من اونی ام که همیشه شکلات و شیرینی مو زودتر از چاییم تموم میکنم ومجبور میشم چاییمو تلخ بنوشم😑
چیه این عشق شیرینی بودن
@adelehz
چیه این عشق شیرینی بودن
@adelehz
آنجا که میفرماید:
" ما قَطَعتُ رجائی مِنکَ.......
هرگز رشته امیدم از تو قطع نمیشود"
صبح بخیر❤️
@adelehz
" ما قَطَعتُ رجائی مِنکَ.......
هرگز رشته امیدم از تو قطع نمیشود"
صبح بخیر❤️
@adelehz
زندگی اسباب بازی پر زرق و برقیست که به امانت به ما سپردهاند...
بعضی این اسباب بازی را آنقدر جدی میگیرند که به خاطرش میگریند و پریشان میشوند
بعضی هم همین که اسباب بازی را به دست میگیرند کمی با آن بازی میکنند و بعد میشکنندش و میاندازندش دور
یا زیاده بهایش میدهیم یا بهایش را نمیدانیم
از زیاده روی بپرهیز
صوفی نه افراط میکند و نه تفریط،
صوفی همیشه میانه را بر میگزیند.
قاعده بیست و سوم
شمس تبریزی
@adelehz
بعضی این اسباب بازی را آنقدر جدی میگیرند که به خاطرش میگریند و پریشان میشوند
بعضی هم همین که اسباب بازی را به دست میگیرند کمی با آن بازی میکنند و بعد میشکنندش و میاندازندش دور
یا زیاده بهایش میدهیم یا بهایش را نمیدانیم
از زیاده روی بپرهیز
صوفی نه افراط میکند و نه تفریط،
صوفی همیشه میانه را بر میگزیند.
قاعده بیست و سوم
شمس تبریزی
@adelehz
امان
امان از آرزوهای به باد رفته
رویاهای نقش بر آب شده
امان از آن روزهایی که منتظرش بودیم و هرگز نیامد
امان از شبهایی که گمان نمیکردیم بیاید و آمد
امان از آنچه ساختیم و خراب شد .
از آنچه باورش کردیم و دروغ بود
راستی انتهای این راه دیوار بتنی بود .
چه بسیار دویده بودیم چه بسیار تقلا کردیم
و آخر به هیچ رسیدیم ...
امان از شبهایی که گذراندیم و زنده ماندیم
و بقول آن شاعر جگر سوخته
ما را به سخت جانی خود اینگمان نبود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
امان از آرزوهای به باد رفته
رویاهای نقش بر آب شده
امان از آن روزهایی که منتظرش بودیم و هرگز نیامد
امان از شبهایی که گمان نمیکردیم بیاید و آمد
امان از آنچه ساختیم و خراب شد .
از آنچه باورش کردیم و دروغ بود
راستی انتهای این راه دیوار بتنی بود .
چه بسیار دویده بودیم چه بسیار تقلا کردیم
و آخر به هیچ رسیدیم ...
امان از شبهایی که گذراندیم و زنده ماندیم
و بقول آن شاعر جگر سوخته
ما را به سخت جانی خود اینگمان نبود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
امید به ایران بازگشت
آخرین درنای باقی مانده از گله ی درناهای سیبری چهارده سال پس از مرگ جفتش آرزو به ایران بازگشت.
و چه خوب که
امید هنوز زنده ست،امید اگر بمیرد
اگر در دلها امید زنده نماند
زندگی تیره تر از تیره خواهد گذشت.
این امید شبیه امید قلب ها وقتی که آید
زندگی زیبا تر می شود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
آخرین درنای باقی مانده از گله ی درناهای سیبری چهارده سال پس از مرگ جفتش آرزو به ایران بازگشت.
و چه خوب که
امید هنوز زنده ست،امید اگر بمیرد
اگر در دلها امید زنده نماند
زندگی تیره تر از تیره خواهد گذشت.
این امید شبیه امید قلب ها وقتی که آید
زندگی زیبا تر می شود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
از یه سنی به بعد تازه میفهمی چرا راننده تاکسیا دلشون میخواد با مسافرایی که نمیشناسن و حتی شاید دیگه هیچوقت هم نبیننشون، درد دل کنن.
@adelehz
@adelehz
این زمین ماست .
زمینکوچک و خسته ی ما
از آن بالاترها نه نژاد نه مذهب نه کشورمان دیده نمیشود.
تنها وتنها زمین ست و زمین
اینزمین ماست ..
جایی که در زیرخاکش میلیاردها آدم به خواب رفته اند و بروی خاکش میلیاردها انسان با امید ها و آرزوها غصه ها و شادی ، هر شب به خواب می روند و صبح روز بعد بیدار می شوند .
این زمین ماست ...
جایی که ناخواسته به آنامده ایم و ناخواسته آن را ترک میکنیم بی آنکه بدانیم آیا دوباره برخواهیم گشت یا نه ..
این زمین ماست ..
جایی که مارا در هر حالتی در آغوش میگیرد..آنجا که هیچ چیز ابدی نیست ولی ما دلبسته ی آن لحظات موقتی هستیم .
این زمین ماست..
از دورترها
آرام و بیصدا به نظر می رسد .
گویی در حال آرام کردن فرزندانش است .
#عادله_زمانی
@adelehz
زمینکوچک و خسته ی ما
از آن بالاترها نه نژاد نه مذهب نه کشورمان دیده نمیشود.
تنها وتنها زمین ست و زمین
اینزمین ماست ..
جایی که در زیرخاکش میلیاردها آدم به خواب رفته اند و بروی خاکش میلیاردها انسان با امید ها و آرزوها غصه ها و شادی ، هر شب به خواب می روند و صبح روز بعد بیدار می شوند .
این زمین ماست ...
جایی که ناخواسته به آنامده ایم و ناخواسته آن را ترک میکنیم بی آنکه بدانیم آیا دوباره برخواهیم گشت یا نه ..
این زمین ماست ..
جایی که مارا در هر حالتی در آغوش میگیرد..آنجا که هیچ چیز ابدی نیست ولی ما دلبسته ی آن لحظات موقتی هستیم .
این زمین ماست..
از دورترها
آرام و بیصدا به نظر می رسد .
گویی در حال آرام کردن فرزندانش است .
#عادله_زمانی
@adelehz
عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی
عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی
عجب حلوای قندی تو، امیر بیگزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی
مولانای جان
شب زیبا❤️
عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی
عجب حلوای قندی تو، امیر بیگزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی
مولانای جان
شب زیبا❤️
چیزی به عنوان خوشبخت ترین آدم زمین عملا وجود ندارد.هرکس در آن حال که چیزی فزون تر دارد چیزی هم کمتر دارد ، این نگاه توست که بتو اجازه میدهد خوشبختی را بیابی خواه در قطره ای شبنم صبحگاهی،خواه در روزنه ای از نور که بر فرش تابیده خواه در لبخند شیرین کودکی معصوم
خوشبختی خیلی دور نیست .
#عادله_زمانی
📷پریسا جان راغیان
#دلبرانه_های_پاییز
صبح بخیر❤️
@adelehz
خوشبختی خیلی دور نیست .
#عادله_زمانی
📷پریسا جان راغیان
#دلبرانه_های_پاییز
صبح بخیر❤️
@adelehz
آهنگ کرمانجی "له یاره ،گلناره"
با صدای: "محسن میرزا زاده و یلدا عباسی"
آهنگ “لێ یارێ (Lê Yarê)” که امروز به عنوان برگی تاریخی بر ادبیات کرمانجی خراسان خودنمایی می کند و جایی برای خود باز کرده است و از آن زمان تاکنون در مجالس و محافل وسیله ی بخشی ها کرد خوانده می شود و مردم را غرق در تاثر و ماتم می سازد، از سینه ی پر داغ یک جوان کرمانج برخاسته که معشوق و نامزد عزیزش را در این شبیخون به اسارت برده و در بازارهای بخارا و خیوه فروخته اند.
بهمن جوان عاشق پیشه کرمانج که چوپانی یکی ازگله های گوسفندان باچیانلوی قوچان را بر عهده داشت
روز دوم بعد از ماجرا بود که این خبر شوم و از همه بدتر اسارت گلنار در کوهستان شمالی جنگاه به بهمن رسید.او نمی توانست باور کند. اونمی توانست گلنارش رادراسارت دشمن ببیند. بهمن گله ی گوسفندان را در کوهستان رها کرد و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. همه چیز بر باد رفته بود. همه چیز به غارت و چپاول دزدان و عمال استبداد رفته بود. گلنار او با دست و کتف بسته فرسنگ ها از او دور شده بود و او در حالیکه می گریست و گریبان می درید و نفرین می فرستاد، از تیغه کوه بالا رفت تا افق دور دست را بنگرد شاید که در انتهای افق آنجا که آسمان به زمین رسیده بود گلنار خود را مشاهده کند. اما افسوس که افق نیز با او سر ناسازگاری داشت و از نشان دادن گلنار مضایقه می نمود.
سپس خسته و کوفته بر روی تخته سنگی نشست و در حالیکه نی هفت بند خویش را از کمربند می گشود بر این فاجعه نفرین فرستاد و آنگاه لبهای لرزانش را با نی آشنا کرد و آهنگ جدایی که بعدا در میان کرمانج های خراسان به لێ یارێمعروف شد، و از اعماق قلب خونینش بر خاست بر نی بی زبان دمید و آنرا به فریاد در آورد. گویی از نی هفت بند آن رفیق دیرینش می خواست این بار نیز به فریادش رسیده، ناله ی جگرسوز او را از فرسنگ ها دور و دراز کوهستانی در آن سوی افق بیکران در آنجا که جلگه خرتوت بجنورد به ترکمن صحرا متصل می گردد به گوش گلنار عزیزش برساند. انگشتان بهمن با استادی تمام بر روی سوراخهای نی هفت بند می لغزید و همراه با فریاد و فغان نی، قطرات اشک بر رخسار مردانه بهمن روانه می شد.
بهمن لحظه ای بعد نی را روی زانو گذاشت و به نسیم شبانگاهی التماس نمود که پیام او را به عزیز از دست رفته اش در دیار رنج و غربت برساند و آنگاه دست بر بناگوش نهاد و برخروشید و آهنگ لێ یارێ (Lê Yarê) را این چنین در فغان کوهستان سرداد.
#شما_فرستادین
@adelehz
با صدای: "محسن میرزا زاده و یلدا عباسی"
آهنگ “لێ یارێ (Lê Yarê)” که امروز به عنوان برگی تاریخی بر ادبیات کرمانجی خراسان خودنمایی می کند و جایی برای خود باز کرده است و از آن زمان تاکنون در مجالس و محافل وسیله ی بخشی ها کرد خوانده می شود و مردم را غرق در تاثر و ماتم می سازد، از سینه ی پر داغ یک جوان کرمانج برخاسته که معشوق و نامزد عزیزش را در این شبیخون به اسارت برده و در بازارهای بخارا و خیوه فروخته اند.
بهمن جوان عاشق پیشه کرمانج که چوپانی یکی ازگله های گوسفندان باچیانلوی قوچان را بر عهده داشت
روز دوم بعد از ماجرا بود که این خبر شوم و از همه بدتر اسارت گلنار در کوهستان شمالی جنگاه به بهمن رسید.او نمی توانست باور کند. اونمی توانست گلنارش رادراسارت دشمن ببیند. بهمن گله ی گوسفندان را در کوهستان رها کرد و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. همه چیز بر باد رفته بود. همه چیز به غارت و چپاول دزدان و عمال استبداد رفته بود. گلنار او با دست و کتف بسته فرسنگ ها از او دور شده بود و او در حالیکه می گریست و گریبان می درید و نفرین می فرستاد، از تیغه کوه بالا رفت تا افق دور دست را بنگرد شاید که در انتهای افق آنجا که آسمان به زمین رسیده بود گلنار خود را مشاهده کند. اما افسوس که افق نیز با او سر ناسازگاری داشت و از نشان دادن گلنار مضایقه می نمود.
سپس خسته و کوفته بر روی تخته سنگی نشست و در حالیکه نی هفت بند خویش را از کمربند می گشود بر این فاجعه نفرین فرستاد و آنگاه لبهای لرزانش را با نی آشنا کرد و آهنگ جدایی که بعدا در میان کرمانج های خراسان به لێ یارێمعروف شد، و از اعماق قلب خونینش بر خاست بر نی بی زبان دمید و آنرا به فریاد در آورد. گویی از نی هفت بند آن رفیق دیرینش می خواست این بار نیز به فریادش رسیده، ناله ی جگرسوز او را از فرسنگ ها دور و دراز کوهستانی در آن سوی افق بیکران در آنجا که جلگه خرتوت بجنورد به ترکمن صحرا متصل می گردد به گوش گلنار عزیزش برساند. انگشتان بهمن با استادی تمام بر روی سوراخهای نی هفت بند می لغزید و همراه با فریاد و فغان نی، قطرات اشک بر رخسار مردانه بهمن روانه می شد.
بهمن لحظه ای بعد نی را روی زانو گذاشت و به نسیم شبانگاهی التماس نمود که پیام او را به عزیز از دست رفته اش در دیار رنج و غربت برساند و آنگاه دست بر بناگوش نهاد و برخروشید و آهنگ لێ یارێ (Lê Yarê) را این چنین در فغان کوهستان سرداد.
#شما_فرستادین
@adelehz
Track 1
Mohsen Mizazade va Yalda Abbasi
گلنار
از کو ایرو پر غمگینم له یاره له یاره گلناره
چاو له بینان دگرینم له یاره له یاره هواله
نیشان ژه ته از ناوینم گلناره
نیشان ژه ته از ناوینم گلنار
*************************
من که امروز خیلی غمگینم
ای یار من گلنار من
چشم به چادرها می دوزم
ای یار من دوست من
نشانی از تو نمی بینم گلنار من
نشانی از تو نمی بینم گلنار من
*************************
درد دل من کاریه له یاره له یاره گلناره
قصان جان من خاریه له یاره له یاره هواله
دیدار مایه قیامته گلناره
دیدار مایه قیامته گلناره
***********************
درد دل من کاریه ای یار من گلنار من
غصه ها جانم رو خورده ای یار من دوست من
دیدار مانده به قیامت گلنار من
دیدار مانده به قیامت گلنار من
************************
جایلان کشتن ژنان برن له یاره له یاره گلناره
گلنار من هیسیر کرن له یاره له یاره هواله
وان فریتن له کوچه و بازاره
وان فریتن له کوچه و بازاره
*************************
جوانان رو کشتن زنان رو بردن
ای یار من گلنار من
گلنار منو اسیر کردن ای یار من
دوست من
اونا رو تو کوچه و بازار فروختن
اونا رو تو کوچه و بازار فروختن
@adelehz
از کو ایرو پر غمگینم له یاره له یاره گلناره
چاو له بینان دگرینم له یاره له یاره هواله
نیشان ژه ته از ناوینم گلناره
نیشان ژه ته از ناوینم گلنار
*************************
من که امروز خیلی غمگینم
ای یار من گلنار من
چشم به چادرها می دوزم
ای یار من دوست من
نشانی از تو نمی بینم گلنار من
نشانی از تو نمی بینم گلنار من
*************************
درد دل من کاریه له یاره له یاره گلناره
قصان جان من خاریه له یاره له یاره هواله
دیدار مایه قیامته گلناره
دیدار مایه قیامته گلناره
***********************
درد دل من کاریه ای یار من گلنار من
غصه ها جانم رو خورده ای یار من دوست من
دیدار مانده به قیامت گلنار من
دیدار مانده به قیامت گلنار من
************************
جایلان کشتن ژنان برن له یاره له یاره گلناره
گلنار من هیسیر کرن له یاره له یاره هواله
وان فریتن له کوچه و بازاره
وان فریتن له کوچه و بازاره
*************************
جوانان رو کشتن زنان رو بردن
ای یار من گلنار من
گلنار منو اسیر کردن ای یار من
دوست من
اونا رو تو کوچه و بازار فروختن
اونا رو تو کوچه و بازار فروختن
@adelehz