیاد ندارم .
اما ..
اما آخرین باری که گریه کردم، آخرین باری که دندانم الی مغز استخوانم تیر کشید ، حتی آخرین باری که یک دعوای اساسی کردم ، از آن دعواهایی که وسطش دستت شروع میکند به لرزیدن را، خوب به وضاحتِ آینه بیاد دارم .
اصولا این گونه ایم ..
شادی ها و خوشی ها را زود از زیاد می بریم انگار که وظیفه ی کائنات بوده که علیا مخدره ها و شازده پر افاده ها را خوش و خرم نگاه دارد!!
اما امان از یک ناراحتی ..
مگر یادمان می رود ؟ مگر فراموش می‌کنیم؟؟؟
نه آقا! با افتخار سرمان را بالا میگیریم و می گویم تا سنگ لحد را بگذارند روی سرم هم این را یادم نمی رود !
انگار که هنر کرده باشیم .
ولی این هنر نیست این اوج بی هنری و زشتی ست که ما اینقدر در زجر دادن و آزار دادن روح خودمان مصّر هستیم .
اصرار داریم که چاقو برداریم و دیواره های داخلی وجودمان را بخراشیم ، آخر چرا !!!
بنظرم اگر نتوانستیم خوشی ها را تا مدتها در ذهن نگاه داریم و به خوشی شان لبخند بزنیم پس حق نداریم غصه ها را هم اینقدر محکم توی بغل مان بگیریم و ول نکنیم برود پی کارش .
رها کن برود آن هجمه ی غم و غصه ای که چسباندی به خودت و هر روز از بوی تعفنش خودت و اطرافیانت را تا سر حد جنون پیش می بری .
رها کن برود رفیق
#عادله_زمانی
@adelehz
همه چیز از احساسات شروع می شود.
از حسی که به خودم، به جهان، به زندگی دارم .
همه چیز از آن نقطه شروع می شود که من به دنیا می نگرم .
نوع نگاه و احساسات قلبی من است که حلقه ی پیرامونم را می سازد.
یادم نرود تا خوب نگاه نکنم خوب نمی بینم‌.
یادم نرود گام اول را روشن، مطمئن و شاد بردارم.
#عادله_زمانی
صبح بخیر❤️
@adelehz
گویند که هر تیره شبی را سحری هست

طبیب اصفهانی

@adelehz
هیچ‌کس‌در هیچ‌جای زمین بقچه ای همراهش نیست که برایمان حال خوب بیاورد...
هنر این است که بلد باشیم
شاد باشیم
و شادی بیافرینیم...


@adelehz
من زن غمگینی نیستم آقا!
من فقط گاهی کمی غصه‌ دارم و دلم می‌خواهد گریه کنم. غصه داشتن و گریه‌کردن دلیلی بر غمگین بودن که نیست، هست آقا؟
من خودم از مادربزرگم شنیدم گریه صفای قلب است. آدمی که گریه نکند، انگار دل ندارد. برای همین است که من هر وقت گریه‌ام بگیرد، مانع‌اش نمی‌شوم. آدمی باید گریه کند. زن باید گریه کند و شما هم باید گریه کنید آقا!
می‌گویید چرا غصه می‌خورم؟ باید بگویم چرا غصه نخورم...؟
آدم باید غصه بخورد که بعدها قدر همه‌چیز را بداند.
زندگی با همهٔ این تناقض‌هایش قشنگ است.
من زن غمگینی نیستم آقا... من هنوز فکر می‌کنم یک روزی گل‌های قالی واقعی می‌شوند و با احتیاط روی‌شان قدم برمی‌دارم، فکر می‌کنم روزی داستانی می‌نویسم که آمنه با یارش رفته ونیز، عطیه کل دنیا را با دوچرخه رکاب زده و عروس مرضیه خانم، بچه‌اش شده تا شوهرش زن جدید نگیرد.
من زن غمگینی نیستم... فقط گاهی اندوه به لحظه‌هایم گره می‌خورد و با صدای کمانچهٔ کلهر بغض می‌کنم و برای هزار مسافر از راه نرسیده چای عطردار دم می‌کنم.
من زن غمگینی نیستم و دلم غنج می‌رود برای لباس‌های گلدار و دامن پرچین.... من زن غمگینی نیستم اما بارها برای اسکارلت بر بادرفته گریه کرده‌ام و برای مرد فیلم کازابلانکا غصه خورده‌ام.
من زن غمگینی نیستم آقا...
من فقط گاهی غصه دارم، گریه می‌کنم، کتاب می‌خوانم، نامه می‌نویسم، فیلم می‌بینم، قیصر می‌خوانم و به این فکر می‌کنم که کاش شما فرق بین یک زن غمگین را با زنی که وقت‌های لازم غصه می‌خورد و گریه می‌کند را می‌دانستید.

فاطمه بهروزفخر
@adelehz
محبوب من!
شما دست روی هر درختی می‌گذارید,
بهارنارنج می‌شود ...
شما نیستید آسمان بی‌حوصله است،
درخت انجیر گیج است,
آینه گریه می‌کند ...
زیرا هم من و هم آینه هر دو دلتنگیم ...

محمد صالح علا
@adelehz
شد شد نشد نشد ولش كن - حسين اسيري Shud Shud Welesh Kun FULL - Hussainaseeri
شد شد ،
نشد نشد ولش کن .
پ.ن بفرستید برای هرکی باید بشنوه❤️
@adelehz
عزیز میگه مردها هر قدر هم که بزرگ و باسواد و پول دار بشن، باز هم مثل بچه ها هستند. زود قهر میکنن، زود پشیمون می‌شن و زود آشتی می‌کنن. ممکنه جلو زن ها چیزی نگن اما تنها که شدن شروع می کنن به بغض کردن. می‌گه به همین خاطره که کسی گریه ی مردها رو نمی‌بینه.
عزیز میگه زن ها هر قدر هم که کوچیک باشن
اما مادرند. پناه مردها هستن حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستن ...

📘 روی ماه خداوند را ببوس
✍🏻 مصطفی مستور

@adelehz
😢1
Cheshat
Zahra Baghalzadeh
بشنوید و غرق لذت بشید ❤️

@adelehz
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏مثل مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت

حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت

قیصر امین پور
@adelehz
1
بر طلوع صبح چشمانت سلام

سیدعلی رضایی


@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نقطه ای که خیال میکنی همه چیز به آخر رسیده و جهان در تاریکی غرق شده ست.ناگهان خورشید طلوع می‌کند .
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع می‌کند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!

#عادله_زمانی

صبح بخیر ❤️
@adelehz
1
زندگی تیر و کمانی ست که هرگز تورا از انداختن تیری جدید نا امید نمی کند.
همیشه می‌توان امید داشت که دستت را به پشت کمرت برسانی و آنجا حتی شده یک‌تیر،یک‌شانس برای زدن به هدف پیدا کنی .
میخواهم بگویم نباید نا امید شد .
گرچه همیشه یافتن این تیرهای جدید کار آسانی نیست اما همیشه می شود به امکان یافتن شان امید داشت .
#عادله_زمانی
#نارنجی
@adelehz
شبی از شب ها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد.
استاد پرسید: «برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟»
شاگرد گفت: «برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداری از لطف خداوند!»
استاد گفت: «سوالی می پرسم پاسخ ده؟»
شاگرد گفت: «با کمال میل، استاد.»
استاد گفت: «اگر مرغی را پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟»
شاگرد گفت: «خوب معلوم است استاد. برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم.»
استاد گفت: «اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟»
شاگردگفت: «خوب راستش نه...! نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!»
استاد گفت: «حال اگر این مرغ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!»
شاگرد گفت: «نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر خواهند بود!»
استاد گفت: «پس تو نیز برای خداوند چنین باش! همیشه تلاش کن تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت گردی. تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی تا مقام و لیاقت توجه و لطف و رحمت او را بدست آوری. خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد! او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد.

@adelehz
دلم دوست می خواهد
از آن دوست واقعی ها نه آنها که فقط اسم شان دوست ست .
از آن ها که میتوانی ساعتها سر یک موضوع احمقانه همراهش بخندی و اشکهایت از خنده جاری شود .

از آنها که میتوانی کنارش خودت باشی و لازم نیست ادا در بیاوری ، نه ظاهرا نه باطنت

از آنها که در جواب درد دلهایت نمی گوید هرچه خودت صلاح میدانی یا من که بهت گفته بودم!!

اصلا از آنهایی که بتوانی بی ترس از قضاوت شدن روبرویش بنشینی و درد دل کنی .

از آنها که نوشیدن یک استکان چای یا یک فنجان قهوه کنارش میتواند برای ساعتها آرامت کند.

دلم یک دوست میخواهد
که فقط دوست باشد .

باور کن در روزهایی از زندگی نیاز به عاشق ، معشوق، راهنما یا عزیز نداری تو فقط یک دوست میخواهی .
که وقتی گفتی فلانی بیا برویم ..
فقط در جواب بگوئید ساعت چند کجا باشم ؟
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
تهران میدان فردوسی سال ۱۳۳۸
چقدر زیبا و خلوت ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گمان می‌کنم هر لحظه باید به زبان آورم تا بدانی و بدانم که
"من بتو سخت نیازمندم خدایا"
حتی اگر نتوانم تورا ببینم .
#عادله_زمانی

@adelehz
اینم ببینید قلب تون رقیق بشه❤️
یعنی میخوام بگم همه چیز به قلب برمیگرده
قدر عزیزان تون و بدونید
مهم عشق شون بشماست فقط همین
@adelehz
3