"زنی کهگم کردم "
مرتضی پاشایی – مرتضی پاشایی-گل بیتا
این آهنگ و خیلی دوست دارم من و میبره تو یه خیابون خلوت وسط ابان
سال قبل کنکور
چکمه های سیاهی که تازه خریده بودم و پالتوی سیاهی که یکی از بهترین هدیه های زندگیم بود
پاها موبا چکمه های سیاه قشنگم با دقت روی برگهای زرد و خیس روی زمین می گذاشتم
این آهنگ و می شنیدم و فردا ها رو تصور میکردم ...
یاد روزهایی که گذشت بخیر...
@adelehz
سال قبل کنکور
چکمه های سیاهی که تازه خریده بودم و پالتوی سیاهی که یکی از بهترین هدیه های زندگیم بود
پاها موبا چکمه های سیاه قشنگم با دقت روی برگهای زرد و خیس روی زمین می گذاشتم
این آهنگ و می شنیدم و فردا ها رو تصور میکردم ...
یاد روزهایی که گذشت بخیر...
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
@adelehz
چهاررکعت نماز ظهر را به پایان میرسانم، بعد از سلام نگاهم به سمت راست سُر میخورد، زاویه دیدم به پنجره خانه ویلایی روبروی اتاقم میماسد. زن جوانی را میبینم از این فاصله ،از این توری درب تراس چهرهاش را خوب نمیبینم ولی از رنگ موهای زیتونیاش و تاپ عنابی رنگش میتوان فهمید زن جوانیست.
با اشاره و حرکات دستانش میگوید برایم دعا کن! و من همچنان زل زدهام به قاب پنجره خانه ویلایی،به چهره آن زن و در آخر به در خواستی که از من دارد.
مانند جوجه غازی که از سر تخم در می آورد و سر و گردنش را در هوا میچرخاند من هم همین کار را میکنم و به زن جوان موی زیتونیِ تاپِ عنابی میفهمانم که حتما، کارت نباشه !!دعات میکنم.
همین طور که نگاهش میکنم یک دستش را روی دهانش میگذارد و دست دیگری را در هوا تکان میدهد، به گمانم یادش میآید سلام نکرده! من هم دستی برایش تکان میدهم اینبار دو دستش را روی دهانش میگذارد حالت گریه به خود میگیرد و می رود.قاب پنجره خانه ویلایی از تصویر زن جوان خالی شد.
فکر کنم درخواستش بیشتر از یک دعا کردن بود. با خودم میگویم چطور آن همه بغض را با یک دست و دودست جلویش را گرفت و راحت قورت داد!؟
ای کاش او را میشناختم!!
نمیدانم از کی من را دیده؟ شاید از آن لحظه ای وضو گرفتم به اتاق آمدم اما من از قبلش پرده را کنار زده بودم، شاید...شاید از از اول درس خواندنم مرا دیده در اتاقم.
هنوز در فکرم چقدر غم میتواند سینه ی آدم را لگدمال میکند و راه نفس بر آدمی تنگ میکند که پناه میبرد به آن طرف پنجره خانهاش ، به دختر در حال نمازخواندن آپارتمان روبرویی... !!
اما درمانده ماندن را خوب میفهمم... در زندگی چندین بار معنای درماندگی را چی شدم. به هر ریسمانی چنگ میزدم برای فراغتم.
لحظات سخت و جانفرسایی ست. جدال نفسگیری با آن حسی که فکر میکنی دنیا میخواهد تمام تو را یک جا قورت دهد و تو کاری
باید دعا کنم برای همه ی دلهای بی قرار،برای آن زن جوان موی زیتونی خانه ویلایی روبروی پنجره اتاقم که نمیدانم دردش چیست اما یحتمل دردی جانکاه به استخوانش رسوخ کرده که چنین از قاب پنجره ملتمس یک غریبه می شود.
کاش خدا چون بلور آفتاب به قلب آن زن میتابید و یک ذکر "لاتخف" در قلبش می گفت تا آرام بگیرید قهرمان قاب پنجره خانه ویلایی من.
کاش روزهای آخر اسفند ، اسپند روی آتش گرفتاری ها نباشیم، سخت است!!رنج است! انسان بودن رنج است.
✏دریا بانو
@adelehz
با اشاره و حرکات دستانش میگوید برایم دعا کن! و من همچنان زل زدهام به قاب پنجره خانه ویلایی،به چهره آن زن و در آخر به در خواستی که از من دارد.
مانند جوجه غازی که از سر تخم در می آورد و سر و گردنش را در هوا میچرخاند من هم همین کار را میکنم و به زن جوان موی زیتونیِ تاپِ عنابی میفهمانم که حتما، کارت نباشه !!دعات میکنم.
همین طور که نگاهش میکنم یک دستش را روی دهانش میگذارد و دست دیگری را در هوا تکان میدهد، به گمانم یادش میآید سلام نکرده! من هم دستی برایش تکان میدهم اینبار دو دستش را روی دهانش میگذارد حالت گریه به خود میگیرد و می رود.قاب پنجره خانه ویلایی از تصویر زن جوان خالی شد.
فکر کنم درخواستش بیشتر از یک دعا کردن بود. با خودم میگویم چطور آن همه بغض را با یک دست و دودست جلویش را گرفت و راحت قورت داد!؟
ای کاش او را میشناختم!!
نمیدانم از کی من را دیده؟ شاید از آن لحظه ای وضو گرفتم به اتاق آمدم اما من از قبلش پرده را کنار زده بودم، شاید...شاید از از اول درس خواندنم مرا دیده در اتاقم.
هنوز در فکرم چقدر غم میتواند سینه ی آدم را لگدمال میکند و راه نفس بر آدمی تنگ میکند که پناه میبرد به آن طرف پنجره خانهاش ، به دختر در حال نمازخواندن آپارتمان روبرویی... !!
اما درمانده ماندن را خوب میفهمم... در زندگی چندین بار معنای درماندگی را چی شدم. به هر ریسمانی چنگ میزدم برای فراغتم.
لحظات سخت و جانفرسایی ست. جدال نفسگیری با آن حسی که فکر میکنی دنیا میخواهد تمام تو را یک جا قورت دهد و تو کاری
باید دعا کنم برای همه ی دلهای بی قرار،برای آن زن جوان موی زیتونی خانه ویلایی روبروی پنجره اتاقم که نمیدانم دردش چیست اما یحتمل دردی جانکاه به استخوانش رسوخ کرده که چنین از قاب پنجره ملتمس یک غریبه می شود.
کاش خدا چون بلور آفتاب به قلب آن زن میتابید و یک ذکر "لاتخف" در قلبش می گفت تا آرام بگیرید قهرمان قاب پنجره خانه ویلایی من.
کاش روزهای آخر اسفند ، اسپند روی آتش گرفتاری ها نباشیم، سخت است!!رنج است! انسان بودن رنج است.
✏دریا بانو
@adelehz
آفتاب صبح روزهای آخر زمستان
از آن دلبر هایی ست که میشود مدتها با او عشق بازی کرد.
گرم است اما نمیسوزاند، روشن است اما چشم را نمی زند ذرات معلق خاک در هوا را با واسطه اش با چشم میبینی .می نشیند روی پوستت مثل یک حریر نازک که روی بدن بنشیند و نفوذ میکند لابلای وجودت انگار بخواهد میان رگهایت نور بپاشد و جاری شود...
این زیبایی ست
از نظر من زیبایی مطلق است .
بگونه ای مطلق و خواستنی
#عادله_زمانی
@adelehz
از آن دلبر هایی ست که میشود مدتها با او عشق بازی کرد.
گرم است اما نمیسوزاند، روشن است اما چشم را نمی زند ذرات معلق خاک در هوا را با واسطه اش با چشم میبینی .می نشیند روی پوستت مثل یک حریر نازک که روی بدن بنشیند و نفوذ میکند لابلای وجودت انگار بخواهد میان رگهایت نور بپاشد و جاری شود...
این زیبایی ست
از نظر من زیبایی مطلق است .
بگونه ای مطلق و خواستنی
#عادله_زمانی
@adelehz
زبان خوب است.
شعر عالی ست .
حرف زدن با تو را دوست دارم .
اما گاهی فقط با نگاهت با من سخن بگو.
بی کلام،بی زبان، بدون هیچ شعری..
#عادله_زمانی
@adelehz
شعر عالی ست .
حرف زدن با تو را دوست دارم .
اما گاهی فقط با نگاهت با من سخن بگو.
بی کلام،بی زبان، بدون هیچ شعری..
#عادله_زمانی
@adelehz
زندگی سفر کوتاهی ست که ارزش جنگیدن دارد
جنگیدن برای بدست آوردن کسانی یا چیزهایی که دوستشان داری .
زندگی فرصت سفر کوتاهی ست ولی آنقدر لذت بخش ست که دلت نمی خواهد بزودی تمام شود
پس قدر زندگی را با فراز ها و نشیب هایش بدان .
چون این طلیعه ی الهی ارزش زیادی دارد.
میلیونها آدم آن زیر،زیر خاک خوابیده اند که آرزویشان این بود تا بتوانند فقط یک روز دیگر زندگی کنند.
#عادله_زمانی
پ.ن شما منتظر آلوچه و گوجه سبزید منم منتظر توت😉
@adelehz
جنگیدن برای بدست آوردن کسانی یا چیزهایی که دوستشان داری .
زندگی فرصت سفر کوتاهی ست ولی آنقدر لذت بخش ست که دلت نمی خواهد بزودی تمام شود
پس قدر زندگی را با فراز ها و نشیب هایش بدان .
چون این طلیعه ی الهی ارزش زیادی دارد.
میلیونها آدم آن زیر،زیر خاک خوابیده اند که آرزویشان این بود تا بتوانند فقط یک روز دیگر زندگی کنند.
#عادله_زمانی
پ.ن شما منتظر آلوچه و گوجه سبزید منم منتظر توت😉
@adelehz
خیابان ها امانت دار ترین عناصر شهر هستند .
چنان خاطراتت را تا سالها در دلشان حفظ میکنند که باورش برای خودت نیز سخت خواهد بود.
فقط کافی ست
یک بار از دل شان بگذری...
#عادله_زمانی
@adelehz
چنان خاطراتت را تا سالها در دلشان حفظ میکنند که باورش برای خودت نیز سخت خواهد بود.
فقط کافی ست
یک بار از دل شان بگذری...
#عادله_زمانی
@adelehz
یه افسانهی ژاپنی میگه:
اگه توو این زندگی آرزوی برآورده نشده و رویای واقعی نشدهای داریم، حتما توو زندگی قبلی بهش رسیدیم و دیدیم خوش نمیگذره...
فکرشو نکن رفیق!❤️
@adelehz
اگه توو این زندگی آرزوی برآورده نشده و رویای واقعی نشدهای داریم، حتما توو زندگی قبلی بهش رسیدیم و دیدیم خوش نمیگذره...
فکرشو نکن رفیق!❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای خانههای سوخته،
باز شاید بشود خانهای بنا کرد
دل سوخته را بگو چه کنیم ...؟!
"نادر ابراهیمی"
@adelehz
باز شاید بشود خانهای بنا کرد
دل سوخته را بگو چه کنیم ...؟!
"نادر ابراهیمی"
@adelehz
📡برای ضدعفونی غذا و سطوح دست نگهدارید، کرونا از این راه منتقل نمیشود
دکتر مردانی، عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا:
▫️نقش انتقال بیماری کرونا از طریق سطوح و غذا تایید نشده است.
▫️سازمان بهداشت جهانی به تدریج به شواهد بیشتری دست یافته است که ویروس کرونا توسط ذرات ریز معلق در هوا بیشتر قابل انتقال است./ایرنا
از پیج کاف
@adeleh
دکتر مردانی، عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا:
▫️نقش انتقال بیماری کرونا از طریق سطوح و غذا تایید نشده است.
▫️سازمان بهداشت جهانی به تدریج به شواهد بیشتری دست یافته است که ویروس کرونا توسط ذرات ریز معلق در هوا بیشتر قابل انتقال است./ایرنا
از پیج کاف
@adeleh
"زنی کهگم کردم "
📡برای ضدعفونی غذا و سطوح دست نگهدارید، کرونا از این راه منتقل نمیشود دکتر مردانی، عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا: ▫️نقش انتقال بیماری کرونا از طریق سطوح و غذا تایید نشده است. ▫️سازمان بهداشت جهانی به تدریج به شواهد بیشتری دست یافته است که ویروس…
حالا ما با این وسواس شستشو که افتاده به جونمون چیکار کنیم 🤦♀