"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
خواهد به سر آید، شبِ هجران تو یا نه؟
ای تیر غمت را دلِ عشاق نشانه

شیخ بهایی
شب بخیر
@adelehz
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

‏کُرد ها تو اوج ناراحتی کسی که دوستش دارن بهش میگن :
« دردِ قلبت وَه دَردِیلم ....»
یعنی دردِ قلبت به دردام....
یکی رو پیدا کنید که اینجوری تو سختی ها دوستتون داشته باشه؛
همینقدر عمیق ...

@adelehz
یهو وسط کارهات یاد عزیز سفر کرده ات میفتی یه لحظه ماتت میبره که داری خواب میبینی و اون دیگه نیست یا بیداری ....😢🥺

لطفا بیاد تمام عزیزان سفر کرده و همینطور دایی احمد من یه فاتحه برای رفتگان بی بازگشت این سفر ابدی بفرستید .🖤
ممنون ❤️

@adelehz
boat of dream
Haleh Seyfizadeh
قايقِ رويا ⛵️
شاعر: بانو ثريا قِزِل اياغ
خواننده :هاله سيفى زاده
آهنگساز :محمد فرشته نژاد
❤️

تقدیم به دخترکوچلوهای دیروز و امروز
@adelehz
که جهان رنج بزرگیست ، نگارا تو بخند

مریم قهرمانلو

شب بخیر ❤️

@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
من برای تمام آدم‌ها حالِ خوب آرزو می‌کنم،
برای تمام قفل‌ها کلید،
و برای تمام دل‌ها آرامشی که تمام نشدنی باشد.
من برای تمام آدم‌ها آرزو می‌کنم که عاشق شوند، عاشق آدم‌ها و چیزهای خوب؛ آرزو می‌کنم هر صبح که چشم باز کردند، به اشتیاق هدفی لبخند بزنند، تلاش کنند و امیدوار باشند به رسیدن...
آرزو می‌کنم برای تمام آدم‌ها که زندگی کنند، که آرام باشند، که نگران نباشند.
آرزو می‌کنم همه یک‌نفر را داشته‌باشند که دوستشان داشته‌باشد، که بگوید؛ نگران چیزی نباش، درستش می‌کنیم...
آرزو می‌کنم عمرها طولانی باشد و زیستن‌ها عمیق! که آدم‌ها عمیقا زندگی کنند.
آرزو می‌کنم روزی برسد که همه به آرزوهاشان رسیده‌باشند...
و شهر پر باشد از آدم‌های آرام و خوشبختی که هیچ آرزویی ندارند.


ناشناس

@adelehz
دوست داشتم برایت گل بفرستم .
گلهای زرد کوچک و چند شاخه مریم بین شان
شاید هم آفتاب گردان های ریز و درشت بخاطر یادآوری خورشید.
رزهای سرخ عاشقانه هم ایضا،انتخاب بدی نبود.
وحتی یاس های خوشبو
می‌توانستم چندگانه نرگس انتخاب کنم یا حتی یک بغل گل عروس
اصلا چه فرقی داشت ؟ مهم این بود که آنها گل بود .
خوبی و مهربانی چیزی شبیه همین گلهاست،نوعش مهم نیست به هرشکل زیباست و به هرشکل که ارائه شود جهان را زیباتر می‌کند.
یادم نمی رود که برایت گل بفرستم .

#عادله_زمانی
@adelehz
نوشتن از روز دختر و از دخترها اصولا کار آسانی نیست .البته این را بگویم که ما دختربچه های دیروز یک کمی با این رسم و رواج تازه بنیاد شده ی روز دختر غریبگی میکنیم.
آخر آن روزها که ما داشتیم بزرگ می شدیم این حرفها اینقدر دهان به دهان نمی گشت پس نه در موردش حرف میزدیم نه هم میتوانستیم گلایه هایمان از فرهنگ جامعه را فریاد بزنیم.
ما مثل دختر بچه های دهه نودی امروز نبودیم که بتوانیم از همان کودکی صدایمان را برای حق مان بالاتر ببریم و محکم نه بگوئیم.
این بود که به ما یاد دادند
دختر نباید بلند بخندد
دختر باید سنگین و رنگین باشد
دختر نباید قبل از آمدن اسم یک عدد آقای شوهر در شناسنامه اش به موهای صورتش دست بزند ولو که از سبیل هایش خون بچکد و در کوچه او را چنگیز صدا بزنند 😑
دختر نباید اسم رژلب خصوصا از نوع قرمزش را قبل از عروس شدن بیاورد
و هزار جور دختر نباید دیگر
شرط می بندم اگر از شما بخواهم یک مثال هم شما بگوئید به تعداد دخترانی که این مطلب را میخوانند مثال خواهیم داشت .
القصه که ما خیلی با روز دختر و روزی که بخواهند در آن وجود مارا به دلیل خودِ خودِ وجودی مان تبریک بگویند آشنا نیستیم.
اما این را هم می دانیم و باید بدانید .که دختر بودن در هر برهه زمانی آسان نیست .
گاهی سخت تر است و گاهی آسان تر اما در هر صورتش بازهم راه بی دست انداز نمیشود .
این ها را نمیگویم که بخواهم رنگ فمنیستی به حرفهایم بزنم نه ..
پسر بودن و مرد بودن هم آب خوردن نیست که آسان باشد .از آن دسته خانم هایی که همیشه ی خدا سعی در به رخ کشیدن زنانگی دارند هم نیستم فقط میخواهم بگویم
ما خیلی راه طولانی را تا امروز آمده ایم
در پیج و تاب تاریخ بسیار تقلا کردیم از زنده به گور شدن در عصر جاهلیت تا روزهایی که کسی فرزند دختر را در شمار فرزندانش نمی آورد و اگر از او می‌پرسیدی چند فرزند داری فقط تعداد پسرها را میگفت و مثلا اگر سه دختر داشت و پسری نداشت میگفت فرزندی ندارم ..
از روزهایی که عروسک ها را از دامان مادربزرگ هایمان جمع کردند تا آنها را با مردی بزرگتر از خودشان به حجله بفرستند .و ما نوه های مادربزرگانی که عشق را نچشیده بودند و نمی دانستند دختر هم می تواند حق انتخاب همسر داشته باشد .
در پیج و تاب این تاریخ هزار توی راه ما طولانی بود این روز قشنگ که حالا دختر بچه ها را به شوق و ذوق می اندازد ما را بفکر فرو می برد.
ولی بهرحال بنظرم روز زیبایی ست و میتوان آن را تبریک گفت
روز دختر
روز رویاهای صورتی
لباسهای سفید عروسی
روز بزرگ بشم پرستار بشم
روز رژلب هایی با طعم توت فرنگی
روز عزیزم توام مثل برادرت قوی هستی برو دنبال رویاهات
روز دختر دلسوز مادر و پدرِ
روز گورستانهای پر شده از دختران قربانی قتلهای ناموسی
روز شهرستان دوره نمی توانی بری اونجا درس بخوانی
روز اون پسره عیبی نداره تو دختری حرف در میارن .
روز دخترانگی حتی اگر یک زن ۵۰ ساله بودی
روز خوب دامن های پف دار و کفشهای پاشنه بلند
مبارک .
دختران امروز
دختران دیروز
روزتان خیلی مبارک
لبخند بزنید
خانه پر از پروانه شود ❤️

روز دختر مبارک
#عادله_زمانی
@adelehz
روز دختر
به دختران نان آور خانه هم مبارک ...
@adelehz
در موردِ چیزهایی که نمی‌خواهی بدانی، هر قدر کمتر بدانی، همان قدر کمتر دلت به درد می‌آید، همان قدر کمتر عذاب می‌کشی، این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آن قدر‌ها هم بد نیست...!

الیف شافاک

@adelehz
😢1
پنج سال پیش جلوی آینه،ایستادم در حالی که عمیقا ناامید و دل آشوب بودم.
دل آشوب مفهوم عمیق و مغمومی ست .ربطی به شهرآشوب های دنیای غزل آلود شاعران قرن های دور ندارد .
دل آشوب کسی ست که کوه امیدش را تیشه زده اند وبر خرمن رویایش آتش افکنده اند .
دل آشوب آدم تنهایی ست که به گناهی نکرده مجازات شده و به سخنی ناگفته مکافات کشیده ست .دل آشوب آدمی ست که راه درستش را غلط فهمیده اند .
آن روزها به خودم در آینه نگاه کردم ، اشک ریختم و صورتم را بسوی پنجره ی بسته گرداندم .
از آن روز ،روزها گذشت.
بزرگتر شدم،عاقل تر، از دست دادم و بدست آوردم.
فهمیدم زندگی آنقدر اهمیت ندارد که بخاطرش بتوانم تا ابد دل آشوب باقی بمانم‌.
فهمیدم با هر طلوع چیزهایی که روز قبل اندوهگینت می‌کردند بیشتر رنگ می بازد .
فهمیدم که هر غصه و مشکل ممکن ست در زندگی ده بار تکرار شود آیا در هر ده بار باید به آشوب کشیده شوم؟ پس کی این دریا آرام خواهد بود؟
۵ سال بعد دوباره روبروی آن آینه جادویی ایستادم تا بیاد آورم که هیچ حالی در این دنیا تا ابد باقی نمی ماند نه خوب نه بد .
تا بیاد آورم که در این دریای زندگی گاهی تقلای بیش ازحد صرفا جان کندن بی حاصل ست.
بایدرها کنی و خودت رابسپاری به امواج
بگذار امواج تورا پیش برند
دل آشوب هیچکس و هیچ چیز باقی نمان
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
من از آن دسته آدمهای یادم تورا فراموش بودم
این را وقتی فهمیدم که بهترین دوستم را دریک شب کنار گذاشتم.
ما خیلی دوست بودیم همیشه کنار هم در خنده و شادی و عاشقی و دلواپسی
ما دوست نبودیم خواهر بودیم
آن سالهای دختر دبیرستانی بودن مفهوم دوست صمیمی خیلی خاص بود این را دختران هم دوره ای من خوب می فهمند...
دوستش داشتم آنقدر که خواهر نداشته ام بود .
یک روز اما از او جا خوردم ...
من از آن دسته آدمهای هر لحظه دعوا اصلا نبودم
دلم میخواست هر لحظه ی دوستی مان همینطور شیرین باشد مثل بستنی هایی که از بوفه مدرسه می خریدیم...
اینقدر خوش خیال بودیم که برنامه ریزی میکردیم تا در عروسی هم چی بپوشیم آن سالها ساقدوشهای هم لباس کنار عروس تازه مد شده بود انتخاب کرده بودم در عروسی اش ماکسی لاجوردی دکلته سفارش دهم و موهایم را دورم بریزم ..اما میدانی چه شد؟
یک روز همه چیز بهم ریخت.
از او رنجیدم بالاخره بعد از مدتها رنجیدم ولی آنقدر عمیق که همه چیز را به اتمام رساند
عمدا باعث رنجشم شده بود خودش فهمید و معذرت خواست و من هم لبخند زدم و گفتم مهم نیست خوشحالم که متوجه شدی
ولی دلم شکسته بود...
خیلی عمیق...
دیگر دلم ارام‌نمی شد بستنی های بوفه ی مدرسه با او دیگر صفا نداشت .هر وقت لاک گلبهی می خریدم دوتایش نمی کردم تا یکی برای او ببرم حتی دیگه به او نگفتم ساعت سبزش خیلی بدستش می آید حتی دیگر به دستانش نگاه نکردم .
من کینه ای نبودم ...اصلا کینه ای نداشتم با خودم دچار چالش شده بودم.از خودم رنجیده بودم که چرا کسی را اینقدر دوست داشتم که براحتی مرا اینگونه آزار داده بود .
از خودم رنجیده بودم که اورا نشناخته بودم.
این مرا آزار میداد
و دقیقا از همان روز فهمیدم که من از آن دسته آدمهای یادم تورافراموش هستم.
راستش دلم هرگز دوباره برایش تنگ نشد
اما دلم برای ماکسی لاجوردی دکلته ای که قرار بود با موهای بلند باز در عروسی اش بپوشم و هرگز اتفاق نیفتاد
گاهی تنگ میشود...
#عادله_زمانی

@adelehz
کدوم و میفرستید براش ؟
anonymous poll

چه رفتن‌ها که می‌ارزد به ماندن‌های پوشالی💔 – 32
👍👍👍👍👍👍👍 56%

از نظر پنهانی، از دل نیستی❤️ – 25
👍👍👍👍👍 44%

👥 57 people voted so far. Poll closed.
در فرهنگ ژاپن کلمه‌ای وجود دارد که شگفت‌انگیز است. "ایکیگای"
مفهوم این کلمه این است:
دلیلی که صبح ها برای آن برمی‌خیزم.
نگاه کنید به خودتان، چرا امروز از خواب بیدار شدم، دلیلش را پیدا کنید، برایش راه بروید، نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم.

ایکیگای می‌تواند به عشق شما، مهارت شما، علاقه‌های شما، شغل شما، درآمد شما، ماموریت‌های شما و تخصص‌های شما مربوط باشد؛ امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد
«آنچه دنیا از من میخواهد»
و
این دلیل بیدار شدنِ ماست.


✍🏽 هکتور گارسیا

@adelehz
تهران پر از کوچه‌هایی است که تو را در آن‌ها می‌بوسم.
پر از سینماهایی که سر روی شانه‌ات می‌گذارم.
پر از پارک‌هایی که خودم را در تو می‌کارم.
پر از کافه‌هایی که عطرت را با قهوه و سیگار فرو می‌دهم.
پر از امامزاده‌هایی که به تو دخیل می‌بندم.
تهران یعنی تپش قلب.
یعنی عکست را نگاه کنم و قلبم بگریزد از تنم.
یعنی یادت بیافتم و قلبم سوار مترو شود و دنبال تو بگردد.
یعنی من حافظ را سی‌هزار بار باز کنم و دنبال اسم تو بگردم...

شهریار خادم

@adelehz