"زنی که‌گم کردم "
4.41K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
کدوم و بفرستیم براش؟
anonymous poll

سهمِ ما از عشق هم شد قسمتِ زجر آوَرش – 63
👍👍👍👍👍👍👍 55%

در دلِ من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟ – 51
👍👍👍👍👍👍 45%

👥 114 people voted so far. Poll closed.
خدای خوب شبهای سخت امتحان ریاضی کلاس سوم
خدای خوب روزهای سخت مسابقه ی مهم منطقه ای مدرسه
خدای خوب روز شیرینی که بابا اولین دوچرخه را بخاطر شاگرد اولی برایمان خرید
خدای خوب روزهای سخت درس بلد نبودن و شانس اوردن
خدای خوب روزهای ورزش ورزش هنر
خدای خوب روزهای معلم تون نیومده بی سروصدا برید تو حیاط
خدای خوب روزهای قشنگ
نه ما عوض شدیم نه تو
بازهم برایمان از همان شادی های قشنگ از همان عبور از سختی ها، یواشکی و بی دردسر بیاور
خدای خوب روزهای قشنگ
خدای خوب روزهای سخت
مارا به حال خودمان رها نکن
#عادله_زمانی

شب بخیر ❤️
@adelehz
میگفت فراموشم نکن .
چه ساده بود ..
آدمیزاد مگر خودش را فراموش میکند؟
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از من پرسید تا بحال دریا را دیده ام ؟
گفتم:هم بله هم نه !
خندید ،چطور ممکنه؟
گفتم دریای واقعی را که ندیدم اما هر روز انتهای دو چشمت دو دریای بی پایان میبینم.
حالا بنظرت دریا را دیده ام یا نه ؟؟
خندید، دریا زیبا شد .‌
#عادله_زمانی
@adelehz
.

پاییز جان...
نارنجیِ خوش آب و رنگم...
لطفا هوای چشم های خیس...
و گونه های تر را داشته باش....
کمی هم حواست به قدم زدن های ...
طولانی و بی هدف بغض های بی شانه....
و دست های سرد و خالی باشد این روزها ...
دل های بی قرار کم نیست...
فدای تو شهریور !

سوسن درفش

@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
Rafet El Roman (@BioTurki) – sevdim ama sonu yoktu
 

lk bakışımda

تو اولین نگاهم

Gözlerine, öyle dalıp kalmışım ki orda

به چشمات ،یجور تو فکر و خیال رفتم که ...

lk öpüşümde

تو اولین بوسه ام

Dudaklarından bir tadına kapıldım ki sorma

از لبهات، به یه طعمی گرفتم که نپرس...

 

Göremedim içindeki ihanetie

نتونستم خیانتی رو که درونت بود ببینم

Sevdim ama biliyordum sonu yoktu

عشق ورزیدم اما می دونستم پایانی نداره

Ben aşkın ahını,yasını bilirim

من آه و سوگ عشق رو می دونم

Bana ettiğinle yanakaldım

به اونچه که در حق من کردی سوختم

Pişman olur dönersen bir gün geri

اگر پشیمون شدی و برگشتی یه روز

Ben ellerin olacağım

من دیگر برای غریبه ها خواهم بود.

Şimdi ben ne yapayım

حالا من چکار کنم

Her gece yoluna mı bakayım

هر شب به راهت نگاه کنم

hanetinle için içinKimlere derdimi yanayım

با خیانتت به چه کسایی دردم رو پنهانی بگم ؟

Şimdi ben neyleyeyim

حالا من چکار کنم؟

Bu şehri ateşe mi vereyim

این شهر رو به آتش بکشم؟

hanetinle yana yana

با خیانتت ،در حالی که( از درون) می سوزم

Bu ömrü heba mı edeyim

این عمر رو تلف و هدرکنم .

@adelehz
کدوم و بفرستیم براش؟
anonymous poll

مِنَّتی بر دل گذار، امشب بیا در خوابِ من .. – 69
👍👍👍👍👍👍👍 58%

‌مى‌خواهمت؛ چنان که شبِ خسته خواب را... – 49
👍👍👍👍👍 42%

👥 118 people voted so far. Poll closed.
پنجره اتاق تون و باز کنید بوی پاییز حس میشه😍

@adelehz
ما‎ نمی‌توانیم چیزی بالاتر از زندگی را بیافرینیم.نمی‌توانیم دست‌هایی را که خنجر می‌زنند کوتاه کنیم.نمی‌توانیم دهان‌ها را ببندیم.نمی‌توانیم قدمی به عقب بگذاریم و مسیر را تغییر دهیم.بعضی از ما آدم‌ها حتا نمی‌توانیم مُشت که می‌خوریم تلافی‌اش را جایی در کنیم یا با هرکس شبیهِ خودش رفتار کنیم.ما‎ تنها می‌توانیم دوست داشته باشیم.می‌توانیم عشق بورزیم به انگیزه‌های کوچکی که در دردهای بزرگ‌مان پنهان‌اند...

سید محمد مرکبیان

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آن کوههای سر به فلک کشیده
از میان آن قله های پر برف
در پیچ و تاب حرکت اسب ها
از میان قرن ها تاریخ و تمدن
مرا باز پیدا خواهی کرد.
از ادوار میگذری
از روزها
مرا که منتظرت ایستاده ام در غروب روزی
از روزها پیدا خواهی کرد
#عادله_زمانی
اگر یک بار برای همیشه این را به خاطر بسپاری
مثل این ست که راز خوشبختی را پیدا کرده ای
جهان منتظر غصه خوردنت نمی ماند
به راهش ادامه می دهد و در هیچ ایستگاهی توقف نمیکند.
غصه خوردنت دست تکان دادن برای قطار در حال حرکت ست کسی آن را نمی بیند و هیچ تاثیری ندارد .
پس رها کن غصه خوردن را
با جهان همراه شو
و تا جایی که توان داری از این سفر لذت ببر
بی توجه به مقصد
عاشق مسیر باش
#عادله_زمانی
@adelehz
صبح بخیر ❤️
بار دیگر هم شبم، با نور چشمت صبح شد
ای یگانه آفتاب شهر دل، صبحت بخیر

محمود احمدوند

@adelehz
تا حالا شده بعد از خوردن مایعات زیاد، یا توی سرما وسط جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه‌تان از فشار پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیده‌اید آدم جانش به لبش می‌رسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه‌اش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.

دیده‌اید وقتی دستشویی می‌روید چه احساس راحتی دست می‌دهد؟ احساس سبکی. آن‌وقت است که آزاد می‌شوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر می‌کنید. از ته دل می‌گویید:آخیش. راحت شدم.روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پُر می‌شود.
مثانه‌ی روان که پر می‌شود آدم الکی قاطی می کند، به هم می‌ریزد؛ اخلاقش سگی می‌شود و جالب آنکه خودش هم نمی‌داند چه مرگش است. با این تفاوت که آدم پرشدن مثانه‌ی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس می‌کند.
روان نیز نیاز به بیرون‌روی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی . تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایه‌گزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد.وگرنه می‌ماند؛ گیر می‌کند. رشد نمی‌کند. نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر می‌شود.

گاهی به روان‌تان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدن‌های بی‌هدف؛ از تنش‌های بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه. استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینه‌ی آدم را تنگ می‌کند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی. یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود می‌ریزید و کسی نمی‌فهمد.

خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد می‌گیریم که آدم خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد."برون‌ریزی روان "؛ یعنی داشتن رفیقی که با او همان‌طور حرف بزنید که با خودتان حرف می‌زنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فاضلاب روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است.

بنویسید. هرچه دل تنگتان می‌خواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه می‌نویسید و چگونه می‌نویسید و برای چه می‌نویسید.

فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من». برون‌ریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و در و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچه‌ها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانه‌ها زیستن.

یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بی‌خیال همه چیز شدن.برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از ته دلتان بگویید: "آخیش راحت شدم".

بیرون نریختن هیجان‌های اصلی در مسیری بالغانه و والایش‌یافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.

فقط یک چیز را یادتان باشد؛‌یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فاضلاب روان‌تان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخیش گفتن شما، زخمی بر دل کسی بنشیند. یعنی نباید به خودت و دیگری آسیب جدی بزنی.
نمی‌ارزد ....

دکتر محسن زندی


@adelehz
نمیدانم تا بحال برای تان اتفاق افتاده است ،یا نه اینکه به خود امروز تان نگاه کنید و آه بکشید
و از خود بپرسید من چرا اینقدر تغییر کردم.
چاق شدم‌
لاغر شدم‌
کتابهایی که قرار بود بخوانم چی شد ؟
مگر قرار نبود هرشب قبل خواب یوگا کنم؟
چرا دوباره لاک‌نمیزنم و به ناخن هایم نمی رسم
چرا تمام شدن عطرم دیگر مهم نیست؟
تابحال شده از دیدن چیزی که شده اید به گریه بیفتید؟
من حس میکنم همه ی ما ممکن ست یک یک بار در زندگی به نقطه ی رها کردن خود رسیده باشیم و چه بد نقطه ای ...
این لحظه و این نقطه بدترین قسمت داستان زندگی ست.
لطفاخودتان را از این نقطه نجات دهید .
لطفا به قولهای ساده ای که به خودتان می دهید پایبند بمانید.
ممکن ست سخت باشد اما این چیزی ست که باید بخاطر خودتان انجام دهید و هم به خاطر بقیه ی آدمها
آدمی که که نتواند به خودش متعهد باشد آدمی که نتواند به خودش عشق بورزد آدمی که نتواند از خودش محافظت کند هرگز نخواهد توانست این را برای دیگران انجام دهد .
چطور قرار ست پدر یا مادر یک کودک باشید چطور میخواهید به او عشق بدهید در حالی که حتی از دادن عشق به خودتان ناتوانید.

به قولهای کوچکی که به خودتان داده اید پای بند بمانید می دانم بسیاری از قولهای بزرگ همیشه بدست نمی آیند اما رها کردن خود به حال خود گناه بزرگتری ست .

#عادله_زمانی
@adelehz
این تافی کره ای ها یادتونه
من هنوزم البته با چای میخورم😊
@adelehz
کار از کوچه و شهر و دیار گذشته
برای فراموش کردن بعضی چیزها باید از این سیاره عبور کرد .
راستی همسفر کوچه گردی های شبانه
میایی از زمین برویم ؟؟؟؟

#عادله_زمانی

@adelehz
خودش گفته
بیا بهش اعتماد کنیم‌.
شب بخیر ❤️

@adelehz