از اشتباه مرد عاشقت گذر کن ... میشه از هر اشتباه مردعاشق گذر کرد؟
anonymous poll
میخوام که بشه اما نمیشه.. – 118
👍👍👍👍👍👍👍 53%
اره میشه .. – 104
👍👍👍👍👍👍 47%
👥 222 people voted so far.
anonymous poll
میخوام که بشه اما نمیشه.. – 118
👍👍👍👍👍👍👍 53%
اره میشه .. – 104
👍👍👍👍👍👍 47%
👥 222 people voted so far.
متاسفم عزیزم .
باید حقیقتی تلخ را بیاموزی قبل از اینکه حقیقت با شدت در صورتت بخورد.مجبوری در زندگیت به هیچ لبخند و حس خوبی به هیچ عاشق ویا معشوقی به هیچ عشق و یا خواستنی به هیچ حال خوب و طپش قلبی اعتماد نکنی .
فکر نکنی لبخندها همیشگی ست یا هرکه امروز گفت دوستت دارم تا ابد پایت خواهد ماند .
حتی اگر با کسی ازدواج کردی گمان مبری که او تا همیشه زیر یک سقف همان ادم روز اول خواهد بود..
میخواهم بدانی زمان چیز ترسناک بی رحم و گاهی هم مهربانی ست.
ترسناک و بی رحم چون قشنگترین لحظاتت را تغییر میدهد
و البته ،مهربان چون اگر زمان نبود هضم خیلی از دردها هم آسان نخواهد بود.
#عادله_زمانی
شب زیبا ❤️
@adelehz
باید حقیقتی تلخ را بیاموزی قبل از اینکه حقیقت با شدت در صورتت بخورد.مجبوری در زندگیت به هیچ لبخند و حس خوبی به هیچ عاشق ویا معشوقی به هیچ عشق و یا خواستنی به هیچ حال خوب و طپش قلبی اعتماد نکنی .
فکر نکنی لبخندها همیشگی ست یا هرکه امروز گفت دوستت دارم تا ابد پایت خواهد ماند .
حتی اگر با کسی ازدواج کردی گمان مبری که او تا همیشه زیر یک سقف همان ادم روز اول خواهد بود..
میخواهم بدانی زمان چیز ترسناک بی رحم و گاهی هم مهربانی ست.
ترسناک و بی رحم چون قشنگترین لحظاتت را تغییر میدهد
و البته ،مهربان چون اگر زمان نبود هضم خیلی از دردها هم آسان نخواهد بود.
#عادله_زمانی
شب زیبا ❤️
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
ما اینجاییم❤️
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
جوانه می زند از لابلای شب گل نور
و آنچه را ساعتی قبل سیاه و ترسناک بوده زیبا و دلپذیر میکند.
کاش خداوند در زندگی همه ی ما آدمهای دلتنگش کمی صبح بریزد که روشن کند هر زاویه ی خانه مان را
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
🌌لیلا زارع
@adelehz
و آنچه را ساعتی قبل سیاه و ترسناک بوده زیبا و دلپذیر میکند.
کاش خداوند در زندگی همه ی ما آدمهای دلتنگش کمی صبح بریزد که روشن کند هر زاویه ی خانه مان را
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
🌌لیلا زارع
@adelehz
❤1
چیزی وجود دارد که من گاهی بی اراده به آن فکر میکنم.هیچ قصد و تصمیمی برای اندیشیدن به آن ندارم.دلیلش قصور جهان بینی من نیست درست است که این چند سال اخیر نتوانستم چیزهای زیادی را تجربه کنم ولی عمیق شدن روحم همچنان بی وقفه به پیشرفت ادامه داد.
ناخودآگاه میان یک کار روزانه میان نوشیدن یک لیوان چای میان حرف زدن با مادرم سر برمیگردانم و یاد خاطراتی می افتم که مثل فیلمی صامت در برابرم رژه می روند .
خاطرات دختر دبیرستانی کوچه ی درختهای توت قدیمی ..با فرم سرمه ای و یک عکس سه در چهار ناشناس بین کتابش ...ناگهان نسیم کمی سرد اوایل تابستان می وزد .عطر یاس می پیچد و کتاب ادبیات سال سوم انسانی با تمام اشعارش باز میشود .ناگهان همه چیز برمیگردد به آن سالها به جز من..
منی که دیگر نه دبیرستانی هستم نه عکسی ناشناس بین کتابم دارم و نه حتی دلم یاس می خواهد .
در تمام این سالها روح من با من بزرگ شده است .قد کشیده است پخته شده است ولی هنوز نمیدانم چرا گاهی ناخودآگاه مغزم مرا به همان دختر دبیرستانی آن سالها تبدیل میکند و باعث میشود عمیقا ترین آه ممکن را از انتهای سینه ام بیرون بدهم.
زندگی ،زندگی این جادوگر گاهی مهربان و گاهی بی رحم دیگر چه جادوهایی برای غافلگیر کردن ما خواهد داشت .
کسی چه می داند.
#عادله_زمانی
@adelehz
ناخودآگاه میان یک کار روزانه میان نوشیدن یک لیوان چای میان حرف زدن با مادرم سر برمیگردانم و یاد خاطراتی می افتم که مثل فیلمی صامت در برابرم رژه می روند .
خاطرات دختر دبیرستانی کوچه ی درختهای توت قدیمی ..با فرم سرمه ای و یک عکس سه در چهار ناشناس بین کتابش ...ناگهان نسیم کمی سرد اوایل تابستان می وزد .عطر یاس می پیچد و کتاب ادبیات سال سوم انسانی با تمام اشعارش باز میشود .ناگهان همه چیز برمیگردد به آن سالها به جز من..
منی که دیگر نه دبیرستانی هستم نه عکسی ناشناس بین کتابم دارم و نه حتی دلم یاس می خواهد .
در تمام این سالها روح من با من بزرگ شده است .قد کشیده است پخته شده است ولی هنوز نمیدانم چرا گاهی ناخودآگاه مغزم مرا به همان دختر دبیرستانی آن سالها تبدیل میکند و باعث میشود عمیقا ترین آه ممکن را از انتهای سینه ام بیرون بدهم.
زندگی ،زندگی این جادوگر گاهی مهربان و گاهی بی رحم دیگر چه جادوهایی برای غافلگیر کردن ما خواهد داشت .
کسی چه می داند.
#عادله_زمانی
@adelehz
شما فکر کردین به همین راحتیه؟
جای قلب دوتا ایموجی گل بفرستید؛ما از خیر شما بگذریم؟نخیر جانم ما تالار رزرو کردیم،مهمون دعوت کردیم،از عاقد وقت گرفتیم😒😒😒
@adelehz
جای قلب دوتا ایموجی گل بفرستید؛ما از خیر شما بگذریم؟نخیر جانم ما تالار رزرو کردیم،مهمون دعوت کردیم،از عاقد وقت گرفتیم😒😒😒
@adelehz
خلبانها یه کدی دارن به اسم کد ۷۶۰۰
یعنی برج مراقبت من نمیتونم حرف بزنم ولی تو حواست بهم باشه .
بعضی شبها قبل خواب دلم میخواد بگم.
خدایا
کد ۷۶۰۰
همین
@adelehz
شب زیبا ❤️
یعنی برج مراقبت من نمیتونم حرف بزنم ولی تو حواست بهم باشه .
بعضی شبها قبل خواب دلم میخواد بگم.
خدایا
کد ۷۶۰۰
همین
@adelehz
شب زیبا ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مگه من غیر از تو
تو غیر از من کی رو داریم؟
مگه ما غیر هم چی داریم؟؟؟
اره میدونم جهان پر از چیزهای گرانبهاست
ولی خودتم میدونی که هرچیزی رو برای کسی آفریدند .
همه ی چیزهای گران بهای دنیا که نصیب من و تو نیست .
اما ما رو هم برای شادی هم افریدند .
بیا هوای همو داشته باشیم.
بیا هم و کامل کنیم
ما جز همدیگه چی داریم مگه؟
#عادله_زمانی
@adelehz
تو غیر از من کی رو داریم؟
مگه ما غیر هم چی داریم؟؟؟
اره میدونم جهان پر از چیزهای گرانبهاست
ولی خودتم میدونی که هرچیزی رو برای کسی آفریدند .
همه ی چیزهای گران بهای دنیا که نصیب من و تو نیست .
اما ما رو هم برای شادی هم افریدند .
بیا هوای همو داشته باشیم.
بیا هم و کامل کنیم
ما جز همدیگه چی داریم مگه؟
#عادله_زمانی
@adelehz
من به وجود تک تک شما
که موجب انرژی های قشنگ هستین افتخار میکنم .
مرسی که من اینقدر از شما پیامهای قشنگ میگیرم .
جاتون تو قلبمه❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
که موجب انرژی های قشنگ هستین افتخار میکنم .
مرسی که من اینقدر از شما پیامهای قشنگ میگیرم .
جاتون تو قلبمه❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
از دنیای خاکستری اطرافت نترس
تو همیشه رنگی باش
حتی اگر تمام شهر را غبار غم گرفت
تو لبخندی گوشه لبت به ذخیره نگه دار ..
#عادله_زمانی
@adelehz
تو همیشه رنگی باش
حتی اگر تمام شهر را غبار غم گرفت
تو لبخندی گوشه لبت به ذخیره نگه دار ..
#عادله_زمانی
@adelehz
دو چیز با تو فراموشم نخواهد شد
حرفهایی که با تو زدم
و چای هایی که با تو نوشیدم .
#عادله_زمانی
@adelehz
حرفهایی که با تو زدم
و چای هایی که با تو نوشیدم .
#عادله_زمانی
@adelehz
دستانم
بوی عشق می دهند.
بوی انار و خرمالو...
آنقدر که کوچه های پاییز را
دست در دست خیالت
قدم زدم!
سارا قبادی
#دلبرانه_های_پاییز
@adelehz
بوی عشق می دهند.
بوی انار و خرمالو...
آنقدر که کوچه های پاییز را
دست در دست خیالت
قدم زدم!
سارا قبادی
#دلبرانه_های_پاییز
@adelehz
دایی احمد،عاشق سیب بود.
آدم کیف میکرد اگر یک بشقاب میوه پوست میکند و میداد دستش،اینقدر که تشکر میکرد و به به گویان جان آدم را از انرژی قشنگ پر می کرد .
دیروز دایی کوچکترم که سالها با دایی احمد همراه و هم قدم بود .همان کسی که صبح فوت دایی احمد خوابش را دیده بود که برای تشکر از زحماتش در دوران بیماری دایی دسته گلی برایش آورده بود و بعد لبخند زنان از او دور شده بود و به آن سمت خیابان رفته بود.این عکسها را برایم فرستاد .
گفتم این ها چیست ؟چرا زنبور روی دستت نشسته نترسیدی نیش بزند؟
گفت رفتم سیب بخورم دیدم از یک جایی که نمیدانم کجا بود پیدایش شد،دور و برم گشت و گشت و عجیب اینکه من از او نترسیدم .بعد آمد نشست روی سیب پوست کنده و شروع کرد به خوردن...
نه او ترسید نه من انگار سالها با هم سیب خورده ایم بعد هم سهمش را گذاشتم روی زمین و رفتم ..
گفتم بنظرت آشنا نیست؟
گفت :خیلی
گفتم: شاید دایی احمد آمده بوده ،خودت گفتی عاشق سیب بوده است .
سکوت کرد...
میخواهم بگویم من فلسفه دان تناسخ و این چیزها نیستم اصلا هم بحثم این نیست ولی حسی در قلبم به من میگوید آن زنبورک که عاشق سیب بود غریبه نبود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
آدم کیف میکرد اگر یک بشقاب میوه پوست میکند و میداد دستش،اینقدر که تشکر میکرد و به به گویان جان آدم را از انرژی قشنگ پر می کرد .
دیروز دایی کوچکترم که سالها با دایی احمد همراه و هم قدم بود .همان کسی که صبح فوت دایی احمد خوابش را دیده بود که برای تشکر از زحماتش در دوران بیماری دایی دسته گلی برایش آورده بود و بعد لبخند زنان از او دور شده بود و به آن سمت خیابان رفته بود.این عکسها را برایم فرستاد .
گفتم این ها چیست ؟چرا زنبور روی دستت نشسته نترسیدی نیش بزند؟
گفت رفتم سیب بخورم دیدم از یک جایی که نمیدانم کجا بود پیدایش شد،دور و برم گشت و گشت و عجیب اینکه من از او نترسیدم .بعد آمد نشست روی سیب پوست کنده و شروع کرد به خوردن...
نه او ترسید نه من انگار سالها با هم سیب خورده ایم بعد هم سهمش را گذاشتم روی زمین و رفتم ..
گفتم بنظرت آشنا نیست؟
گفت :خیلی
گفتم: شاید دایی احمد آمده بوده ،خودت گفتی عاشق سیب بوده است .
سکوت کرد...
میخواهم بگویم من فلسفه دان تناسخ و این چیزها نیستم اصلا هم بحثم این نیست ولی حسی در قلبم به من میگوید آن زنبورک که عاشق سیب بود غریبه نبود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
❤1