"زنی که‌گم کردم "
4.44K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فنجان عتیقه

کلام:عادله زمانی
صدا:سمیرا بهرامی

@adelehz
خدایا به امید خودت
تا باشد که نوبت حاجت ما شود
باشد که شفای بیماران مان
آرامش قلب های شکسته ی مان
ایمان گم شده ی مان
سلامت پدران و مادران مان و شادی شان
ثروت از دست داده یا هنوز به دست نیاورده ی مان
حفاظت فرزندان مان یا دادن آنها به دامان مان
حفظ آبروی مان
و خوشی قلب هایمان را از تو هدیه بگیریم ..
که جز خودت نه مامنی ست و نه پناهی
و نه چاره سازی
آمین
#عادله_زمانی
شب زیبا ❤️
@adelehz

@adelehz
وقتی بشدت درحال مجادله هستی
وقتی بخاطر یک نابسامانی کوچک در حال فریاد کشیدن بر سر مادر و همسر و فرزندت هستی
وقتی بخاطر یک مانع سخت در حال اشک ریختنی ...در تمام لحظات این چنینی
به یاد آور که
زندگی همین است ..همین مشکلات ریز و درشت، تنش های کوچک‌وبزرگ و غصه های آمدنی و رفتنی که لابلای شان حتی برای چند دقیقه میتوانی شاد باشی
و تو برای همان چند دقیقه چنین به تکاپو افتاده ای ..
بگذار تنش ها و مشکلات بیایند و بروند
صبور باش کمی هم آرام
عرصه را بر خودت و دیگران تنگ نکن
فقط زندگی را زندگی کن ...
#عادله_زمانی

صبح بخیر ❤️
@adelehz
کار خوبه خدا درست کنه❤️
@adelehz
خدای مهربان کسی است که
نه در هفت طبقه آسمان می گنجد
و نه در هفت طبقه زمین،
ولی در دل آدمیزاد می گنجد!
پس زنهار که هیچ وقت دل کسی را نشکنی...

📕 زوربای یونانی
✍🏻 نیکوس کازانتزاکیس
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالهای خوب کودکی
روزهای کوتاه ، روزه های بلند
سفره ای پربرکت زولبیا،بامیه نان وپنیر و آش و حلیمی خوش عطر
ربنای شجریان
سریالهای خنده دار و واقعی بعد افطار
عطر خوب سحری های دم کرده مادر
کله گنجشکی های یواشکی
ذوق رسیدن به لحظه ی افطار
و شوق نزدیکتر شدن به خدا ...

الهی شکرت اگر امسال هم لایق مهمانی ات بدانی ام.
و کمکم کنی که دیگران را بخاطر روزه گرفتن یا نگرفتن قضاوت نکنم چرا که قضاوت مخصوص خودت است.
و آنچه دارم را به تو بسپارم که از تو امانتداری بهتر یافت نخواهد شد.

رمضان مبارک
@adelehz
یک بار دیگر رمضان آغاز شد .
خیلی ها اهل روزه گرفتن هستیم .خیلی ها نمی گیریم. بسیاری در حسرت روزه گرفتن اما از نظر جسمی ناتوان
همه اما دعوتیم به مهمانی اش ...
در این ماه بیایم همدیگر را بهتر درک کنیم اگر اهل روزه گرفتن هستیم .مرحبا، اما خودمان را برتر از بقیه ندانیم .به کسی چشم غره نرویم .این معامله ی بین ما و اوست .زیبا نیست که آنچه بین ما و اوست را با چشم و ابرو آمدن برای دیگران کم اجر کنیم‌.
حیف ست که اگر تنها دهانمان برای خوردن روزه باشد نه برای حرف نا زیبا و تلخ نزدن .
و اگر اهل روزه گرفتن نیستیم بدانیم که حق نداریم به اعتقاد آن کس که برای نزدیک تر شدن به خدایش تمام روز را گرسنه و تشنه میماند کوچکترین بی احترامی بکنیم .
و اگر شرایط جسمی مان اجازه روزه گرفتن به ما نمیدهد بدانیم که در دعای روزه داران فراموش نمی شویم و سفره ی الله آنقدر گسترده ست که حتما در گوشه اش جایی برای ما ناتوانان هم یافت میشود...
در این ماه از او میخواهیم که این سرگشتگان صحرای هستی را در آغوشش جا دهد و سفره اش را برای بندگان خسته اش بگستراند و بداند که هر روز بیشتر به رحمت کبریایی اش محتاجیم.
و ما چه هستیم جز قطرگانی از دریای هستی اش
بارالها،فراموشمان نکن و دست این ناتوانان را چنان بگیر که در شان شاهانه ی توست .
پروردگارا گره از کارهایمان بگشا
مریضانمان را شفا بخش که هوالشافی
و در دلهایمان آنچنان ایمان و آرامشی لبریز کن که جز یادت هیچ چیز اراممان نکند
صاحب خانه بنگر که بر کلون در چنان میکوبیم و تو خوب میدانی که از کرم شاهانه ات پاسخ ندادن بدور باشد .
ما محتاجانیم و تو بی نیاز
ما در راه مانده و تو صاحب راه
ما پشت در ایستاده گان و تو صاحب خانه
بگشا بارالها در خانه ات را امسال هم به تمنا آمده ایم...
رمضان مبارک .
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
استاد محمدرضا شجریان – ربنا
بد نیست معنی ربنای استاد شجریان راهم بخوانیم :

ربنای اول : سوره آل عمران از سوره های مدنی – آیه شماره ۸

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب

بارالها دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی
و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده بی عوض و منت

ربنای دوم : سوره مومنون از سوره های مکی – آیه شماره ۱۰۹

انه کان فریق من عبادی یقولون ربنا ءامنا فاغفرلنا وارحمنا و انت خیر الرحمین

زیرا شمایید که چون طایفه ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می کردند
بارالها ما به تو ایمان آوردیم تو از گناهان ما درگذر
و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی

ربنای سوم : سوره کهف از سوره های مکی – آیه شماره ۱۰

اذ اول الفتیه ال الکهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنک رحمه و هیی لنا من امرنا رشدا

آنگاه‌ که آن جوانان کهف ( از بیم دشمن ) در غار کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت کردند
بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما
و بر ما وسیله رشد و هدایتی کامل مهیا ساز

ربنای چهارم : سوره بقره از سوره های مدنی – آیه ۲۵۰

و لما برزوا لجالوت و جنوده قالو ربنا افرغ علینا صبرا
و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکفرین

چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند از خدا خواستند
که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش
و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما.
@adelehz
آن روز را خوب بیاد دارم .
با مادرم در بازارهای سرپوشیده شهرمان میچرخیدیم.مادرم میخواست پارچه های نخی گلدار بخرد شاید پارچه هایی با زمینه ی قرمز و گلهای ریز سفید یا هم برعکس
شاید گلهای درشت شاید هم رزهای صورتی مد نظرش بود .
دقیقا نوع گل روی پارچه ای که میخواست را نمیدانستم فقط این را میدانستم که هدفش گل است .
پارچه ی ساده یا پارچه ای که گل نداشت نمی خواست .
مادرم با پارچه فروشان سر و کله می زد و آنها صبورانه طاقه های پارچه را بالا و پایین می کردند . از مکالمات مادرم و فروشنده ها فقط یک کلمه مدام در همهمه ی بازار به گوشم می رسید:
"گل"
از دکان پارچه فروشی به رسم کنجکاوی کودکانه با استفاده از معدود غفلت های مادرم بیرون آمدم .
کنار پارچه فروشی یک گلفروشی بزرگ بساط گلهای معطر و ساده را در بازار پهن کرده بود .
عطر خوب مریم ها در آن چوک بازار فرمانروایی می کرد .
میان بساط گل فروش یک گلدان قدیمی و یک شاخه محمدیِ تک گل درونش خودنمایی میکرد .
با بقیه گلها فرق داشت یا شاید هم من فکر میکردم فرق میکند .بهرحال جای کودک ۷ ساله ی مشتاق کنار بساط گلفروشی نبود در حالی که اسباب بازی فروشی فقط چند قدم آن طرف تر قرار داشت .
به آن گلدان قدیمی نگاه میکردم در حالی که حس میکردم آن گل هم مرا میبیند .چرا بین آن همه گل های رنگارنگ با گلدانهای جدید تر من و آن گل هم را انتخاب کرده بودیم هنوز هم بعد سالها نمیدانم.
بهرحال وضع به همین منوال باقی نماند و مادرم با پارچه های گلدار تازه خریداری شده اش از راه رسید .میدانستم که به رسم هر بازارگردی دو نفره ی مان اگر دختر خوب و با ادبی باشم اجازه داشتم چیزی انتخاب کنم تا مادرم آن را برایم بخرد.مادرم آن لحظه فرشته ی مهربان سیندرلا بود که میتوانست خوشحالی بخرد .
مادرم دستم را کشید تا به طرف اسباب بازی فروشی برویم بنظرم قصد داشت مثل تمام دیگر لحظات زندگیم خوشحالم کند و با خریدن یک عروسک قشنگ یا یک سرویس چایخوری بچه گانه شوری به بساط خاله بازی های عصرانه ام بدهد .
اما چه شد ؟
من محکم سرجایم ایستادم و پاهایم را درون کفشهای کفشدوزکی خالدارم فشار دادم و گفتم من آن را میخواهم .و آن چه بود ؟ یک گل محمدی خیلی عادی وسط یک گلدان سفالی قدیمی وسط بازار که میتوانست آخرین چیزی باشد که یک کودک ۷ ساله میخواهد داشته باشد .
مادرم برآشفت و با عصبانیت گفت این به چه درد تو میخورد؟؟؟ خارهایش را دیده ای ؟ دستانت را غرق زخم میکند .
راستش اصلا تا آن لحظه خارهای گلی که مرا نگاه میکرد را ندیده بودم ولی مگر چه اهمیتی داشت شاید اگر آن گل ، گل من بود دیگر خارهایش مرا آزار نمیداد.
مادرم راضی نمیشد باور نمی کرد که خواسته ای چنین غیرمنطقی داشته باشم .برای مادرم خرید یک عروسک راحت تر از بردن آن گلدان قدیمی به خانه بود.
اما با این حال کوتاه آمد و پذیرفت آن گلدان را برایم بخرد .
تا من دستان کوچکم را دورش حلقه کنم و گلدان قدیمی ام را به خانه ببرم در حالی که عمیقا احساس میکردم گلم به طرز شگفت آوری خوش رنگ تر و خوش عطر تر از قبل شده است .
مادرم آن سال برایم دامنی گلدار دوخت در حالی که چرخ خیاطی اش مشرف به گلدان قدیمی گل من شده بود. درحالی که اعتراف میکرد گلم روز به روز زیباتر می شود.

میخواهم بگویم بعضی آدمها در زندگی ما گل های تنهای گلدان های قدیمی هستند .هیچ تناسبی بین ما و آنها نیست ، هیچ شباهتی بهم نداریم هیچ کس باور نمیکند که ما بتوانیم همدیگر را کامل کنیم اما این رخ می دهد .
به خودت می آیی و میگویی بین این همه گلهای قشنگ بین این همه گلدان های مجلل من آن گل ساده و آن‌گلدان قدیمی را انتخاب میکنم
چون می دانم او با دیدنم خوش رنگ تر میشود
تو گویی بخواهد برای خوش آمد من خود را بیاراید .
و البته آن‌گل ساده هرگز بدون خار نیست ، خارهایی که اطرافیان مدام آن را به تو یادآوری میکنند و البته که واقعی ست .
اما تو میدانی که اگر آن گل بخواهد گلِ تو باشد خارهایش را از تو دور میکند.

راستی کسی چه میداند که تک گل گلدانی قدیمی چقدر از تنهایی خسته است ؟

#عادله_زمانی
@adelehz
دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز

میی به ساغر من همچو آفتاب بریز…

خاقانی
@adelehz
می‌خواهم كار كنم
من يک باغ می‌خواهم،
یک خانه کوچک، چمن‌زار، حيوانات،
كتاب‌ها، نقاشی‌ها، موسيقی
و فراتر از اين‌ها
می‌خواهم بنويسم...

کاترین منسفیلد

@adelehz
نیمه ی گمشده ی عزیز این ماه رمضونم میگذره وتوی بی لیاقت پیدات نمی شه تا برات ازاین دلبریا بکنم 😒همانا که از زیانکارانی
@adelehz
میتوانیم ساعتها حرف بزنیم و باز هم همدیگر را نفهمیم .
زبان گرچه ابزاری شگفت انگیز برای ارتباط است ولی گاهی حتی زبان هم از بیان واقعی آنچه میخواهیم بگوئیم قاصر می ماند .
اما چشم‌ ها
چشم ها بحث شان جداست .نه میتوانند دروغ بگویند نه مصلحت حالی شان میشود .صادقند و صاف
هرچه که باشد خوب یا بد ، میگذارند کف دست طرف مقابل .
چشم ها نمیتوانند دروغ بگویند از زبان ها بیشتر به چشم‌ ها اعتماد کنید.
#عادله_زمانی
@adelehz
هر وقت که دستت از همه جا کوتاه شد بگو:

وأُفَوِّضُ أَمْرِ‌ی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّـهَ بَصِیرٌ‌ بِالْعِبَاد
ِ
کارم را به خدا می‌سپارم
قطعا خداوند بینا به بندگان است ..


شب زیبا ❤️
@adelehz
شازده کوچولو:
میگن بعضی عشق ها
عشق نیست دیوانگیه
روباه:
عشقی که توش دیوانگی نباشه
عشق نیست
فقط حس عادته...

آنتوان دوسنت اگزوپری
@adelehz
دیروز آقای قاضی مرادی فوت کردند .ایشون سالها با عوارض بیماری پارکینسون دست و پنجه نرم کردند .
اما چیزی که متفاوت می کرد این موضوع رو اینه که خانوم شون ۵۰ سال باهاشون زندگی کردند و توی این سالهای آخر با تمام مهربونی ازشون مراقبت کردند .
چقدر مهربونی و وفاداری در وجود آدمها به طور ویژه ای زن ها زیبایی شون و صد برابر میکنه ❤️
روحشون شاد
#عادله_زمانی
@adelehz