"زنی که‌گم کردم "
4.46K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
صبح را دوست دارم و دوست ندارم.
دوست دارم زیرا آغازدیدار توست.
ودوست ندارم چون پایان خواب توست..
صبحت باشکوه چون نامت...

#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
اما بالاخره انسان ها به هر جای دنیا که بروند در آخر به همان جایی برمی گردند که به آن تعلق دارند. به همان شهر، به همان خانه، به همان قلب و به همان آغوش ...


@adelehz
تو عشق بودی !
این را از رفتن ات فهمیدم ...

جمال ثریا

@adelehz
خرافاتی نبودم
خرافاتی نیستم
نه فال گرفته ام نه تو را ته فنجان قهوه ی مادام ارمنی جستجو کردم .
اما یک روز به خودم آمدم دیدم تو آنکه می شناختم نیستی ،فرق کرده ای مهربانی هایت را باد برده است .
حالا من ماندم و دو راهی که آیا من چشم زدم مهربانی هایت را یا اینکه
یا اینکه تو از اول مهربان نبودی
انگار این بار باید سری به مادام ارمنی و قهوه هایش بزنم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
اگر از من بپرسی به تو خواهم گفت که بهترین دوست یک زن کتابهایش هستند.
البته این شاید دیالوگ معروف فیلم مولن روژ را بیادت آورد آنجایی که گفته میشد الماسها بهترین دوست دختران هستند.
اما اگر از آن بگذریم کتابها در واقع از الماس ها باارزش تر هستند.
یک زن میتواند خودش را از دل کتابها بیرون بکشد خودی که دوستش دارد و آنقدر قوی هست که اجازه ندهد هیچکس خردش کند.
کتابها میتوانند زنانی قوی را تربیت کنند که برای بهترشدن حالشان منتظر هیچ مردی نباشند و قهرمان زندگی شان در گام اول خودِخودِخودشان باشند.
اگر از من بپرسی خواهم گفت که کتابها بهترین دوست زنان هستند...
#عادله_زمانی
@adelehz
و لذا
بگونه ای خوب نباشید
که نشود عاشق تان نشد😊
#عادله_زمانی

صبح بخیر ❤️
@adelehz
غربت کسی نباش که تو را وطن دیده است..

محمود درويش

@adelehz
دلم از تمامِ دنیا یک "کلبه ی چوبی" می خواهد ،
میانِ جنگلی دور افتاده و سر سبز !
کلبه ای قدیمی و دِنج ، که درهایِ ایوانش به سمتِ آسایش و بیخیالیِ محض ، باز شود ...
کنارِ پنجره اش که نشستم ، یک کوهستانِ مه گرفته و با شکوه را ببینم و روح و جانم تازه شود ...
شب هایِ تابستان ، رویِ پشتِ بامش دراز بکشم ، از زیباییِ بکرِ آسمانِ پر ستاره اش ، جان بگیرم و به رویایِ شبانه ای شیرین و لذت بخش ، سفر کنم ...
و شب هایِ زمستان هم ، با نورِ چراغ هایِ بادی و گرد سوز ، کنارِ آتشِ شومینه ، روی یک صندلیِ چوبیِ دست ساز بنشینم ، کتاب بخوانم و چای بنوشم ...
هر سپیده دم با صدایِ چهچهِ پرندگانِ سر خوش و بی غم ، چشم باز کنم ،
نفسی آسوده و عمیق بکشم و از هوایِ تازه و جانانه ی طبیعتِ جنگل ، لذت ببرم ...
من برایِ دلخوشی ام ، یک کلبه ی دنج و آرام می خواهم ...
جایی که هیچ کس مسیرش را بلد نباشد ...
جایی که بشود به دور از نگاهِ آدم ها ؛
از زیباییِ بکر و دست نخورده ی طبیعتش ، لذت برد ...
جایی که بتوان ، بدونِ هیچ دلهره و تشویشی ؛
برایِ مدتی هم که شده ؛
به معنایِ واقعی "زندگی کرد.

ناشناس
#شما_فرستادین
@adelehz
دم دمای غروب که میشود
آدم یادش می آید دلش دوست میخواهد
نه که بقیه ی وقتها دلت دوست نخواهد نه
اما این ساعتها نبودش بیشتر حس میشود
فقط به آن جهت که بعد از یک روز خسته بنشینی و بگویی و بنوشی و بشنوی
چهار فعلی که باید با چای دم بکشد و به جان بچسبد ..
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
من از آن دسته آدمهای یادم تورا فراموش بودم
این را وقتی فهمیدم که بهترین دوستم را دریک شب کنار گذاشتم.
ما خیلی دوست بودیم همیشه کنار هم در خنده و شادی و عاشقی و دلواپسی
ما دوست نبودیم خواهر بودیم
آن سالهای دختر دبیرستانی بودن مفهوم دوست صمیمی خیلی خاص بود این را دختران هم دوره ای من خوب می فهمند...
دوستش داشتم آنقدر که خواهر نداشته ام بود .
یک روز اما از او جا خوردم ...
من از آن دسته آدمهای هر لحظه دعوا اصلا نبودم
دلم میخواست هر لحظه ی دوستی مان همینطور شیرین باشد مثل بستنی هایی که از بوفه مدرسه می خریدیم...
اینقدر خوش خیال بودیم که برنامه ریزی میکردیم تا در عروسی هم چی بپوشیم آن سالها ساقدوشهای هم لباس کنار عروس تازه مد شده بود انتخاب کرده بودم در عروسی اش ماکسی لاجوردی دکلته سفارش دهم و موهایم را دورم بریزم ..اما میدانی چه شد؟
یک روز همه چیز بهم ریخت.
از او رنجیدم بالاخره بعد از مدتها رنجیدم ولی آنقدر عمیق که همه چیز را به اتمام رساند
عمدا باعث رنجشم شده بود خودش فهمید و معذرت خواست و من هم لبخند زدم و گفتم مهم نیست خوشحالم که متوجه شدی
ولی دلم شکسته بود...
خیلی عمیق...
دیگر دلم ارام‌نمی شد بستنی های بوفه ی مدرسه با او دیگر صفا نداشت .هر وقت لاک گلبهی می خریدم دوتایش نمی کردم تا یکی برای او ببرم حتی دیگه به او نگفتم ساعت سبزش خیلی بدستش می آید حتی دیگر به دستانش نگاه نکردم .
من کینه ای نبودم ...اصلا کینه ای نداشتم با خودم دچار چالش شده بودم.از خودم رنجیده بودم که چرا کسی را اینقدر دوست داشتم که براحتی مرا اینگونه آزار داده بود .
از خودم رنجیده بودم که اورا نشناخته بودم.
این مرا آزار میداد
و دقیقا از همان روز فهمیدم که من از آن دسته آدمهای یادم تورافراموش هستم.
راستش دلم هرگز دوباره برایش تنگ نشد
اما دلم برای ماکسی لاجوردی دکلته ای که قرار بود با موهای بلند باز در عروسی اش بپوشم و هرگز اتفاق نیفتاد
گاهی تنگ میشود...
#عادله_زمانی

@adelehz
چه سالهایی
چه خنده های بی دلیلی
چه حال خوشی
این تصویر قشنگ ترین ترین چیزی ست که میتوانستم بعد از مدتها ببینم .
برای منی که حداقل هفته ای یکبار خواب میبینم در حیاط دبیرستانم با دوستانم دور هم نشسته ایم حرف میزنیم و میخندیم و شادیم..
جالب است که ما هم با همین فرم های سرمه ای و مقنعه هایی که یواشکی دور از چشم ناظم گشاد کرده بودیمش غرق خوشحالی بودیم.
این تصویر این خنده های قشنگ دخترکان روز مرا ساخت شما هم ببینید
نمیدانم این پیام به دخترکان پشت وانت این تصویر می رسد یا نه
اما اگر چنین بود..کاش بدانند که باید خیلی خیلی قدر این خنده های بی بهانه را بدانند چون روزی که از دبیرستان بیرون بیایند و وارد دنیای واقعی آدم بزرگها بشوند فرصت این شادی ها این خنده های بی بهانه کم رنگ تر می شود...
این خنده ها و شادی ها در پیج و تاب زمان گم خواهد شد و روزی می رسد که با دیدن یک عکس از دخترکان دبیرستانی دل شان خواهد لرزید .
#عادله_زمانی

عکس:مهدیه غفوریان
@adelehz
خداوندا تو ستاری
همه خوابند تو بیداری ...


شب زیبا ❤️
@adelehz
خوشا هر باغ را بارانی از سبز
خوشا هر دشت را دامانی از سبز

برای هر دریچه سهمی از نور
لب هر پنجره گلدانی از سبز

قیصر امین‌ پور


صبح بخیر
@adelehz
همین امروز
این تئوری مزخرف را که
دوست داشتن نیازی به گفتن ندارد
فراموش کن!
یادت باشد قوی‌ترین حس‌ها
اگر پرستاری و مراقبت نشوند
بیمار میشوند و می‌میرند
اتفاقِ عشق را
برای خودت و اطرافيانت زیباتر کن...

نيكى فيروزكوهى

@adelehz
دوست داشتن را فراموش مکن

اگر مرا دوست نمی‌داری
دوست نداشته باش
من هرطور شده
خودم را ازین تنگنا نجات میدهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن
عاشق دیگری باش
این ترانه نباید به پایان برسد
سکوت آدم‌ها را می‌کشد

این چشمه نباید بند بیاید
میخک‌هایی که در قلب‌ها شکوفا شده‌اند
از تشنگی می‌خشکند
اگر دوست‌داشتن را فراموش نکنی
تمام زیبایی‌ها را به یاد خواهی آورد. 

رسول یونان
@adelehz