Forwarded from "زنی کهگم کردم "
ما اینجاییم❤️
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
"آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای.چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام..."
محمود دولت آبادی
@adelehz
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام..."
محمود دولت آبادی
@adelehz
به نرگس شیراز می مانی
وسط زمستان سر و کله ات پیدا میشود و همانطور که نرگس ها جلا می دهند به گلفروشی ها
جلوه می دهی به خانه ی قلبم .
عطر داری ،رنگ داری،دیر هنگام می آیی و زودتر از آمدنت می روی
محبوبم
شما نرگس ها را چیده اید؟
یا نرگس ها شما را سرمشقِ وجود قرار داده اند؟
#عادله_زمانی
@adelehz
وسط زمستان سر و کله ات پیدا میشود و همانطور که نرگس ها جلا می دهند به گلفروشی ها
جلوه می دهی به خانه ی قلبم .
عطر داری ،رنگ داری،دیر هنگام می آیی و زودتر از آمدنت می روی
محبوبم
شما نرگس ها را چیده اید؟
یا نرگس ها شما را سرمشقِ وجود قرار داده اند؟
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرگز مهربانی را دست کم نگیر
مهربانی میتواند همچون ریشه ای در میان محکم ترین سنگها نفوذ کند و سنگ را بشکند .
هرگز جادوی مهربانی را دست کم نگیر...
#عادله_زمانی
#نارنجی
@adelehz
مهربانی میتواند همچون ریشه ای در میان محکم ترین سنگها نفوذ کند و سنگ را بشکند .
هرگز جادوی مهربانی را دست کم نگیر...
#عادله_زمانی
#نارنجی
@adelehz
پاک کنید از زندگیتان
آدم هایی را که جز درد و شکنجه ی روحی، برای شما چیزی ندارند...
همان هایی که انگار متولد شده اند تا برای جهان بارِمنفی بیاورند..
همیشه باخودتان این را مرور کنید؛
که ارزش واقعیِ شما، خیلی بیشتر از همنشینی با اینجور آدم هاست..
در مواجهه باچنین کسانی، خودتان را بردارید و دور شوید...
این ها فقط دلیلِ حالِ بدتان می شوند...
لحظه هایتان را از آدم های مثبت پر کنید
همانهایی که شما و ارزشمندیتان را باور دارند...
این آدم ها را هرگز از دست ندهید..
اینها بطور عجیبی به شما انگیزه و انرژی تزریق می کنند و شما را به سمت موفقیت هُل می دهند...
آرزو میکنم زندگیتان پر باشد از این آدم های واقعی و دوست داشتنی
که انصافاً بهترین مخلوقات خداهستند...!
👤 دکتر احمد حلت
#شما_فرستادین
@adelehz
آدم هایی را که جز درد و شکنجه ی روحی، برای شما چیزی ندارند...
همان هایی که انگار متولد شده اند تا برای جهان بارِمنفی بیاورند..
همیشه باخودتان این را مرور کنید؛
که ارزش واقعیِ شما، خیلی بیشتر از همنشینی با اینجور آدم هاست..
در مواجهه باچنین کسانی، خودتان را بردارید و دور شوید...
این ها فقط دلیلِ حالِ بدتان می شوند...
لحظه هایتان را از آدم های مثبت پر کنید
همانهایی که شما و ارزشمندیتان را باور دارند...
این آدم ها را هرگز از دست ندهید..
اینها بطور عجیبی به شما انگیزه و انرژی تزریق می کنند و شما را به سمت موفقیت هُل می دهند...
آرزو میکنم زندگیتان پر باشد از این آدم های واقعی و دوست داشتنی
که انصافاً بهترین مخلوقات خداهستند...!
👤 دکتر احمد حلت
#شما_فرستادین
@adelehz
من گمان میکنم در سنجش معیارهای موفقیت آدمی ،آرامش نادیده گرفته شده است .
آدمی که نتواند آرامش خودش را بیابد و در طوفانهای روزمره زندگی گوشه ی دنجی برای سکون و سکوت خودش پیدا کند،انسان ناموفقی ست .
و آرامش، همان رسیدن به نقطه ای از سکوت ست که میتوانی در آن چشمانت را ببندی و مثل موجی آرام به ساحل برگردی .
#عادله_زمانی
@adelehz
آدمی که نتواند آرامش خودش را بیابد و در طوفانهای روزمره زندگی گوشه ی دنجی برای سکون و سکوت خودش پیدا کند،انسان ناموفقی ست .
و آرامش، همان رسیدن به نقطه ای از سکوت ست که میتوانی در آن چشمانت را ببندی و مثل موجی آرام به ساحل برگردی .
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
@adelehz
سوگند به لبخند تو
✍️سهند ایرانمهر
فروید میگوید:«ما هیچکس را بهطور تصادفی انتخاب نمیکنیم؛ بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات میکنیم که از قبل در ناخودآگاهِ ما حضور داشتهاند». چیزی که باعث میشود این ویدیو را دوست داشته باشم شاید همین باشد که بهجای اینکه فکر کنم به طور تصادفی موقع ورق زدن صفحات مجازی، دیدمش، پیشتر آن را در جایی دنج و پرتافتاده از مابقی اجزای ذهنم، تجربهاش کردهام، اما کجا؟
🔸شاید در یکی از آن لحظاتی که دست از تفسیر جهان و دقیق شدن در نکبتهایش، شستهام و خواستهام در آن یک لحظه خاص از زیستن، بمانم. نه به عقب و تلخیهایش فکر کنم و نه به جلو و اضطرابی که ابهام آینده به جانم انداخته است.
🔸کریستین بوبن میگوید:« دوست داشتن هرکس، باخبر کردن او از روح خودش است». حالا اما بیش از اینکه من از عصمت بیریای این کودک، شاد بشوم انگار اوست که ما را از روح گمشدهمان باخبر میکند. اینکه جایی بایستی بیدغدغه شنیده شدن، دیدهشدن، به قاعده خواندن یا هرچیز دیگر.
🔸نمیدانم چرا فکر میکنم در پس هر چیزی که میبینم، ناخودآگاه باید دنبال کشف یک تراژدی پنهان، یک غم جانکاه در صورت شادی و آواز باشم. انگار نمیخواهم باور کنم که اگر کسی میخندد، میرقصد یا آواز میخواند، واقعا دارد میخندد و میرقصد و آواز میخواند. میلی دردناک در من هست که نمیگذارد، تلاش هیچکس را برای باور کردن شادیاش به رسمیت بشناسم.
🔸نمیدانم، شاید این خاصیت خیابان یا معبر آدمهایی است که میدانم به قول هاروکی موراکامی، با وجود لبخندشان باری از گوه را بر دوش میکشند. اینجا اما دلم میخواهد لبخند آن مادر را وصل کنم به جدیت حلقوم آن کودک و ایمان بیاورم که دوتاییشان حتی در یقین به تقلایِ حزنآمیزِ شادآلودشان برای نان، برای لحظهای سرخوشِ همخوانی دونفرهای هستندکه حالِ دوتاییشان را در آن لحظه و حال مرا در این لحظه، «خوب» میکند.
من آنگاه که ناگزیر به درد زیستنم به باور به این لحظات منقطع « شاد و باهم بودن آدمها» محتاجم.
وبدان سوگند میخورم:
سوگند به لبخند تو
به آواز خواندنت
و شادی که از حنجرهات
بر دل ناباور من میبارد و دعوت به ایمان میکند!
@adelehz
✍️سهند ایرانمهر
فروید میگوید:«ما هیچکس را بهطور تصادفی انتخاب نمیکنیم؛ بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات میکنیم که از قبل در ناخودآگاهِ ما حضور داشتهاند». چیزی که باعث میشود این ویدیو را دوست داشته باشم شاید همین باشد که بهجای اینکه فکر کنم به طور تصادفی موقع ورق زدن صفحات مجازی، دیدمش، پیشتر آن را در جایی دنج و پرتافتاده از مابقی اجزای ذهنم، تجربهاش کردهام، اما کجا؟
🔸شاید در یکی از آن لحظاتی که دست از تفسیر جهان و دقیق شدن در نکبتهایش، شستهام و خواستهام در آن یک لحظه خاص از زیستن، بمانم. نه به عقب و تلخیهایش فکر کنم و نه به جلو و اضطرابی که ابهام آینده به جانم انداخته است.
🔸کریستین بوبن میگوید:« دوست داشتن هرکس، باخبر کردن او از روح خودش است». حالا اما بیش از اینکه من از عصمت بیریای این کودک، شاد بشوم انگار اوست که ما را از روح گمشدهمان باخبر میکند. اینکه جایی بایستی بیدغدغه شنیده شدن، دیدهشدن، به قاعده خواندن یا هرچیز دیگر.
🔸نمیدانم چرا فکر میکنم در پس هر چیزی که میبینم، ناخودآگاه باید دنبال کشف یک تراژدی پنهان، یک غم جانکاه در صورت شادی و آواز باشم. انگار نمیخواهم باور کنم که اگر کسی میخندد، میرقصد یا آواز میخواند، واقعا دارد میخندد و میرقصد و آواز میخواند. میلی دردناک در من هست که نمیگذارد، تلاش هیچکس را برای باور کردن شادیاش به رسمیت بشناسم.
🔸نمیدانم، شاید این خاصیت خیابان یا معبر آدمهایی است که میدانم به قول هاروکی موراکامی، با وجود لبخندشان باری از گوه را بر دوش میکشند. اینجا اما دلم میخواهد لبخند آن مادر را وصل کنم به جدیت حلقوم آن کودک و ایمان بیاورم که دوتاییشان حتی در یقین به تقلایِ حزنآمیزِ شادآلودشان برای نان، برای لحظهای سرخوشِ همخوانی دونفرهای هستندکه حالِ دوتاییشان را در آن لحظه و حال مرا در این لحظه، «خوب» میکند.
من آنگاه که ناگزیر به درد زیستنم به باور به این لحظات منقطع « شاد و باهم بودن آدمها» محتاجم.
وبدان سوگند میخورم:
سوگند به لبخند تو
به آواز خواندنت
و شادی که از حنجرهات
بر دل ناباور من میبارد و دعوت به ایمان میکند!
@adelehz