"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
دوز اول و بلاخره زدم .عوارض خاصی ندارم صرفا کمی سردرد و آب ریزش بینی و میل شدید برای خوابیدن

بیاید با واکسیناسیون به پایان زنجیره بیماری به حد خودمون،کمک کنیم .
به امید پایان روزهای سیاه کرونایی

@adelehz
هرکجا هست خدایا بسلامت دارش


@adelehz
دوستی سالها پیش ازین تعریف می کرد :از وقتی باردار بودم برای ادامه تحصیل درس خواندم
برای مدرک .دخترم که به دنیا آمد، بیست روز بعد آزمون دادم.
دخترم که راه می رفت ، می دوید ، به حرف زدن رسید، شیرین زبانی که می کرد ...
من درس میخواندم و با نمرات بالا ، واحدهای درسی را پاس می کردم. مادرم داشت موهای دخترم را می بافت که مدرکم را گرفتم.
چروک های دستهای مادرم و پیچ گیسوی دخترم را دیدم و همانوقت داشتم به آزمون ارشد فکر می کردم.تمام این روزها؛صبح زود مادرم آمده بود خانه مان .
آیفون را برایش میزدم و میرفتم توی اتاقم در را می بستم بدون آنکه یک آن صورتش را ببینم. بوی غذا که می آمد بودنش را حس می کردم . روی گوشم نویزگیر گذاشته بودم صدای خنده های دخترم را نشنوم مادرم غذای بچه را میداد. او را می خواباند و می رفت.

حالا دکترا دارم با دوره های عالی تخصص با لوح های تقدیر و افتخار.چشمان مادرم در قابی کوچک ، نگاهم میکند و دخترم آنسوی آبهای دور ، خوشبخت است.

برای لحظه های ندیدن و نشنیدن و عاشقی نکردن هایم ، به خودم سخت بدهکارم. بدهکار.

محبوبه احمدی

@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
دوز اول و بلاخره زدم .عوارض خاصی ندارم صرفا کمی سردرد و آب ریزش بینی و میل شدید برای خوابیدن بیاید با واکسیناسیون به پایان زنجیره بیماری به حد خودمون،کمک کنیم . به امید پایان روزهای سیاه کرونایی @adelehz
دیشب نشسته بودم فیلم می دیدم
حس کردم بدون اینکه متوجه باشم دارم دستمو میخارونم
برگشتم به دستم نگاه کردم
که دیدم ای وای چهارتا کهیر قرمز روی دستم زده
قلبم اومد توی دهنم و عنقریب داشتم داد میزدم که وای من به واکسن حساسیت کردم و چه خاکی بر سرم بریزم. که فیششش‌‌‌..
یه پشه با صدای جت مانند از کنار گوشم عبور کرد 😒😐🦟
آدم وقتی رو یه چیزی حساس و متمرکز میشه انگار همه چی جور میشه تا طبیعت سرکارش بذاره😕
چند دقیقه بعد کهیرهای دستم خوب شد
ولی خداییش نیم سکته رو رد کردم 😁

@adelehz
این منم وقتی میخوام کتاب مو به کسی بدم که البته آخرش هم کنسل میشه🙂🙃

@adelehz
چقدر بودن تون برام ارزشمنده
ممنونم بخاطر این همه مهربونی ❤️❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
بعدها اگر کسی از من راجع به افسانه پرسید
من در مورد چشمهای تو با او حرف خواهم زد .
و اگر از دریا پرسید بازهم من از چشمانت میگویم‌
و اگر پرسید که آیا چشمانت آبی ست من خواهم گفت که نه
بلکه دریا در اعماق چشمانت نهفته ست .
راستی کسی جز من قادر به دیدن آن دریا هست ؟؟؟
#عادله_زمانی

@adelehz
از اشتباه مرد عاشقت گذر کن ... میشه از هر اشتباه مردعاشق گذر کرد؟
anonymous poll

میخوام که بشه اما نمیشه.. – 118
👍👍👍👍👍👍👍 53%

اره میشه .. – 104
👍👍👍👍👍👍 47%

👥 222 people voted so far.
آشپزخونه ی رویایی من 😊❤️🐶
@adelehz
متاسفم عزیزم .
باید حقیقتی تلخ را بیاموزی قبل از اینکه حقیقت با شدت در صورتت بخورد.مجبوری در زندگیت به هیچ لبخند و حس خوبی به هیچ عاشق ویا معشوقی به هیچ عشق و یا خواستنی به هیچ حال خوب و طپش قلبی اعتماد نکنی .
فکر نکنی لبخندها همیشگی ست یا هرکه امروز گفت دوستت دارم تا ابد پایت خواهد ماند .
حتی اگر با کسی ازدواج کردی گمان مبری که او تا همیشه زیر یک سقف همان ادم روز اول خواهد بود..
میخواهم بدانی زمان چیز ترسناک بی رحم و گاهی هم مهربانی ست.
ترسناک و بی رحم چون قشنگترین لحظاتت را تغییر میدهد
و البته ،مهربان چون اگر زمان نبود هضم خیلی از دردها هم آسان نخواهد بود.
#عادله_زمانی


شب زیبا ❤️
@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
جوانه می زند از لابلای شب گل نور
و آنچه را ساعتی قبل سیاه و ترسناک بوده زیبا و دلپذیر میکند.
کاش خداوند در زندگی همه ی ما آدمهای دلتنگش کمی صبح بریزد که روشن کند هر زاویه ی خانه مان را

#عادله_زمانی


#دلبرانه_های_پاییز
🌌لیلا زارع
@adelehz
1
چیزی وجود دارد که من گاهی بی اراده به آن فکر میکنم.هیچ قصد و تصمیمی برای اندیشیدن به آن ندارم.دلیلش قصور جهان بینی من نیست درست است که این چند سال اخیر نتوانستم چیزهای زیادی را تجربه کنم ولی عمیق شدن روحم همچنان بی وقفه به پیشرفت ادامه داد.
ناخودآگاه میان یک کار روزانه میان نوشیدن یک لیوان چای میان حرف زدن با مادرم سر برمیگردانم و یاد خاطراتی می افتم که مثل فیلمی صامت در برابرم رژه می روند .
خاطرات دختر دبیرستانی کوچه ی درختهای توت قدیمی ..با فرم سرمه ای و یک عکس سه در چهار ناشناس بین کتابش ...ناگهان نسیم کمی سرد اوایل تابستان می وزد .عطر یاس می پیچد و کتاب ادبیات سال سوم انسانی با تمام اشعارش باز میشود ‌.ناگهان همه چیز برمیگردد به آن سالها به جز من..
منی که دیگر نه دبیرستانی هستم نه عکسی ناشناس بین کتابم دارم و نه حتی دلم یاس می خواهد .
در تمام این سالها روح من با من بزرگ شده است .قد کشیده است پخته شده است ولی هنوز نمیدانم چرا گاهی ناخودآگاه مغزم مرا به همان دختر دبیرستانی آن سالها تبدیل میکند و باعث میشود عمیقا ترین آه ممکن را از انتهای سینه ام بیرون بدهم‌.
زندگی ،زندگی این جادوگر گاهی مهربان و گاهی بی رحم دیگر چه جادوهایی برای غافلگیر کردن ما خواهد داشت .
کسی چه می داند.
#عادله_زمانی
@adelehz
شما فکر کردین به همین راحتیه؟
‏جای قلب دوتا ایموجی گل بفرستید؛‏ما از خیر شما بگذریم؟‏نخیر جانم ما تالار رزرو کردیم،مهمون دعوت کردیم،از عاقد وقت گرفتیم😒😒😒


@adelehz
خلبانها یه کدی دارن به اسم کد ۷۶۰۰
یعنی برج مراقبت من نمیتونم حرف بزنم ولی تو حواست بهم باشه .
بعضی شبها قبل خواب دلم میخواد بگم‌.

خدایا
کد ۷۶۰۰
همین
@adelehz


شب زیبا ❤️