"زنی کهگم کردم "
امروز یه جا خوندم پرخوری شبانه نکنید یک دقیقه با خودم گفتم آخه کی ساعت دوازده شب پا میشه میره سر یخچال؟ الان دقیقا تو نیم ساعت سه بار رفتم سر یخچال شکلات و شیر و کلوچه هم خوردم😶 کارما واسه ما معمولیا فقط همینجور جاها کار میکنه😒😐 @adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی سفر کوتاهی ست که ارزش جنگیدن دارد
جنگیدن برای بدست آوردن کسانی که دوستشان داری و یا چیزهایی
زندگی فرصت سفر کوتاهی ست ولی آنقدر لذت بخش ست که دلت نمی خواهد بود تمام شود
قدر زندگی را بدان
این طلیعه ی الهی ارزش زیادی دارد
میلیونها آدم آن زیر،زیر خاک خوابیده اند که آرزویشان این بود تا بتوانند فقط یک روز دیگر زندگی کنند.
#عادله_زمانی
@adelehz
جنگیدن برای بدست آوردن کسانی که دوستشان داری و یا چیزهایی
زندگی فرصت سفر کوتاهی ست ولی آنقدر لذت بخش ست که دلت نمی خواهد بود تمام شود
قدر زندگی را بدان
این طلیعه ی الهی ارزش زیادی دارد
میلیونها آدم آن زیر،زیر خاک خوابیده اند که آرزویشان این بود تا بتوانند فقط یک روز دیگر زندگی کنند.
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذارید تعریف کاملا متفاوتی از موفقیت به شما ارائه دهم، تعریفی که دست کم دو هزار سال قدمت دارد. موفقیت، براساس تعریف خود، نه به میزان منزلت و اعتباری که جامعه به فرد میدهد وابسته است و نه به قرار گرفتن در فهرستهای مبتذل. تعریفش این است؛ موفقیت حقیقی، موفقیت درونی است. همین!
✍🏻 رولف دوبلی
پریسا جان راغیان
#دلبرانه_های_پاییز
@adelehz
✍🏻 رولف دوبلی
پریسا جان راغیان
#دلبرانه_های_پاییز
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوای خنک صبح جمعه ی وسط آبان
عطر نان سنگک پیچیده شده در ترمه
صدای رادیو و صبح جمعه با شما
مادرم که جلوی آینه رژلب قرمز مکه ای اش را پررنگ می کرد
چای که روی سماور قل قل زنان، به بهترین حالت ممکن دم می کشید
و من که کودکی ۷ ساله بودم.
من در جهانی دیگر بازهم بدنبال آن روزها خواهم گشت ..
روزهای گرم ، شیرین و خوش عطر کودکی در آن خانه های تکرار ناپذیر
#عادله_زمانی
جمعه مبارک ❤️
@adelehz
عطر نان سنگک پیچیده شده در ترمه
صدای رادیو و صبح جمعه با شما
مادرم که جلوی آینه رژلب قرمز مکه ای اش را پررنگ می کرد
چای که روی سماور قل قل زنان، به بهترین حالت ممکن دم می کشید
و من که کودکی ۷ ساله بودم.
من در جهانی دیگر بازهم بدنبال آن روزها خواهم گشت ..
روزهای گرم ، شیرین و خوش عطر کودکی در آن خانه های تکرار ناپذیر
#عادله_زمانی
جمعه مبارک ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یسری ها هم مثل پسر خاله اند.
ظاهرشون نشوننمیده اما حواسشون به دل به همه ی ادمهای اطرافشون هست .
مهربونند اما مهربونی هاشون و جار نمیزنن
اگه از این پسرخاله های مهربون تو زندگی تون دارید قدرشون و بدونید .
#عادله_زمانی
@adelehz
ظاهرشون نشوننمیده اما حواسشون به دل به همه ی ادمهای اطرافشون هست .
مهربونند اما مهربونی هاشون و جار نمیزنن
اگه از این پسرخاله های مهربون تو زندگی تون دارید قدرشون و بدونید .
#عادله_زمانی
@adelehz
چقدر"مسیح رشت" را میشناسید؟
در شهر رشت در خیابان سعدی،
منطقه ای هست که متعلق به هموطنان ارمنی میباشد...
و در آن مزاری هست که متعلق به یک انسان آزاده به نام "آرسنمیناسیان" میباشد
آرسن در شهر رشت زاده شد
دوران ابتدایی را در همان شهر سپری نمود ...
در ایامی که فقر در ایران همه گیر شده بود، روزی مادرش برای آرسن پالتویی خریداری میکند و در هنگام عزیمت به مدرسه به وی میپوشاند...
اما در برگشت آرسن پالتو را بهمراه نداشت وقتی با سوال مادر روبرو میشود میگوید یکی از همکلاسی های مسلمانش لباس مناسب نداشته و پالتو را به وی بخشیده است ...
بعدها آرسن به داروسازی تجربی روی میآورد و شهرت آرسن از همینجا شروع میشود...
آن مرد بزرگ متعدداً مشاهده میکرد که افرادی هستند که هزینه داروهای خود را ندارند یا بدلیل فقر اصلا دسترسی به دارو ندارند و آنزمان هم ایران دچار فقری فراگیر بود.
آرسن با هزینه خودش شبها نیمه شب بسمت تهران راه می افتاد ...
و صبح هنگام در تهران داروهای مورد نیاز نیازمندان را خریداری میکرد یا مواد آنرا تهیه میکرد و سپس ظهر هنگام خودش را به رشت میرساند،
و بعد از ظهر داروهای مورد نیاز مردم فقیر را به یک سوم قیمت واقعی بین آنها توزیع میکرد...
در ابتدا عده ای کوته فکر علیه آن ابرمرد دست به اتهام سازی و شایعه پراکنی زدند و با تاکید بر ارمنی بودن وی، داروها را حرام و... میدانستند و چند مرتبه آرسن بخاطر همین ناجوانمردیها و اتهامات به زندان افتاد اما آن آزاده مرد عزم داشت که "مسیح رشت" شود...
زندگی خود را فروخت و داروخانه ای راه انداخت کم کم مردم رشت و نواحی اطراف آن به نیات آن آزاده مرد اعتماد کردند داروخانه آرسن تبدیل شد به قبله و ماوای بیپناهان و مستضعفان رشت
اما آرسن خسته نشد،
آنقدر پیش رفت و بزرگ مردی به خرج داد که داروخانه او تبدیل شد به اولین داروخانه شبانه روزی ایران ...
مردم فقیر خطه گیلان از هر دین و مذهب به داروخانه آرسن هجوم می آوردند ...
آرسن میناسیان برای سر و سامان دادن سالمندان بی سرپرست اولین سرای سالمندان ایران را در شهر رشت و با هزینه شخصی و کمک بازاریان رشت تاسیس نمود، بدون حتی یک ریال کمک از دولت وقت، پذیرای سالمندان بیمار و بی کس و کار از سراسر ایران شد...
پس از رشت آرسن تلاشی وافر برای تاسیس سرای سالمندان در تهران مبذول داشت و توانست با زحمت و مرارت زیاد سرای سالمندان کهریزک را بنا نهد ...
و هر سه بنای خیر آرسن
تا کنون به فعالیت خود ادامه میدهند
هم داروخانه شبانه روزی رشت
و هم سرای سالمندان رشت
و هم سرای سالمندان کهریزک
در سال ۱۳۵۶ آن آزاده مرد در حالی که در سرای سالمندان رشت در حال خدمات رسانی بود در هنگام کار درگذشت و مردم خطه گیلان را در عزای فراق خود گذاشت ...
روز بعد شهر رشت از هجوم جمعیت به صحرای محشر تبدیل شد
جا برای سوزن انداختن نبود
مردم گیلان از هر فرقه وایین آمدند و عظمتی خلق شد
بنام "تشییع مسیح رشت"
جنازه ساعتها روی دست مردم بود و امکان دفن پیدا نمیکرد
بر روی تابوت یک مسیحی
چندین عمامه سادات بزرگ گیلان گذاشته شده بود
مردم تکبیر گویان و با فرستان صلوات جنازه یک ارمنی را تشییع میکردند
در ابتدا مسلمانان اجازه دفن آن ابرمرد در قبرستان ارامنه را نمیدادند
و میخواستند او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند
اما با میانجیگری علما و صرف وقت زیاد جنازه به کلیسای رشت رسید
نهایتا جسد آن آزاده مرد را
در همانجا دفن کردند
آری آرسن میناسیان عنوان "مسیح رشت" را پیدا کرد و در هنگام مرگ سر سوزنی مال یا اموال در این دنیا نداشت
اما دنیایی را در سوگ خود نشاند...
بد نیست در انتها این شعر پروین اعتصامی هم در ارتباط با این مرد نیک نام اورده شود.
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست ،آنهم ارمنیست
#شما_فرستادین
@adelehz
در شهر رشت در خیابان سعدی،
منطقه ای هست که متعلق به هموطنان ارمنی میباشد...
و در آن مزاری هست که متعلق به یک انسان آزاده به نام "آرسنمیناسیان" میباشد
آرسن در شهر رشت زاده شد
دوران ابتدایی را در همان شهر سپری نمود ...
در ایامی که فقر در ایران همه گیر شده بود، روزی مادرش برای آرسن پالتویی خریداری میکند و در هنگام عزیمت به مدرسه به وی میپوشاند...
اما در برگشت آرسن پالتو را بهمراه نداشت وقتی با سوال مادر روبرو میشود میگوید یکی از همکلاسی های مسلمانش لباس مناسب نداشته و پالتو را به وی بخشیده است ...
بعدها آرسن به داروسازی تجربی روی میآورد و شهرت آرسن از همینجا شروع میشود...
آن مرد بزرگ متعدداً مشاهده میکرد که افرادی هستند که هزینه داروهای خود را ندارند یا بدلیل فقر اصلا دسترسی به دارو ندارند و آنزمان هم ایران دچار فقری فراگیر بود.
آرسن با هزینه خودش شبها نیمه شب بسمت تهران راه می افتاد ...
و صبح هنگام در تهران داروهای مورد نیاز نیازمندان را خریداری میکرد یا مواد آنرا تهیه میکرد و سپس ظهر هنگام خودش را به رشت میرساند،
و بعد از ظهر داروهای مورد نیاز مردم فقیر را به یک سوم قیمت واقعی بین آنها توزیع میکرد...
در ابتدا عده ای کوته فکر علیه آن ابرمرد دست به اتهام سازی و شایعه پراکنی زدند و با تاکید بر ارمنی بودن وی، داروها را حرام و... میدانستند و چند مرتبه آرسن بخاطر همین ناجوانمردیها و اتهامات به زندان افتاد اما آن آزاده مرد عزم داشت که "مسیح رشت" شود...
زندگی خود را فروخت و داروخانه ای راه انداخت کم کم مردم رشت و نواحی اطراف آن به نیات آن آزاده مرد اعتماد کردند داروخانه آرسن تبدیل شد به قبله و ماوای بیپناهان و مستضعفان رشت
اما آرسن خسته نشد،
آنقدر پیش رفت و بزرگ مردی به خرج داد که داروخانه او تبدیل شد به اولین داروخانه شبانه روزی ایران ...
مردم فقیر خطه گیلان از هر دین و مذهب به داروخانه آرسن هجوم می آوردند ...
آرسن میناسیان برای سر و سامان دادن سالمندان بی سرپرست اولین سرای سالمندان ایران را در شهر رشت و با هزینه شخصی و کمک بازاریان رشت تاسیس نمود، بدون حتی یک ریال کمک از دولت وقت، پذیرای سالمندان بیمار و بی کس و کار از سراسر ایران شد...
پس از رشت آرسن تلاشی وافر برای تاسیس سرای سالمندان در تهران مبذول داشت و توانست با زحمت و مرارت زیاد سرای سالمندان کهریزک را بنا نهد ...
و هر سه بنای خیر آرسن
تا کنون به فعالیت خود ادامه میدهند
هم داروخانه شبانه روزی رشت
و هم سرای سالمندان رشت
و هم سرای سالمندان کهریزک
در سال ۱۳۵۶ آن آزاده مرد در حالی که در سرای سالمندان رشت در حال خدمات رسانی بود در هنگام کار درگذشت و مردم خطه گیلان را در عزای فراق خود گذاشت ...
روز بعد شهر رشت از هجوم جمعیت به صحرای محشر تبدیل شد
جا برای سوزن انداختن نبود
مردم گیلان از هر فرقه وایین آمدند و عظمتی خلق شد
بنام "تشییع مسیح رشت"
جنازه ساعتها روی دست مردم بود و امکان دفن پیدا نمیکرد
بر روی تابوت یک مسیحی
چندین عمامه سادات بزرگ گیلان گذاشته شده بود
مردم تکبیر گویان و با فرستان صلوات جنازه یک ارمنی را تشییع میکردند
در ابتدا مسلمانان اجازه دفن آن ابرمرد در قبرستان ارامنه را نمیدادند
و میخواستند او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند
اما با میانجیگری علما و صرف وقت زیاد جنازه به کلیسای رشت رسید
نهایتا جسد آن آزاده مرد را
در همانجا دفن کردند
آری آرسن میناسیان عنوان "مسیح رشت" را پیدا کرد و در هنگام مرگ سر سوزنی مال یا اموال در این دنیا نداشت
اما دنیایی را در سوگ خود نشاند...
بد نیست در انتها این شعر پروین اعتصامی هم در ارتباط با این مرد نیک نام اورده شود.
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست ،آنهم ارمنیست
#شما_فرستادین
@adelehz
چندماه پیش یه نفر که بخشی از زندگی من بود ۱۲ روز توی بیمارستان دور از من شب و صبح درد کشید ..و من نتونستم کاری بکنم
من حال کسی که دور از عزیز بیمارش هست رو خوب میفهمم
امیدوارم خدا به بیمار این دوست عزیزمون شفای عاجل عنایت کنه
و همه ی بیماران رو سالم به آغوش خانواده هاشون برگردونه .
آمین
@adelehz
من حال کسی که دور از عزیز بیمارش هست رو خوب میفهمم
امیدوارم خدا به بیمار این دوست عزیزمون شفای عاجل عنایت کنه
و همه ی بیماران رو سالم به آغوش خانواده هاشون برگردونه .
آمین
@adelehz
من همیشه معتقد بودم که بغل کردن در هر مقیاسی، قلهی هر رابطهای است و پس و پیش آن فقط دره و فلات و کوهپایه محسوب میشود.
حتی فکر میکنم باید یک مادهی درسی در سیستم آموزشی گنجانده شود، منباب چگونه بغل کنیم. مثل تعلیمات آغوش. از تعلیمات مدنی واجبتر است. چرا که بغل کردن سرآغاز مدنیت است. یا حتی کنار آزمایش اعتیاد و ژنتیک و تالاسمی و تنظیم خانواده، بغل کردن را هم به آدمها یاد بدهند...
به هر حال همه احساسات آدم با حرف و کلام و بوس و نگاه منتقل نمیشود. یک سری چیزها نیاز به عضله و زور بازو دارد. کلاف شدن در همدیگر.. به نظر من که گور بابای عرف و قوانین مندرآوردی، بغل کنید تا دیر نشده است.
فهیم عطار
@adelehz
حتی فکر میکنم باید یک مادهی درسی در سیستم آموزشی گنجانده شود، منباب چگونه بغل کنیم. مثل تعلیمات آغوش. از تعلیمات مدنی واجبتر است. چرا که بغل کردن سرآغاز مدنیت است. یا حتی کنار آزمایش اعتیاد و ژنتیک و تالاسمی و تنظیم خانواده، بغل کردن را هم به آدمها یاد بدهند...
به هر حال همه احساسات آدم با حرف و کلام و بوس و نگاه منتقل نمیشود. یک سری چیزها نیاز به عضله و زور بازو دارد. کلاف شدن در همدیگر.. به نظر من که گور بابای عرف و قوانین مندرآوردی، بغل کنید تا دیر نشده است.
فهیم عطار
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
ما اینجاییم❤️
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا﴿۲۳﴾
وخدای تو حکم فرموده که جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادرنیکی کنید
و چنانچه هردو یا یکی ازآنها پیروسالخورده شدند که موجب رنج و زحمت شما باشند
زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند نگویید
وکمترین آزار به آنها نرسانید
و با ایشان با احترام سخن بگویید.
آیه 23 سوره اسرا
@adelehz
وخدای تو حکم فرموده که جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادرنیکی کنید
و چنانچه هردو یا یکی ازآنها پیروسالخورده شدند که موجب رنج و زحمت شما باشند
زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند نگویید
وکمترین آزار به آنها نرسانید
و با ایشان با احترام سخن بگویید.
آیه 23 سوره اسرا
@adelehz
Delam Tangeh
JahânBakhsh Pâzooki/Nâser CheshmÂzar/Mahasti
ما دهه هفتادی ها
نه خیلی دوریم مثل دهه پنجاهی ها
نه خیلی نزدیک مثل دهه هشتادی ها
نسل عجیبی هستیم که نوستالژی های مشترک داریم .هم میتونیم با دلخوشی دهه شصتی ها ابراز همدلی کنیم هم با ساز دهه هشتادی ها کوک بشیم .
یکی از اون موارد مشترک با نسل قبل مون آواز خواننده هایی مثل مهستی و هایده،ابی و ...هست .
من به شخصه بهترین آهنگها را با این صداها تجربه کردم هنوز در هر حالی خوب یا بد دلم این صداها را میخواهد و هیچ وقت هم چیزی به اسم قدیمی شدن در باورم و منطقم نمی گنجد .
و از این بازار شام نوستالژی های مشترک چند نسل به خوبی لذت میبرم .
#عادله_زمانی
@adelehz
نه خیلی دوریم مثل دهه پنجاهی ها
نه خیلی نزدیک مثل دهه هشتادی ها
نسل عجیبی هستیم که نوستالژی های مشترک داریم .هم میتونیم با دلخوشی دهه شصتی ها ابراز همدلی کنیم هم با ساز دهه هشتادی ها کوک بشیم .
یکی از اون موارد مشترک با نسل قبل مون آواز خواننده هایی مثل مهستی و هایده،ابی و ...هست .
من به شخصه بهترین آهنگها را با این صداها تجربه کردم هنوز در هر حالی خوب یا بد دلم این صداها را میخواهد و هیچ وقت هم چیزی به اسم قدیمی شدن در باورم و منطقم نمی گنجد .
و از این بازار شام نوستالژی های مشترک چند نسل به خوبی لذت میبرم .
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
چندماه پیش یه نفر که بخشی از زندگی من بود ۱۲ روز توی بیمارستان دور از من شب و صبح درد کشید ..و من نتونستم کاری بکنم من حال کسی که دور از عزیز بیمارش هست رو خوب میفهمم امیدوارم خدا به بیمار این دوست عزیزمون شفای عاجل عنایت کنه و همه ی بیماران رو سالم به…
خدای خوب روزهای سخت
ابرهای سیاه را دور کن از این روزها
و بیماران را سالم به آغوش خانواده هایشان برگردان ..
آمین
@adelehz
ابرهای سیاه را دور کن از این روزها
و بیماران را سالم به آغوش خانواده هایشان برگردان ..
آمین
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
خدای خوب روزهای سخت ابرهای سیاه را دور کن از این روزها و بیماران را سالم به آغوش خانواده هایشان برگردان .. آمین @adelehz
یکی از دوستان عزیز کانال این و الان فرستادن
میخواستم ازشون تشکر کنم
و به تمام شمایی که الان دارید این و میخونید
خواهرانه یه چیز بگم :
دعا میکنم
خدا براتون یه طوری بسازه که هیچکس نتونه خرابش کنه
و خدا هیچوقت با عزیزان تون آزمایش تون نکنه
و همیشه حافظ ابرو و عزت تون باشه
آرزو میکنم داغ بهترین های زندگی تون و نبینید
و خدا همیشه دستش روی زندگی تون باشه .
ممنونم که اینقدر نازنین هستید
شبتون خیلی بخیر
عادله زمانی
میخواستم ازشون تشکر کنم
و به تمام شمایی که الان دارید این و میخونید
خواهرانه یه چیز بگم :
دعا میکنم
خدا براتون یه طوری بسازه که هیچکس نتونه خرابش کنه
و خدا هیچوقت با عزیزان تون آزمایش تون نکنه
و همیشه حافظ ابرو و عزت تون باشه
آرزو میکنم داغ بهترین های زندگی تون و نبینید
و خدا همیشه دستش روی زندگی تون باشه .
ممنونم که اینقدر نازنین هستید
شبتون خیلی بخیر
عادله زمانی
به من از روزهای خوب بگو از رویاهای آبی از فرداهای درخشان
به من از شیرینی یک آبنبات چوبی ارزان بگو از یک بادکنک قرمز رها شده در باد
به من از گلهای یاس توی کوچه بگو از قاصدک های خودرو درمیان جاده ها
به من از هرچیز زیبایی که میبینی بگو ولو که کوچک باشد و ناقابل..
بگذار دنیایم را اینگونه ببینم و تو مگر منجی حالهای خوب نیستی؟
#عادله_زمانی
@adelehz
به من از شیرینی یک آبنبات چوبی ارزان بگو از یک بادکنک قرمز رها شده در باد
به من از گلهای یاس توی کوچه بگو از قاصدک های خودرو درمیان جاده ها
به من از هرچیز زیبایی که میبینی بگو ولو که کوچک باشد و ناقابل..
بگذار دنیایم را اینگونه ببینم و تو مگر منجی حالهای خوب نیستی؟
#عادله_زمانی
@adelehz