"زنی که‌گم کردم "
4.46K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
"عشق باید درخور معشوق باشد"
یک قاعده ی کلی...
در مورد هرگونه عشقی وجود دارد،
چه عشق به زندگی باشد،
چه عشق به یک انسان دیگر،
به یک حیوان، و یا یک گل...

من هنگامی می‌توانم دوست بدارم که..‌.
عشق من «درخور» معشوق باشد
و با نیازها و طبیعت او
«همخوانی» داشته باشد.

عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد،
خود را در این نشان می‌دهد
که تنها همانقدر که نیاز دارد
به آن آب بدهم.

اگر درباره‌ی «آنچه که برای گیاهان...
سودمند است» یک پیش باوری دارم،
مثلا این که همه‌ی گیاهان
به آب فراوان نیاز دارند،
گیاه را خراب خواهم کرد
و از بین خواهم برد،
چون نمی‌توانم آن را چنان که بایسته‌یِ اوست دوست بدارم.

پس فقط دوست داشتن و«بهترین آرزوها»
را برای یک موجود زنده‌ی دیگر داشتن، كافی نيست.

تا ندانم «نیاز» یک گیاه، یک حیوان،
یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست،
و تا نتوانم خود را از پیش فرض‌ام
در این باره، که...
بهترین چیز برای دیگران چیست
و از «میل‌ام به کنترل دیگران»، رها کنم،
"عشق من ویرانگر است."

اریک فروم

@adelehz
بیاد داشته باشید اگر برای کسی آنچنان که باید مهم باشید .اگر یکی از الویت های زندگی او باشید اگر حضور یا وجود شما چیز زیبایی بر زندگی او افزوده باشد .
سعی خواهد کرد به هر نحو ممکن شما را در زندگیش مجسم‌نماید .
حضورتان را و اگر از حضورتان بی بهره باشد یادتان را به همراه خود خواهد داشت .
به دنبال بهانه ای برای ارتباط با شما خواهد گشت .
و این ارتباط را نه الزاما در یک استاندارد تعریف شده بلکه به هر نحوی که نتی از شما بر فرمول عطر زندگیش اضافه کند،نگاه خواهد داشت .
همه چیز به آن بر میگردد که آیا شما مفهومی برای او دارید و یا نه.
#عادله_زمانی
@adelehz
هر روز از زندگی رنگی دارد و بافتی
هنرمند آن ست که هزار روز را کنار هم بچیند و پازلی هزار رنگ و زیبا بسازد.
بعضی روزها سیاه بعضی روزها رنگی
اما کی دیده است پازل بدون‌تمام‌رنگها زیبا باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
دلم میخواهد به زمستان سال ۱۳۷۷ برگردم
ساعت ۹شب کنار بخاری روی دفتر مشقم خوابم برده باشد .
مادرم پتویی نرم رویم بیندازد
در حالی که رویا می بینم بوی نارنگی و صدای تلوزیون در خانه پیچیده باشد .
همه چیز آرام باشد و امن
و دنیا در همان نقطه متوقف گردد
چه بود این رویای بزرگ‌ شدن
اگر بزرگ‌ شدن این چیزی بود که ما امروز درونش غرق شدیم‌.
#عادله_زمانی
@adelehz
حواست هست؟ زندگی، حتی وقتی انكارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنايی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قويتر است.
از همه‌چيز قوی‌تر است.

آدم‌ها از اردوگاه‌های كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند.
مردان و زنانی كه شكنجه شده‌بودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.

باور كردنی نيست، اما همين است ديگر. زندگی از هر چيزی نيرومند‌تر است.

📕 من او را دوست داشتم
✍🏻 آنا گاوالدا

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکم زیبایی مطلق ببینید دلتون باز بشه ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Bahaneh
Leila Forouhar
یه زمانی هم ما یه سری دختر نوجوان سرخوش بودیم که با آهنگهای لیلا فروهر جلوی آینه قر میدادیم و به این فکر میکردیم که اگر مامان بذاره موهامو و رنگ کنم چه قدر خوشگل میشم....
روزهای قشنگی که گذشت
#عادله_زمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آسید علی میرزا اهل طبس در ایام جوانی‌اش عاشق دختری به نام مریم می‌شود. اما خانواده سید علی میرزا با وصلت وی با مریم شدیدا مخالفت می‌کنند و زندگی را برای میرزا، پوچ و بی معنی می‌کنند.

مریم نیز که از میرزا ناامید می‌شود بر حسب اجبار با مرد دیگری ازدواج می‌کند و زندگی میرزا را به یاس مطلق مبدل می‌کند. ادامه زندگی بدون مریم به حدی برای میرزا دردآور و غیر قابل تصور می‌شود که چاره ای جز جنون نمی‌یابد.

آسیدعلی میرزا که فیلم مستند «پ مثل پلیکان» اثر پرویز کیمیاوی بر مبنای زندگی او ساخته شده است، در زلزله‌ی سال ۵۷ طبس، جان خود را از دست داد.
به دنبال خاک‌برداری و بازسازی ارگ طبس، جسد نسبتا سالم «آسیدعلی میرزا» یکی از قربانیان زلزله‌ی طبس، بعد از بیست‌وسه‌سال کشف شد و در یکی از راهروهای ارگ به خاک سپرده شد.❤️

از کانال ژوان
@adelehz
اومده به عکاس گفته ازش عکس بگیره
حالا فهمیدید من چرا واسه روباها غش میکنم ؟❤️🦊

@adelehz
به شَب سَلام که بی تو رفیقِ راهِ من است ...

حسین منزوی

شب زیبا❤️
@adelehz
عبور از طوفان‌ها و سنگلاخ‌های زندگی سخت است، اما خیلی زیباست. درخت با تحمل سوز و سرمای زمستان، زیبایی بهار را تجربه می‌کند. تسلیم نشو! به تغییر باور داشته باش …

❤️صبح بخیر
@adelehz
دخترکی ۸ ساله بودم.در اوج کودکی و شادی های بی دلیل...
ناگهان برای شادی و غصه هایم دلیلی یافتم..
پسرکی سبزه گون با چشمانی عسلی و ابروانی چون البرز پیوسته ، هنوز تحدب زیبای مژه هایش در خاطرم هست.
نقاشی بهترین تفریح من بود و با زیرکی و کنجکاوی به هر نقشی نگاه میکردم. امان از نقش نقاش هستی!!

دخترک رنگ پریده ای بودم که بدون آنکه بدانم چرا ناگهان در حضورش گلگون میشدم دهانم خشک و صدای تپش قلبم چون پتک بر سرم میکوبید.
عصرها کنار پله جلوی درب خانه پدری مینشستم ، می آمد، بیصدا بی حرف نگاهمان بافته میشد ، دستانش میان گیسوانم میدوید ، جمله همیشگیش را میگفت و می رفت!
((موهات چرا این رنگیه؟ انگار نخ طلاست)) ...


۳۱ سال گذشت! نخ طلای موهایم به سپیدی نخ ابریشم بدل شد و خاطرات آن تپشهای ویرانگر قلبم از لوح وجود پاک نشد!
کاش امیدی به دیدار بود . کاش ...

ناشناس
#شما_فرستادین

@adelehz
از ژوان زیبا

شب بخیر ❤️
@adelehz