"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
عشق تو به‌خودی خود می‌روید
مثل گل دادن باغ‌ها
و رویش شقایق سرخ
بر در خانه‌هامان ...

مثل رویش بادام و صنوبر در کوه‌پایه‌ها
مثل جریان یافتن شکر‌ و شیرینی به قلب هلو ...

محبوبه‌ام!
عشق تو ... مثل هواست
که مرا در خود می‌گیرد
بی آن‌که بدانم یا احساس کنم
عشق‌ات جزیره‌ای‌ست که دست خیال به آن نمی‌رسد
خوابی مثل دیگر خواب‌ها ...
که نه می‌شود گفت و نه تعبیرش کرد ...


نزار قبانی


@adelehz
‏پدرِ من دبیرستانی که بوده، کار می‌کرده تا خرج درس خوندن خودش و برادرهاش که از نیشابور مهاجرت کرده بودند مشهد دربیاد. وسط این دشواری، تصادف کرده و صورتش آسیب دیده بود.پولی نداشته برای عمل حیاتی و خطرناکِ صورت و بینی.
‏یک دکتر، سرِ فلکه‌ی دروازه قوچانِ مشهد، شش ماه تمام بدون هیچ پولی معالجه اش کرده هزینه‌ی درمان نگرفته از پدرم چون فهمیده این پسر بچه برای درس خوندن خودش و برادرهاش کار میکرده
هر دو روز معاینه میکرده،هم دارو می‌خریده هم سه بار مجانی عمل کرده سه بار
‏امروز بعد از پنج روز گرفتگی گوش پدرم اصرار کرد که بلند شو بریم پیش دکتر فتوحی من باید ببینمش رفتیم یک پیرمرد ۹۵ ساله، توی یک مطبِ خالیِ قدیمی نشسته بود. دائم می‌خندید. گوش‌های خودش سنگین شده بودند. معاینه‌م کرد.
‏از پدرم پرسید «چی شدی؟داداش‌هات چی شدند؟»گفت «هرکدوم پروفسور یک چیزی شدند،من دیپلم که گرفتم درس نخوندم،کار کردم اون‌ها درس بخونند.» از من پرسید «تو چیکار می‌کنی؟» گفتم «فلسفه می‌خونم. می‌نویسم.» داشت نسخه می‌نوشت. به بابام گفت «من برای همه‌ی این چیزهای چهل سال بعد حواسم بهت بود.»
از پیج عالیجناب
پ.ن نسل دکترهای صبور و باوجدان
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می دهی از چه نویدم ؟

دو دقیقه غرق شویم در احساس

@adelehz
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

حافظ

@adelehz
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست...

سعدی

شب زیبا ❤️

@adelehz
شبها همه چیز سنگین تر میشود، انگار که حجم هر چیز دوبرابر میشود .
آرامش، سکوت، سیاهی ، دلتنگی حتی گاهی هوا هم سنگین تر میشود .
همه جا در سکوت فرو می رود و یادها فرصتی پیدا میکنند تا از پستوی ذهنت بیرون بیایند .
تمام آدمهایی که در طول روز جنگیده ای تا در خاطرت بمیرند و به ذهنت خطور نکنند دوباره زنده میشوند .
دوباره می آیند و روبرویت می نشینند
پیراهن چهارخانه ی آبی پوشیده عطری که دوست داشتی زده است و با چشمانش لبخند می زند .
انگار نه انگار این همان آدمی ست که از او دور بودی شب دوباره تورا دلتنگش کرده است .
دلتنگ حضورش و اینکه بازهم سعی کند با چشمانش لبخند بزند .
بنظرم شبها موذی هستند
به شکلی موذیانه سعی دارند به تو بفهمانند کسی را که مدتها تلاش کردی در ذهنت دفن کنی بار دیگر در قلبت زنده کرده ام
این اگر کار یک موجود موذی نیست پس چیست ؟
بهرحال گویی شب در این نبرد تن به تن موفق تر از ماست.
آن نامهربانان رفته باردیگر زنده میشوند و با عطر های دلخواه برگشته اند .
شب فرصتی میدهد تا دوباره عمیق نگاهش کنی تا دوباره بخواهی نگرانش شوی و به خودت بگویی چقدر دلم برای بودنش تنگ شده است .
شب اما ماندنی نیست ..
همینکه بارش را بست و خواست برود آن نامهربانان دل آزار را هم با خود خواهد برد .
وقتی که ما در خوابیم شب با یاد آن محبوبان دل آزار خواهد رفت
صبح
روز
شروع دوباره باز هم فصل پیروزی ماست
ما که تلاش میکنیم آن دلداران نامهربان را فراموش کنیم .روز فصل فراموشی ست
ولی وقتی دوباره شب شد ...
آنها خواهند آمد
یادشان خواهد آمد
شب با خاطره ها خواهد آمد ...
#عادله_زمانی
@adelehz
حتی در غم انگیزترین زندگی ها نیز به لحظاتی درخشان برمیخوریم
و حتی در میان شن و سنگ هم گل های کوچک شادی می روید.

هرمان هسه


پ. ن:زندگی تون پر از گلهای کوچک شادی
صبح بخیر ❤️


@adelehz
دیدار یارِ غایب ،
دانی چه ذوق دارد ؟
ابری که در بیابان
بر تشنه ای بِبارد ...

سعدی
@adelehz
می‌دانی کوچولو، شیرینی‌پزی و عشق مثل هم‌اند.
پای طراوت در میان است و همه‌ی مواد آن، حتی تلخ‌ترین‌شان، به شیرینی دلپذیری تبدیل می‌شوند...

کریستین بوبن
@adelehz
سیاهی همیشه وجود دارد .تاریکی از آغاز خلقت بوده است اما رنگ و نور و شادی مسافران چند روزه اند .
وقتی به دستت رسیدند بی توجه از کنارشان عبور نکن
از حضورشان لذت ببر
کسی نمیداند دوباره کی مهمانت خواهند شد.
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
@adelehz – Silsilamo - سلسله مو - UNITED AS ONE VOICE
کمان دارد ز ابرو
کمند دارد ز گیسو
شکر در خنده ی او
به پیشش خم شود سرها به زانو
بت ما جادو ست البته جادو


ای سلسله مو
ای سلسله مو از این سو گذر کن
ما هم عاشقیم بر ما هم نظر کن


آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

به دل مهر تو دارم ز عشقت بی قرارم
دو چشم اشک بارم به پایت می گذارم

برای دیدنت در انتظارم
اگر فرمان دهی جان می سپارم


ای گیسو کمند
ای ابرو کمان تو مارا مترسان
سر می طلبی آمده و بستان
آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

استاد نی نواز

@adelehz
زنها با بافتن خو گرفته اند
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
شب بخیر ای نفست شرح پریشانیِ من...
ماه پیشانی من دلبر بارانی من
ناصر حامدی


شب بخیر ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با این امید که یک روز دیگر
توی این دنیا هستم، حرکت بکنم.
بقیه اش دست من نیست.
دست تو هم نیست.

📗 ملت عشق
✍🏼 الیف شافاک
@adelehz
صبح بخیر
احمق هایی که جنگ می‌کنند ،
دوستت دارم را بلد نیستند !
یا شاید حوالی خانه‌اشان، دختری با دامن گلدار نبوده است!

علی محیط
@adelehz
ﻣﺮﺩﯼ ﺑـﻪ همسرش ﮔﻔـت: "ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﯾﻚ فرشته ﻧﺰﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔـﺖ ﻛﻪ ﯾﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛﻨﻢ.
همسرش ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔـﺖ: ﻣﺎ ﻛﻪ 16 ﺳﺎﻝ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ بچه ﺩﺍﺭ ﺷﻮﯾﻢ.
ﻣﺮﺩ پیش ﻣﺎﺩﺭﺵ رفت ﻭ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ‌ ﻛﺮﺩ، ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻫـﺴﺘﻢ، ﭘﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ".

ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﭘﺪﺭ ﺭﻓﺖ، ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻪ ﺍو ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻫﻜﺎﺭﻡ ﻭ ﻗﺮﺽ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻓـﺮﺷـﺘـﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻛﻦ".

ﻣﺮﺩ ﻫﺮﭼﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩ, ﻫﻮﺍﯼ ﻛﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﺪﺍﻡ ﯾﻚ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﻘﺪﻡ ﺩﺍﺭﻧﺪ، همسرم؟ ﻣﺎﺩﺭﻡ؟ ﭘﺪﺭﻡ؟

ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﺍﻩ ﭼﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟـﯽ ﭘﯿﺶ فرشته ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﺑﭽﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﻼ ﺑﺒﯿﻨﺪ“!

براى همديگر آرزوهاى قشنگ کنيم 😊🌹
@adelehz
خوش آن‌روزی که بینم باغِ خشک آرزویم را
به جادوی بهار خنده‌هایت می‌شکوفانی..


@adelehz