"زنی که‌گم کردم "
4.45K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
🔴ابداع روش جدید درمان کرونا که ۹۹.۹ درصد ویروس‌ها در ریه فرد مبتلا را از بین می‌برد
🔹دانشمندان یک روش درمانی جدید و باورنکردنی را ابداع کرده اند که ۹۹.۹ درصد ویروس های کووید-۱۹ را در موش های آزمایشگاهی از بین می برد.
🔹 دانشمندان مدعی شده اند که استفاده از روش درمانی «نانوذرات پنهانکار» به کاهش مقدار ویروس کووید در ریه موش ها کمک کرده
پروفسور کوین موریس، از اعضای تیم تحقیق، در این باره گفته است:
«این روش درمانی برای تاثیرگذاری بر روی تمام انواع بتا کرونا ویروس هایی مانند ویروس SARS اورجینال (SARS-CoV-1) ، SARS-CoV-2 و دیگر انواع جدیدی که در آینده به وجود خواهند آمد طراحی شده
زیرا مناطق خاصی از ژنوم ویروس را هدف قرار می دهد.
ما همچنین نشان داده ایم که این نانوذرات در دمای ۴ درجه سانتیگراد تا ۱۲ ماه و در دمای اتاق تا بیش از یک ماه قابل نگهداری خواهند بود.».
این نانوذرات پنهانکار را می توان به روش های بسیار زیادی به سلول های ریه رسانده و ژن های ویروسی را از کار انداخت.

@adelehz
این ساعت روز که میشود .در پایان این روزهای سخت بیشتر به یادت می افتم .دو استکان چای می ریزم .کسی می پرسد چرا دو استکان ؟
میخندم میگویم: تشنه ام !
نمیداند یک استکان را برای تو ریخته ام .
که فرسنگ ها دورتر از من حتی نمیدانم عصرها چای خواهی خورد یا نه ؟
و نمیدانم که می دانی یا نه
اما اینجا هر عصر استکانی کمر باریک به یادت از چای پررنگ هلدار پر میشود و دلی تنگ ..
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
🔴 یک خبر خوب برای آنها که کرونای خفیف گرفته‌اند

نتایج یک تحقیق علمی جدید در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه واشنگتن نشان می‌دهد افرادی که به صورت خفیف یا بدون علامت به کووید-۱۹ مبتلا می‌شوند آنتی‌بادی موجود در بدن آنها می‌تواند تا پایان عمرشان از آنها در برابر این بیماری ویروسی محافظت کند./ایسنا
@adelehz
از آرزو گفتند،راستش آرزو به ذات حتی فقط به کلمه زیباست .
انگار برق می زند انگار درخشش دارد
شب ها انگار آرزو ها قدرت بیشتری پیدا میکنند می آیند و می نشینند در ایوان خانه ی خیال و تا خود صبح طنازی میکنند در باور آدمی ...
اصلا اگر آرزو ها نبودند به چه میان این همه دشواری دل خوش بودیم ؟؟
سبدت را بیاور میخواهم آرزو بریزم درونش
بعد سبدهایمان را برمی داریم و میبریم پیش خدا ..
و اوست که اولین و آخرین مسوول خوش ذوق واقعی کردن آرزوهاست .
سبدت را بیاور
آرزوی ایمان، آنگونه که مطمئن باشی او هست تا حافظ و حامی ات باشد.
آرزوی بودن عزیزانمان که اگر نباشند بخشی از وجودمان ترک‌مان میکند .
آرزوی سلامتی و دوری از طبیب و دوا
آرزوی عزت و آبروی خدا دادی
آرزوی مال به اندازه ی مکنت نه انقدر که خدا و بنده هایش را از یادت ببرد .
آرزوی عشق از نوع واقعی نه آن گونه گذرا که هیچش به عشق نماند.
آرزوی آرامش که اگر نباشد اصلا زندگی چه فایده دارد.
سبدت را بیاور پرش کنیم،راه خانه ی خدا را پیش گیریم. تا زودتر سبدهایمان را به دربار شاهی اش برسانیم
باشد که نظر شاه بر گدای دل باخته ی او کارگر افتد.
آمین
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متن : عادله زمانی
صدا و اجرا: دکتر ملیکا محمدی
@adelehz
رنجوری را گفتند «دلت چه می‌خواهد؟» گفت «آنکه دلم چیزی نخواهد.»

گلستانِ سعدی
@adelehz
یک شب بلاخره رخ خواهد داد .
نیمه شبی بی صدا از خانه بیرون خواهم زد .از خیابانهای غرق سکوت و شب عبور خواهم کرد.به هیچکس نخواهم اندیشید و ساعتی راه خواهم رفت .
به سمت یک جنگل جادویی روانه خواهم شد .جنگلی که در آن نور ماهتاب از لابلای درختان چند صدساله به روی زمین بپاشد .و تمام جنگل را گلهای وحشی پر کرده باشد صدای جیرجیرک ها از آن دور دورها به گوش برسد و بوی خاک باران خورده مشامم را پرکند .
زیر نور ماهتاب در سایه ی درختان لابلای گلهای وحشی من به دنبال خودم خواهم گشت .
من از آن خیابانهای خسته و سیاه به جنگل جادویی شبپره های نورانی خواهم رسید .
شبی اتفاق خواهد افتاد من آن شب را در آن‌جنگل خواهم گذراند پیش از صبح فردا
قبل از اینکه در تختم با بوی باران و جنگل از خواب بیدار شوم .
#عادله_زمانی
@adelehz
Khabhaye Talaee
Javad Maroufi
🎧 @adelehz
خوابهای طلایی
جواد معروفی
آخر بِدمَد صبح امید از شب من

عراقی

شب زیبا ❤️
@adelehz
دلم واسه اخرهفته های بچگی
که با پیکان می رفتیم مسافرت وآخر شب وقتی روی صندلی عقب خوابمون برده بود، برمیگشتیم.
و صبح شنبه با چشم نیمه باز و کلی خواب بزور میرفتیم مدرسه بدجور تنگ شده ..
برای اون‌بیخیالی ها و الکی خوش بودن ها
برای آن روزها که مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، عموها و دایی ها ، خاله ها و عمه ها همه شون زنده بودند و اصلا مرگ و نمیشناختیم.
برای اون حال خوب
برای اون دلخوشی های کوچیک‌و ارزون
تنگ شده شده
بدجور تنگ شده
بدجور...
#عادله_زمانی
@adelehz
‏یاد بگیر گاهی آرام و متین توی چشم‌های طرف مقابلت نگاه کنی و بگویی: نه! نمی‌روم، نمی‌خواهم، نمی‌کنم، نمی‌خورم و...
حتی اگر آن چشم‌ها، چشم‌های من یا پدرت باشد، باز هم آرام به آنها نگاه کن و گاهی بگو: نه!
نه گفتن موهبت بزرگی‌ست که یاد گرفتنش جهانت را امن‌تر می‌کند و روانت را آسوده‌تر.
همان‌قدر که نه گفتن را یاد می‌گیری گوش‌هایت را برای نه شنیدن آماده کن. بگذار دیگران هم این «نه» خاموش و بدنام را بر زبان آورند. بگذار «نه» از بدنامی و بدیُمنی دربیاید.
«نه» درحقیقت موجود خوب و سربه‌زیری است، اما اگر همین «نه» سربه‌زیر، پشت آری‌های ساختگی‌مان پنهان شود بزودی از ما موجودی نقاب‌دار و بیمار می‌سازد که یک گُردانِ عصبانی از «نه»های سرکوب‌شده روانش را اشغال کرده است.
یاد بگیر نه بگویی و نه بشنوی
کار سختی نیست، من توانستم.

📗یادداشت‌های یک دیوانه
✍🏻 نیکلای گوگول
@adelehz
کامل‌ترین معنا برای عشق، تنهایی‌ است...

فاضل نظری

@adelehz
نوجوان تر که بودم پسری را فقط برای خاطر اینکه قدبلندی نداشت رد کردم.و تا مدتها عذاب وجدان داشتم که من آدم خودخواهی هستم که به خاطر ظاهر کسی اورا نخواستم .اما بعدترها که دوستی با قد متوسط و ظاهربشدت عادی داشتم و بی اندازه به او احترام میگذاشتم و مورد علاقه ام بود.به راز بزرگی پی بردم,فهمیدم که دوست داشتن خیلی خیلی مهم است.واگر آن روزها آن فرد را رد کردم نه به خاطر قدوقامت و ظاهرش که به این خاطربودکه دوستش نداشتم !فهمیدم اگر کسی را دوست داشته باشی اگر محبت کسی در خاک قلبتان جوانه زده باشد باهرظاهروشکل وشمایل میخواهیدش..تازه آنجا بود که فهمیدم افسانه دیو و دلبر چه میگوید..

#عادله_زمانی
@adelehz
2
قبل از خواب به اشپزخانه رفتم تا یک لیوان آب بخورم .
نعنا خشک هایی که پدرم تازه خریده روی میز بود .
نعناهای خشک را با دستانم پودر کردم و درحالی که دستانم عطر نعنای خشک امسالی را به خودش گرفته بود به تخت خواب برگشتم .
تا بحال با عطر های این چنینی عشق بازی کرده ای که بفهمی جهان همین چند عطر دم دستی و حس خوب و ارزان قیمت زندگی ست ؟؟؟

از کنار عطر های ارزان و دم دستی زندگی سر به هوا عبور نکن ...

#عادله_زمانی
@adelehz
بهداشت قاعدگی_ مصائب یک عادت برای زنان

یک روز معمولی است؛ مثل همه روزها. لباس می‌پوشید، کیفتان را بر می‌دارید و از خانه می‌زنید بیرون برای انجام کار‌های روزمره‌تان.
اما چند دقیقه بعد دردی عمیق تمام ناحیه شکمتان را در بر می‌گیرد و عرق سردی روی بدنتان می‌نشاند.
به اطرافتان نگاه می‌کنید، اما هیچ سرویس بهداشتی نمی‌بینید.
حالا آن درد جای خودش را به یک ترس می‌دهد که مبادا لکه‌های قرمز روی لباستان پدیدار شود و بی‌آبرو شوید!

هفتم خردادماه، روز جهانی «بهداشت قاعدگی» بود
همان چیزی که خیلی از زن‌ها به نشانه شرم و حیا پنهانش می‌کنند، اما بسیاری از کشور‌های دنیا در چنین روزی همایش‌ها و سمینار‌های مهمی درباره آن برگزار و از موضوع مهم بهداشت قاعدگی صحبت می‌کنند.

این روز در ۲۸ ماه می‌ توسط انجمن NGO WASH مستقر در برلین آلمان به نام روز جهانی بهداشت قاعدگی نام‌گذاری شد

چون ماه می‌پنجمین ماه سال است و بسیاری از بانوان هم به طور متوسط پنج روز در هر ماه دچار خونریزی می‌شوند و چرخه قاعدگی بانوان معمولاً ۲۸ روز است، ۲۸ ماه می‌به‌عنوان نمادی برای توجه به بهداشت قاعدگی انتخاب شده است تا زن‌های جهان در این‌باره حرف بزنند.

اما زن‌ها برای این عادت ماهانه هنوز که هنوز است با مصائب زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند. اما چه مصائبی؟

فرزانه ۲۸ ساله می‌گوید:
«مهم‌ترین مسئله من این است که هیچ‌کس خودش را موظف نمی‌داند در دستشویی‌های عمومی در سطح شهر یا حتی سرویس‌های بهداشتی سازمان‌ها، رستوران‌ها و … نوار بهداشتی یا دستمال کاغذی قرار دهد. در حالی که این موضوع در همه جای جهان حل شده و جزء هزینه‌کرد‌های عادی برای هر سازمانی محسوب می‌شود. در ایران هیچ‌کس متوجه نیست که وجود دستمال کاغذی و نوار بهداشتی در دستشویی به اندازه مایع دستشویی مهم است. متأسفانه ما زن‌ها نه تنها در این‌باره صحبت نمی‌کنیم بلکه انتظار هم نداریم کسی این کار را برایمان انجام دهد.

همه فکر می‌کنند که ما موظف هستیم حتماً در کیف دوشی‌مان یک عدد نوار بهداشتی داشته باشیم، اما من می‌گویم وقتی قرار نیست سرویس‌های بهداشتی به این نیاز‌های مهم توجه داشته باشند پس دلیل تفکیک جنسی سرویس‌های بهداشتی چیست؟ مگر یکی از دلایل تفکیک این نیست که نیاز‌های زن و مرد با هم فرق دارند؟ آیا واقعاً نصب پلاک زنانه و مردانه سر در سرویس‌های بهداشتی دغدغه ماست؟

من یک روز در رستورانی پریود شدم و به سرعت به سمت سرویس بهداشتی رفتم، اما در سرویس زنانه حتی دستمال کاغذی هم نبود. من از این بابت به مدیر رستوران اعتراض کردم و به او گفتم وظیفه شماست که در سرویس بهداشتی زنانه نیاز‌های زنان را پیش‌بینی کنید، اما او یک‌جوری با تعجب به من نگاه کرد که انگار دارم چه حرف عجیبی می‌زنم! حتی دوستم که با من بود و اتفاقاً او هم دختر بود از این اعتراض من تعجب کرد. متأسفانه در کشور ما تعداد دستشویی‌هایی زنانه بسیار کم است و آن تعداد کم هم بدون امکانات هستند. حرف من این است که هر کس مسئول سازمانی می‌شود به نیاز‌های زنان فکر کند و متوجه شود که نوار بهداشتی به اندازه مایع دستشویی مهم است!»


«باران» که یک مهندس نساجی است هم از دغدغه‌هایش برایمان می‌گوید: «بار‌ها برایم پیش آمده است که برای سرکشی به کارخانه که محیطی مردانه است رفته‌ام و آنجا پریود شده‌ام و تقریباً توان راه رفتن را از دست داده‌ام.
رنگ صورتم می‌پرد و از درد به خودم می‌پیچم و نمی‌توانم به هیچ‌کس بگویم چه اتفاقی برایم افتاده!
بار‌ها وقتی در این شرایط قرار گرفته‌ام، مدیرم رو به من گفته که خانم مهندس! چرا امروز متمرکز نیستید؟ و من مجبورم لبخند بزنم و همه چیز را عادی جلوه دهم.

در صورتی که اگر یک مریضی بود می‌توانستم با صدای بلند اعلام کنم که مثلاً سرم درد می‌کند، اما هیچ زنی نمی‌تواند فریاد بزند که من امروز پریودم؛ دست از سرم بردارید
البته من در زندگی شخصی با همسرم هم این مشکل را دارم.
همسرم پس از ۱۰ سال زندگی مشترک هنوز نمی‌داند در این دوران باید بیشتر مراعات حال من را بکند و سر مسائل کوچک با من نجنگد.

این روایت‌ها بخش بسیار کوچکی از چالش‌های زنان درباره قاعدگی هستند و زنان زیادی در اطراف ما بابت این چرخه بسیار متداول که نشان‌دهنده سلامت جسمی یک زن است، خجالت‌زده هستند و از صحبت کردن درباره آن شرم دارند. اما آنچه که همه خانم‌ها باید بدانند این است که این فرایند به‌طور طبیعی در دوران باروری جنسی پستانداران ماده رخ می‌دهد و هیچ اتفاق عجیب، شرم‌آور و ترسناکی نیست._ایسنا

@adelehz
روز 28می روز جهانی بهداشت عمومی قاعدگی .
به بهداشت جسم و روان در این برهه ی حساس هرماهه بایدبسیار اهمیت داد.باید تلاش کرد که نه آگاهی زنان که بلکه مردان رانیز در این جهت بالا وبالاتربرد.
@adelehz
اولین باری که رد خون را
در لباس زیرمان دیدیم،
بدون شک تمامی مان وحشت کردیم.

بعد آمدند
در گوش مان گفتند
این یک راز است
و هیچ مردی نباید از آن بو ببرد.
دردهای یواشکی ِزیادی کشیدیم.
دردهایی از ناحیه ی کمر تا زیر شکم.
حالت تهوع از شدت درد.
در فصل سرما عرق کردیم.
فوبیای رد خون بر پشت فرم های مدرسه داشتیم...
آن هایی که مذهبی بودند
ماه رمضان ها در خانه باید ادای روزه دارها را در می آوردند.

سه بار سکته میکردیم
تا برویم
داروخانه و از اقای پشت پیشخوان نوار بهداشتی بخواهیم...
به شخصه امتحان های زیادی را سر همین درد ماهیانه،
خراب کردم.
اردوهای زیادی را کنسل کردم.
کلاس های مهمی را غایب کردم...
وسط جنگل های شمال از درد به خود پیچیدم
و صدایم در نیامد.

پایم را گذاشته بودم
مشهد
و به دلیل همین قاعدگیِ لعنتی توی هتل مانده بودم.
دریای کیش را دیده بودم
و تنها ساق پایم را داخلش برده بودم.
دبیرستانی که بودم
اگر وسط زنگ یکدفعه دردم میگرفت
باید با آژانس به خانه برمیگشتم.

شب هایی که از درد و عرق از خواب جا میپریدم
و آنقدر آن شب طولانی بود
که حتی از گریه هم خوابم نمیبرد...
تمام این ها به کنار.
اگر یک روز بعد از یک ماه این درد دیرتر به سراغمان بیاید
وحشت به جانمان می افتد.
سونوگرافی باید برویم.
پله ها را نباید بالا و پایین برویم.
باید پسته و موز بخوریم.
ولی در این بین تنها چیزی که دردش بیشتر از درد جسم است،
درد روان ماست.
دردی که باید تمام این دردها را مخفی کرد.

که مبادا برادر و پدرت بفهمند
تو درد میکشی.
که مبادا استاد دانشگاه بفهمد
تو از درد به خود میپیچی.
که یکدفعه اگر توی خیابان از شدت ضعف به زمین بخوری
نباید بگویی
پریود هستم...
سال آخر مقطع کارشناسی که بودم
به سیم آخر زدم.

یک روز وسط امتحان که درد امانم را بریده بود
و به زور جواب ها را مینوشتم،
پایین برگه ام ضمیمه کردم:
استاد شما از درد پریود چیزی نمیدانید
و حق دارید
به برگه ی پر از جفنگ من نمره ندهی!...
دردهایم را در خانه بروز دادم.
جیغ میکشیدم
و از عمد می آمدم
وسط سالن و از درد به خود میپیچیدم.
سحرهای ماه رمضان بیدار نشدم
و اعلام کردم من یک هفته مرخصی دارم
و در ازایش درد میکشم
و خون میبینم.

یک هفته در ماه نفرت مان را نسبت به تمام مردهای اطرافم،
اعلام میکردم...
اما هیچ چیز این وسط تغییر نکرد.
نه مردها درک شان افزایش یافت
و نه از دردهای من کم شد...
چیزی که میخواهم بگویم
این است
که 28 می روز بهداشت قاعدگی،
چیزی فراتر از بهداشت جسمی ست.

بهداشت روحی و ساپورت روانی زن ها در طی این شش روز،
یک هفته،
ده روز و...
مهم ترین مسئله ای ست
که یک زن به آن احتیاج دارد.
حالا که جامعه ی ما یک تاریخ شمسی به این روز اختصاص نمیدهد
و ما دست به گریبان تاریخ و مناسبت میلادی این روز میشویم
لطفا کمی هوای زن ها را داشته باشید.
لااقل در ماه شش روزش را..

@adelehz
این شگفتیِ آفرینش است که یک زن، هر ماه برای آفریننده بودن و زایش و تضمینِ بقای هستی، از درونِ خویش، پوست می‌اندازد، برای پروانه شدن، پیله می درَد و باورِ امتداد و بودن را با طاقتِ زنانه‌اش به نبض سلول‌های جهان، می‌بخشد ...
اینکه گرایشِ چرخه‌ی هستی به تحول و نو شدن را در کالبد یک زن می‌توان دید،
این که شکست دادنِ دردها و مشکلات را در لبخندِ زنانه‌ای می‌توان فهمید؛
بزرگترین اعجازِ دنیای پیچیده‌ی آدم هاست !

👤نرگس صرافیان طوفان

امروز 28 مِی، روز جهانیِ بهداشت قاعدگی است .

@adelehz