"زنی که‌گم کردم "
4.43K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هشت ساله ام و پای سفره ی هفت سین نشسته ام ..
از آشپزخانه بوی خوب سبزی پلو می آید
مادرم....
قسمت آخر
متن :عادله زمانی
صدا و اجرا: سمیرا بهرامی
#روزشمار_بهار
@adelehz
شهر مزارشریف در ولایت بلخ در شمال افغانستان امروزی هرساله شاهد هزاران هکتار دشت پوشیده شده از شقایق وحشی که به زبان محلی گل سرخ نامیده میشود،ست.
باآغاز رویش گلهای وحشی در این شهر جشنی به نام میله ی(meleh) گل سرخ آغاز میشود که طی آن مردمان شهر و روستاها به دشت های گل سرخ می روند و به برپایی ساز وآواز و خوشی برای آغاز این سال نوی خورشیدی میپردازند.

صدها سال پیش در زمان صدرات امیر علی شیرنوایی وزیر مشهور ومقتدر دولت تیموری در هرات ،دختری به نام عایشه می زیسته است .
روایت ست که عایشه دختریکی از تجاران و افراد ثروتمند هرات بوده ست.روزی جوان فقیر و علم آموزی که دریکی از مدارس بزرگ آن زمان هرات مشغول به فراگیری علم بوده به نام ملا محمد از مسیری که عایشه و دوستانش در ان بودند میگذرد عایشه و ملامحمد با دیدن یکدیگر یک دل نه و صد دل عاشق هم میشوند و به یکدیگر دل می دهند.
آنها میدانند که پدر عایشه راضی به این وصلت نمیشود ..عایشه نذر میکند که اگر به ملامحمد برسد به مزارشریف سفر کند و مرقد علی بن ابی طالب (بنا به اعتقاد افغانان مرقد علی بن ابی طالب در شهر مزارشریف بلخ واقع ست )را زیارت کند ودر جشن گل سرخ به همراه ملا محمد اشتراک ورزد.
روزی عایشه همراه بادوستان ودیگر زنان در باغی از باغات آباد هرات نشسته بوده ست که به اصرار دخترکان با صدای خوبش اواز میخواند وبه نشان عشق ملامحمد میخواند که:
بیا که بریم به مزار ،ملامحمدجان
سیل گل لاله زار،وا وا دلبرجان
(سیل به معنای تماشا) ازقضا امیرعلی شیرنوایی وزیر اعظم بهمراه همراهان وملازمان از کنار آن باغ میگذرد وصدای عایشه به گوشش میرسد ..امیر سخت کنجکاو شده و به سراغ باغ میرود وپس از پرس وجوهای فراوان از اصل ماجرا اگاه میگردد.پس از اگاهی امیر او پدر عایشه را فرا میخواند و شخصا عایشه را برای جوانک فقیر اما عاشق خواستگاری میکند که البته پدر او نیز نمیتواند سخن وزیر اعظم را رد کند و موافقت میکند.
امیرعلی شیرنوایی هزینه ی عروسی آن دو را میپردازد خانه ای برایشان فراهم می آورد وشغلی منصبی به ملامحمد میدهد ..
در پایان روزی امیر به عایشه میگوید حالا زمان ادای نذرت فرارسیده ست و او و ملامحمد را همراه با کاروانی از هرات به مزارشریف می فرستد.
از آن زمان تا به امروز هرسال در آستانه ی بهار هزاران نفراز سرتاسر افغانستان به دشت گل سرخ می روند و این جشن را با آواز عایشه و آهنگ معروف بیا که بریم به مزار تجلیل میکنند .
تا بیاد داشته باشند که عشق واقعی هزاران فرسنگ راه غیر ممکن را آسان طی میکند وبه مقصد می رسد.


#عادله_زمانی
@adelehz
کمتر یک ساعت به تحویل سال کهنه و گرفتن سال نو مانده است .هرسال که میگذرد امید داریم سال بعد راحت تر عبور کند و سال بعد حتی لحظه سال تحویل ، سال قبل را هم فراموش میکنیم.
سالهای سختی پشت سر گذاشتیم هیچ کدام از این سالها آسان نبوده اما نور امید هرگز مارا رها نکرد و نباید هم بکند.
در سالی که گذشت دانستیم که هرکدام از ما ثروتمندیم بی آنکه به آن توجه کنیم .روزهایی که مجبور شدیم از ترس یک ویروس ناشناخته در خانه ها حبس شویم و از کوچکترین دلخوشی هایمان مثل خوردن یک بستنی در خیابان بترسیم .فهمیدیم که ثروت لزوما مال و مکنت نبوده است .
روزی که سلامتی خودمان و عزیزانمان را در خطر دیدیم دانستیم که سالها حرص رسیدن به چیزهایی را خوردیم که واقعا آنقدرها هم اهمیت نداشتند.
سال پیش رو سالی ست که هم سختی خواهد داشت و هم شیرینی ولی چیزی که نمیتوان فراموش کرد این است که خدا هست .
در تمام آن روزهای سخت و آسان خدا حضور داشته و دارد و امید به روزهای خوب و خوبتر است که مارا چنین ایستاده نگه داشته است .
در سال نو برای تک تک تان سلامتی، عشق ، شادی و دلخوشی طلب میکنم .
آرزو میکنم از عزیزانتان دور نمانید به هیچ شکلی
آرزو میکنم آنقدر داشته باشید که محتاج کسی نباشید .
و نور امید در قلب تان همیشه درخشان باشد .
و خدا
بله مهترین چیزی که در زندگی داریم و دارید
و خدای مهربان چاره ساز
چنان برایتان بسازد که هیچ کس نتواند خرابش کند.
آمین
سال نوی خورشیدی مبارک
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به هر زبونی که صحبت میکنید
از هرکجا که اومدید
ریشه هاتون متعلق به هر باغی که هست
سال نوتون مبارک عزیزای دلم ❤️
@adelehz
حسبناالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

در کتابش می فرماید و خداوند برای ما کافیست چه خوب وکیلی سرپرستی و یاوری ست ..

دیگر چگونه بگوید که بنده رها کن و به من بسپار؟؟؟
تو چه خوب یاوری هستی بارالها
مارا رها مکن
آمین
شب زیبا❤️❤️
@adelehz
جهان
فارغ از تصورات و رویاهای ما به راهش ادامه میدهد آنچه که جهان را جای زیباتری برای زندگی میکند آدمهایی هستند که به رغم تمام نامهربانی ها مهربان باقی می مانند ‌
کم‌تعداد هستند اما هم اندازه ای که وجود دارند هم برای خوب کردن حال جهان کافی هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
اولین صبح سال ۱۴۰۰ بخیر ❤️
روزگاری گل کوچکی داشتم که در عین کوچکی درسهای بزرگی به من می آموخت.
من از گل کوچکم یاد گرفته بودم که زیبایی همیشه در انبوه بودن نیست گلم کوچک بود ولی به اندازه یک باغ میتوانست مرا شادکند.
و آموخته بودم که قلب تنها میتواند برای یک گل باغچه شود.سخت میشود دو گل را در یک دل کاشت.
بنظرم همه ی آدمها به گلهای کوچک زیبایی نیاز دارند تا از آنها درس زندگی بیاموزند.
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز زن ها را نمی شناسی.
به گریه هایشان نگاه نکن ، فریب این اشک ها را نخور زن ها میتوانند ساعتها تا سرحد مرگ‌برایت اشک بریزند و بعد ازاینکه به خواب رفتند، بیدار شوند و به زندگی برگردند.
زن ها به این اسانی از بین نمی روند من افسانه ی ققنوس را بسیار شنیده ام همان مرغ جادویی که از درون مرگ‌و آتش دوباره متولد میشود و راستش را بخواهی ، از تو چه پنهان همیشه فکر کرده ام که ققنوس باید زن باشد .
از میان اشک هایش دوباره طلوع کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
میشل ماهی😂
اهمیت ویرگول گذاشتن
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی چه می داند آنکه از عشق برگشته چه کشیده است ؟

نویسنده : عادله زمانی
صدا و اجرا: دکتر ملیکا محمدی
@adelehz
چقدر باید بگذرد تا آدمی
بوی تن کسی را که دوست داشته
از یاد ببرد ..
و چقدر باید بگذرد
تا بتوان دیگر او را دوست نداشت ؟!

👤آنا گاوالدا
@adelehz
هیچ‌چیز فوری‌تر و کامل‌تر از حس بویایی نیست. در یک لحظه، قدرت دارد تو را به هرجایی انتقال دهد.
حس بویایی‌ات، نه با حافظه خودت، بلکه با احساساتی که وقتی آن خاطره را میسازی و حس میکنی ارتباط دارد.

خلق دوبارهٔ حافظهٔ بویایی یکی از چالش‌انگیزترین و فصیح‌ترین حرفه‌های ممکن است؛ شعر است، در فوری‌ترین شکل ممکن.

📙 کلکسیونر عطر
✍🏻 کتلین تسارو

به بهانه ی روز عطر با اندکی تاخیر
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک قصه قدیمی ست که میگویدمعماری بوده است بسیار هنرمند و متبحر طاق هایی می زده است افسانه ای و ارسی های کار میگذاشته است بی مانند،راز کارش را میگفتند دراین است که او همسرش را بسیار دوست داشته خواهان یار بوده و از لطف همجواری یار خوش،روزی شاهی در کار معمار سخت متعجب مانده به وزیرش گفته چگونه میتوان این مرد هنرمند را متوقف کرد؟وزیر زمان خواسته و پیرزالی بدطینت را روانه خانه معمار کرده پیرزال بد سرشت تا توانست درگوش زن معمارخواند و اورا هوایی کرد پس هرشب که معمار دل خوش یار به خانه برمیگشت زن با او سر ناسازگاری میگرفت و زندگی را برایش زهر میکرد از همان روز بله،دقیقا از همان روز به بعد دیگر کارمعمار جلو نمی رفته است گاهی ستونی کج می شده و گاهی آیینه ای رنگی می شکسته است.ارسی ها نامیزان جا انداخته میشدند و حوض ها کاشی نکرده می مانند .از ان روز به بعد معمار ،دیگر معمار نشده است.پس این عشق بوده است که بنا میساخته و نه معمار.


زجرگل بلبل کشید وبوی گل را باد برد بیستون راعشق کند وشهرتش فرهاد برد
#عادله_زمانی
خانه ی سلماسی تبریز
🌌سروین جان
@adelehz
اصولا روزها همیشه تکرار می شوند.
اما حس ها نه...
اگریک روز صبح ازخواب برخاستید وحس
خاص وقشنگی داشتید حتما پیگیرش شوید چون فقط خدامیداندچندسال نوری!دیگرطول میکشد تا دوباره آن حس برگردد...

#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انصافا سر صبحی نرید عید دیدنی 😒
وضعیت بچه های صاحبخونه 🤦‍♀
@adelehz