"زنی که‌گم کردم "
4.46K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
در زندگی، همیشه غمگین بودن،
از شاد بودن آسان تر است،
ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که
آسان ترین راه را انتخاب می کنند.
تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی،
هر کاری از دستت بر می آید،
انجام بده ...

✍🏻 آنا گاوالدا

@adelehz
آن سالها که دانشجوی کارشناسی بودم از دانشکده ی روانشناسی به جاده ی اصلی که میتوانست شما را به باقی نقاط دانشگاه متصل کند یک خیابان کم عرض و طولانی معروف کشیده شده بود .
دو طرف خیابان کم عرض پر از درختان سرو بلند چند ده ساله بود .و دو طرف خیابان فضاهای سر سبزی بود .انقدر سرسبز و وحشی که گاهی درونش به غیر از گربه های کوچولوی اطراف تریا روباه دیده میشد .
یک بار که سر کلاس بودم و استاد پیرمان با آن تن یکنواخت صدایش در حال حرف زدن بود .من که تقریبا همیشه سرو گوشم میجنبید رو به پنجره کرده بودم تا ببینم ان‌بیرون ها آن طرف علفزار زیر پنجره کنار جنگل سرو ها و آن خیابان کم عرض خلوت چه میگذرد .
روباهی که از میان علفزار جست زنان بالا و پایین می پرید آنقدر ذوق زده ام کرد که ناخودآگاه جیغ کوتاهی از گلویم بیرون پرید .
استاد نگاه شماتت باری از بالای عینکش به من انداخت اما حتی همان نگاه هم نتوانست ذوق مرا از دیدن روباه کور کند ...
تمام ساعاتی که کلاس داشتم به ذوق دیدن روباه کوچک دانشکده روانشناسی به شیطنت گذشت گرچه او را دوباره ندیدم ...
آن خیابان خلوت در بهار حال و هوای دیگری داشت .باران با شدت به تن سرو های پیر میخورد و باد عطر خوبش را سخاوتمندانه میان فضای دانشکده می پیچاند.
در دلم‌ نام آن خیابان را خیابان عشق گذاشته بودم .وجه تسمیه اش را نمی دانستم بیشتر شبیه یک حس بود تا علت .
بارها در خیابان عشق در باران گیر افتاده بودم کوله ام را روی سرم گرفته و دویده بودم ..
خیابان عشق مرا با بارانهای گاه و بیگاهش با خوشحالی و غم هایم با لبخندها و اشکهایم بارها بی ادعا در آغوش گرفته بود .
اه
این‌ روزها چقدر به خیابان عشق نیاز دارم.
به جایی که درآن میان یک باران طولانی بدوم و عطر خوب خاک های باران خورده مشامم را پر کند .
جایی که در آن چشمانم دنبال روباه های کوچک شاد بگردد و از دیدنشان ذوق کند .
چقدر این روزها دلم یک خیابان عمیق ِ عشق می خواهد...
تا دوباره تبدیل به آن دختر شاد دانشجو شوم که کوله اش از خنده های بی دلیل پر است..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
افغان ها در کلام شان از کلمه دوباره استفاده نمی کنند .بلکه به جایش از کلمه‌ی "بار بار" بهره می جویند .
بار بار آمدم نبودی
بار بار زنگ زدم جواب ندادی
بار بار خندیدی دلم آباد شد...
این کلمه ی بار بار آهنگ قشنگی دارد.
حیف
که ما نسل بار بار دوست داشتن آدمهای اشتباه هستیم.
نسل یک اشتباه را بار بار تکرار کردن .
اینجاست که آهنگش ناخوشایند میشود
بار بار اشتباه
بار بار اشتباه دوست داشتن .
آدم ِ اشتباه را بار بار دوست داشتن.

#عادله_زمانی
@adelehz
چه بسیار روزهایی که با غصه بیدار شدیم اما در میانه راه خدا دلمان را شاد کرد.چه بسیار روزهایی که با گریه از خانه بیرون رفتیم و با خنده برگشتیم. باران بارید و آفتاب تابید..
خدای روزهای بارانی خدای روزهای آفتابی هم هست...به او اعتماد کن جوابش را خواهی گرفت...
#عادله_زمانی

صبح و آغازت بخیر ❤️
@adelehz
روزی حضرت موسی ( علیه السلام ) در کوه طور ، به هنگام مناجات عرض کرد : ای پروردگار جهانیان !
جواب آمد : لبیک!
سپس عرض کرد : ای پروردگار اطاعت کنندگان!
جواب آمد :‌لبیک!
سپس عرض کرد :‌ای پروردگار گناه کاران !
موسی علیه السلام شنید :لبیک، لبیک ، لبیک!
حضرت گفت : خدایا به بهترین اسمی صدایت زدم ، یکبار جواب دادی ؛ اما تا گفتم : ای خدای گناهکاران ، سه مرتبه جواب دادی ؟
خداوند فرمود : ای موسی ! عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به کار خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند ؛ اما گناهکاران جز به فضل من پناهی ندارند . اگر من هم آنها را از درگاه خود ناامید گردانم به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟


@adelehz
‏یه دختری امروز اومد پیشم، گفت هفته ی دیگه عقدمه، دندون جلوم شکسته واسم درست کن. گفتم دندون کناریشم که خرابه، گفت پول ندارم فقط همینو درست کن.
بهش نگفتم ولی با همون پول هر دوتاشو درست کردم. آینه رو اوردم جلوش، گفتم اینم کادو عروسیت. دندونشو که دید اونقد قشنگ خندید که دلم وا شد :)


پ.ن دلم منم وا شد این و خوندم😍
@adelehz
2
یک روز برمیگردم و به تمام چیزهایی که برای شان گوله گوله اشک ریختم میخندم.
این یک قانون نانوشته است که آن چیزهای مهمی که امروز تا سرحد مرگ برایشان میجنگیم فردا کمرنگ میشوند و بی معنا.

#عادله_زمانی

@adelehz
زنی که سکوت میکند اصلا شبیه زنی که گلایه می کند نیست .
این به معنی خوب یا بد بودن هیچکدام هم نیست .
زنی که سکوت میکند، فریاد نمی زند و راهش را می کشد می رود اتفاقا از آن زنی که گلایه می کند خسته تر است .
خیلی خسته تر
آنقدر خسته که نمیتواند لب باز کند و گلایه کند .نمیتواند فریاد بزند و کاسه را به کوزه بکوبد
فقط میتواند در نهایت خستگی سکوت کند.
بنظرم این بار اگر به زنی که بنظر بی تفاوت و سرد و ساکت می آید برخوردید و خواستید بر او خرده بگیرید به این فکر کنید
که شاید فقط خسته است .
همین
#عادله_زمانی

@adelehz
نان و ریحان و پنیر،
آسمانی بی ابر،
اطلسی‌هایی تر...
رستگاری نزدیک: لای گل‌های حیاط...
نور در کاسه‌ی مس، چه نوازش‌ها می‌ریزد !
‌سهراب سپهری

صبح تون بخیر ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن عید قربان را بگو
وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو
مستان سلامت می‌کنند..

👤مولانای جان

عید سعید قربان مبارک باد🌹
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه دوسال پیش بود صبح که از خونه می رفتی بیرون تمام شهر و پروانه ها گرفته بودند
حالا ما هم خوشحال که چقدر قشنگن
مثل این فیلم ترسناک ها که اولش قشنگ شروع میشه بعد همه چی نابود میشه این دوسال روزگار جهان سیاه شد .
حالا کفشدوزک ها به سواحل روسیه رسیدند خداکنه باز چیز وحشتناکی رخ نده و این اول یه فیلم ترسناک نباشه 🤦‍♀

#عادله_زمانی

پ.ن کفشدوزک حشره ی مورد علاقه ی من هست 😍🐞🐞

@adelehz
فکر می کنم هر کسی در دوره ای از زندگی دچار سندروم" خود گم کردگی" میگردد .سندرومی که سخت دل آزار و عذاب آور است.
سندروم خود گم کردگی دیر یا زود به سراغ آدمها می آید. وقتی در آینه به خودت نگاه میکنی و میگویی هی فلانی با آن دنیایی از رویا که همراه خودت داشتی چه کردی ؟ کجای این مسیر طولانی زندگی جا گذاشته ای شان؟
راستی فلانی اینی که امروز هستی همانی بود که آن زمانها دوست داشتی باشی؟
بگذارید صادقانه بگویم اکثر ما شبیه رؤیاهایمان نمی شویم. نمیخواهم جملات تکراری اساتید سخن را تکرار کنم و فریاد بکشم که رویاهاتو واقعی کن ...
من عاشق انرژی های مثبتم ولی فریب دادن خود را نمی پسندم.حقیقت این است که نمیتوانیم تمام رؤیاهایمان را واقعی کنیم .جایی از زندگی دستت چنان در پوست گردو می ماند که باور کن هیچ راهی باقی نمی ماند.
حالا چه کنیم ؟
دلم‌میخواهد شجاع باشم.شجاعانه به پذیرش و اگر لازم است اصلاح خود جدید بروم .خودی که شبیه رویاهای چهارده سالگی من که نه ولی آن قدرها هم دوست نداشتنی نیست.
میخواهم شجاعانه با آن خود واقعی درون اینه کنار بیایم بپذیرمش و کمکش کنم بعضی چیزها را اصلاح کند.
راستش را بخواهی نمیخواهم به او فشار بیاورم از اینکه از دست بدمش می ترسم پس میخواهم همراهش باشم و اجازه ندهم به خاطر آن خود رویایی غصه بخورد.
من این خود را دوست دارم هرچه که باشد با تمام نقص هایش
دلم‌میخواهد کمکش کنم راه برود حتی اگر زمان زیادی گذشته باشد.
چقدر این سندروم خود گم کردگی چیز احمقانه ای ست و چقدر ما همه به قبول خود واقعی مان نیاز داریم .
فقط همین
#عادله_زمانی
@adelehz
من همیشه منتظرت بودم .خیال میکردم وقتی خسته و دل شکسته از تمام عالم شدی به سراغ دستهای مرهم گذار و چای های آرام کننده ی من خواهی آمد.
خواهی آمد تا من پرستارت شوم و خوبت کنم .
راستش تا مدتها با این خیال خوش بودم.با این خیال خامِ خوش
و راستش تو هرگز نیامدی .
حتی وقتی خسته و زخمی بودی برای درمان و آسوده شدن به حوالی خانه ی من نیامدی .
نمیدانم علتش چه بود.شاید تو طعم چای های مرا دوست نداشتی وگرنه خودم را که ..
نمیدانم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
#چای_تایم
من زخمِ تو را به هیچ مرهم ندَهَم ...

مولانای جان

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم برای معلم های ادبیات دبیرستانم تنگ شد .
برای اون حال خوش
همین

شب خوش ❤️
@adelehz
1
بگذار تا ببوسمت ای نوشخندِ صبح!

فریدون مشیری

@adelehz
شده یه وقتا موقع شام
تصمیم بگیرین تلویزیونو خاموش کنین و بعدش بگین به به چه سکوتی کاش زودتر خاموشش میکردم!
حضور یک سری آدما توی زندگیمونم همینه...
بهشون عادت داریم
به اون صدا به اون فضا
باهاشون سازگار شدیم
فقط با حذف کردنشونه که
متوجه آرامش بعدش میشیم!
خوشبختی همیشه به دست آوردن نیست؛
گاهی وقتا باید از دست بدی!

نوشین نورانی

@adelehz