"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
"زنی که‌گم کردم "
معین – سفر
تو رو دیدم تو بارون دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبز تن صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟

@adelehz
سالهاست احساس میکنم کسی مرا در خیابانی خلوت ،میانه ی یک روز یا غروب سرد پاییزی بعد از بارانی که باریده ،رها کرده ست .
فکر میکنم کسی مرا با چشمان بسته به این خیابان اورده ست و وقتی چشمانم را بازکرده ام هیچکس کنارم نبوده...
از اول تا آخر خیابان را گز کرده ام اما هیچکس را ندیده ام و نه هیچ چراغی روشن بوده تا دلم را گرم‌کند .
نمیدانم تا کدام روز در این خیابان رها شده باقی خواهم ماند اما میدانم که دلم هرچه بخواهد غروب سرد و قارقار غریبانه ی کلاغ های خیابان تنهایی را نمی خواهد...
همین
#عادله_زمانی

شب زیبا
@adelehz
انتهای یک باغ پاییز زده
در اواخر یک روز خزانی که هنوز خورشید بار وبساط جلوه فروشی اش را از باغ ها و خانه ها جمع نکرده ،ولی در شرف رفتن بود .
از من پرسید اگر میوه میشدم به نظرت چه بودم؟؟
عجب سوال سختی پرسیدی حضرت یار!
کلمات را زیر لبم زمزمه کردم .
اوم
سخت ست بتوان دریافت چه بودی آن هم از میوه ها ..
اما بنظرم انگور بودی.
هزار دانه بودی و هر دانه ات یک‌رنگ
صبر لازم بود تا از غوره بودنت به مویز رسید
اما حاصل صبر با تو لذت بهشتی بود ..
شراب از تو حاصل می گشت از بس در دانه دانه ی وجودت مستی و مست کنندگی وجود داشت ..
و باز هم می‌گویم انگور بودی چون
حافظ که او را بسیار دوست داری مرتب از تاک وجودت می سرود .
و حضرت يار
اگر چرخ میگشت و تو میوه می شدی
وه که چه انگور شیرینی
واه که چه شراب نابی می شدی ..
خندید و
انگورهای آن باغ از آن ساعت به بعد سرخ تر شدند ..
#عادله_زمانی
@adelehz
هشتگ دلبرانه های پاییز و امسال هم قصد داریم به امید خدا شروع کنیم .

لطفا عکسهای خودتون از زیبایی های خزان شهر و روستا تون رو برای من بفرستید .
تا در طول پاییز در کانال با همه به اشتراک بگذاریم و از دیدن شون لذت ببریم.
@aydel7
#دلبرانه_های_پاییز
راه صبح از شهر
از خانه ی من میگذرد ..از باغهای انگور و از خیابانهای خلوت
مهم نیست دیشب چقدر تاریک و نامفهوم ،صبح بایک بغل روشنایی از راه می رسد ..
یعنی هنوز هم میشود که امید داشت.
#عادله_زمانی


#دلبرانه_های_پاییز
کرج
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنظرم خدا عاشق ست .
شاید هم شاعر
نمیشود کسی پاییز خلق کند و خودش عاشق نباشد..
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
مونترال،کانادا

@adelehz
به خاطر داشته باش،مِهرِ تو اگر نتوانست عشقی در دل به راه بیاندازد نفرتت هم نباید دامن گیر این زندگی شود.آری در لابلای همین اتفاقات است که آدمی خودش را می شناسد و به دیگران می شناساند.تو حق نداری بذر کینه ای را در دل بپاشانی که اولین و بزرگترین تماشاچی اش خودت هستی.پشت سر هر حادثه ای که به مسیر دلخواهت منتهی نشد بازهم بی درنگ ادامه بده همچون روزهای گذشته،که همین گذشتن راهگشای بزرگی خواهد بود.تو را چکار با کینه و نفرت،آنچنان باش که اگر دستی در میان نبود،محبتی در دل خانه نکرد،بغض،بیزاری و دشمنی هم پیشِ رویِ لحظه هایت نباشد. . .

حاتمه ابراهیم زاده

@adelehz
اگر می دانستی که جهان چقدر کوتاه است هرگز به جز دوست داشتن به هیچ کار دیگری مشغول نمی شدی .
و اگر می دانستی چقدر زود به انتها می رسد هرگز نگران فرداها باقی نمی ماندی.
و اگر می دانستی هیچ چیز ماندنی نیست هرگز برای ماندن مادیاتت دیگران را آزار نمی دادی.
چقدر ساده بازیچه ی جهان، این‌عجوزه پیر می شوی ، بدون اینکه بدانی
هیچ کداممان ماندنی نیستیم.


#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدونستین ایران همچین هتل هایی داره؟

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خرمالوها را دوست دارم خرمالو ها مصداق دوست داشتن واقعی اند ..اگر چیزی را میخواهی باید صبر کنی آنقدر صبر کنی تا دیگر کال نباشد و طعم گسش آزارت ندهد ..
خرمالوها مصداق صبر برای رسیدن هستند.
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
کرج
@adelehz
شب بخیر، غارتگر شب های بی مهتاب من
منتی بر دل گذار امشب بیا در خواب من...
هوشنگ ابتهاج

@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبیعت، یک عاشق کامل واقعی است. چرا که هرگز خود را تکرار نمی‌کند. دو پاییز همرنگ، دو بهار همسان، دو تابستان همگون، دو زمستان مثل هم، هرگز، در تمام طول حیات انسان پیش نیامده است.

نادر ابراهیمی


پریسا جان راغیان
#دلبرانه_های_پاییز
@adelehz
Siah Cheshmoon
Hayede
زندگی به قدر کافی بهانه برای سخت گرفتن به ما دارد تو دیگر بیشتر بهانه به دستش نده
بگذر از این باید ها و نباید ها
رها کن بره رفیق
رها کن
#عادله_زمانی

@adelehz
شاید کسی نباشد که بشما بگوید
پس اجازه دهید من بگویم:
روزت را با لبخند شروع کن
لطفا کمی لباس گرم بیشتری بپوش
صبحانه یادت نرود
مراقب خودت باش
و از همه مهتر اینکه
رفیق،هرگز فراموش نکن از تو فقط یک‌نمونه در دنیا وجود دارد
چون تو بی نظیری❤️
#عادله_زمانی
صبح بخیر

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با آرنجم آرام به پهلوی ماری زدم و گفتم :دیونه وقتی داری برای اولین بار میبینیش یه چیزی ازش کش برو!
چشمهای سبز گردش رو گرد تر کرد و گفت:
چی میگی دختر!یعنی میگی دزدی کنم ؟
خندیدم و گفتم نه ساده ی خدا،این یه جور باوره میگن باید عقل شو بدزدی یه چیزی که نماد عقلش باشه چه میدونم مثلا خودکارشو قرض بگیر بعد حواسشو پرت کن و پس نده ، عقل شو بدزد .
ماری به فکر فرو رفت و گفت :اگه عقل شو ندزدم از دستش میدم ؟
بازهم خندیدم و گفتم نه ولی تو تلاشت رو بکن .
ماری سرش رو به نشانه تاکید تکون داد و رفت ..
چند ساعت بعد که برگشت هیجان زده پرسیدم چی برداشتی ؟؟
نگاهم کرد و گفت عادله ..
اون از من عاقل تر بود
اون یه چیز خیلی خوب ازم دزدید.
درحالی که داشتم بهش غر می زدم پرسیدم چی ازت دزدید؟؟
ماری خیره به نقطه ای نامعلوم گفت:
"دلم"
سکوت کردم
در حالی که با خودم تکرار میکردم :
دل بردی از من به یغما ، ای ترک غارت گر من ...

#عادله_زمانی

@adelehz
بچگی‌ها، مخصوصا پاییزها که دلگیرتر بود و نمی‌شد بزنیم از خانه بیرون و کوچه را روی سرمان بگذاریم و با بچه‌محل‌ها بازی کنیم، همان‌وقت‌ها که حوصله‌مان کنج اتاقی که ابرها پشت پنجره‌اش مهمانی گرفته‌بودند، سر رفته‌بود و حتی مورچه‌ای محض دلخوشی رد نمی‌شد از کنج اتاق که راهش را سد کنیم و گم شود و سرگرم شویم و بعد عذاب‌وجدان بگیریم و براش آب و دانه بیاوریم؛ دقیقا همان موقع‌ها، هربار که مامان موهاش را شانه می‌زد، جارو و آب‌پاش به دست می‌شد و می‌افتاد به‌جان خانه و ترانه‌ می‌خواند و گرد می‌گرفت و به گل‌ها آب می‌داد، یک ذوق عجیبی می‌نشست ته دلمان و گرم می‌شدیم انگار. حس می‌کردیم الآن است که در باز شود و نور بریزد توی خانه، الآن است که یک‌نفر با یک گونی دلخوشی و عروسک و آتاری دستی از در بیاید تو و همه را بدهد به ما، الآن است که بابا با بلیت یک مسافرت طولانی از راه برسد و بگوید آماده‌شوید که یک خوشبختیِ عمیق پیش‌رو داریم.
هربار که مامان خوشحال بود و به خانه صفا می‌داد، دلم هی غنج می‌زد برای اتفاقات خیلی خوب و دور تا دور خانه لی‌لی کنان و سرخوش، ترانه‌‌‌های مامان را جسته گریخته تکرار می‌کردم و حالم خوب بود. مامان که حالش خوب بود، حتی حال گنجشک‌ها و درخت‌های گیلاس و زردآلوی حیاط خوب می‌شد.

می‌دانم روزگار چقدر به‌تان و به‌مان سخت گرفته، اما گاهی فارغ از اینکه کی چی گفت و کی چه‌کار کرد و کی پاییز را کش داد و کی زودتر خودش را به بهار رساند؛ موهاتان را شانه کنید، بهترین لباستان را بپوشید و شعر بخوانید و جارو بکشید و گل‌ها را آب بدهید، بگذارید بچه‌هاتان ته دلشان ذوق بنشیند و پیش خودشان خیال‌های خوب ببافند از قاصدی که براشان یک گونی دلخوشی و معجزه خواهد آورد، از بابایی که بلیت یک مسافرت طولانی به‌ دست، در را بازخواهدکرد و آن‌ها از شادی به بالا و پایین خواهند‌پرید، بگذارید خیال ببافند از یک دورهمی شلوغ و پر از بچه که ماسک نزده‌اند و با تفنگ‌های آب‌پاش‌شان به هم آب می‌پاشند و غش‌غش می‌خندند.
مامان و باباهای شادی باشید، بچه‌ها چه گناهی دارند که این‌همه وقت است پاییز کش آمده و نمی‌شود کوچه و محله را روی سرگذاشت و بچگی کرد؟! بچه‌ها چه گناهی کرده‌اند که مدت‌هاست سقفی بدون ماه و خورشید و پرنده، آسمان‌شان شده؟

نرگس صرافیان طوفان
@adelehz
مو مشکی همیشه حرف واسه گفتن داره 😍

@adelehz