"زنی که‌گم کردم "
4.44K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دوستت داشتم
و این راز سنگینی بود که قلبت دانستنش را تاب نیاورد.
قلبهای کوچک برای رازهای بزرگ مدفن های خوبی نیستند.
#عادله_زمانی

@adelehz
سوگند به لحظه بر آمدن آفتاب
و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد و فراگیر شود
که پروردگارت تو را ترک نکرده و دشمن نداشته است

۱-۳ ضحی

شب زیبا ❤️
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
سوگند به لحظه بر آمدن آفتاب و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد و فراگیر شود که پروردگارت تو را ترک نکرده و دشمن نداشته است ۱-۳ ضحی شب زیبا ❤️ @adelehz
اگه رفتی بخوابی و غصه تو دلت نشست و بغض کردی که خدایا تو هم‌من رها کردی
این آیه رو بخون تا بفهمی که پروردگارت تو را ترک نکرده ست .
همین
@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
به جای این کارا یه فکری به حال کرونا و بقیه مشکلات بکنید دانشمندان گرامی 😐
@adelehz
یادتونه پارسال می گفتیم هوا که گرم بشه کرونا تموم میشه ؟
هیچی دیگه میخواستم بگم اون موقع که این حرفها رو می زدیم کرونا در حالی که میخندیده میگفته آررررره بشین تا بیاد 😐
همین 😔😐

@adelehz
گویند قبل از انقلاب مردی در شهر خوی بود که به او تِرمان می‌گفتند .
او شیرین‌عقل بود و گاهی سخنان حکیمانه‌ی عجیبی می‌گفت .

مرحوم پدرم نقل می‌کرد ، در سال ۱۳۴۵ برای آزمون استخدامی معلمی از خوی قصد سفر به تبریز را داشتم .
ساعت ده صبح گاراژ گیتیِ خوی رفتم و بلیط گرفتم . از پشت اتوبوسی دود سیگاری دیدم ، نزدیک رفتم دیدم ، ترمان زیرش کارتُنی گذاشته و سیگاری دود می‌کند . یک اسکناس پنج تومانی نیت کردم به او بدهم . او از کسی بدون دلیل پول نمی‌گرفت . باید دنبال دلیلی می‌گشتم تا این پول را از من بگیرد . گفتم : « ترمان ، این پنج تومان را بگیر به حساب من ناهاری بخور و دعا کن من در آزمون استخدامی قبول شوم . »
ترمان از من پرسید : « ساعت چند است ؟ »
گفتم : « نزدیک ده . »
گفت : « ببر نیازی نیست . »
خیلی تعجب کردم که این سؤال چه ربطی به پیشنهاد من داشت ؟
پرسیدم : « ترمان ، مگر ناهار دعوتی ؟ »
گفت : « نه . من پول ناهارم را نزدیک ظهر می‌گیرم . الان تازه صبحانه خورده‌ام . اگر الان این پول را از تو بگیرم یا گم می‌کنم یا خرج کرده و ناهار گرسنه می‌مانم . من بارها خودم را آزموده‌ام ؛ خداوند پول ناهار مرا بعد اذان ظهر می‌دهد . »
واقعا متحیر شدم . رفتم و عصر برگشتم و دنبال ترمان بودم . ترمان را پیدا کردم .
پرسیدم : « ناهار کجا خوردی ؟ »
گفت : « بعد اذان ظهر اتوبوس تهران رسید . جوانی از من آتش خواست سیگاری روشن کند . روشن کردم مهرم به دلش نشست و خندید ، خندیدم و با هم دوست شدیم و مرا برای ناهار به آبگوشتی دعوت کرد . »

نـتـیـجـه:

ترمانِ دیوانه ، برای پول ناهارش نمی‌ترسید ، اما بسیاری از ما چنان از آینده می‌ترسیم و وحشت داریم که انگار در آینده دنیا نابود خواهد شد ؛ جمع کردن مال زیاد و آرزوهای طولانی و دراز داریم .
از آنچه که داری ، فقط آنچه که می‌خوری مال توست ، سرنوشتِ بقیه‌ی اموالِ تو ، معلوم نیست .

#شما_فرستادین
@adelehz
‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ 
نیست ما را هوس زلف پریشان کسی...

مهدی کاظمی

@adelehz
برایت یک صندلی رو به آفتاب گذاشته ام
با دو‌ خط شعر، یک نفس لبخند،
با یک استکان چای، که بخارش در دستانم
با عطر انگشت هایت بالا می رود!
تو بی اجازه بر دلم نشسته ای ...
عرفان یزدانی

صبح بخیر
@adelehz
یادت
نرگس شیرازست
میان زمستانم
#عادله_زمانی
@adelehz
زندگی گاهی به اندازه ی سایه و عطر درختی انجیر در میانه ی شب گوشه ی یک حیاط قدیمی میان یک‌شهر کویری اسرار آمیز ست .
و تو آن خواب گرد سرگشته ای که هستی که شبی در خواب به راه می افتی .
می دوی و می روی تا در آن شب که ماه کامل و ماهتاب عیان ست با چشمانی بسته به سایه ی آن درخت انجیر سحرآمیز برسی...
و سعی که از عطر آن درخت در گرمای شب تابستانی کویر کیفور شوی
اما ..راه رسیدن به ان درخت انجیر در ان شب گرم همیشه هموار نیست .
زندگی گاهی چنان اسرار آمیز ست که نامش نه زندگی بلکه جادوگر مرموز جهان های متوالی ست .
جادوگری که زیر درخت انجیر نشسته و تو دلت برایش تنگ میشود ..
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
من عاشق درخت انجیرم. بیاید بهم بگید چه درختی و دوست دارید و چرا ؟ @aydel7
❤️ درخت گردو
اولین بار شجاعتم با بالا رفتن از یه درخت گردو خیلی بلند ثابت کردم تو ۵ سالگی . برام نماد شجاعته ..
❤️درخت بید لیلی یا بید مجنون

از بچگی عاشق بید لیلی بودم و هستم آخه احساس میکنم حتما یه سنخیتی با لیلی مجنون داشته که اسمش بید لیلی شده
بخاطر حس عاشقانه ش ،
بخاطر چتر زیبایی که واسه خودش میسازه

من عاشق بید مجنونم...چون... به عنوان نماد عشق بدون شادیه. این درخت یادآور عاشقی دلشکسته چون مجنون بوده که اندوه آن را بیان می کند ...

❤️درخت نخل
من عاشق نخلم اخه جنوبیم
از میوه اولش که خارَک باشه تا خرما 😍
الهی آب برسه به تموم نخلهای خوزستان از بین نرن🤲

❤️درخت بهارنارنج
من نارنج دوست دارم بخاطر بهار نارنج و عطرش

❤️درخت کاج

من عاشق درخت کاج بودم از دوران کودکی و هنوزم هستم ..شکل ظاهریش و رنگ تیره ش و استایلش شکل میوه هاش.. همه چیزش بهم حس خیلی خوبی میده
جوری ک انگار جادوم میکنه
همه درختای دنیا رو ندیدم اما میگم زیباترین درخت دنیا درخت کاجِ....

❤️درخت گردو
برگ درخت گردو رو كه بو ميكنم ياد دوران كودكي می افتم‌.

#درخت_عشق
@adelehz
درخت گلابی
جونم براتون بگه
دختری شش ساله بودم، نرم ونازک که نه کمی توپول گردالی🙂

توی جنگل های گیلان

یه عصرتابستونی درامپراطوری بابابزرگ گیلانی زیبای ام، زیباترین مردی که به تمام عمرم دیدم.

یه باغ میوه داشت کنار خونه، و یکی از درختارو ظاهراقلمه زده بود با چی چی درخت وجمله ی،
" الهام گلابی هردرختی و خواستی بخور الا این یکی"

الا این یکی؟؟!!!!!!! 😕

داستان منع وطمع و آیی انسان😋

القصه جونم براتون بگه، شیطان رجیم کارخودشو کرد و هردو بسمت درخت گلابی روانه شدیم

درشت ترینش اب دهانمان را راه انداخت ودل که میگفت من همان رامیخواهم، دیدم قدم نمیرسه، یه سنگ بزرگ گذاشتم زیر پام وتاجاییکه کش میومدم رفتم بسمتش وازطرفی که درتیررس خوابگاه بابابزرگ نبود گازی بر گلابی روی درخت زدم

اخ

هنوز شیرینی اون هوس یادمه، ابدار، دلچسب

ظفرمندانه به خانه بازگشتیم

تا اینکه چندروز گذشت وگلابی مورد حمله قرارگرفته ظاهرا خشک شد و... وپدربزرگ مطلع

باقیش بداموزی داره🙈😅

یادش بخیر

حدودا سی وپنج سال پیش
#درخت_عشق

@adelehz
انداخت خیالت ز کجایم به کجاها ...

بیدل دهلوی

شب زیبا ❤️
@adelehz
غمگين مباش
يك روز صبح از خواب برمیخيزی
ستاره‌ها را ازگيسوانت پايين میريزی
ماه را درون صندوقچه‌ی اتاقت میگذاری

از چشمانت رد شب را بيرون كن
امروز صبح ديگری‌ست
به لبهايت گلهای سرخ بزن
گردن بندی از مرواريدهای دريا
ناخن هايت را به رنگ دلم رنگ كن

امروز صبح ديگری‌ست
مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند
تا باز شب بيايد و
كهكشان راه شيری درون وجودت حلول كند!

نزار قبانی
@adelehz
شکل پایان دادن به یک رابطه از شکل شروعش خیلی مهم تراست.
یک رابطه ممکن است خیلی اتفاقی شروع شود با چند کلمه و حرف با یک نگاه حتی با یک لبخند
رابطه ها بشکلی پیش بینی نشده آغاز می شوند.
اما یک رابطه بشکلی پیش بینی نشده پایان نمی یابد.امکان ندارد کسی از رابطه ای خارج شود بدون اینکه مدتها به این خروج و جدایی فکر نکرده باشد .
بهترین نوع جدایی شکل محترمانه آن ست .
وقتی کسی شما را رها میکند ممکن ست بشدت آزار ببینید ممکن ست شبهای زیادی گریه کنید و زجر بکشید .
اما اینکه اصرار کنید یا نخواهید این پایان را قبول کنید فقط باعث از بین رفتن احترام خودتان می شود...
عشق و محبتی که به پایان رسیده اگر با احترامی مرده همراه شود فاجعه بزرگتری خواهد بود .
وقتی کسی می رود بگذارید برود
فقط تلاش کنید دوباره روی پای خودتان بایستید.
یک پایان محترمانه تنها چیزی ست که به آن نیاز دارید.

#عادله_زمانی
@adelehz