"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
متاسفم عزیزم .
باید حقیقتی تلخ را بیاموزی قبل از اینکه حقیقت با شدت در صورتت بخورد.مجبوری در زندگیت به هیچ لبخند و حس خوبی به هیچ عاشق ویا معشوقی به هیچ عشق و یا خواستنی به هیچ حال خوب و طپش قلبی اعتماد نکنی .
فکر نکنی لبخندها همیشگی ست یا هرکه امروز گفت دوستت دارم تا ابد پایت خواهد ماند .
حتی اگر با کسی ازدواج کردی گمان مبری که او تا همیشه زیر یک سقف همان ادم روز اول خواهد بود..
میخواهم بدانی زمان چیز ترسناک بی رحم و گاهی هم مهربانی ست.
ترسناک و بی رحم چون قشنگترین لحظاتت را تغییر میدهد
و البته ،مهربان چون اگر زمان نبود هضم خیلی از دردها هم آسان نخواهد بود.
#عادله_زمانی


شب زیبا ❤️
@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
جوانه می زند از لابلای شب گل نور
و آنچه را ساعتی قبل سیاه و ترسناک بوده زیبا و دلپذیر میکند.
کاش خداوند در زندگی همه ی ما آدمهای دلتنگش کمی صبح بریزد که روشن کند هر زاویه ی خانه مان را

#عادله_زمانی


#دلبرانه_های_پاییز
🌌لیلا زارع
@adelehz
1
چیزی وجود دارد که من گاهی بی اراده به آن فکر میکنم.هیچ قصد و تصمیمی برای اندیشیدن به آن ندارم.دلیلش قصور جهان بینی من نیست درست است که این چند سال اخیر نتوانستم چیزهای زیادی را تجربه کنم ولی عمیق شدن روحم همچنان بی وقفه به پیشرفت ادامه داد.
ناخودآگاه میان یک کار روزانه میان نوشیدن یک لیوان چای میان حرف زدن با مادرم سر برمیگردانم و یاد خاطراتی می افتم که مثل فیلمی صامت در برابرم رژه می روند .
خاطرات دختر دبیرستانی کوچه ی درختهای توت قدیمی ..با فرم سرمه ای و یک عکس سه در چهار ناشناس بین کتابش ...ناگهان نسیم کمی سرد اوایل تابستان می وزد .عطر یاس می پیچد و کتاب ادبیات سال سوم انسانی با تمام اشعارش باز میشود ‌.ناگهان همه چیز برمیگردد به آن سالها به جز من..
منی که دیگر نه دبیرستانی هستم نه عکسی ناشناس بین کتابم دارم و نه حتی دلم یاس می خواهد .
در تمام این سالها روح من با من بزرگ شده است .قد کشیده است پخته شده است ولی هنوز نمیدانم چرا گاهی ناخودآگاه مغزم مرا به همان دختر دبیرستانی آن سالها تبدیل میکند و باعث میشود عمیقا ترین آه ممکن را از انتهای سینه ام بیرون بدهم‌.
زندگی ،زندگی این جادوگر گاهی مهربان و گاهی بی رحم دیگر چه جادوهایی برای غافلگیر کردن ما خواهد داشت .
کسی چه می داند.
#عادله_زمانی
@adelehz
شما فکر کردین به همین راحتیه؟
‏جای قلب دوتا ایموجی گل بفرستید؛‏ما از خیر شما بگذریم؟‏نخیر جانم ما تالار رزرو کردیم،مهمون دعوت کردیم،از عاقد وقت گرفتیم😒😒😒


@adelehz
خلبانها یه کدی دارن به اسم کد ۷۶۰۰
یعنی برج مراقبت من نمیتونم حرف بزنم ولی تو حواست بهم باشه .
بعضی شبها قبل خواب دلم میخواد بگم‌.

خدایا
کد ۷۶۰۰
همین
@adelehz


شب زیبا ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مگه من غیر از تو
تو غیر از من کی رو داریم؟
مگه ما غیر هم چی داریم؟؟؟

اره میدونم جهان پر از چیزهای گرانبهاست
ولی خودتم میدونی که هرچیزی رو برای کسی آفریدند ‌.
همه ی چیزهای گران بهای دنیا که نصیب من و تو نیست .
اما ما رو هم برای شادی هم افریدند .
بیا هوای همو داشته باشیم.
بیا هم و کامل کنیم
ما جز همدیگه چی داریم مگه؟
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش از تو جهان نثر بود،
آمدی شعر شد ...

نزار قبانی
@adelehz
من به وجود تک تک شما
که موجب انرژی های قشنگ هستین افتخار میکنم .
مرسی که من اینقدر از شما پیامهای قشنگ میگیرم .
جاتون تو قلبمه❤️

#شما_فرستادین
@adelehz
از دنیای خاکستری اطرافت نترس
تو همیشه رنگی باش
حتی اگر تمام شهر را غبار غم گرفت
تو لبخندی گوشه لبت به ذخیره نگه دار ..
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مگر مادر را از چه خاکی ساخته اند؟

متن:عادله زمانی
اجرا: جواد پرویز

@adelehz
دو چیز با تو فراموشم نخواهد شد
حرفهایی که با تو زدم
و چای هایی که با تو نوشیدم .
#عادله_زمانی

@adelehz
دستانم
بوی عشق می دهند.
بوی انار و خرمالو...
آنقدر که کوچه های پاییز را
دست در دست خیالت
قدم زدم!

سارا قبادی
#دلبرانه_های_پاییز

@adelehz
دایی احمد،عاشق سیب بود.
آدم کیف میکرد اگر یک بشقاب میوه پوست میکند و میداد دستش،اینقدر که تشکر میکرد و به به گویان جان آدم را از انرژی قشنگ پر می کرد .
دیروز دایی کوچکترم که سالها با دایی احمد همراه و هم قدم بود .همان کسی که صبح فوت دایی احمد خوابش را دیده بود که برای تشکر از زحماتش در دوران بیماری دایی دسته گلی برایش آورده بود و بعد لبخند زنان از او دور شده بود و به آن سمت خیابان رفته بود‌.این عکسها را برایم فرستاد .
گفتم این ها چیست ؟چرا زنبور روی دستت نشسته نترسیدی نیش بزند؟
گفت رفتم سیب بخورم دیدم از یک جایی که نمیدانم کجا بود پیدایش شد،دور و برم گشت و گشت و عجیب اینکه من از او نترسیدم .بعد آمد نشست روی سیب پوست کنده و شروع کرد به خوردن...
نه او ترسید نه من انگار سالها با هم سیب خورده ایم بعد هم سهمش را گذاشتم روی زمین و رفتم ..
گفتم بنظرت آشنا نیست؟
گفت :خیلی
گفتم: شاید دایی احمد آمده بوده ،خودت گفتی عاشق سیب بوده است .
سکوت کرد...
میخواهم بگویم من فلسفه دان تناسخ و این چیزها نیستم اصلا هم بحثم این نیست ولی حسی در قلبم به من میگوید آن زنبورک که عاشق سیب بود غریبه نبود‌.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
1
یک زن قادر است خیلی چیزها را با دستهایش بیان کند یا اینکه با آن ها تظاهر به انجام کاری کند. در حالی که وقتی به دست های یک مرد فکر میکنم. همچون کنده ی درخت بی حرکت و خشک به نظرم می رسند. دست های مردان فقط به درد دست دادن، کتک زدن و یا  تیراندازی و چکاندن ماشه ی تفنگ و امضاء کردن میخورند. اما به دستان زنان در مقایسه با دست های مردان باید به گونه ای دیگر نگاه کرد؛ چه موقعی که کره روی نان می مالند و چه موقعی که موها را از پیشانی کنار میزنند.

📕 عقاید یک دلقک
هاینریش بل
@adelehz
به من بگو که جهان به قدر سیاهی هایش روزهای نقره ای هم دارد .
بگو که صدای عود و تار و رباب از کوچه ها باز هم به گوش می رسد .
به من بگو که عطر چای و بوی قهوه در سر سرای خانه ها مردم را به خوش خلق بودن فرا میخواند .
به من از گلهای مریم از بارانهای بهاری از بوی کاهگل آب زده بگو...
و چنین کن تا ایمان بیاورم که تو پیام آور خوشی ها هستی‌.
می دانم که جهان تاریک ست ولی تو از روشنی ها بگو
من میخواهم از تو بشنوم دوباره و هزار باره
#عادله_زمانی

📷هنگامه جان❤️

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری
هرچه عاشق پیرتر، عشقش جوانتر، ای عجب!
دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری

شهریار

@adelehz