کودکی از من پرسیده بود زندگی چه معنایی دارد؟
و من به او گفته بودم شکلات خوشمزه ای است که فقط یک بار می توانی آن را بخوری اما این انتخاب توست که آن را با لذت بخوری و دیگران را در لذتش شریک سازی .یا به تنهایی و با افسوس آن را تمام کنی.
شکلاتت در دستان توست .
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
و من به او گفته بودم شکلات خوشمزه ای است که فقط یک بار می توانی آن را بخوری اما این انتخاب توست که آن را با لذت بخوری و دیگران را در لذتش شریک سازی .یا به تنهایی و با افسوس آن را تمام کنی.
شکلاتت در دستان توست .
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
آرامش مطلق ❤️
در سالهای دور گذشته،خانه ها با اتاق های تابستانی و زمستانی طراحی می شد.اتاق های زمستانی رو به آفتاب بود چون باید در طول زمستان ساکنین خانه را گرم نگاه می داشت .
از جمله وسایل گرمایشی عالی که باعث جمع شدن خانواده کنار هم بود میتوان به کرسی اشاره کرد.
در هرات(افغانستان )بروی زمین اتاق های زمستانی گودال های کوچک حدودا نیم متری تعبیه می شد.در طول زمستان داخل گودال های کوچک را از ذغال تازه داغ شده پر کرده و کرسی را روی آن میگذاشتند.
ذغال ها تمام طول شب باقی می ماند و ساکنین خانه را گرم می کرد.خواب زیر کرسی گرم در نبود تکنولوژی سرسام آور و سکوت مطلق شبانه آرامش خاصی داشت که بعدها تکرار نشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
در سالهای دور گذشته،خانه ها با اتاق های تابستانی و زمستانی طراحی می شد.اتاق های زمستانی رو به آفتاب بود چون باید در طول زمستان ساکنین خانه را گرم نگاه می داشت .
از جمله وسایل گرمایشی عالی که باعث جمع شدن خانواده کنار هم بود میتوان به کرسی اشاره کرد.
در هرات(افغانستان )بروی زمین اتاق های زمستانی گودال های کوچک حدودا نیم متری تعبیه می شد.در طول زمستان داخل گودال های کوچک را از ذغال تازه داغ شده پر کرده و کرسی را روی آن میگذاشتند.
ذغال ها تمام طول شب باقی می ماند و ساکنین خانه را گرم می کرد.خواب زیر کرسی گرم در نبود تکنولوژی سرسام آور و سکوت مطلق شبانه آرامش خاصی داشت که بعدها تکرار نشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
دریافتم خوبیهایی که ممکن است داشته باشیم،
همیشه به کارمان نمیآید...
چون کافی نیست که یک آدم، آدم خوبی باشد،
باید دیگران هم خوب باشند
تا این خوبی دردی دوا کند!
👤لائو شه
@adelehz
همیشه به کارمان نمیآید...
چون کافی نیست که یک آدم، آدم خوبی باشد،
باید دیگران هم خوب باشند
تا این خوبی دردی دوا کند!
👤لائو شه
@adelehz
به دیوار حسودی می کنم
وقتی حجم سایه ات را تنگ در آغوش می گیرد .
و من از آن محرومم .
به باد حسودی میکنم وقتی در لابلای خانه های چهارخانه ی آبی ات می پیچد،می گردد و من محرومم از آن .
به باران و شانه و آینه هم ایضا ...
که می بوسدت ،موهایت را نوازش می کند و در چشمانت زل می زند ..
می بینی عاشق بودن چیزی شبیه دیوانه بودن است .
و تو، آیا دیوانه ات را دوست داری ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
وقتی حجم سایه ات را تنگ در آغوش می گیرد .
و من از آن محرومم .
به باد حسودی میکنم وقتی در لابلای خانه های چهارخانه ی آبی ات می پیچد،می گردد و من محرومم از آن .
به باران و شانه و آینه هم ایضا ...
که می بوسدت ،موهایت را نوازش می کند و در چشمانت زل می زند ..
می بینی عاشق بودن چیزی شبیه دیوانه بودن است .
و تو، آیا دیوانه ات را دوست داری ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
به دیوار حسودی می کنم وقتی حجم سایه ات را تنگ در آغوش می گیرد . و من از آن محرومم . به باد حسودی میکنم وقتی در لابلای خانه های چهارخانه ی آبی ات می پیچد،می گردد و من محرومم از آن . به باران و شانه و آینه هم ایضا ... که می بوسدت ،موهایت را نوازش می کند و در…
خوبه که هستید من با این محبت هاتون خیلی راحت تر مینویسم .
من ممنونم که هستید ❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
من ممنونم که هستید ❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️👇
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فَانَکَ بِأّغیُنِنَا
« تو در حفاظت مایی »
اینقدرر قشنگ خود خدا گفته مراقبتم
پس واسه چی دلهره داری ؟
صبح به سلامت و نور❤️
@adelehz
« تو در حفاظت مایی »
اینقدرر قشنگ خود خدا گفته مراقبتم
پس واسه چی دلهره داری ؟
صبح به سلامت و نور❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیاز هست همه این رو بدونیم .
@adelehz
@adelehz
❤1
داستان واقعی که در اردن اتفاق افتاد ...
مردی وفات کرد و زن جوان و فرزندش که شیر خواره بود را ترک گفت .
عموی پسر شیرخواره آمد و به زن گفت که حاضر است برای بزرگ کردن برادر زاده کمک نماید و با پول بجامانده از برادرش کار کند تا آینده او فراهم شود .مادر قبول کرد و وکالت را به او سپرد .
عمو دارایی برادر زاده را گرفت و برای کار به آمریکا رفت ، به خواست خداوند کار خوبی نصیبش شد و با زنی آمریکایی ازدواج کرد و صاحب خانواده و فرزند شد.
زنش نیز او را در چگونگی استثمار مال و دارایی اش یاری نمود و بنگاه معاملاتی فروش ماشین به راه انداختند .او هرگز از مالی که بدست می آورد چیزی برای زن و فرزند برادرش نمی فرستاد .
آنها صاحب میلیاردها ثروت شدند .
اما بیوه زن جوان و فرزندش در فقر بسر می بردند ، خداوند آنها را با مال حلال هرچند کم کرامت داده بود و پسر با تربیت و تعلیم بر اساس دین پرورده شد و به سن جوانی رسید .
عمو بعد از سالها به کشورش برگشت.و زمینی بزرگ خرید و ویلایی عظیم در منطقه ای به نام ام اذنیه بنا کرد.سپس شرکت تجاری بزرگی را راه انداخت که در اردن نظیر نداشت .
برادر زاده اش که اکنون جوانی شده بود نزد او رفت و مال پدرش را از او درخواست کرد ، اما عمو سرباز زد وگفت که چیزی از پدراو در نزدش نیست و او را از ویلایش بیرون کرده و تهدید کرد که دیگر پایش را در آنجا نگذارد .
جوان با دلی شکسته نزد مادرش برگشت وچیزی نصیبش نشد .عمو ویلای خود را با انواع وسایل گرانبها آراست سپس از خانواده ی خود خواست که به اردن بیایند .
روز موعود فرارسید و خانواده اش با هواپیما به اردن آمدند و او با ماشین به استقبالشان رفت .
عمو خوشحال به فرودگاه رفت و آنها را سوار ماشین جدید وگرانبهایش نمود .
اما در راه بازگشت به ویلا خداوند دیگر فرصتی به برای جبران گناهش به او نداد.
اتومبیل حامل وی و خانواده اش تصادف کرد و همگی در دم جان باختند .در آن حادثه دلخراش هیچ یک از اعضای خانواده ی آن مرد زنده نماند .
واینگونه تقدیر خداوند صفحه عدالت را گشود . تنها وارث عمو همان برادرزاده ای که در اصل صاحب تمام سرمایه بود، تشخیص داده شد و مال به صاحب اصلی خود رسید.
مالی که سالها توسط آن انسان متکبر و سواستفاده جو تصاحب شده بود اما آن یتیم از مالش محروم نگه داشته شده بود.
و بین خداوند ودعای مظلوم هیچ حجابی نیست .«و خداوند تو فراموشکار نیست ...»
#شما_فرستادین
@adelehz
مردی وفات کرد و زن جوان و فرزندش که شیر خواره بود را ترک گفت .
عموی پسر شیرخواره آمد و به زن گفت که حاضر است برای بزرگ کردن برادر زاده کمک نماید و با پول بجامانده از برادرش کار کند تا آینده او فراهم شود .مادر قبول کرد و وکالت را به او سپرد .
عمو دارایی برادر زاده را گرفت و برای کار به آمریکا رفت ، به خواست خداوند کار خوبی نصیبش شد و با زنی آمریکایی ازدواج کرد و صاحب خانواده و فرزند شد.
زنش نیز او را در چگونگی استثمار مال و دارایی اش یاری نمود و بنگاه معاملاتی فروش ماشین به راه انداختند .او هرگز از مالی که بدست می آورد چیزی برای زن و فرزند برادرش نمی فرستاد .
آنها صاحب میلیاردها ثروت شدند .
اما بیوه زن جوان و فرزندش در فقر بسر می بردند ، خداوند آنها را با مال حلال هرچند کم کرامت داده بود و پسر با تربیت و تعلیم بر اساس دین پرورده شد و به سن جوانی رسید .
عمو بعد از سالها به کشورش برگشت.و زمینی بزرگ خرید و ویلایی عظیم در منطقه ای به نام ام اذنیه بنا کرد.سپس شرکت تجاری بزرگی را راه انداخت که در اردن نظیر نداشت .
برادر زاده اش که اکنون جوانی شده بود نزد او رفت و مال پدرش را از او درخواست کرد ، اما عمو سرباز زد وگفت که چیزی از پدراو در نزدش نیست و او را از ویلایش بیرون کرده و تهدید کرد که دیگر پایش را در آنجا نگذارد .
جوان با دلی شکسته نزد مادرش برگشت وچیزی نصیبش نشد .عمو ویلای خود را با انواع وسایل گرانبها آراست سپس از خانواده ی خود خواست که به اردن بیایند .
روز موعود فرارسید و خانواده اش با هواپیما به اردن آمدند و او با ماشین به استقبالشان رفت .
عمو خوشحال به فرودگاه رفت و آنها را سوار ماشین جدید وگرانبهایش نمود .
اما در راه بازگشت به ویلا خداوند دیگر فرصتی به برای جبران گناهش به او نداد.
اتومبیل حامل وی و خانواده اش تصادف کرد و همگی در دم جان باختند .در آن حادثه دلخراش هیچ یک از اعضای خانواده ی آن مرد زنده نماند .
واینگونه تقدیر خداوند صفحه عدالت را گشود . تنها وارث عمو همان برادرزاده ای که در اصل صاحب تمام سرمایه بود، تشخیص داده شد و مال به صاحب اصلی خود رسید.
مالی که سالها توسط آن انسان متکبر و سواستفاده جو تصاحب شده بود اما آن یتیم از مالش محروم نگه داشته شده بود.
و بین خداوند ودعای مظلوم هیچ حجابی نیست .«و خداوند تو فراموشکار نیست ...»
#شما_فرستادین
@adelehz
❤1
قاعده پنجم شمس :
کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام بر می دارد. با خودش می گوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟ تنها چیزی که عشق می گوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمی شود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در دل ویرانه ها یافت می شود، پس هرچه هست در دل خراب است!
📕 ملت عشق
✍🏻 الیف شافاک
@adelehz
کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام بر می دارد. با خودش می گوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟ تنها چیزی که عشق می گوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمی شود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در دل ویرانه ها یافت می شود، پس هرچه هست در دل خراب است!
📕 ملت عشق
✍🏻 الیف شافاک
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر کسی از شما پرسید چرا باید عاشق شعر فارسی بود ؟
@adelehz
@adelehz
❤1
سوگند به لحظه بر آمدن آفتاب
و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد و فراگیر شود
که پروردگارت تو را ترک نکرده و دشمن نداشته است
۱-۳ ضحی
شب زیبا ❤️
@adelehz
و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد و فراگیر شود
که پروردگارت تو را ترک نکرده و دشمن نداشته است
۱-۳ ضحی
شب زیبا ❤️
@adelehz
❤1