وقتی صاحب ۹۳ ساله این سگ که از زوال حافظه رنج میبرد در یک برنجزار بیهوش به زمین افتاد، بائکگو در کنارش ماند و تلاش کرد حتی زیر بارش شدید باران او را گرم نگه دارد.
پس از ناپدید شدن این زن، دخترش مقامات را در جریان گذاشت و جستجو آغاز شد. گروه جستجو تمام تلاش خود را کرد که این زن را پیدا کند، اما این تلاشها ۴۸ ساعت بینتیجه ماند.
سر آخر به پهپاد مجهز به ردیاب حرارتی متوسل شدند که علائم حرارتی سگ را ردیابی کرد و زن سالمند را در کنار او یافت.
حالا همزمان که صاحب سگ در بیمارستان در حال بهبود است، بائکگو سگ وفادارش نشانه افتخار سگ امدادرسان را از دست مقامات دریافت کرده است.
بائکگو پیشتر یک سگ بیخانمان بود، اما صاحب فعلیاش او را از آسیب یک سگ مهاجم نجات داده و به او پناه داده بود.
داستان بائکگو و صاحبش شاید اثباتی بر این باور باشد که اعمال نیک، آثار نیک در پی خواهد داشت.
@adelehz
پس از ناپدید شدن این زن، دخترش مقامات را در جریان گذاشت و جستجو آغاز شد. گروه جستجو تمام تلاش خود را کرد که این زن را پیدا کند، اما این تلاشها ۴۸ ساعت بینتیجه ماند.
سر آخر به پهپاد مجهز به ردیاب حرارتی متوسل شدند که علائم حرارتی سگ را ردیابی کرد و زن سالمند را در کنار او یافت.
حالا همزمان که صاحب سگ در بیمارستان در حال بهبود است، بائکگو سگ وفادارش نشانه افتخار سگ امدادرسان را از دست مقامات دریافت کرده است.
بائکگو پیشتر یک سگ بیخانمان بود، اما صاحب فعلیاش او را از آسیب یک سگ مهاجم نجات داده و به او پناه داده بود.
داستان بائکگو و صاحبش شاید اثباتی بر این باور باشد که اعمال نیک، آثار نیک در پی خواهد داشت.
@adelehz
❤1
کدوم و بفرستیم براش؟❤
anonymous poll
سهمِ ما از عشق هم شد قسمتِ زجر آوَرش – 63
👍👍👍👍👍👍👍 55%
در دلِ من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟ – 51
👍👍👍👍👍👍 45%
👥 114 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
سهمِ ما از عشق هم شد قسمتِ زجر آوَرش – 63
👍👍👍👍👍👍👍 55%
در دلِ من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟ – 51
👍👍👍👍👍👍 45%
👥 114 people voted so far. Poll closed.
خدای خوب شبهای سخت امتحان ریاضی کلاس سوم
خدای خوب روزهای سخت مسابقه ی مهم منطقه ای مدرسه
خدای خوب روز شیرینی که بابا اولین دوچرخه را بخاطر شاگرد اولی برایمان خرید
خدای خوب روزهای سخت درس بلد نبودن و شانس اوردن
خدای خوب روزهای ورزش ورزش هنر
خدای خوب روزهای معلم تون نیومده بی سروصدا برید تو حیاط
خدای خوب روزهای قشنگ
نه ما عوض شدیم نه تو
بازهم برایمان از همان شادی های قشنگ از همان عبور از سختی ها، یواشکی و بی دردسر بیاور
خدای خوب روزهای قشنگ
خدای خوب روزهای سخت
مارا به حال خودمان رها نکن
#عادله_زمانی
شب بخیر ❤️
@adelehz
خدای خوب روزهای سخت مسابقه ی مهم منطقه ای مدرسه
خدای خوب روز شیرینی که بابا اولین دوچرخه را بخاطر شاگرد اولی برایمان خرید
خدای خوب روزهای سخت درس بلد نبودن و شانس اوردن
خدای خوب روزهای ورزش ورزش هنر
خدای خوب روزهای معلم تون نیومده بی سروصدا برید تو حیاط
خدای خوب روزهای قشنگ
نه ما عوض شدیم نه تو
بازهم برایمان از همان شادی های قشنگ از همان عبور از سختی ها، یواشکی و بی دردسر بیاور
خدای خوب روزهای قشنگ
خدای خوب روزهای سخت
مارا به حال خودمان رها نکن
#عادله_زمانی
شب بخیر ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از من پرسید تا بحال دریا را دیده ام ؟
گفتم:هم بله هم نه !
خندید ،چطور ممکنه؟
گفتم دریای واقعی را که ندیدم اما هر روز انتهای دو چشمت دو دریای بی پایان میبینم.
حالا بنظرت دریا را دیده ام یا نه ؟؟
خندید، دریا زیبا شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
گفتم:هم بله هم نه !
خندید ،چطور ممکنه؟
گفتم دریای واقعی را که ندیدم اما هر روز انتهای دو چشمت دو دریای بی پایان میبینم.
حالا بنظرت دریا را دیده ام یا نه ؟؟
خندید، دریا زیبا شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
.
پاییز جان...
نارنجیِ خوش آب و رنگم...
لطفا هوای چشم های خیس...
و گونه های تر را داشته باش....
کمی هم حواست به قدم زدن های ...
طولانی و بی هدف بغض های بی شانه....
و دست های سرد و خالی باشد این روزها ...
دل های بی قرار کم نیست...
فدای تو شهریور !
سوسن درفش
@adelehz
پاییز جان...
نارنجیِ خوش آب و رنگم...
لطفا هوای چشم های خیس...
و گونه های تر را داشته باش....
کمی هم حواست به قدم زدن های ...
طولانی و بی هدف بغض های بی شانه....
و دست های سرد و خالی باشد این روزها ...
دل های بی قرار کم نیست...
فدای تو شهریور !
سوسن درفش
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
Rafet El Roman (@BioTurki) – sevdim ama sonu yoktu
lk bakışımda
تو اولین نگاهم
Gözlerine, öyle dalıp kalmışım ki orda
به چشمات ،یجور تو فکر و خیال رفتم که ...
lk öpüşümde
تو اولین بوسه ام
Dudaklarından bir tadına kapıldım ki sorma
از لبهات، به یه طعمی گرفتم که نپرس...
Göremedim içindeki ihanetie
نتونستم خیانتی رو که درونت بود ببینم
Sevdim ama biliyordum sonu yoktu
عشق ورزیدم اما می دونستم پایانی نداره
Ben aşkın ahını,yasını bilirim
من آه و سوگ عشق رو می دونم
Bana ettiğinle yanakaldım
به اونچه که در حق من کردی سوختم
Pişman olur dönersen bir gün geri
اگر پشیمون شدی و برگشتی یه روز
Ben ellerin olacağım
من دیگر برای غریبه ها خواهم بود.
Şimdi ben ne yapayım
حالا من چکار کنم
Her gece yoluna mı bakayım
هر شب به راهت نگاه کنم
hanetinle için içinKimlere derdimi yanayım
با خیانتت به چه کسایی دردم رو پنهانی بگم ؟
Şimdi ben neyleyeyim
حالا من چکار کنم؟
Bu şehri ateşe mi vereyim
این شهر رو به آتش بکشم؟
hanetinle yana yana
با خیانتت ،در حالی که( از درون) می سوزم
Bu ömrü heba mı edeyim
این عمر رو تلف و هدرکنم .
@adelehz
کدوم و بفرستیم براش؟❤
anonymous poll
مِنَّتی بر دل گذار، امشب بیا در خوابِ من .. – 69
👍👍👍👍👍👍👍 58%
مىخواهمت؛ چنان که شبِ خسته خواب را... – 49
👍👍👍👍👍 42%
👥 118 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
مِنَّتی بر دل گذار، امشب بیا در خوابِ من .. – 69
👍👍👍👍👍👍👍 58%
مىخواهمت؛ چنان که شبِ خسته خواب را... – 49
👍👍👍👍👍 42%
👥 118 people voted so far. Poll closed.
ما نمیتوانیم چیزی بالاتر از زندگی را بیافرینیم.نمیتوانیم دستهایی را که خنجر میزنند کوتاه کنیم.نمیتوانیم دهانها را ببندیم.نمیتوانیم قدمی به عقب بگذاریم و مسیر را تغییر دهیم.بعضی از ما آدمها حتا نمیتوانیم مُشت که میخوریم تلافیاش را جایی در کنیم یا با هرکس شبیهِ خودش رفتار کنیم.ما تنها میتوانیم دوست داشته باشیم.میتوانیم عشق بورزیم به انگیزههای کوچکی که در دردهای بزرگمان پنهاناند...
سید محمد مرکبیان
@adelehz
سید محمد مرکبیان
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آن کوههای سر به فلک کشیده
از میان آن قله های پر برف
در پیچ و تاب حرکت اسب ها
از میان قرن ها تاریخ و تمدن
مرا باز پیدا خواهی کرد.
از ادوار میگذری
از روزها
مرا که منتظرت ایستاده ام در غروب روزی
از روزها پیدا خواهی کرد
#عادله_زمانی
از میان آن قله های پر برف
در پیچ و تاب حرکت اسب ها
از میان قرن ها تاریخ و تمدن
مرا باز پیدا خواهی کرد.
از ادوار میگذری
از روزها
مرا که منتظرت ایستاده ام در غروب روزی
از روزها پیدا خواهی کرد
#عادله_زمانی
اگر یک بار برای همیشه این را به خاطر بسپاری
مثل این ست که راز خوشبختی را پیدا کرده ای
جهان منتظر غصه خوردنت نمی ماند
به راهش ادامه می دهد و در هیچ ایستگاهی توقف نمیکند.
غصه خوردنت دست تکان دادن برای قطار در حال حرکت ست کسی آن را نمی بیند و هیچ تاثیری ندارد .
پس رها کن غصه خوردن را
با جهان همراه شو
و تا جایی که توان داری از این سفر لذت ببر
بی توجه به مقصد
عاشق مسیر باش
#عادله_زمانی
@adelehz
صبح بخیر ❤️
مثل این ست که راز خوشبختی را پیدا کرده ای
جهان منتظر غصه خوردنت نمی ماند
به راهش ادامه می دهد و در هیچ ایستگاهی توقف نمیکند.
غصه خوردنت دست تکان دادن برای قطار در حال حرکت ست کسی آن را نمی بیند و هیچ تاثیری ندارد .
پس رها کن غصه خوردن را
با جهان همراه شو
و تا جایی که توان داری از این سفر لذت ببر
بی توجه به مقصد
عاشق مسیر باش
#عادله_زمانی
@adelehz
صبح بخیر ❤️
تا حالا شده بعد از خوردن مایعات زیاد، یا توی سرما وسط جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانهتان از فشار پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیدهاید آدم جانش به لبش میرسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانهاش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.
دیدهاید وقتی دستشویی میروید چه احساس راحتی دست میدهد؟ احساس سبکی. آنوقت است که آزاد میشوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر میکنید. از ته دل میگویید:آخیش. راحت شدم.روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی میشود. آنها که مایعات بیشتری میخورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطمتری دارند) مثانهشان زودتر پُر میشود.
مثانهی روان که پر میشود آدم الکی قاطی می کند، به هم میریزد؛ اخلاقش سگی میشود و جالب آنکه خودش هم نمیداند چه مرگش است. با این تفاوت که آدم پرشدن مثانهی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس میکند.
روان نیز نیاز به بیرونروی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی . تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایهگزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد.وگرنه میماند؛ گیر میکند. رشد نمیکند. نمیتواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر میشود.
گاهی به روانتان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدنهای بیهدف؛ از تنشهای بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه. استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینهی آدم را تنگ میکند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی. یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود میریزید و کسی نمیفهمد.
خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد میگیریم که آدم خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد."برونریزی روان "؛ یعنی داشتن رفیقی که با او همانطور حرف بزنید که با خودتان حرف میزنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فاضلاب روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است.
بنویسید. هرچه دل تنگتان میخواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه مینویسید و چگونه مینویسید و برای چه مینویسید.
فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من». برونریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و در و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچهها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانهها زیستن.
یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بیخیال همه چیز شدن.برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از ته دلتان بگویید: "آخیش راحت شدم".
بیرون نریختن هیجانهای اصلی در مسیری بالغانه و والایشیافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.
فقط یک چیز را یادتان باشد؛یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فاضلاب روانتان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخیش گفتن شما، زخمی بر دل کسی بنشیند. یعنی نباید به خودت و دیگری آسیب جدی بزنی.
نمیارزد ....
دکتر محسن زندی
@adelehz
دیدهاید وقتی دستشویی میروید چه احساس راحتی دست میدهد؟ احساس سبکی. آنوقت است که آزاد میشوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر میکنید. از ته دل میگویید:آخیش. راحت شدم.روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی میشود. آنها که مایعات بیشتری میخورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطمتری دارند) مثانهشان زودتر پُر میشود.
مثانهی روان که پر میشود آدم الکی قاطی می کند، به هم میریزد؛ اخلاقش سگی میشود و جالب آنکه خودش هم نمیداند چه مرگش است. با این تفاوت که آدم پرشدن مثانهی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس میکند.
روان نیز نیاز به بیرونروی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی . تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایهگزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد.وگرنه میماند؛ گیر میکند. رشد نمیکند. نمیتواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر میشود.
گاهی به روانتان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدنهای بیهدف؛ از تنشهای بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه. استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینهی آدم را تنگ میکند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی. یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود میریزید و کسی نمیفهمد.
خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد میگیریم که آدم خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد."برونریزی روان "؛ یعنی داشتن رفیقی که با او همانطور حرف بزنید که با خودتان حرف میزنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فاضلاب روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است.
بنویسید. هرچه دل تنگتان میخواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه مینویسید و چگونه مینویسید و برای چه مینویسید.
فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من». برونریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و در و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچهها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانهها زیستن.
یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بیخیال همه چیز شدن.برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از ته دلتان بگویید: "آخیش راحت شدم".
بیرون نریختن هیجانهای اصلی در مسیری بالغانه و والایشیافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.
فقط یک چیز را یادتان باشد؛یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فاضلاب روانتان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخیش گفتن شما، زخمی بر دل کسی بنشیند. یعنی نباید به خودت و دیگری آسیب جدی بزنی.
نمیارزد ....
دکتر محسن زندی
@adelehz
نمیدانم تا بحال برای تان اتفاق افتاده است ،یا نه اینکه به خود امروز تان نگاه کنید و آه بکشید
و از خود بپرسید من چرا اینقدر تغییر کردم.
چاق شدم
لاغر شدم
کتابهایی که قرار بود بخوانم چی شد ؟
مگر قرار نبود هرشب قبل خواب یوگا کنم؟
چرا دوباره لاکنمیزنم و به ناخن هایم نمی رسم
چرا تمام شدن عطرم دیگر مهم نیست؟
تابحال شده از دیدن چیزی که شده اید به گریه بیفتید؟
من حس میکنم همه ی ما ممکن ست یک یک بار در زندگی به نقطه ی رها کردن خود رسیده باشیم و چه بد نقطه ای ...
این لحظه و این نقطه بدترین قسمت داستان زندگی ست.
لطفاخودتان را از این نقطه نجات دهید .
لطفا به قولهای ساده ای که به خودتان می دهید پایبند بمانید.
ممکن ست سخت باشد اما این چیزی ست که باید بخاطر خودتان انجام دهید و هم به خاطر بقیه ی آدمها
آدمی که که نتواند به خودش متعهد باشد آدمی که نتواند به خودش عشق بورزد آدمی که نتواند از خودش محافظت کند هرگز نخواهد توانست این را برای دیگران انجام دهد .
چطور قرار ست پدر یا مادر یک کودک باشید چطور میخواهید به او عشق بدهید در حالی که حتی از دادن عشق به خودتان ناتوانید.
به قولهای کوچکی که به خودتان داده اید پای بند بمانید می دانم بسیاری از قولهای بزرگ همیشه بدست نمی آیند اما رها کردن خود به حال خود گناه بزرگتری ست .
#عادله_زمانی
@adelehz
و از خود بپرسید من چرا اینقدر تغییر کردم.
چاق شدم
لاغر شدم
کتابهایی که قرار بود بخوانم چی شد ؟
مگر قرار نبود هرشب قبل خواب یوگا کنم؟
چرا دوباره لاکنمیزنم و به ناخن هایم نمی رسم
چرا تمام شدن عطرم دیگر مهم نیست؟
تابحال شده از دیدن چیزی که شده اید به گریه بیفتید؟
من حس میکنم همه ی ما ممکن ست یک یک بار در زندگی به نقطه ی رها کردن خود رسیده باشیم و چه بد نقطه ای ...
این لحظه و این نقطه بدترین قسمت داستان زندگی ست.
لطفاخودتان را از این نقطه نجات دهید .
لطفا به قولهای ساده ای که به خودتان می دهید پایبند بمانید.
ممکن ست سخت باشد اما این چیزی ست که باید بخاطر خودتان انجام دهید و هم به خاطر بقیه ی آدمها
آدمی که که نتواند به خودش متعهد باشد آدمی که نتواند به خودش عشق بورزد آدمی که نتواند از خودش محافظت کند هرگز نخواهد توانست این را برای دیگران انجام دهد .
چطور قرار ست پدر یا مادر یک کودک باشید چطور میخواهید به او عشق بدهید در حالی که حتی از دادن عشق به خودتان ناتوانید.
به قولهای کوچکی که به خودتان داده اید پای بند بمانید می دانم بسیاری از قولهای بزرگ همیشه بدست نمی آیند اما رها کردن خود به حال خود گناه بزرگتری ست .
#عادله_زمانی
@adelehz