وقتی کوچکتر بودم یکدوست خیالی به اسم کوکوخان داشتم .
کوکو خان زاده ی ذهن من بود این را می گویم تا فکر نکنید چیزی ماوراالطبیعه در بین وجود داشت،نه...
روزها که در اتاق بزرگ و نورگیر شمالی خانه روی گل فرش قرمز می نشستم و عروسک هایم را دورم جمع میکردم کوکو خانمی آمد و کنارم می نشست .
کوکوخان حرف نمی زد فقط گوش می داد و با دقت به من و کارهایمنگاه میکرد البته گاهی هم لبخند می زد .
برای کوکوخان با حوصله تمام سخنرانی میکردم .از اتفاقات زیادی که افتاده بود میگفتم البته بماند که اکثرا مطالبی بی سر و ته و شاخه به شاخه بود اما کوکوخان آنقدر با دقت به آنها گوش می داد که پدرها اخبار سر ظهر را
در خاله بازی هایم برای کوکوخان چای می ریختم و او هم فنجان خالی از چای را به لبانش نزدیک میکرد و با من چای نامرئی میخورد.
کوکو خان شبیه کی بود؟ در واقع شبیه هیچکس
نه مرد بود ونه زن نه کوتاه و نه بلند نه زشت و نه زیبا
کوکوخان فقط یک گوش برای شنیدن
یکجفت چشم برای با دقت نگاه کردن
و یک لب برای لبخند زدن بود .
او رفیقی بود که حتی حوصله ی شنیدن چرندیات مرا داشت .
هر وقت مادرم دعوایم میکرد به کوکوخان پناه می بردم و بین اشکهایم برایش توضیح میدادم که من کار خطایی نکردم و او باز هم حرفی نمی زد اما با نگاهش به من می فهماند که کنارم هست .
بنابراین از گفتن رازهایم به او ابایی نداشتم چون میدانستم هرگز در مورد آن ها مرا با زبانش آزار نخواهد داد.
بعدها که بزرگتر شدم کم کم کوکوخان مرا ترک کرد او را از یاد بردم و اصلا یک روز فراموشم شده بود که کوکوخانی وجود داشته است .
این روزها بعد از سالها دوباره یادش افتادم شاید چون به او نیاز پیدا کردم .
این روزها شدیدا نیازمند کوکوخان هستم که برویم یک گوشه بنشینیم من برایش سخنرانی کنم او هم فقط بشنود و نگاه کند و گاهی لبخند بزند
و یک لیوان چای نامرئی برای خوشحالی من بنوشد.
و من مطمئن باشم که کوکوخان هرگز دلم را نمی شکند.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
کوکو خان زاده ی ذهن من بود این را می گویم تا فکر نکنید چیزی ماوراالطبیعه در بین وجود داشت،نه...
روزها که در اتاق بزرگ و نورگیر شمالی خانه روی گل فرش قرمز می نشستم و عروسک هایم را دورم جمع میکردم کوکو خانمی آمد و کنارم می نشست .
کوکوخان حرف نمی زد فقط گوش می داد و با دقت به من و کارهایمنگاه میکرد البته گاهی هم لبخند می زد .
برای کوکوخان با حوصله تمام سخنرانی میکردم .از اتفاقات زیادی که افتاده بود میگفتم البته بماند که اکثرا مطالبی بی سر و ته و شاخه به شاخه بود اما کوکوخان آنقدر با دقت به آنها گوش می داد که پدرها اخبار سر ظهر را
در خاله بازی هایم برای کوکوخان چای می ریختم و او هم فنجان خالی از چای را به لبانش نزدیک میکرد و با من چای نامرئی میخورد.
کوکو خان شبیه کی بود؟ در واقع شبیه هیچکس
نه مرد بود ونه زن نه کوتاه و نه بلند نه زشت و نه زیبا
کوکوخان فقط یک گوش برای شنیدن
یکجفت چشم برای با دقت نگاه کردن
و یک لب برای لبخند زدن بود .
او رفیقی بود که حتی حوصله ی شنیدن چرندیات مرا داشت .
هر وقت مادرم دعوایم میکرد به کوکوخان پناه می بردم و بین اشکهایم برایش توضیح میدادم که من کار خطایی نکردم و او باز هم حرفی نمی زد اما با نگاهش به من می فهماند که کنارم هست .
بنابراین از گفتن رازهایم به او ابایی نداشتم چون میدانستم هرگز در مورد آن ها مرا با زبانش آزار نخواهد داد.
بعدها که بزرگتر شدم کم کم کوکوخان مرا ترک کرد او را از یاد بردم و اصلا یک روز فراموشم شده بود که کوکوخانی وجود داشته است .
این روزها بعد از سالها دوباره یادش افتادم شاید چون به او نیاز پیدا کردم .
این روزها شدیدا نیازمند کوکوخان هستم که برویم یک گوشه بنشینیم من برایش سخنرانی کنم او هم فقط بشنود و نگاه کند و گاهی لبخند بزند
و یک لیوان چای نامرئی برای خوشحالی من بنوشد.
و من مطمئن باشم که کوکوخان هرگز دلم را نمی شکند.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
آنجلینا جولی در حمایت از مردم افغانستان به اینستاگرام پیوست
🔹آنجلینا جولی، بازیگر و کارگردان ۴۶سالهی آمریکایی، که تاکنون هیچ اکانتی در شبکههای اجتماعی نداشت، دقایقی پیش به اینستاگرام پیوست.
🔹او در اولین پست نامهای از یک کودک افغان گذاشت و نوشت:
🔹در حال حاضر مردم افغانستان امکان برقراری ارتباط با شبکههای اجتماعی و ابراز آزادی خود را از دست دادهاند. من به اینستاگرام آمدهام که راوی قصهی آنان باشم، و صدای کسانی باشم که برای حقوق اولیهی خود مبارزه میکنند.
@adelehz
🔹آنجلینا جولی، بازیگر و کارگردان ۴۶سالهی آمریکایی، که تاکنون هیچ اکانتی در شبکههای اجتماعی نداشت، دقایقی پیش به اینستاگرام پیوست.
🔹او در اولین پست نامهای از یک کودک افغان گذاشت و نوشت:
🔹در حال حاضر مردم افغانستان امکان برقراری ارتباط با شبکههای اجتماعی و ابراز آزادی خود را از دست دادهاند. من به اینستاگرام آمدهام که راوی قصهی آنان باشم، و صدای کسانی باشم که برای حقوق اولیهی خود مبارزه میکنند.
@adelehz
دوست داشتن آدمی که هرگز ندیده ایش
لمسش نکرده ای
زیر باران حسش نکردی
همراهش خیابان طولانی شمال شهر را آخر شب قدم نزده ای ..
با او چای های زیادی ننوشیدی
دوست داشتن آدمی که همیشه از تو دور بوده و هیچکس نمیداند روزی قصد میکند به سوی تو برگردد یا نه
عجیب ترین کار دنیاست .
چنین دوست داشتنی عین واقعی عشق ست .
بی دلیل و بی چشم داشت حتی بدون دورنمایی از آینده...
#عادله_زمانی
@adelehz
لمسش نکرده ای
زیر باران حسش نکردی
همراهش خیابان طولانی شمال شهر را آخر شب قدم نزده ای ..
با او چای های زیادی ننوشیدی
دوست داشتن آدمی که همیشه از تو دور بوده و هیچکس نمیداند روزی قصد میکند به سوی تو برگردد یا نه
عجیب ترین کار دنیاست .
چنین دوست داشتنی عین واقعی عشق ست .
بی دلیل و بی چشم داشت حتی بدون دورنمایی از آینده...
#عادله_زمانی
@adelehz
❤1
روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم، من روی سیارهی مسکونی جدید، عطر فروشی میزنم و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم.
عطر خاک بارون خورده میفروشم
عطر چمن کوتاه شده
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه
بوی اقاقیا توی کوچهها، توو فصل بهار
و من فكر كردم كه حالا كه اين عطرها به دفعات به طور رايگان در دسترسم هستند، زندگى رو آسون تر بگيرم و ازشون استفاده كنم...
مخصوصا عطر آدمهايى كه نمیدونيم تا كى مجال بودن در كنارشون رو داريم...
@adelehz
عطر خاک بارون خورده میفروشم
عطر چمن کوتاه شده
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه
بوی اقاقیا توی کوچهها، توو فصل بهار
و من فكر كردم كه حالا كه اين عطرها به دفعات به طور رايگان در دسترسم هستند، زندگى رو آسون تر بگيرم و ازشون استفاده كنم...
مخصوصا عطر آدمهايى كه نمیدونيم تا كى مجال بودن در كنارشون رو داريم...
@adelehz
یه زمانی هم بود دلخوشی هامون کوچیک و واقعی بود
مثل اینکه بفرستنمون از دفتر گچ بیاریم
یادش بخیر
@adelehz
مثل اینکه بفرستنمون از دفتر گچ بیاریم
یادش بخیر
@adelehz
"عشق باید درخور معشوق باشد"
یک قاعده ی کلی...
در مورد هرگونه عشقی وجود دارد،
چه عشق به زندگی باشد،
چه عشق به یک انسان دیگر،
به یک حیوان، و یا یک گل...
من هنگامی میتوانم دوست بدارم که...
عشق من «درخور» معشوق باشد
و با نیازها و طبیعت او
«همخوانی» داشته باشد.
عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد،
خود را در این نشان میدهد
که تنها همانقدر که نیاز دارد
به آن آب بدهم.
اگر دربارهی «آنچه که برای گیاهان...
سودمند است» یک پیش باوری دارم،
مثلا این که همهی گیاهان
به آب فراوان نیاز دارند،
گیاه را خراب خواهم کرد
و از بین خواهم برد،
چون نمیتوانم آن را چنان که بایستهیِ اوست دوست بدارم.
پس فقط دوست داشتن و«بهترین آرزوها»
را برای یک موجود زندهی دیگر داشتن، كافی نيست.
تا ندانم «نیاز» یک گیاه، یک حیوان،
یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست،
و تا نتوانم خود را از پیش فرضام
در این باره، که...
بهترین چیز برای دیگران چیست
و از «میلام به کنترل دیگران»، رها کنم،
"عشق من ویرانگر است."
اریک فروم
@adelehz
یک قاعده ی کلی...
در مورد هرگونه عشقی وجود دارد،
چه عشق به زندگی باشد،
چه عشق به یک انسان دیگر،
به یک حیوان، و یا یک گل...
من هنگامی میتوانم دوست بدارم که...
عشق من «درخور» معشوق باشد
و با نیازها و طبیعت او
«همخوانی» داشته باشد.
عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد،
خود را در این نشان میدهد
که تنها همانقدر که نیاز دارد
به آن آب بدهم.
اگر دربارهی «آنچه که برای گیاهان...
سودمند است» یک پیش باوری دارم،
مثلا این که همهی گیاهان
به آب فراوان نیاز دارند،
گیاه را خراب خواهم کرد
و از بین خواهم برد،
چون نمیتوانم آن را چنان که بایستهیِ اوست دوست بدارم.
پس فقط دوست داشتن و«بهترین آرزوها»
را برای یک موجود زندهی دیگر داشتن، كافی نيست.
تا ندانم «نیاز» یک گیاه، یک حیوان،
یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست،
و تا نتوانم خود را از پیش فرضام
در این باره، که...
بهترین چیز برای دیگران چیست
و از «میلام به کنترل دیگران»، رها کنم،
"عشق من ویرانگر است."
اریک فروم
@adelehz
بیاد داشته باشید اگر برای کسی آنچنان که باید مهم باشید .اگر یکی از الویت های زندگی او باشید اگر حضور یا وجود شما چیز زیبایی بر زندگی او افزوده باشد .
سعی خواهد کرد به هر نحو ممکن شما را در زندگیش مجسمنماید .
حضورتان را و اگر از حضورتان بی بهره باشد یادتان را به همراه خود خواهد داشت .
به دنبال بهانه ای برای ارتباط با شما خواهد گشت .
و این ارتباط را نه الزاما در یک استاندارد تعریف شده بلکه به هر نحوی که نتی از شما بر فرمول عطر زندگیش اضافه کند،نگاه خواهد داشت .
همه چیز به آن بر میگردد که آیا شما مفهومی برای او دارید و یا نه.
#عادله_زمانی
@adelehz
سعی خواهد کرد به هر نحو ممکن شما را در زندگیش مجسمنماید .
حضورتان را و اگر از حضورتان بی بهره باشد یادتان را به همراه خود خواهد داشت .
به دنبال بهانه ای برای ارتباط با شما خواهد گشت .
و این ارتباط را نه الزاما در یک استاندارد تعریف شده بلکه به هر نحوی که نتی از شما بر فرمول عطر زندگیش اضافه کند،نگاه خواهد داشت .
همه چیز به آن بر میگردد که آیا شما مفهومی برای او دارید و یا نه.
#عادله_زمانی
@adelehz
هر روز از زندگی رنگی دارد و بافتی
هنرمند آن ست که هزار روز را کنار هم بچیند و پازلی هزار رنگ و زیبا بسازد.
بعضی روزها سیاه بعضی روزها رنگی
اما کی دیده است پازل بدونتمامرنگها زیبا باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
هنرمند آن ست که هزار روز را کنار هم بچیند و پازلی هزار رنگ و زیبا بسازد.
بعضی روزها سیاه بعضی روزها رنگی
اما کی دیده است پازل بدونتمامرنگها زیبا باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
دلم میخواهد به زمستان سال ۱۳۷۷ برگردم
ساعت ۹شب کنار بخاری روی دفتر مشقم خوابم برده باشد .
مادرم پتویی نرم رویم بیندازد
در حالی که رویا می بینم بوی نارنگی و صدای تلوزیون در خانه پیچیده باشد .
همه چیز آرام باشد و امن
و دنیا در همان نقطه متوقف گردد
چه بود این رویای بزرگ شدن
اگر بزرگ شدن این چیزی بود که ما امروز درونش غرق شدیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
ساعت ۹شب کنار بخاری روی دفتر مشقم خوابم برده باشد .
مادرم پتویی نرم رویم بیندازد
در حالی که رویا می بینم بوی نارنگی و صدای تلوزیون در خانه پیچیده باشد .
همه چیز آرام باشد و امن
و دنیا در همان نقطه متوقف گردد
چه بود این رویای بزرگ شدن
اگر بزرگ شدن این چیزی بود که ما امروز درونش غرق شدیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
حواست هست؟ زندگی، حتی وقتی انكارش میکنی، حتی وقتی به آن بیاعتنايی، حتی وقتی از قبولش سر باز میزنی، از تو قويتر است.
از همهچيز قویتر است.
آدمها از اردوگاههای كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند.
مردان و زنانی كه شكنجه شدهبودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره دربارهی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.
باور كردنی نيست، اما همين است ديگر. زندگی از هر چيزی نيرومندتر است.
📕 من او را دوست داشتم
✍🏻 آنا گاوالدا
@adelehz
از همهچيز قویتر است.
آدمها از اردوگاههای كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند.
مردان و زنانی كه شكنجه شدهبودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره دربارهی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.
باور كردنی نيست، اما همين است ديگر. زندگی از هر چيزی نيرومندتر است.
📕 من او را دوست داشتم
✍🏻 آنا گاوالدا
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکم زیبایی مطلق ببینید دلتون باز بشه ❤️
Bahaneh
Leila Forouhar
یه زمانی هم ما یه سری دختر نوجوان سرخوش بودیم که با آهنگهای لیلا فروهر جلوی آینه قر میدادیم و به این فکر میکردیم که اگر مامان بذاره موهامو و رنگ کنم چه قدر خوشگل میشم....
روزهای قشنگی که گذشت
#عادله_زمانی
روزهای قشنگی که گذشت
#عادله_زمانی