"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من باور دارم که عشق ابزاری برای کامل شدن است .
کامل شدن هر حس و به طبع آن کامل شدن شادی
در یک عشق واقعی شما فرصتی برای شادی بیشتر میابید، در واقع ما آدمها عاشق میشویم تا خوشحالتر باشیم نه برعکس
اگر میبینید در یک رابطه‌ی عاشقانه خوشحال نیستید کمی تامل کنید شاید جایی از کار مشکل داشته باشد .
چون‌ این برعکس قواعد بازی عشق است.
#عادله_زمانی
ویدیو از فیلم من پیش از تو
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به پدرها و مادرهاتون سربزنید
قبل از اینکه خیلی دیر بشه ...
نگذارید این بشه بزرگترین حسرت زندگی تون...

@adelehz
در بانک منتظر نوبتم نشسته بودم .پسرک کوچلو با مادرش وارد بانک شد دستهای کوچکش را که محکم درون دستان مادرش پنهان کرده بود کمی نا آشنا به محیط نگاه میکرد مادرش کمی دورتر از من روی صندلی مثل من منتظر نوبتش نشسته بود. پسرک کنار مادر ایستاد و از دریچه ی بهت زده ی چشمان میشی قشنگش به ما آدم بزرگهای پوکر فیس چشم دوخته بود .
به عادت همیشگی در مواجه با بچه ها به طرفش لبخند زدم .اما این بار برعکس همیشه که با لبخند زدن به آدم کوچولوها واکنش های قشنگی میگیرم هیچ واکنشی از پسرک چشم میشی نگرفتم .
بیشتر متعجبانه نگاهم کرد.
از خودم پرسیدم چی شده؟ نکنه لبخندم خراب شده ؟؟؟
یادم آمد ماسک زدم و طفل معصوم نمیتواند لبخند مرا ببیند .غم دنیا یه هو ریخت توی دلم ...
بی آنکه کسی ببیند بی آنکه کسی بداند لبخندم را زیر ماسک از روی لبم جمع کردم .
بیاد خودم افتادم در سالهایی که گذشته بود. ناگهان پرت شده بودم در ناخودآگاه خاطرات نا خواستنی
من بارها
بارها و بارها تلاش کرده بودم به دیگرانی لبخند بزنم اما هربار لبخندم دیده نشد .انگار کسی لبخندم را نمی دید و هرچقدر من تقلا میکردم بازهم افاقه نمی کرد.
میدانی در دنیای دوستی ها در معادلات دوستانه اگر نتوانی لبخند بزنی یا نتوانی لبخندت را به بقیه نشان دهی تنها میمانی
چون آدمها نمی فهمند که تو اهل مهربانی و دوستی هستی.انها فقط یک‌ جفت چشم مغرور را میبینند و از تو دور میشوند .
من بارها تلاش کردم به انهایی که نامهربان بودند لبخند بزنم و آنها هر بار آن را ندیدند یا شاید هم نادیده گرفتند .حالا علتش یک ماسک روی لب من یا یک عینک نادرست بر چشم آنها بود نمی دانم.
فقط میدانم که این کار مرا آزار داد و برای مدتها قلبم را در هاله ای مبهم از غصه فرو برد.
القصه
خواستم بگویم هربار خواستید لبخند بزنید آگاه باشید که ممکن است بسیاری لبخند تان را نبینند یا حتی مفهومش را نفهمند یا حتی زیبایی اش را درک نکنند بی توجه به این چیزها شما بازهم لبخند بزنید...برای خاطر قلب خودتان و شاید هم قشنگ تر شدن لب هایتان.
صورتم را برگردانندم تا دوباره به پسرک چشم میشی این بار بدون ماسک لبخند بزنم اما دیدم پسرک با مادرش رفته و صندلی خالی مانده ..
راستش لبخندم را جمع نکردم آن بیرون بازهم آدمهایی برای لبخند دیدن قطعا وجود خواهند داشت..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
شب بخیر رفقا❤️
@adelehz
جهان
فارغ از تصورات و رویاهای ما به راهش ادامه میدهد آنچه که جهان را جای زیباتری برای زندگی میکند آدمهایی هستند که به رغم تمام نامهربانی ها مهربان باقی می مانند ‌
کم‌تعداد هستند اما هم اندازه ای که وجود دارند هم برای خوب کردن حال جهان کافی هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
صبح بخیر ❤️
آشپزخانه سنگر است،
يك سنگرِ زنانه.
سنگرى كه زن را پناه ميشود.
آسمان دلش كه بارانى ميشود ظرفها را ميشويد؛
آرزوهايش را تكه تكه ميكند و در فريزر ميگذارد؛
به بهانهء پيازها اشك ميريزد؛
جانش كه به جوش مى آيد، غصه هايش را دم ميكند؛
تنهايى هايش را در غذا ميريزد و وقتى خوب جا افتاد آنها را در ظرف ميچيند و با فكرهايش دورچين ميكند؛
در آخر به همهء آنها نگاه ميكند، لبخند ميزند، كمى عشق از گوشهء دورِ دلش پيدا ميكند و با آن روىِ تمامِ تنهايى و غصه هايش را ميپوشاند.
زنانگى انتها ندارد.
كترى سوتِ پايانِ جنگِ امروز را به صدا درمى آورد؛
و زن با خودش فكر ميكند:
آشپزخانه سنگر است.
يك سنگرِ زنانه

مارال مشکل گشا
@adelehz
ای یار کجایی که در آغوش نِه‌ای...

سعدی
@adelehz
مردی گوسفندی ذبح کرده و آن را کباب نمود. به برادرش گفت برو و دوستان و نزدیکان را بگو که بیایند تا با هم این گوسفند را بخوریم.
برادرش رفت و در بین دهکده صدا کرد: آی مردم کمک کنید، خانه ما آتش گرفته است.
تعدادی اندکی برای نجات دادن آن‌ها آمدند. وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنی‌های رنگارنگ پذیرایی شدند. برادرش آمد و دید که کسان دیگری آمده و گوسفند کباب شده را خورده‌اند.
از برادرش پرسید:‌ چرا دوستان و نزدیکان را صدا نکردی؟ برادرش گفت: این‌ها دوستان ما و شما هستند. کسانی که شما آنها را دوست وخویشاوند
می‌پنداشتید،حتی حاضر نشدند تایک سطل آب هم روی خانه شما که آتش گرفته بود، بریزند.
خیلی‌ها هنگام کباب و گوسفند دوستان آدم هستند. وقتی خانه آتش گرفت، یک سطل آب حتی روی خاکسترتان هم نخواهند ریخت.
قدر دوستان واقعی‌مان را بدانیم...
@adelehz
شب بخیر رفقای جان❤️
@adelehz
آن زمان که بیاموزم.
عمر برای سپری شدن منتظر اجازه من نیست ..
و زندگی بدون من میگذرد اما من بدون زندگی معنا نخواهم داشت .
آن زمان فرا خواهم گرفت که خودم را با خوب و بد زندگی همراه کنم و بگذارم آسوده عبور کند بدون اینکه خودم را بیازارم...
#عادله_زمانی
عکس پریسا جان راغیان

صبح بخیر❤️
@adelehz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقریبا به پایان تعطیلات رسیدیم
امیدوارم امسال به خیر و سلامتی عبور کنه ❤️

@adelehz
فرزندان شما به حقيقت فرزندان شما نيستند؛
آنها دختران و پسران زندگی‌اند در سودای خويش...
آنها از كوچه وجود شما گذر می‌كنند اما از شما نيستند، اگرچه با شمايند، به شما تعلق ندارند.

عشق خود را بر آنها نثار كنيد، اما انديشه‌هايتان را برای خود نگه داريد. زيرا آنها را نيز برای خود انديشه‌ای ديگر است.
جسم آنها را در خانهٔ خود مسكن دهيد اما روح آنان را آزاد گذاريد٬ زيرا روح آنان در خانهٔ فردا زيست خواهد كرد كه شما حتی در رويا نمی‌توانيد به ديدار آن فردا برويد.
ممكن است تلاش كنيد كه شبيه آنها باشيد
اما مكوشيد كه آنان را مانند خود بار بياوريد
زيرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با ديروز درنگ نخواهد كرد.

👤جبران خلیل جبران

@adelehz
این خانوم سارا گودریج هست که در سال ۱۸۲۸ عکس سینه خودش رو نقاشی کرده و داده به یه سناتور آمریکایی که خواستگارش بوده.خانواده سناتور هم ۵۰ سال نسل به نسل نگهش داشتن و بعد دادنش به موزه.فکر کن به یکی نود بدی چند نسل خانوادش ببینن و بعد بزارن تو موزه برای دید همگانی

از پیج ویدلش


پ.ن مردک دهن لق😂
@adelehz
اگر گل بودی یاس امین الدوله می شدی.
اگر غذا، احتمالا کیک های گردویی عصرانه ی مادرم بودی.
اگر چیزی در طبیعت، احتمالا باران بودی .
و اگر شی ، و اگر شی بودی به قطع یقین پیراهن
چهارخانه ی آبی رنگ بودی .
شبیه یک آسمان
شبیه یک دریای مواج
شبیه درخواستی برای صلح و آرامش
پیراهنی چهارخانه و آبی که بوی خوب عطری تلخ از لابلای تارو پودش به مشام می رسید .
پیراهنی که میتوان دلتنگش بود .
#عادله_زمانی
@adelehz
One Last Time °
Jurrivh
ها! به کجا می کِشی ام خوبِ من؟...

محمد علی بهمنی

@adelehz
خفتگان را چه خبر از غم شب بیداران...

سعدی

شب بخیر رفقا❤️

@adelehz
🌿🌱🌸🌼🌻
سیزده تون بدر
@adelehz