"زنی که‌گم کردم "
4.41K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
"زنی که‌گم کردم "
@adelehz – Silsilamo - سلسله مو - UNITED AS ONE VOICE
کمان دارد ز ابرو
کمند دارد ز گیسو
شکر در خنده ی او
به پیشش خم شود سرها به زانو
بت ما جادو ست البته جادو


ای سلسله مو
ای سلسله مو از این سو گذر کن
ما هم عاشقیم بر ما هم نظر کن


آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

به دل مهر تو دارم ز عشقت بی قرارم
دو چشم اشک بارم به پایت می گذارم

برای دیدنت در انتظارم
اگر فرمان دهی جان می سپارم


ای گیسو کمند
ای ابرو کمان تو مارا مترسان
سر می طلبی آمده و بستان
آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

استاد نی نواز

@adelehz
زنها با بافتن خو گرفته اند
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
شب بخیر ای نفست شرح پریشانیِ من...
ماه پیشانی من دلبر بارانی من
ناصر حامدی


شب بخیر ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با این امید که یک روز دیگر
توی این دنیا هستم، حرکت بکنم.
بقیه اش دست من نیست.
دست تو هم نیست.

📗 ملت عشق
✍🏼 الیف شافاک
@adelehz
صبح بخیر
احمق هایی که جنگ می‌کنند ،
دوستت دارم را بلد نیستند !
یا شاید حوالی خانه‌اشان، دختری با دامن گلدار نبوده است!

علی محیط
@adelehz
ﻣﺮﺩﯼ ﺑـﻪ همسرش ﮔﻔـت: "ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﯾﻚ فرشته ﻧﺰﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔـﺖ ﻛﻪ ﯾﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛﻨﻢ.
همسرش ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔـﺖ: ﻣﺎ ﻛﻪ 16 ﺳﺎﻝ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ بچه ﺩﺍﺭ ﺷﻮﯾﻢ.
ﻣﺮﺩ پیش ﻣﺎﺩﺭﺵ رفت ﻭ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ‌ ﻛﺮﺩ، ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻫـﺴﺘﻢ، ﭘﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ".

ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﭘﺪﺭ ﺭﻓﺖ، ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻪ ﺍو ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻫﻜﺎﺭﻡ ﻭ ﻗﺮﺽ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻓـﺮﺷـﺘـﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻛﻦ".

ﻣﺮﺩ ﻫﺮﭼﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩ, ﻫﻮﺍﯼ ﻛﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﺪﺍﻡ ﯾﻚ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﻘﺪﻡ ﺩﺍﺭﻧﺪ، همسرم؟ ﻣﺎﺩﺭﻡ؟ ﭘﺪﺭﻡ؟

ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﺍﻩ ﭼﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟـﯽ ﭘﯿﺶ فرشته ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﺑﭽﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﻼ ﺑﺒﯿﻨﺪ“!

براى همديگر آرزوهاى قشنگ کنيم 😊🌹
@adelehz
خوش آن‌روزی که بینم باغِ خشک آرزویم را
به جادوی بهار خنده‌هایت می‌شکوفانی..


@adelehz
سلام به روی ماهتون
امشب برای اولین بار
قصد دارم که یک لایو صوتی توی کانال برای شما عزیزان داشته باشم .
پس اگر تمایل داشتید توی این لایو باشید تلگرام تون و به آخرین نسخه آپدیت کنید
و راس ساعت ۲۳:۱۰ توی کانال آنلاین باشید .
مرسی
دوستتون دارم ❤️
@adelehz
"زنی که‌گم کردم " pinned «سلام به روی ماهتون امشب برای اولین بار قصد دارم که یک لایو صوتی توی کانال برای شما عزیزان داشته باشم . پس اگر تمایل داشتید توی این لایو باشید تلگرام تون و به آخرین نسخه آپدیت کنید و راس ساعت ۲۳:۱۰ توی کانال آنلاین باشید . مرسی دوستتون دارم ❤️ @adelehz»
Live stream finished (21 minutes)
شب زیبا❤️
@adelehz
چه بسیار روزهایی که با غصه بیدار شدیم اما در میانه راه خدا دلمان را شاد کرد.چه بسیار روزهایی که با گریه از خانه بیرون رفتیم و با خنده برگشتیم. باران بارید و آفتاب تابید..
خدای روزهای بارانی خدای روزهای آفتابی هم هست...به او اعتماد کن جوابش را خواهی گرفت...
#عادله_زمانی
@adelehz
تصویری شامل امید به زندگی :)))
آلوچه یا گوجه سبز
مسئله این است :)))
عکس بهار از شیراز
@adelehz
باید برای رسیدن به آرامش و صلح با خودتان وقت صرف کنید و تلاش بورزید. این نتیجه یک‌ شبه به دست نمی‌آید و ورای آنچه بتوان شرح داد، به پی‌گیری و تلاشی در سراسر عمر نیازمند است.

هنگامی که به یکپارچگی عاطفی خود متعهد باشید، باید هر روز به وجود خودتان بیندیشید نه فقط یک‌بار در هفته که به روانشناس مراجعه می‌کنید یا برای انرژی درمانی می‌روید و به مراقبه می‌پردازید بلکه هر روز و هر لحظه از آن شماست.

شما باید این هدیه را به خودتان تقدیم کنید که برای خود ارزش قائل شوید و از وجودتان مراقبت نمایید.
شما هرگز یک کودک را یک روز زیر باران در بیرون خانه رها نمی‌کنید، پس چرا کودک درون خود را یک روز، یک هفته، یک ماه یا یک سال بدون و توجه و مراقبت تنها می‌گذارید؟!


دبی فورد

@adelehz
وصال دو عاشق با وساطت ۲۰۰ نفر پس از ۳۲ سال انتظار
کیومرث و توران تیموری زوج کوهدشتی (لرستان) پس از ۳۲ سال انتظار سرانجام به هم رسیدند. آقای تیموری گفته: قرار بود در ۱۸ سالگی با دختر عمه‌ام ازدواج کنم اما مشکلات خانوادگی مانع آن شد. از آن روز مرتب به خواستگاری ایشان رفتم اما خانواده جواب منفی دادند.
حتی سال ۸۳ به دلیل خواستگاری زیاد، از من شکایت کردند و به زندان افتادم. در این مدت خانم تیموری همه خواستگارانش را جواب کرد و بالاخره امسال با همکاری روحانی روستا و ۲۰۰ نفر از اهالی به خواستگاری رفتیم و خانواده دختر موافقت خود را با این ازدواج اعلام کردند.


@adelehz