امروز دوستی پیدا کردم که منو خوشحال میکنه و من خیلی خوشحالم که اون خوشحالم میکنه، چون اين خيلی مهمه.
اگه من خوشحال بشم...
همسایههای من هم خوشحال میشن، خانوادهام، همکارام و مردمی که هر روز میببینم .
اونا اگه خوشحال بشن خب، خيلیهای ديگه هم خوشحال میشن اینجوری شاید حال دنیا یه کم بهتر بشه.
پس چه خوبه که دوستی پیدا کردم که منو خوشحال میکنه.
شلسیلور استاین
@adelehz
اگه من خوشحال بشم...
همسایههای من هم خوشحال میشن، خانوادهام، همکارام و مردمی که هر روز میببینم .
اونا اگه خوشحال بشن خب، خيلیهای ديگه هم خوشحال میشن اینجوری شاید حال دنیا یه کم بهتر بشه.
پس چه خوبه که دوستی پیدا کردم که منو خوشحال میکنه.
شلسیلور استاین
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
امروز دوستی پیدا کردم که منو خوشحال میکنه و من خیلی خوشحالم که اون خوشحالم میکنه، چون اين خيلی مهمه. اگه من خوشحال بشم... همسایههای من هم خوشحال میشن، خانوادهام، همکارام و مردمی که هر روز میببینم . اونا اگه خوشحال بشن خب، خيلیهای ديگه هم خوشحال میشن…
دقیقا بهمین دلیل هست که من تاکید دارم از کسانی که مود تون و با حرف های منفی و غر زدن هاشون منفی میکنند دوری کنید.
@adelehz
@adelehz
مادر بزرگم رسماً عاشق پدر بزرگم بود.
یک روز به او گفتم حیف اینهمه احساست، پدر بزرگ من مگر چه دارد که تو از او امام زاده نزد فرزندان و نوه و نبیرههایت درست کردهای؟!!!
مادر بزرگ اخم دلپذیری به من کرد و گفت:
دلسوز نیست که هست، حواسش به قرص و دواهای من نیست که هست، از جوانیام تا کنون نه در مطبخ ماچم کرد نه هرگز کنار مردم خوارم کرد. پدر بزرگ تو داناست! نمیفهمی دختر، داناست. او مرا میفهمد رگ خواب مرا میداند خلق و خوی مرا میداند.
من ماتم برده بود!
سه روز بود که کتاب هنر عشق ورزیدن "اریک فروم" را میخواندم و یک بخشش را نمیفهمیدم!!!
"چهار عنصر عشق: دلسوزی، احساس مسئولیت، احترام و دانایی است!!!
مادر بزرگ بیسواد من حرفهای" اریک فروم" را برایم چه شیرین تحلیل و بررسی کرده بود.
به همین سادگی!!!🌺
#شما_فرستادین
@adelehz
یک روز به او گفتم حیف اینهمه احساست، پدر بزرگ من مگر چه دارد که تو از او امام زاده نزد فرزندان و نوه و نبیرههایت درست کردهای؟!!!
مادر بزرگ اخم دلپذیری به من کرد و گفت:
دلسوز نیست که هست، حواسش به قرص و دواهای من نیست که هست، از جوانیام تا کنون نه در مطبخ ماچم کرد نه هرگز کنار مردم خوارم کرد. پدر بزرگ تو داناست! نمیفهمی دختر، داناست. او مرا میفهمد رگ خواب مرا میداند خلق و خوی مرا میداند.
من ماتم برده بود!
سه روز بود که کتاب هنر عشق ورزیدن "اریک فروم" را میخواندم و یک بخشش را نمیفهمیدم!!!
"چهار عنصر عشق: دلسوزی، احساس مسئولیت، احترام و دانایی است!!!
مادر بزرگ بیسواد من حرفهای" اریک فروم" را برایم چه شیرین تحلیل و بررسی کرده بود.
به همین سادگی!!!🌺
#شما_فرستادین
@adelehz
🔹ناسا اخیرا در حساب کاربری تلسکوپ فضایی هابل در اینستاگرام با انتشار تصویری باشکوه نوشت: از شکوه سحابی خیره کننده شکارچی لذت ببرید.
و میبینید که جاهایی از جهان خلقت که هنوز دست تخریب گر بشر بهش نرسیده چقدر زیبا باقی مونده ..
@adelehz
و میبینید که جاهایی از جهان خلقت که هنوز دست تخریب گر بشر بهش نرسیده چقدر زیبا باقی مونده ..
@adelehz
یسری مغازه ها هم بودند وقتی ما بچه بودیم
همه چیز و باهم میفروختند
اینجوری که هرچی میخواستی میتونستی اونجا پیدا کنی
یعنی هرمشتری که می رفت داخل اونمغازه
نا امید و دست خالی برنمی گشت .
بهش میگفتیم بقالی
بقال ها هم شبیه مغازه دارهای با کلاس بالاشهری امروز نبودند،خیلی گرم تر خیلی صمیمی تر
حتی اگه چیزی رو که میخواستی نداشتند می گشتند توی بساط شون و یه چیزی که کارتو راه بندازه می دادند دستت
یعنی دستت خالی نمی موند .
از وقتی اون مغازه های کوچک و پر و پیمون جمع شد و جاشو سوپر مارکت های مدرن امروزی گرفت .
خیلی از چیزها عوض شد .
میریم خرید می کنیم برمیگردیم ولی اندازه ی خریدن یه توپ رنگی پلاستیکی یا یه لواشک ملس از اون بقالی ها خوشحال نمیشیم .
#عادله_زمانی
@adelehz
همه چیز و باهم میفروختند
اینجوری که هرچی میخواستی میتونستی اونجا پیدا کنی
یعنی هرمشتری که می رفت داخل اونمغازه
نا امید و دست خالی برنمی گشت .
بهش میگفتیم بقالی
بقال ها هم شبیه مغازه دارهای با کلاس بالاشهری امروز نبودند،خیلی گرم تر خیلی صمیمی تر
حتی اگه چیزی رو که میخواستی نداشتند می گشتند توی بساط شون و یه چیزی که کارتو راه بندازه می دادند دستت
یعنی دستت خالی نمی موند .
از وقتی اون مغازه های کوچک و پر و پیمون جمع شد و جاشو سوپر مارکت های مدرن امروزی گرفت .
خیلی از چیزها عوض شد .
میریم خرید می کنیم برمیگردیم ولی اندازه ی خریدن یه توپ رنگی پلاستیکی یا یه لواشک ملس از اون بقالی ها خوشحال نمیشیم .
#عادله_زمانی
@adelehz
❤1
محبوب دلخواهم
دلدار آغشته به عطر بهارنارنجم
تو عشق بودی
و عشق همتراز مدنیت و تمدن ست
چنان که تمدن شهرها را می سازد و جاودانه می کند.
تو مرا ساختی و جاودانه کردی .
#عادله_زمانی
@adelehz
دلدار آغشته به عطر بهارنارنجم
تو عشق بودی
و عشق همتراز مدنیت و تمدن ست
چنان که تمدن شهرها را می سازد و جاودانه می کند.
تو مرا ساختی و جاودانه کردی .
#عادله_زمانی
@adelehz
من اینجا هستم ❤️👇
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
از بخشهای آغازین و پایانی روز خود بسیار مراقبت کنید،
و بقیه روزتان تقریبا نیازی به مراقبت نخواهد داشت.
مالک صبح خود شوید و زندگی خود را ارتقاء بخشید.
✍🏻رابین شارما
صبح بخیر ❤️
@adelehz
و بقیه روزتان تقریبا نیازی به مراقبت نخواهد داشت.
مالک صبح خود شوید و زندگی خود را ارتقاء بخشید.
✍🏻رابین شارما
صبح بخیر ❤️
@adelehz
من به دوستی احتیاج دارم که تمامیت وجودم را بپذیرد،هم نیمه ی تاریک و هم نیمه ی روشنم را
دوستی که در پذیرشم دست به انتخاب نزند .و مرا با ویژگی های خوبم در الویت قرار ندهد.
من به دوستی نیاز دارم که پوسته ی ظاهری ام را بشکافد و از درون وجود مرا کشف نماید.
آنکه باور داشته باشد پشت نقاب روی صورتم انسانی دیگر ایستاده که میتواند بسیار دوست داشتنی تر از آنچه می بینید باشد.
چنین دوستی تضمین آرامش زندگی ست
و خبر بد این است که چنین دوستی به ندرت یافت می شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
دوستی که در پذیرشم دست به انتخاب نزند .و مرا با ویژگی های خوبم در الویت قرار ندهد.
من به دوستی نیاز دارم که پوسته ی ظاهری ام را بشکافد و از درون وجود مرا کشف نماید.
آنکه باور داشته باشد پشت نقاب روی صورتم انسانی دیگر ایستاده که میتواند بسیار دوست داشتنی تر از آنچه می بینید باشد.
چنین دوستی تضمین آرامش زندگی ست
و خبر بد این است که چنین دوستی به ندرت یافت می شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیدانم وقتی غذایی که پیک موتوری رستوران برایتان میآورد سرد است، چه میکنید.
نمیدانم وقتی سوار تاکسی میشوید و میبینید کولر را روشن نکرده، چه میکنید.
نمیدانم وقتی کتابی را میخرید و میبینید که جلد آن تا شده یا صفحهای از آن کثیف است چه میکنید.
نمیدانم وقتی از سوپرمارکت خرید میکنید و متوجه میشوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه میکنید.
نمیدانم وقتی در کافیشاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که میآورند کمی مانده است، چه میکنید.
من معمولاً چیزی نمیگویم، مگر اینکه مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آنجا هم تا حد امکان، ایراد را گردن میگیرم و مثلاً میگویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کردهام یا خوب بیان نکردم).
قدیمها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم «مهمان دنیا» آشنا کرد.
او گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحبخانهاند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی میرویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، به کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمیکنیم.
انگار «پیچِ پذیرش»مان را چرخاندهاند و روی سطحِ دیگری تنظیم کردهاند. در دنیا میتوان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمانهای دنیا.
یادم هست به او گفتم: اگر هیچکس اعتراض نکند، هیچچیز بهتر نمیشود. همهچیز بد میماند. این نسخهی تو، نسخهی سقوط و قهقراست.
اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه – حتی وقتی حق با توست – بر روی روش و منش تو تأثیر میگذارد و از تو انسانی دیگر میسازد و تو را از جمع «اقلیت مهمان» به «اکثریت صاحبخانه» میراند.
دوستم دیگر بین ما نیست. او از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشهی ذهنم مانده.
دنیا، بازی بزرگیست که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر.
محمدرضا شعبانعلی
@adelehz
نمیدانم وقتی سوار تاکسی میشوید و میبینید کولر را روشن نکرده، چه میکنید.
نمیدانم وقتی کتابی را میخرید و میبینید که جلد آن تا شده یا صفحهای از آن کثیف است چه میکنید.
نمیدانم وقتی از سوپرمارکت خرید میکنید و متوجه میشوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه میکنید.
نمیدانم وقتی در کافیشاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که میآورند کمی مانده است، چه میکنید.
من معمولاً چیزی نمیگویم، مگر اینکه مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آنجا هم تا حد امکان، ایراد را گردن میگیرم و مثلاً میگویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کردهام یا خوب بیان نکردم).
قدیمها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم «مهمان دنیا» آشنا کرد.
او گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحبخانهاند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی میرویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، به کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمیکنیم.
انگار «پیچِ پذیرش»مان را چرخاندهاند و روی سطحِ دیگری تنظیم کردهاند. در دنیا میتوان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمانهای دنیا.
یادم هست به او گفتم: اگر هیچکس اعتراض نکند، هیچچیز بهتر نمیشود. همهچیز بد میماند. این نسخهی تو، نسخهی سقوط و قهقراست.
اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه – حتی وقتی حق با توست – بر روی روش و منش تو تأثیر میگذارد و از تو انسانی دیگر میسازد و تو را از جمع «اقلیت مهمان» به «اکثریت صاحبخانه» میراند.
دوستم دیگر بین ما نیست. او از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشهی ذهنم مانده.
دنیا، بازی بزرگیست که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر.
محمدرضا شعبانعلی
@adelehz
راهی پيدا كردم كه از دوباره صدمه خوردن مصون بمانم:
اگر نگذارم كسی برايم اهميت پيدا كند، ديگر چنين فقدانی را تحمل نخواهم كرد.
✍🏻 اروین یالوم
@adelehz
اگر نگذارم كسی برايم اهميت پيدا كند، ديگر چنين فقدانی را تحمل نخواهم كرد.
✍🏻 اروین یالوم
@adelehz
سر زد به دل، دوباره غم کودکانهای
آهسته میتراود از این غم،ترانهای
باران شبیه کودکیام پشت شیشههاست
دارم هوای گریه، خدایا بهانهای..
قیصر امین پور
@adelehz
آهسته میتراود از این غم،ترانهای
باران شبیه کودکیام پشت شیشههاست
دارم هوای گریه، خدایا بهانهای..
قیصر امین پور
@adelehz
دوستت دارم نه آنچنانی که شاملو آیدا را
نمی گویم غرق ام یا چشمانم بسته است
اما میگویم بقدری دوستت دارم که برای زنده ماندنم کافی باشد.
میدانی مانند جریان ملایم آبی که همیشه جاری ست .
تو را این چنین دوست دارم
ملایم اما طولانی ..
#عادله_زمانی
@adelehz
نمی گویم غرق ام یا چشمانم بسته است
اما میگویم بقدری دوستت دارم که برای زنده ماندنم کافی باشد.
میدانی مانند جریان ملایم آبی که همیشه جاری ست .
تو را این چنین دوست دارم
ملایم اما طولانی ..
#عادله_زمانی
@adelehz
گوشيم مثل خيلي چيزهاي ديگه ام خراب شده ، متاسفانه نميتونم مستمر ازش استفاده كنم ، مثل تلويزيون قديمي خونه ي پدري ام بايد خاموش اش كنم خنک بشه ، دلش كه حال اومد دوباره بيام سراغ اش.
خيلي وقته نتونستم بيام تو كانال ..
براي ساير كانال ها را با يك فلش به سمت پايين فقط خودم را به انتهاي پيام ها مي رسونم ، حالا اگر رسيدم و شد بعدا ميام بالا و مرور ميكنم
اما
تو كانال "زني كه گم كردم" هر پيام را يه وقتهايي چند بار ميخونم تو دلم براش كامنت ميزارم
و از ترس اينكه تمام بشن به اينكه چند تا پيام را هنوز نخوندم نگاه نميكنم .
ممنون از كانال خوبتان ،ازمطالب ارزنده اتون
و از وجود بامحبتتون كه از پشت كيبورد سرد
حس تون را بخوبي منتقل مي كنيد 🌸🌸
ارادتمند زهرا
#شما_فرستادین
پ.ن اینقدر گاهی پیامهای دریافتی تون زیباست که حیف میدونم تنهایی بخونمش❤️ممنون که هستید و اینقدر هم خوب و نازنینید❤️❤️
@adelehz
خيلي وقته نتونستم بيام تو كانال ..
براي ساير كانال ها را با يك فلش به سمت پايين فقط خودم را به انتهاي پيام ها مي رسونم ، حالا اگر رسيدم و شد بعدا ميام بالا و مرور ميكنم
اما
تو كانال "زني كه گم كردم" هر پيام را يه وقتهايي چند بار ميخونم تو دلم براش كامنت ميزارم
و از ترس اينكه تمام بشن به اينكه چند تا پيام را هنوز نخوندم نگاه نميكنم .
ممنون از كانال خوبتان ،ازمطالب ارزنده اتون
و از وجود بامحبتتون كه از پشت كيبورد سرد
حس تون را بخوبي منتقل مي كنيد 🌸🌸
ارادتمند زهرا
#شما_فرستادین
پ.ن اینقدر گاهی پیامهای دریافتی تون زیباست که حیف میدونم تنهایی بخونمش❤️ممنون که هستید و اینقدر هم خوب و نازنینید❤️❤️
@adelehz
درويشی تنگدست، به در خانه توانگری رفت و گفت:
شنيدهام مالی در راه خدا نذر کردهای که به درويشان دهی، من نيز درويشم.
خواجه گفت: من نذر کوران کردهام، تو کور نيستی.
پس درويش تاملی کرد و گفت: ای خواجه، کور حقيقی منم که درگاه خدای کريم را گذاشته، به در خانه چون تو، گدائی آمدهام.
اين را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته، از دنبال وی شتافت و هر چه کوشيد که چيزی به وی دهد، قبول نکرد…
📕 مناجات نامه
✍️🏻 خواجه عبدالله انصاری
الهی،روا مدار که جز درگاه تو چشم مان به کسی دیگر باشد .
آمین
شب زیبا ❤️
@adelehz
شنيدهام مالی در راه خدا نذر کردهای که به درويشان دهی، من نيز درويشم.
خواجه گفت: من نذر کوران کردهام، تو کور نيستی.
پس درويش تاملی کرد و گفت: ای خواجه، کور حقيقی منم که درگاه خدای کريم را گذاشته، به در خانه چون تو، گدائی آمدهام.
اين را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته، از دنبال وی شتافت و هر چه کوشيد که چيزی به وی دهد، قبول نکرد…
📕 مناجات نامه
✍️🏻 خواجه عبدالله انصاری
الهی،روا مدار که جز درگاه تو چشم مان به کسی دیگر باشد .
آمین
شب زیبا ❤️
@adelehz
❤1