وَ کَفی بِرَبَّکَ وَکیلا
کافی است که پروردگارت یارو مددکارِ تو باشد.
آیه ی ۶۵ سوره اسرا
شب زیبا ❤️
@adelehz
کافی است که پروردگارت یارو مددکارِ تو باشد.
آیه ی ۶۵ سوره اسرا
شب زیبا ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نقطه ای که خیال میکنی همه چیز به آخر رسیده و جهان در تاریکی غرق شده ست.ناگهان خورشید طلوع میکند .
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع میکند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع میکند به گرم شدن ..
در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند ..
میدانی نفس کلامم چیست ؟
نفس کلامم این ست که رفیق
حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو
چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد!
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
اين سينه هواى يار ميخواهد خب
بى تاب شده قرار ميخواهد خب
لبخند كه ميزنى لبت ميشكفد
ما هم دلمان انار ميخواهد خب ...
تقی سیدی
#دلبرانه_های_پاییز
رابُر،کرمان
📷اسما جان❤️
@adelehz
اين سينه هواى يار ميخواهد خب
بى تاب شده قرار ميخواهد خب
لبخند كه ميزنى لبت ميشكفد
ما هم دلمان انار ميخواهد خب ...
تقی سیدی
#دلبرانه_های_پاییز
رابُر،کرمان
📷اسما جان❤️
@adelehz
«از تو توقع نداشتم...»
شاید این جمله قصیر ترین و در عین حال کامل ترین جملهی غمگین تاریخ باشه.
«از تو توقع نداشتم» انگار کل غم دنیا توشه.
تو این سه تا کلمه و یک حرف اضافه.
توش کلی حرفه. یعنی تو فرق داشتی واسم.
تو با کل دنیا فرق داشتی. کل دنیا زدن زمین منو، تو نباید میزدی. از تو توقع نداشتم...
از «تو» توقع نداشتم یعنی تو برام خاص بودی.
یعنی تو خاصترین آدم دنیای من بودی.
یعنی تو تنها کسی بودی که باورش داشتم.
«تو» نباید خراب میکردی...
حداقل «تو» دیگه نباید خراب میکردی...
از «تو» توقع نداشتم...
مهسا جلال
@adelehz
شاید این جمله قصیر ترین و در عین حال کامل ترین جملهی غمگین تاریخ باشه.
«از تو توقع نداشتم» انگار کل غم دنیا توشه.
تو این سه تا کلمه و یک حرف اضافه.
توش کلی حرفه. یعنی تو فرق داشتی واسم.
تو با کل دنیا فرق داشتی. کل دنیا زدن زمین منو، تو نباید میزدی. از تو توقع نداشتم...
از «تو» توقع نداشتم یعنی تو برام خاص بودی.
یعنی تو خاصترین آدم دنیای من بودی.
یعنی تو تنها کسی بودی که باورش داشتم.
«تو» نباید خراب میکردی...
حداقل «تو» دیگه نباید خراب میکردی...
از «تو» توقع نداشتم...
مهسا جلال
@adelehz
روزهاى خوب و بدى باهم داشتيم كه بيشترشان خوب بود؛
من تمامِ آن روز ها را مى بوسم ...
جمال ثريا
@adelehz
روزهاى خوب و بدى باهم داشتيم كه بيشترشان خوب بود؛
من تمامِ آن روز ها را مى بوسم ...
جمال ثريا
@adelehz
روباه گفت: سلام صبح بخیر.
شازده کوچولو مؤدبانه پاسخ داد: «سلام، صبح بخیر.» ولی هر چقدر اطراف را نگاه کرد، چیزی ندید.
صدا گفت: من اینجام، زیر درخت سیب...
شازده کوچولو گفت: تو کی هستی؟ چقدر خوشگلی!
روباه گفت: من یک روباه هستم.
شازده کوچولو به او گفت: بیا با من بازی کن. من خیلی دلم گرفته و غمگینم.
روباه گفت: من نمیتوانم با تو بازی کنم. آخه اهلی نیستم.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: «مرا ببخش.» بعد کمی فکر کرد و پرسید: «اهلی یعنی چی؟»
روباه گفت: اهلی کردن چیزی است که مدتهاست فراموش شده. اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن.
شازده کوچولو پرسید: ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: درسته. مثلاً در حال حاضر تو برای من فقط یک پسر بچه هستی مانند هزاران پسر بچه دیگر و من هیچ احتیاجی به تو ندارم و تو هم هیچ احتیاجی به من نداری. من هم برای تو فقط یک روباه هستم، مانند هزاران روباه دیگر، اما اگر تو من را اهلی کنی ما به یکدیگر نیازمند خواهیم شد. آن وقت تو برای من منحصر به فرد و یگانه میشوی و من برای تو منحصر به فرد و یگانه.
شازده کوچولو
@adelehz
شازده کوچولو مؤدبانه پاسخ داد: «سلام، صبح بخیر.» ولی هر چقدر اطراف را نگاه کرد، چیزی ندید.
صدا گفت: من اینجام، زیر درخت سیب...
شازده کوچولو گفت: تو کی هستی؟ چقدر خوشگلی!
روباه گفت: من یک روباه هستم.
شازده کوچولو به او گفت: بیا با من بازی کن. من خیلی دلم گرفته و غمگینم.
روباه گفت: من نمیتوانم با تو بازی کنم. آخه اهلی نیستم.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: «مرا ببخش.» بعد کمی فکر کرد و پرسید: «اهلی یعنی چی؟»
روباه گفت: اهلی کردن چیزی است که مدتهاست فراموش شده. اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن.
شازده کوچولو پرسید: ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: درسته. مثلاً در حال حاضر تو برای من فقط یک پسر بچه هستی مانند هزاران پسر بچه دیگر و من هیچ احتیاجی به تو ندارم و تو هم هیچ احتیاجی به من نداری. من هم برای تو فقط یک روباه هستم، مانند هزاران روباه دیگر، اما اگر تو من را اهلی کنی ما به یکدیگر نیازمند خواهیم شد. آن وقت تو برای من منحصر به فرد و یگانه میشوی و من برای تو منحصر به فرد و یگانه.
شازده کوچولو
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
دلتنگی برای برگشتن به روزهایی که هرگز تصور نمی کردیم دلتنگ شان بشویم .
ما آدمهای ناسپاسی بودیم که خیال میکردیم آن همه خوشبختی حق مسلم مان ست و حالا که کوچکترین دلخوشی هایمان را هم از دست داده ایم سخت دستپاچه و لرزان شده ایم.
به روزهای خوب برخواهیم گشت ولی یادمان نرود سپاسگزار هرچه باشیم که داریم
#عادله_زمانی
@adelehz
ما آدمهای ناسپاسی بودیم که خیال میکردیم آن همه خوشبختی حق مسلم مان ست و حالا که کوچکترین دلخوشی هایمان را هم از دست داده ایم سخت دستپاچه و لرزان شده ایم.
به روزهای خوب برخواهیم گشت ولی یادمان نرود سپاسگزار هرچه باشیم که داریم
#عادله_زمانی
@adelehz
ساعت حدود ۱۰ یک شب گرم مردادی از خانه بیرون رفتم .وارد خیابانی شدم که هرگز دو نفره در آن قدم نزده بودیم عطر چمن های پارک کوچک وسط میدان به دماغم خورد باد بوی نمش را بی صدا و هیاهو در هر کوچه و خیابان آن اطراف پخش کرده بود .سایه ام همراهم گام برمی داشت اطراف خیابان را کاج های بلند احاطه کرده بودند دلم میخواست زیر کاج ها قدم بزنم .جایی که هرگز دو نفری آنجا ایستاده نبودیم ..
زیر چراغ برق ایستادم سایه ی یک نفر کم بود من او را او مرا زیر آخرین چراغ برق کوچه نبوسیده بودم، نبوسیده بود.
من در آن خیابان خلوت و ساکت در آن شب گرم خاطراتی را با او قدم می زدم که هرگز رخ نداده بود ...این چیز عجیبی ست .
دوست داشتن آدمی که کنارت حضور ندارد و فکر کردن به خاطراتی که هرگز رخ نداده ست .
به خانه برمی گردم در آخرین لحظه بوی قهوه در کوچه می پیچد گویا کسی دیگر هم در این کوچه مشغول مرور خاطرات رخ نداده ست ..
#عادله_زمانی
@adelehz
زیر چراغ برق ایستادم سایه ی یک نفر کم بود من او را او مرا زیر آخرین چراغ برق کوچه نبوسیده بودم، نبوسیده بود.
من در آن خیابان خلوت و ساکت در آن شب گرم خاطراتی را با او قدم می زدم که هرگز رخ نداده بود ...این چیز عجیبی ست .
دوست داشتن آدمی که کنارت حضور ندارد و فکر کردن به خاطراتی که هرگز رخ نداده ست .
به خانه برمی گردم در آخرین لحظه بوی قهوه در کوچه می پیچد گویا کسی دیگر هم در این کوچه مشغول مرور خاطرات رخ نداده ست ..
#عادله_زمانی
@adelehz