بعضی آدمها هم هستند که حس خوب زندگی هستند .
وجودشان خون میشود می رود توی رگ آدم
گران و لوکس و آنچنانی نیستند ها
ولی بوی زندگی می دهند
مثل بوی خاک باران خورده
یا بوی گردن نوزاد چند روزه
یا شاید هم بوی خوب طالبی پاره شده در یک غروب تابستان
بوی خوب و ساده ی زندگی
قدر این ها را بدانید
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
وجودشان خون میشود می رود توی رگ آدم
گران و لوکس و آنچنانی نیستند ها
ولی بوی زندگی می دهند
مثل بوی خاک باران خورده
یا بوی گردن نوزاد چند روزه
یا شاید هم بوی خوب طالبی پاره شده در یک غروب تابستان
بوی خوب و ساده ی زندگی
قدر این ها را بدانید
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اینجور ویدیو ها رو خیلی دوست دارم .
زیبایی و اعتماد به نفس به یه زن بعد از سالها سختی کشیدن در زندگی بر میگرده
ولو که موقتی باشه
چی از این بهتر 😍
@adelehz
زیبایی و اعتماد به نفس به یه زن بعد از سالها سختی کشیدن در زندگی بر میگرده
ولو که موقتی باشه
چی از این بهتر 😍
@adelehz
یک راز پنهان در هر دوست داشتن و یا عشقی وجود دارد که باید به آن توجه کرد و نادیده نگرفتش
میانه ی حال خوب یک رابطه شاید خیلی ها از ترس بدشگون بودن به این راز فکر نکنند و با خودشان بگویند که ای بابا چرا فکرهای بد بکنم وقتی همه چیز اینقدر زیباست.
اما واقعیت این ست که حتی زمانی که همه چیز زیباست بازهم باید این راز را نادیده نگرفت .
راز داستان ما ساده اما تلخ ست .واقعی ست هرچقدر بخواهی انکارش کنی بازهم از یک گوشه ی رابطه ات بیرون می زند و میگوید سلااام من آمدم.
و تو متحیر میمانی که چه کنی ...
وقتی کسی به تو میگوید دوستت دارد و عمیقا عاشقت هست و تو تنها رنگ دنیای او هستی بدیهی ست که شاد میشوی و دلت میخواهد این ها را باور کنی و اصلا شاید هم تمام این حرفها واقعی باشد و عقل حکم بر باور کردن شان نماید اما .....
اما راز کوچک ما این ست که حتی عقل هم نمی تواند تضمین کند که تو همیشه دوست داشته خواهی شد و یا همیشه معشوق باقی خواهی ماند .
احساس میکنم این راز چیز آزار دهنده ای ست .
یعنی وقتی یک روزی در خلوت خودت وقتی همه چیز عادی بنظر می رسد از خودت می پرسی چرا رفتارش با آن روزها فرق میکند؟و آن اولین جوابی که به ذهنت می رسد ...
بله،همان اولین جواب لعنتی
انتحار روان و روحت خواهد بود .
اینکه شاید دیگر آن قدر که قبلا عاشقم بود نیست و انقدر که میگفت این عشق ابدی نبود .
خصوصا اگر کسی بوده باشی که به سختی و او اطمینان کرده باشی مثل بچه گربه ی زخم خورده ای که از هر آدمی می ترسد چون یکی از آدمها او را با سنگ زده ست.اما بازهم با تمام سختی به یکی از آنها که به طرفش آمده اطمینان کرده و تصور کن چه درد بدی دارد اگر از همان آدم زخمی تازه دریافت کند.
باری،این راز خیلی کوچک ست اما واقعی ست .در نقطه ای از زندگی به این نتیجه میرسی که دیگر آن طوری که فکر میکردی عزیز نیستی تو همان آدمی تغییر نکردی ولی طرفت شاید دیگر به بودنت یا به آرامشت نیازی ندارد .
من اگر به این راز پی ببرم دلم هیچ چیز نمی خواهد نه انتقام،نه کینه،نه مقابله به مثل ...من اگر بفهمم که دیگر آنقدر مهم نیستم که بودم خواهم رفت .
نه با دلخوری یا حتی قهر می روم چون دلم نمی خواهد تکرارِ مکرر یک صحنه ی دراماتیک فیلمی قدیمی باشم
می روم چون دلم میخواهد همیشه فیلم تازه اکران شده ی زندگیش به حساب بیایم با همان زیبایی با همان اشتیاق برای کشفم...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
میانه ی حال خوب یک رابطه شاید خیلی ها از ترس بدشگون بودن به این راز فکر نکنند و با خودشان بگویند که ای بابا چرا فکرهای بد بکنم وقتی همه چیز اینقدر زیباست.
اما واقعیت این ست که حتی زمانی که همه چیز زیباست بازهم باید این راز را نادیده نگرفت .
راز داستان ما ساده اما تلخ ست .واقعی ست هرچقدر بخواهی انکارش کنی بازهم از یک گوشه ی رابطه ات بیرون می زند و میگوید سلااام من آمدم.
و تو متحیر میمانی که چه کنی ...
وقتی کسی به تو میگوید دوستت دارد و عمیقا عاشقت هست و تو تنها رنگ دنیای او هستی بدیهی ست که شاد میشوی و دلت میخواهد این ها را باور کنی و اصلا شاید هم تمام این حرفها واقعی باشد و عقل حکم بر باور کردن شان نماید اما .....
اما راز کوچک ما این ست که حتی عقل هم نمی تواند تضمین کند که تو همیشه دوست داشته خواهی شد و یا همیشه معشوق باقی خواهی ماند .
احساس میکنم این راز چیز آزار دهنده ای ست .
یعنی وقتی یک روزی در خلوت خودت وقتی همه چیز عادی بنظر می رسد از خودت می پرسی چرا رفتارش با آن روزها فرق میکند؟و آن اولین جوابی که به ذهنت می رسد ...
بله،همان اولین جواب لعنتی
انتحار روان و روحت خواهد بود .
اینکه شاید دیگر آن قدر که قبلا عاشقم بود نیست و انقدر که میگفت این عشق ابدی نبود .
خصوصا اگر کسی بوده باشی که به سختی و او اطمینان کرده باشی مثل بچه گربه ی زخم خورده ای که از هر آدمی می ترسد چون یکی از آدمها او را با سنگ زده ست.اما بازهم با تمام سختی به یکی از آنها که به طرفش آمده اطمینان کرده و تصور کن چه درد بدی دارد اگر از همان آدم زخمی تازه دریافت کند.
باری،این راز خیلی کوچک ست اما واقعی ست .در نقطه ای از زندگی به این نتیجه میرسی که دیگر آن طوری که فکر میکردی عزیز نیستی تو همان آدمی تغییر نکردی ولی طرفت شاید دیگر به بودنت یا به آرامشت نیازی ندارد .
من اگر به این راز پی ببرم دلم هیچ چیز نمی خواهد نه انتقام،نه کینه،نه مقابله به مثل ...من اگر بفهمم که دیگر آنقدر مهم نیستم که بودم خواهم رفت .
نه با دلخوری یا حتی قهر می روم چون دلم نمی خواهد تکرارِ مکرر یک صحنه ی دراماتیک فیلمی قدیمی باشم
می روم چون دلم میخواهد همیشه فیلم تازه اکران شده ی زندگیش به حساب بیایم با همان زیبایی با همان اشتیاق برای کشفم...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
ما دلمان برای بسیاری تنگ میشود که دیگر واقعا نداریمشان .
و این خواستن و ندیدن غم انگیز ترین حالت موجودیت آدمی ست گویا
#عادله_زمانی
@adelehz
و این خواستن و ندیدن غم انگیز ترین حالت موجودیت آدمی ست گویا
#عادله_زمانی
@adelehz
به این احتیاج دارم که از راه برسی
و بگویی فلانی برایت شکوفه آوردم
شکوفه ی گیلاس..
بگویم ولی شکوفه های سیب چه ؟
بگویی من میان تمام شکوفه آنچه تو میخواهی را می پسندم
چنان که بین همه ی آدمها تورا میخواهم
این را بگویی و من هزار بار زنده شوم..
#عادله_زمانی
@adelehz
و بگویی فلانی برایت شکوفه آوردم
شکوفه ی گیلاس..
بگویم ولی شکوفه های سیب چه ؟
بگویی من میان تمام شکوفه آنچه تو میخواهی را می پسندم
چنان که بین همه ی آدمها تورا میخواهم
این را بگویی و من هزار بار زنده شوم..
#عادله_زمانی
@adelehz
دلم برایت تنگ شده است به هیچ زبان دیگری جز گریه توان بیانش را ندارم .
مرا ببخش اگر بعد از تو
من به زبان گریه های گاه و بیگاه مسلط شدم.
#عادله_زمانی
@adelehz
مرا ببخش اگر بعد از تو
من به زبان گریه های گاه و بیگاه مسلط شدم.
#عادله_زمانی
@adelehz
هیچ نیمهی گمشدهای وجود ندارد!
تنها چیزی که وجود دارد تکههایی از زمان است که در آنها ما با کسی حال خوشی داریم.
حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال
یا همهی عمر....
آنتوان چخوف
@adelehz
تنها چیزی که وجود دارد تکههایی از زمان است که در آنها ما با کسی حال خوشی داریم.
حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال
یا همهی عمر....
آنتوان چخوف
@adelehz
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر ،
در صحبت شمال و صبا میفرستَمَت ...
@adelehz
صبح و آغازت بخیر ❤️
در صحبت شمال و صبا میفرستَمَت ...
@adelehz
صبح و آغازت بخیر ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر می دانستی که جهان چقدر کوتاه است هرگز به جز دوست داشتن به هیچ کار دیگری مشغول نمی شدی .
و اگر می دانستی چقدر زود به انتها می رسد هرگز نگران فرداها باقی نمی ماندی.
و اگر می دانستی هیچ چیز ماندنی نیست هرگز برای ماندن مادیاتت دیگران را آزار نمی دادی.
چقدر ساده بازیچه ی جهان، اینعجوزه پیر می شوی ، بدون اینکه بدانی
هیچ کداممان ماندنی نیستیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
و اگر می دانستی چقدر زود به انتها می رسد هرگز نگران فرداها باقی نمی ماندی.
و اگر می دانستی هیچ چیز ماندنی نیست هرگز برای ماندن مادیاتت دیگران را آزار نمی دادی.
چقدر ساده بازیچه ی جهان، اینعجوزه پیر می شوی ، بدون اینکه بدانی
هیچ کداممان ماندنی نیستیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
طبقِ باورهایِ شرقی، بدنِ زن ها متفاوت از بدنِ مردان است، بدین ترتیب که انرژی زمین در بدن و درونِ زنان در گردش است.
انرژی زنانه، انرژی به درون، کشاننده است.
این انرژی زنانه به قدری قوی است که در زندگی خانوادگی، اکثرِ افرادِ خانه تمایل دارند در اطرافِ فردی باشند که نیرویِ مرکز گرا در او از همه قویتر است - که معمولاً مادرِ خانواده است - و نبودِ او کاملاً مشخص و محسوس است.
اینکه بچه ها عادت دارند همیشه بدانند مادر کجاست و اگر مادر از خانه بیرون رود به شکل عجیبی متوجه میشوند و دائم میپرسند مامان کجاست؟ از این نیروی جادویی در زن نشات میگیرد.
زن ها معمولاً نقطۀ ثقلِ خانه هستند، مسئولیتِ روانی را به منظورِ تامینِ و حفظِ سلامتِ سایرِ افراد خانواده، بر عهده دارند.
*به همین دلیل وقتی زنی تغییری در جهتِ بهبود بر می دارد، تمامِ افرادِ خانه (چه او بچه داشته باشد یا نداشته باشد) از این بهبود بهره میبرند.
سلامتِ خانواده و جامعه به تنهایی بستگی به سالم شدن و سالم ماندنِ زن دارد. یعنی خانم خانه که غمگین است همه خانواده آشفته میشود
*زنانِ زخمی، زنانِ افسرده، و زنان رنجور بدونِ اینکه بدانند و یا بخواهند، می توانند برایِ خود و عزیزانشان منشاء درد باشند!
تصور کنید در جوامعِ پدر سالار با حجمِ بالایِ بی اعتنایی و کم لطفی که در حق زنان شده است چقدر خودِ مردانِ آسیب دیده اند؟
در جامعه ای که زنان خوشحال و سلامت نیستند دیگر نمی توان تمایزی مابینِ مظلوم و ظالم قائل شد، چون در چنین وضعیتی همه اعم از زن و مرد و کودک بازنده هستند!
قدرتِ سلامت بخشی هر زن آنقدر عظیم است که میتوان ادعا کرد : با یک گل بهار میشود!
@adelehz
انرژی زنانه، انرژی به درون، کشاننده است.
این انرژی زنانه به قدری قوی است که در زندگی خانوادگی، اکثرِ افرادِ خانه تمایل دارند در اطرافِ فردی باشند که نیرویِ مرکز گرا در او از همه قویتر است - که معمولاً مادرِ خانواده است - و نبودِ او کاملاً مشخص و محسوس است.
اینکه بچه ها عادت دارند همیشه بدانند مادر کجاست و اگر مادر از خانه بیرون رود به شکل عجیبی متوجه میشوند و دائم میپرسند مامان کجاست؟ از این نیروی جادویی در زن نشات میگیرد.
زن ها معمولاً نقطۀ ثقلِ خانه هستند، مسئولیتِ روانی را به منظورِ تامینِ و حفظِ سلامتِ سایرِ افراد خانواده، بر عهده دارند.
*به همین دلیل وقتی زنی تغییری در جهتِ بهبود بر می دارد، تمامِ افرادِ خانه (چه او بچه داشته باشد یا نداشته باشد) از این بهبود بهره میبرند.
سلامتِ خانواده و جامعه به تنهایی بستگی به سالم شدن و سالم ماندنِ زن دارد. یعنی خانم خانه که غمگین است همه خانواده آشفته میشود
*زنانِ زخمی، زنانِ افسرده، و زنان رنجور بدونِ اینکه بدانند و یا بخواهند، می توانند برایِ خود و عزیزانشان منشاء درد باشند!
تصور کنید در جوامعِ پدر سالار با حجمِ بالایِ بی اعتنایی و کم لطفی که در حق زنان شده است چقدر خودِ مردانِ آسیب دیده اند؟
در جامعه ای که زنان خوشحال و سلامت نیستند دیگر نمی توان تمایزی مابینِ مظلوم و ظالم قائل شد، چون در چنین وضعیتی همه اعم از زن و مرد و کودک بازنده هستند!
قدرتِ سلامت بخشی هر زن آنقدر عظیم است که میتوان ادعا کرد : با یک گل بهار میشود!
@adelehz
لطفا عاشق مردان شاعر شويد...!
مرد شاعر،
فرق بين قهر كردن و ناز كردنتان را ميفهمد!
موهايتان را بو ميكشد...ميبافد!
سرش را روى پاهايتان ميگذارد و از فروغ ميخواند....
دلتنگى اش را با شعر هايش داد ميزند...
از چشم هايتان حالتان را حرفتان را ميفهمد...
مرد شاعر،
از ان دسته مرد هاييست كه باران را دوست دارد!
از اينكه خيس شود ،
حالت موهايش خراب شود،
هراسى ندارد!
فقط دستت را ميگيرد و خيابان هارا قدم ميزند...
ميدانى، مخاطب شعرى باشى چه حالى دارد؟
ميدانى،چشم هايت را غزل كند، چه حالى دارد؟
وسط خيابان بدون خجالت دستت را بگيرد،
چه حالى دارد؟
بانو دوست دارى، وقتى قهر ميكنى،
برايت شعر بخواند و دلبرى كند...؟
دوست دارى در جمع نگاهش را مجذوب نگاهت بكند؟
بانو،لطفا عاشق مردان شاعر شو...
مهربان ترند...
عاشق ترند...
خوشبختت ميكند...
ترانه حنیفی
@adelehz
مرد شاعر،
فرق بين قهر كردن و ناز كردنتان را ميفهمد!
موهايتان را بو ميكشد...ميبافد!
سرش را روى پاهايتان ميگذارد و از فروغ ميخواند....
دلتنگى اش را با شعر هايش داد ميزند...
از چشم هايتان حالتان را حرفتان را ميفهمد...
مرد شاعر،
از ان دسته مرد هاييست كه باران را دوست دارد!
از اينكه خيس شود ،
حالت موهايش خراب شود،
هراسى ندارد!
فقط دستت را ميگيرد و خيابان هارا قدم ميزند...
ميدانى، مخاطب شعرى باشى چه حالى دارد؟
ميدانى،چشم هايت را غزل كند، چه حالى دارد؟
وسط خيابان بدون خجالت دستت را بگيرد،
چه حالى دارد؟
بانو دوست دارى، وقتى قهر ميكنى،
برايت شعر بخواند و دلبرى كند...؟
دوست دارى در جمع نگاهش را مجذوب نگاهت بكند؟
بانو،لطفا عاشق مردان شاعر شو...
مهربان ترند...
عاشق ترند...
خوشبختت ميكند...
ترانه حنیفی
@adelehz
صبح ما خیر است ای یاران ز پیغام شما
جان مامست است دائم از می جام شما
کام ما هر صبح شیرین گردد از پیغامتان
چون عسل شیرین کند یزدان ما کام شما
اقبال لاهوری
صبح با برکت❤️
@adelehz
جان مامست است دائم از می جام شما
کام ما هر صبح شیرین گردد از پیغامتان
چون عسل شیرین کند یزدان ما کام شما
اقبال لاهوری
صبح با برکت❤️
@adelehz
یه چیزی هم هست به اسم عطر نون تازه سر صبح
بدین گونه که شما اگه خواب هم باشید با این بو بیدار میشید و دل تون ضعف میره
از جمله نعمت های خاص خداست😍
@adelehz
بدین گونه که شما اگه خواب هم باشید با این بو بیدار میشید و دل تون ضعف میره
از جمله نعمت های خاص خداست😍
@adelehz