"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
من برای همه سلامتی و دل شاد میخوام
صرف نظر از همه چی دلم میخواد
چنین شود و چنین رخ دهد
و خداوند چنین بخواهد ❤️

@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خداوندا تو ستاری
همه خوابند تو بیداری

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک صبح جمعه ی پاییزی...
باز کردن پنجره با تو
دم کردن قهوه با تو
بیدار کردن من هم با تو
برای چشمهایت شعر سرودن با من!
نواختن پیانو با تو
زمزمه کردن شعرهایم با تو
بافتن موهایت با من!
انتخاب مقصد با تو
انتخاب مسیر با تو
انتخاب موزیک هم با تو
قصه ساختن از جاده خیس و عطر نفس هایت با من!

علی سلطانی

@adelehz
دهقان فداکار نسل جدید
علی لندی که پروانه وار سوخت...
روحش شاد
@adelehz
مردی که
دهان دارد اما حرف نمی‌زند،
لب دارد اما نمی‌بوسد،
با بینی‌اش هیچ چیزی را نمی‌بوید،
با گوش‌هایش چیزی را نمی‌شنود،
مردی با چشمان غمگین و بازوان بلند که نمی‌داند چگونه به آغوش بکشد ،
مترسکی است
که گنجشک‌های من رافریب داده

مرام المصری

@adelehz
خداوندا آنچنان به دردهایمان برس که به غیر خودت به هیچ درمانگر دیگری نیندیشیم .
به غمگینان دلی شاد
به گرفتاران رهایی
به فقیران مکنت مالی
به سردرگمان راه
به حاجت مندان حاجتشان را ارزانی دار...
و به آنکه تورا میخواهد خودت را هدیه بده .
آمین
#یاربی
#عادله_زمانی
شب زیبا
🧿 @adelehz
1
باید صبور باشم
خانم جان خدا رحمتش کند می گفت صبر ست که غوره را انگور میکند .شیرین و خوش عطر و ملایم
تو هم صبر کن خدا را چه دیدی شاید وقت انگور شدن غوره ات رسید .
خانم جان خدابیامرز استاد شناختن انگورهای ناب بود .
میگفت انگور هر دانه اش نعمت ست .
تو ببین چه داریم که اینگونه بتواند به هزار شکل در بیاید و جهان را زیبا کند ؟
شراب عاشق افکن
سرکه ی تیز
شیره ی قدرت بخش
انگور هر رنگش حتی برگ درختش، برکت ست .

راستی چقدر مانده غوره ات انگور شود؟
#عادله_زمانی
@adelehz
در اشتیاقت
کسی نیست از من به تو آشناتر؛
سوی کدامین غریبه
زین آشنا می‌گریزی؟...

حسین منزوی


@adelehz
پاییز و قشنگی هاش
آغاز فصل برداشت گردو
وای که من عاشق عطر پوست سبز گردو هستم.من و میبره به سالهای کودکی
اولین بار من گردوی تازه رو پیش دایی احمد دیدم .توی یه باغ بزرگ درخت گردو و گردوی تازه رو بهم نشون داد
دستام سیاه شده بود و ترسیده بودم پاک نشه میگفت نترس پاک میشه ...
اولین پاییزی که دایی احمد و ندارم
ولی مطمئنم که هنوز گردوهایی که توی ۷ سالگی باهم چیدیم و خوردیم و یادشه ...
#عادله_زمانی
عکسها آزاده ی عزیز از نهاوند❤️

#دلبرانه_های_پاییز
@adelehz
چندسال قبل ،شرایط فکری من با امروز چیزی شبیه فاصله ی زمین تا آسمان متفاوت بود .
اگز عادله ی امروز با عادله ی دیروز مواجهه می شدند قطعا همدیگر را نمی شناختند.
تازه درسم را تمام کرده بودم و روی یک هدف مشخص متمرکز بودم .این تمرکز به نحوی بود که هر تخطی از آن مرا نگران و مشوش می ساخت .
آن هدف آنقدر مقدس و لازم الوصول بود که حاضر نبودم هیچ نکته ی منفی را در موردش بپذیرم .
خدا میداند بخاطرش چقدر اشک ریختم و تلاش کردم .
خوابم و خیالم برهم ریخته بود وزن کم کرده بودم و حتی دیگر نمی توانستم براحتی خوشحال باشم .
اما با تمام این سختی ها من آن شاخه ی کم توان درخت تاک را با امید محکم نگه داشته بودم و به واسطه ی دلبستگی قلبی به آن هدف همچنان در سختی ها لبخند میزدم و امید به وصولش داشتم.
اما خوب قرار نیست تمام داستانهای امیدوارانه به پایانی خوش ختم شود کلیشه ی سریالهای آبکی همیشه و همه جا تکرار نمی شود .


در پایان طوفان شدیدی وزید و نه تنها آن تاک ضعیف امید من که تاکستان های فراوانی را ویران کرد و با خود برد .
آن هدف به نقطه ای تکرار نشدنی در تاریخ پیوست .
خوب میتوانید حدس بزنید من چه کردم ؟؟؟
با تمام توان غصه خوردم
اشک ریختم.
بر سر اطرافیان بی گناهم فریاد زدم .
خودم را در خانه حبس کردم
و ...
اما آیا تمام این ها باعث بازگرداندن آنچه از دست رفته بود ،شد؟
قطعا که نه

بعد از آن طوفان من آموختم که در واقع انسان ناچارست فقدان و شکست را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرد و با آن همراه شود ‌گرچه آن هرگز لذت بخش نباشد .
آموختم که میتوانم طوفانها را مقهور اراده ام کنم اما هرگز نخواهم توانست که به آسمان دستور دهم تا طوفانی نفرستر .
میتوانم اندوهگین باشم اما نمیتوانم تمام عمر در آن حال بمانم ...

پس آموختم که
زندگی آنقدر ارزش دارد که تو باید بیاموزی به خاطر هر غصه یک بار اندوهگین شوی نه بیشتر
و به خاطر از دست دادن یک‌موقعیت یک بار عصبی شوی نه بیشتر
چون بیرون از خانه هزار قطار خالی منتظر سوار کردن توست .
تا تورا به مقصدی برساند که همیشه آرزویش را داشتی .
به امید رسیدن به رویاهای واقعی و ایستگاه های خوب کام روا شدن ها ...

#عادله_زمانی

@adelehz
دوز اول و بلاخره زدم .عوارض خاصی ندارم صرفا کمی سردرد و آب ریزش بینی و میل شدید برای خوابیدن

بیاید با واکسیناسیون به پایان زنجیره بیماری به حد خودمون،کمک کنیم .
به امید پایان روزهای سیاه کرونایی

@adelehz
هرکجا هست خدایا بسلامت دارش


@adelehz
دوستی سالها پیش ازین تعریف می کرد :از وقتی باردار بودم برای ادامه تحصیل درس خواندم
برای مدرک .دخترم که به دنیا آمد، بیست روز بعد آزمون دادم.
دخترم که راه می رفت ، می دوید ، به حرف زدن رسید، شیرین زبانی که می کرد ...
من درس میخواندم و با نمرات بالا ، واحدهای درسی را پاس می کردم. مادرم داشت موهای دخترم را می بافت که مدرکم را گرفتم.
چروک های دستهای مادرم و پیچ گیسوی دخترم را دیدم و همانوقت داشتم به آزمون ارشد فکر می کردم.تمام این روزها؛صبح زود مادرم آمده بود خانه مان .
آیفون را برایش میزدم و میرفتم توی اتاقم در را می بستم بدون آنکه یک آن صورتش را ببینم. بوی غذا که می آمد بودنش را حس می کردم . روی گوشم نویزگیر گذاشته بودم صدای خنده های دخترم را نشنوم مادرم غذای بچه را میداد. او را می خواباند و می رفت.

حالا دکترا دارم با دوره های عالی تخصص با لوح های تقدیر و افتخار.چشمان مادرم در قابی کوچک ، نگاهم میکند و دخترم آنسوی آبهای دور ، خوشبخت است.

برای لحظه های ندیدن و نشنیدن و عاشقی نکردن هایم ، به خودم سخت بدهکارم. بدهکار.

محبوبه احمدی

@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
دوز اول و بلاخره زدم .عوارض خاصی ندارم صرفا کمی سردرد و آب ریزش بینی و میل شدید برای خوابیدن بیاید با واکسیناسیون به پایان زنجیره بیماری به حد خودمون،کمک کنیم . به امید پایان روزهای سیاه کرونایی @adelehz
دیشب نشسته بودم فیلم می دیدم
حس کردم بدون اینکه متوجه باشم دارم دستمو میخارونم
برگشتم به دستم نگاه کردم
که دیدم ای وای چهارتا کهیر قرمز روی دستم زده
قلبم اومد توی دهنم و عنقریب داشتم داد میزدم که وای من به واکسن حساسیت کردم و چه خاکی بر سرم بریزم. که فیششش‌‌‌..
یه پشه با صدای جت مانند از کنار گوشم عبور کرد 😒😐🦟
آدم وقتی رو یه چیزی حساس و متمرکز میشه انگار همه چی جور میشه تا طبیعت سرکارش بذاره😕
چند دقیقه بعد کهیرهای دستم خوب شد
ولی خداییش نیم سکته رو رد کردم 😁

@adelehz