"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
در انتهای تونلی تاریک وقتی سیاهی چشمانم را پر کرده بود من باور داشتم تو آنجا ایستاده ای .
میدانستم در آن انتها تو وجود داری که آنقدر توانا و مهربانی که نمی گذاری کسی از آن تونل به سلامت نگذرد.
خدایا
محبوبِ اول و آخرم
اگر میگویی نترس نمی ترسم اگر میگویی با منی یعنی هستی .
چه کسی از تو راست گو تر ؟؟؟
#عادله_زمانی
شب زیبا
@adelehz
دلتنگ خواندنت هستم
مثل اولین رمان عاشقانه ای که آدم در نوجوانی میخواند .با همان شوق و ذوق بکر و دست نخورده با همان باور شیشه ای و شفاف به عشق و دوست داشتن
کجایی کتاب عاشقانه ی سالهای دور؟!
#عادله_زمانی
@adelehz
یک نامه ی عاشقانه ی گلایه آمیز به سبک نوشتار عهد قاجار
از کتاب مراسلات طهران پاریس نوشته ی حامد عسگری

 
آقا سید محمودم!

دردت به جان پری بیاید.خواب بد دیدیم.به بیگم باجی گفتیم،گفت برو توی عمارت برای آب روان تعریف کن.خواب زن چپ است.دل بد مکن عزیز در سفر داری خیالاتی شده ای.

می بینید آقا سید،فراقتان چه به روزمان آورده؟شبی نیست که بی نوشیدن جوشانده ی گل گاوزبان و بهارنارنج بخوابیم.«اگر به دست من
افتد،فراق را بکشم».چندین مرتبه است لا ینقطع کاغذ می نویسیم جواب مرسول نمی دارید.
رحم و مروتی به خرج دهید که جوانمردی صفت زورخانه دیده است.

در عالم خواب دیدیم درباغی به تفرج مشغول بودیم دق الباب کردند تا برسیم درباغ باز
شد.
ارابه ای چهار اسبه بود که بر کالسکه اش شما بودید و زنی موبور فرنگی که خنده می کرد و ساعد جنابتان را گرفته بود.فقط خدا می داند چه بر من گذشت.
ناگهان،آسمان تیره و تار گشت و باغ از هیاهوی کلاغان لبریز کلاغ ها شوم می خواندند.چهار اسب شیهه کشیدند و سم کوبیدند و رم کردند.کلاغ ها بر سر اسب ها هوریز کردند و چشم از حدقه ی اسبان به منقار بیرون کشیدند قیامتی بود.

آقا سید!
اسب های کور،افسار گسیختند و در باغ به تاخت مشغول شدند.دخترک موبور فرنگی از کالسکه بیرون افتاد و جنابتان چکمه تان به رکاب کالسکه گیر کرده و در تاخت اسب ها بر زمین کشیده می شدید.ما مدام و لا ینقطع یا فاطمه و یا اباالفضل می گفتیم و زن موبور ناله می کرد چون زنان شوی مرده.
کالسکه در انبوه درختان گم شد و من بودم و زن فرنگی ،چشم در چشم شدیم و ناگهان به فارسی
گفت:چه کردی که شویم را از من گرفتی،شویم را کشتی!و مدام بر تخت سینه مان مشت می کوبید.

کاغذ بدهید سیدجان

راممان کنید، آراممان کنید بنویسید که خواب این ضعیفه چپ بوده و هنوز دل درگرو محبت ما دارید.
بنویسید که حورالعین در نظرتان نمی آید وقتی
که ما باشیم،بنویسید که به درس و کتابت مشغولید و این ننوشتن ها موقتی است.
مدتی بود که دلخوش به همین کاغذ پرانی ها بودیم که از جبر روزگار منقطع شد.

باشد آقا سید جانم باشد.صبوری می کنیم که صبوری کسب و پیشه ی زن است.
صبوری می کند تا مقبول مردی افتد صبوری می کند تا شوی از کار برگردد.صبوری می کند نه ماه آزگار تا بار شیشه بر زمین بگذارد.

صبوری می کنیم و تاوان صبوری هرچه باشد می پردازیم،ولو به قیمت جان؛
اما قرآن در ما بین،این رسمش نیست،الله این رسمش نیست.انصاف داشته باشید.
 
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 
فدایت
پریدخت

@adelehz
وابستگی یعنی «میخواهمت چون مفیدی.»
دلبستگی یعنی «میخواهمت حتی اگر مفید نباشی.»
من به خودکار گران قیمت روی میزم برای جلسات مهم، وابسته‌ام.
اما به جعبه‌ی آبرنگ بی‌خاصیتی که یادگار دوران کودکیم است دلبسته‌ام.
من به میز مدیریت که هر روز پشت آن می‌نشینم وابسته‌ام.
اما به آن گلدان کوچک کاکتوسی که کنار پنجره گذاشته‌ام، دلبسته!
من به کتابهای مدیریتی کتابخانه‌ام وابسته‌ام اما به کتاب‌های شریعتی روی میزم دلبسته.
وابستگی‌ها را جامعه و فرهنگ و والدین می‌آموزند و پرورش میدهند اما دلبستگی‌ها انعکاس خود واقعی من هستند.
راستی من و تو، وابسته‌ایم یا دلبسته؟!

محمدرضا شعبانعلی
#شما_فرستادین
@adelehz
Audio
"پریدخت"
با عطر هل و زعفران بشنوید❤️

اجرا :
سمیرا بهرامی و حمیدرضا منصور زاده
گوینده‌ی تیتراژ: علی کاظم زاده
میکس و تنظیم :امین اخگر

@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
وابستگی یعنی «میخواهمت چون مفیدی.» دلبستگی یعنی «میخواهمت حتی اگر مفید نباشی.» من به خودکار گران قیمت روی میزم برای جلسات مهم، وابسته‌ام. اما به جعبه‌ی آبرنگ بی‌خاصیتی که یادگار دوران کودکیم است دلبسته‌ام. من به میز مدیریت که هر روز پشت آن می‌نشینم وابسته‌ام.…
این کانال نه یک بلندگوی پخش اشعار تکراری ست نه هم یک شلوغ بازار بهم ریخته ی احساسات شخصی ، گرچه که هرچه از دلم برآمده بر دایره ی سخن ریخته ام اما آدمهای این کانال برای من نه فقط ویوهای مجازی بلکه وجودهای حقیقی و گرم هستند .
این فقط یکی از محبت های همیشگی شما بچه های خوب کانال به من است .بنظرم آدم خوشبختی هستم که در شوره زار زندگی امروزی گلهای مهربان فراوانی پیش رویم یافته ام .
چه خوب که هستید و چه خوب که من همیشه از محبت تان بهره مندم.
قدر دان محبت تان هستم❤️
بوسه به پیوست است.
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
هنوز هشت ساله ام صبح به کلاس رسیدم .با بچه ها قرار گذاشتیم که سه روز به سال تحویل مانده دیگر هیچکدام مان به مدرسه نیایم هرچند مثل بقیه ی قولهای بچه گانه بعید می دانم عملی شود. مادرم دیروز تُنگ کوچکم را از بین چینی های قشنگ گلسرخی اش که برای مهمانهای خاص کنار…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز مادرم فرش بزرگ وسط هال را درون حیاط پهن کرد. زیر نور آفتاب گلهای بزرگ قرمز فرش بیشتر می درخشیدند مادرم اجازه داد با پاهای کوچکم روی فرش خیس خورده راه بروم.
بابا بت تمام قدرتش پارو را بین گلهای فرش حرکت می داد. گلها هر بار قرمز تر می‌شدند. مادرم یک ساندویچ کوچک نان و پنیر و گردو به دستم می دهد و مرا گوشه حیاط زیر نور کم رمق آفتاب می نشاند.
بعد از فرش لاکی وسط هال مادرم سراغ چی می رود هنوز نمی دانم.

#عادله_زمانی
صدا و اجرا : سمیرا بهرامی

#روزشمار_بهار
@adelehz
درخت پیر تن من،دوباره سبز می شود💚


بهار شیراز
📷ریحانه جان
@adelehz
«هَلْ رَأیْتُ الْفَجر
‏یَطْلَعُ مِن أصابع مَن تُحبُّ؟»
‏آیا ندیدی خورشید
‏از انگشتان کسی که دوستش می‌داری
‏طلوع می‌کند؟

محمود درویش
@adelehz
من فکر میکنم هر آدمی صرف نظر از سواد و طبقه اجتماعی و ثروت و سایر معیارهای اجتماعی دیگر، به تنهایی یک فیلسوف است .
این شامل همه ی آدمها میشود از آن آقای دکتر فوق تخصصی که از پنت هاوس گران قیمتش صبح ها به مطب می رود .تا آن رفتگری که در همان خیابان مشغول جارو زدن سنگفرش ها ست .
اتفاقا معتقدم که در این یک مورد هیچ بی عدالتی رخ نداده و تمام آدمها به یک اندازه میتوانند که فیلسوف فلسفه ی زندگی خود باشند.
اما نوع فلسفه میتواند متفاوت باشد .هرکس براساس فراز و نشیب های زندگی اش به نوعی از فلسفه می رسد .فلسفه ای که شاید مورد پذیرش همه نباشد اما برای او، خودِ خودِ او کاملا منطبق و کارساز است.
تا این جای کار هیچ چیز مشکلی ندارد و همه چیز عادی ست .اما مشکل از زمانی شروع میشود که آدمها شروع میکنند به انجام یک کار نادرست
سرک کشیدن میان فلسفه ی زندگی دیگران
یا حتی تلاش برای شرح دادن فلسفه ی زندگی خودش برای دیگران

بنظرم لازم است هرکدام ما بدانیم که راه و روش زندگی مان تا زمانی که آسیبی به دیگران نمی زند فلسفه ی درست زندگی ماست .شاید بپرسید پس آسیب به خودمان چه که در جواب میتوان بگویم وقتی باور کنی که چیزی برایت آسیب زا ست رهایش خواهی کرد. همه چیز به باورها برمیگردد.
بهتر است به غنای فلسفه ی زندگی خود بپردازیم و دست از درست و غلط کردن چون و چرای زندگی دیگران برداریم .
شاید هرکدام مان به آرامشی که حق تک تک مان است راحت تر برسیم .
#عادله_زمانی
@adelehz
شب چون خیالش آیدخوابم گریزد از چشم

شهریار

شب زیبا❤️

@adelehz
بامن حرف بزن ، صدایت در هزار توی گوشم بپیچد .مثل صدای چنگ در تاج محل
مهم نیست راجع به چه حرف میزنی همینکه صدایت را بشنوم خوب است .
چیزی در صدایت وجود دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت
چیزی شبیه یک جادوی سحر آمیز چیزی که میتواند یک کودک کج خلق و بهانه گیر را به خواب ببرد .
با من حرف بزن
نه الزاما در مورد موضوع خاصی ، تنها حرف بزن.
#عادله_زمانی
@adelehz
‏آه! ای آرامش جاوید، کی آیی به دست...؟

فریدون مشیری

@adelehz
شوق و ذوقی برای رسیدن نوروز دارید ؟
anonymous poll

نه 😔 – 266
👍👍👍👍👍👍👍 64%

آره 😊 – 150
👍👍👍👍 36%

👥 416 people voted so far. Poll closed.
یک روز صبح وقتی مادرم بیدارم کرد تا صبحانه بخورم و به مدرسه بروم توی تخت غلتی زدم و با پیشانی گره خورده گفتم پس کی جمعه میشود نمیخواهم بیدار شوم😔
مادرم خندید و گفت خیلی زود دلت برای این روزها تنگ خواهد شد .
راستش مادر من پیشگو نبود ولی این یکی حرفش عجیب درست از آب درآمد .سالهاست دبستان نمی روم ولی همینکه بهار میشود صبح های بهار چشمانم را باز میکنم و میگویم کاش حالا می شد با آن کوله ی نارنجی عروسکی ام به دبستان برگردم .
داستان سخت گرفتن لحظه های تکرار نشدنی داستان خسران همیشگی ما آدمهاست.
رها کن برود رفیق
رها کن.
#عادله_زمانی
@adelehz