هیچچیز فوریتر و کاملتر از حس بویایی نیست. در یک لحظه، قدرت دارد تو را به هرجایی انتقال دهد.
حس بویاییات، نه با حافظه خودت، بلکه با احساساتی که وقتی آن خاطره را میسازی و حس میکنی ارتباط دارد.
خلق دوبارهٔ حافظهٔ بویایی یکی از چالشانگیزترین و فصیحترین حرفههای ممکن است؛ شعر است، در فوریترین شکل ممکن.
📙 کلکسیونر عطر
✍🏻 کتلین تسارو
به بهانه ی روز عطر با اندکی تاخیر
@adelehz
حس بویاییات، نه با حافظه خودت، بلکه با احساساتی که وقتی آن خاطره را میسازی و حس میکنی ارتباط دارد.
خلق دوبارهٔ حافظهٔ بویایی یکی از چالشانگیزترین و فصیحترین حرفههای ممکن است؛ شعر است، در فوریترین شکل ممکن.
📙 کلکسیونر عطر
✍🏻 کتلین تسارو
به بهانه ی روز عطر با اندکی تاخیر
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک قصه قدیمی ست که میگویدمعماری بوده است بسیار هنرمند و متبحر طاق هایی می زده است افسانه ای و ارسی های کار میگذاشته است بی مانند،راز کارش را میگفتند دراین است که او همسرش را بسیار دوست داشته خواهان یار بوده و از لطف همجواری یار خوش،روزی شاهی در کار معمار سخت متعجب مانده به وزیرش گفته چگونه میتوان این مرد هنرمند را متوقف کرد؟وزیر زمان خواسته و پیرزالی بدطینت را روانه خانه معمار کرده پیرزال بد سرشت تا توانست درگوش زن معمارخواند و اورا هوایی کرد پس هرشب که معمار دل خوش یار به خانه برمیگشت زن با او سر ناسازگاری میگرفت و زندگی را برایش زهر میکرد از همان روز بله،دقیقا از همان روز به بعد دیگر کارمعمار جلو نمی رفته است گاهی ستونی کج می شده و گاهی آیینه ای رنگی می شکسته است.ارسی ها نامیزان جا انداخته میشدند و حوض ها کاشی نکرده می مانند .از ان روز به بعد معمار ،دیگر معمار نشده است.پس این عشق بوده است که بنا میساخته و نه معمار.
زجرگل بلبل کشید وبوی گل را باد برد بیستون راعشق کند وشهرتش فرهاد برد
#عادله_زمانی
خانه ی سلماسی تبریز
🌌سروین جان
@adelehz
زجرگل بلبل کشید وبوی گل را باد برد بیستون راعشق کند وشهرتش فرهاد برد
#عادله_زمانی
خانه ی سلماسی تبریز
🌌سروین جان
@adelehz
اصولا روزها همیشه تکرار می شوند.
اما حس ها نه...
اگریک روز صبح ازخواب برخاستید وحس
خاص وقشنگی داشتید حتما پیگیرش شوید چون فقط خدامیداندچندسال نوری!دیگرطول میکشد تا دوباره آن حس برگردد...
#عادله_زمانی
@adelehz
اما حس ها نه...
اگریک روز صبح ازخواب برخاستید وحس
خاص وقشنگی داشتید حتما پیگیرش شوید چون فقط خدامیداندچندسال نوری!دیگرطول میکشد تا دوباره آن حس برگردد...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امسال دیگه بهونه ها رو کنار بگذارید😂
@adelehz
@adelehz
غیبت کردن با مردا اینجوریه که میشینی دو ساعت چهره آنالیز میکنی ، کلی حرف میزنی تو جواب همه حرفات میگه ولش کن دیگه چه خبر؟
دو کلمه هم تو غیبت کن مرررد ذوق آدم کور میشه!
والله بخدا😒
@adelehz
دو کلمه هم تو غیبت کن مرررد ذوق آدم کور میشه!
والله بخدا😒
@adelehz
حقیقت ، بخشش و عشق به خود
با این سه نکته ی ساده می توان تمامی جهان را شفا داد ...
میگل روئیس
صبح به خیر ❤️
@adelehz
با این سه نکته ی ساده می توان تمامی جهان را شفا داد ...
میگل روئیس
صبح به خیر ❤️
@adelehz
سختیها و طوفانهای وخیمی که ریشههای فرو رفتهی انسان در خاک را با قوامتر میکند. درست مانند درختی که میداند، باید، باید زمستان را تاب بیاورد.
هاروکی موراکامی
@adelehz
هاروکی موراکامی
@adelehz
دوستی داشتم که یک بار به شوخی زیر یک درخت کاج وقتی باران بشدت می بارید گفت عادله کاش می شد بوی کاج باران خورده را توی شیشه کنم و هرجا رسیدم نفس بکشم بعد هم با آن لبان قیطانی صورتی اش زد زیر خنده.
ولی من آن زمان کاملا جدی به حرفش فکر کردم البته من عاشق بوی کاج باران خورده نبودم نه که دوست نداشته باشمولی بحث عاشقش بودن جداست .
من جدا به این فکر کردم که کاش میشد و اجازه داشتم بعضی بوها را همان لحظه ی اول استثمام کردنشان توی شیشه کنم و شیشه را با یک نخ به گردنم بیندازم آن شیشه باید جایی نزدیک قلبم معلق می ماند .
و راستش به غیر از عطر تن مادرم و عطر موهای پدرم من دلم میخواست یک شیشه را هم به عطر پیراهن تو اختصاص دهم .
همان پیراهن آبی آسمانی که قبلا از آن زیاد گفتم .راستش اگر زندگی مجال دوباره ای برای دیدنت به من داد حتما یک شیشه ی کوچک را یواشکی به پیراهنت خواهم کشید خدا را چه دیدی شاید توانستم عطرت را میان آن شیشه اسیر کنم...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
ولی من آن زمان کاملا جدی به حرفش فکر کردم البته من عاشق بوی کاج باران خورده نبودم نه که دوست نداشته باشمولی بحث عاشقش بودن جداست .
من جدا به این فکر کردم که کاش میشد و اجازه داشتم بعضی بوها را همان لحظه ی اول استثمام کردنشان توی شیشه کنم و شیشه را با یک نخ به گردنم بیندازم آن شیشه باید جایی نزدیک قلبم معلق می ماند .
و راستش به غیر از عطر تن مادرم و عطر موهای پدرم من دلم میخواست یک شیشه را هم به عطر پیراهن تو اختصاص دهم .
همان پیراهن آبی آسمانی که قبلا از آن زیاد گفتم .راستش اگر زندگی مجال دوباره ای برای دیدنت به من داد حتما یک شیشه ی کوچک را یواشکی به پیراهنت خواهم کشید خدا را چه دیدی شاید توانستم عطرت را میان آن شیشه اسیر کنم...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
خدای خوبی که آهو بره های ناتوان، بچه گنجشک های در خانه مانده و کودکان رها شده در خیابانها را فراموش نمیکند.به قطع یقین مرا هم تورا هم فراموش نخواهد کرد.
اصولا برای وجود کسی که حافظ آهو بره ها و بچه خرگوش هاست بدون آنکه سودی از آنها عایدش شود قطعا مهربانی خاصی لازم ست و خوب اوست که این مهربانی را دارد.
دلم میخواهد اینگونه خودم را به او بسپارم.
از بنده ی ناتوان در راه مانده برسد به دست خدای خوب بچه گنجشک ها
بوسه ،التماس آرامش و عشق به پیوست است.
#عادله_زمانی
شب زیبا❤️
@adelehz
اصولا برای وجود کسی که حافظ آهو بره ها و بچه خرگوش هاست بدون آنکه سودی از آنها عایدش شود قطعا مهربانی خاصی لازم ست و خوب اوست که این مهربانی را دارد.
دلم میخواهد اینگونه خودم را به او بسپارم.
از بنده ی ناتوان در راه مانده برسد به دست خدای خوب بچه گنجشک ها
بوسه ،التماس آرامش و عشق به پیوست است.
#عادله_زمانی
شب زیبا❤️
@adelehz
درگیر رنگ ها هستیم گرچه زندگی گاهی خاکستری بگذرد ما عاشق غرق شدن در رنگها هستیم .
قلب شرقی مان در رنگ، دلبرانه تر می تپد....
#عادله_زمانی
@adelehz
قلب شرقی مان در رنگ، دلبرانه تر می تپد....
#عادله_زمانی
@adelehz
زندگی عجیبه نیست؟
چیزهایی که یه روزی درخشان و زیبا بهنظرت میرسیدند
و با دیدنشون از خود بیخود میشدی و حاضر بودی همه چیزت رو فداشون کنی بعد یه مدتی و با مرور زمان
یا با تغییر دیدگاهت یهدفعه از شدت گیراییشون کم میشه
و با کمال تعجب دیگه زیباییشون رو از دست میدن...
هاروکی موراکامی
@adelehz
چیزهایی که یه روزی درخشان و زیبا بهنظرت میرسیدند
و با دیدنشون از خود بیخود میشدی و حاضر بودی همه چیزت رو فداشون کنی بعد یه مدتی و با مرور زمان
یا با تغییر دیدگاهت یهدفعه از شدت گیراییشون کم میشه
و با کمال تعجب دیگه زیباییشون رو از دست میدن...
هاروکی موراکامی
@adelehz