"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
دوست داشتم صحبت یکی از اعضای خوب کانال و اینجا بذارم و بگم روح تمام پدران عزیز از دنیا رفته شاد. ❤️
@adelehz
برای مادرانی که در نبود پدر
پدرانه مادری کردند .
زنانی که زنانه مرد بودند.
#عادله_زمانی



#شما_فرستادین
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
+بگو زندگی
+پدر
+گفتم بگو زندگی
+پدرم زندگی منه.
@adelehz
‏باباشو آورده بود دکتر
از خستگی خوابش برده بود ...پدرش دست شو تکیه گاهش کرد...
میشه برای این عکس هزار سال مرد و زنده شد.😢

@adelehz
محبوب بی لیاقت من اگه انقد مسخره بازی درنمیاوردی الان داشتیم با دختر دو ساله‌مون "روز پدر مبارک" کار میکردیم که ازش فیلم بگیریم بذاریم تو گروه خانوادگی‌مون.😒😂

@adelehz
نه عاشق ترین زن جهانم نه دیوانه ترین..
من فقط یک دوستم
یک فنجان چای هل دار ..ته دوستی من است
البته با یک گوش شنوا ویک لبخندمحونشدنی
برای شنیدن دلگیری هایت..
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
کاشکی من دایناسورت بودم😔 @adelehz
وقتی دختر ایرج طهماسب می نویسه بهترین بابای دنیا
نسل ما هم میتونه بشکل ضمنی و ملو تایید کنه😊
آقای مرجی دوست داشتنی 😍
@adelehz
و خورشید از گوشه سمت راست صورتت
وقتی چشم می گشایی
طلوع میکند.
قرن هاست خورشید طلوع میکند
اما من تازه فهمیدم که خورشید در جهان من وقتی به اشراق برمیگردد
که تو چشم بگشایی
خورشید من
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز می توانست در آن غروب غم انگیز مرا خوشحال سازد؟
غروبها که غربت شهر در سکوت دوبرابر می شود .گزینه های زیادی پیش رو داشتم اما واقعا نمی دانستم باید به چیز فکر کنم .
من آن لحظه در آن غربت غلیظ به نامه ی تو فکر کردم و دلم خوش شد .نامه ای کوتاه که برای دل خوشی ام از راهی دور فرستاده بودی.
بعد از آن یاد گرفتم که هرچیز کوچکی میتواند سرآغاز خوشبختی باشد چه خوب اگر از دیگران دریغش نکنیم.
#عادله_زمانی
ویدیو پریسا جان راغیان
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالها هم‌منتظر بمانی ، آن روز طلایی که منتظرش هستی به تو نمی رسد .همان روزی که تصور میکنی خیلی بهتر از امروز است و نمیدانم اصلا کی به تو گفته قرار است، بیاید.
آن روز طلایی که خیالی بیش نیست .مرا به خاطر برهم ریختن تصورات سرزنش نکن ولی واقعیت این است که هیچ روز فوق العاده ای قرار نیست برسد .بلکه این تو هستی که باید روزهای فوق العاده را بسازی .تو هستی که باید یک روز عادی را تبدیل به یک روز طلایی کنی
پس هر صبح به این فکر کن که چطور میتوانی ان روز را روزی بهتر بسازی.
آنگاه می بینی که جهان چقدر زیباتر خواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
میگویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه میتاخته، بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگوله‌ای آویزان میکرده و آخر ر‌هایش میکرده.

تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسار دَویده، وحشت کرده، اما زنده ا‌ست؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش. میماند آن زنگوله!

از این به بعد روباه هر جا که برود زنگوله توی گردنش صدا می‌کند! دیگر نمیتواند شکار کند، چون صدای زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» می‌ماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری می‌دهد، پس «تنها» میماند. از همه بد‌تر، صدای زنگوله، خود روباه را «آشفته» میکند، «آرامش»‌ را از او میگیرد.

این‌‌ همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش می‌آورد. فکر و خیال رهایش نمی‌کند!

زنگوله‌ای از افکار منفی، دور گردنش قلاده می‌کند. بعد خودش را گول می‌زند و فکر می‌کند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آن‌ها را با خودش می‌برد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای یک زنگوله!

راستی هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟

#شما_فرستادین
@adelehz
اگر خدا روزی از من بپرسد در دنیای من چه لذت هایی بردی ؟
من قطعا او را با چایی هایی که با تو خوردم آشنا خواهم کرد .و به او خواهم گفت لحظاتی در دنیایت وجود داشت که نباید با هیچ چیز دیگر عوضش میکردم و آن ساعت چای خوردن با آنهایی بود که دوستشان داشتم‌.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
عکس
ساناز جان گرجیان
@adelehz
شخصی كه پیله پروانه را با بخار دهانش گرم کرد، تا آن پروانه زیبا سریع‌تر پر بگشاید
و او این داستان غمناک را از روزگار کودکی خودش، چنین تعریف کرد. “چون خروج پروانه از پیله طول میکشد، پس تصمیم گرفتم به این فرآیند شتاب ببخشم. با حرارت دهانم پیله را گرم کردم، اما مدتی بعد از بیرون آمدن، پروانه که بال‌هایش هنوز بسته بود تاب نیاورد و مُرد. بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن نمی‌دانستم.

آن جنازه کوچک، تا به امروز یکی از سنگین‌ترین بارها بر روی وجدانم بوده، اما باعث شد بفهمم که فقط یک گناه بزرگ در این دنیا وجود دارد، و آن فشار آوردن بر قوانین کیهان و طبیعت است. بردباری لازم است و صبر، و نیز انتظار کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که کائنات برای زندگی هریک از ما برگزیده است. اگر صبر کردن ندانیم، هزینه سنگینی خواهیم پرداخت…

“نیکوس کازانتزاکیس”
@adelehz
فرض کنیم کسی که دروغ گفته آمده است و عذرخواهی کرده .ان کسی که حرف تندی زده و دل آدم را شکسته هم پشیمان برگشته و گفته ببخشید .
فرض کنیم یک نفر بعد دعوا گفته تو دعوا حلوا پخش نمیکنند که حرفهای من عمدی نبوده تو ببخش.
یا آنکه پشت سرمان صفحه گذاشته و احیانا برایمان مشکلی تراشیده هم درخواست حلالیت کرده .
فرض کنیم تمامش درست .
ما هم بخشیدیم و حلال کردیم و گذشتیم...
با این دل لکه شده چه کنیم ؟
هی به خودمان بگویم بابا یه چیزی گفت تمام شد
هی یک صدایی از درونمان بگوید من که راضی نمی شوم ..
با این دل چرکین چه کنیم ؟
چه کنیم وقتی نمیتوانیم به طرف دیگر اعتماد کنیم ، دوستش داشته باشیم و فکر کنیم راست میگوید ؟
با این لکه ی لعنتی پاک نشدنی چکار کنیم ‌؟
بعضی وقتها عذرخواهی ها و حلالیت خواستن ها هیچ چیز را درست نمیکند .رابطه ای که بمیرد مرده است تنفس مصنوعی ها اصلا جوابگو نیست ..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
مرتضی پاشایی – مرتضی پاشایی-گل بیتا
این آهنگ و خیلی دوست دارم من و میبره تو یه خیابون خلوت وسط ابان
سال قبل کنکور
چکمه های سیاهی که تازه خریده بودم و پالتوی سیاهی که یکی از بهترین هدیه های زندگیم بود
پاها موبا چکمه های سیاه قشنگم با دقت روی برگهای زرد و خیس روی زمین می گذاشتم
این آهنگ و می شنیدم و فردا ها رو تصور میکردم ...
یاد روزهایی که گذشت بخیر...
@adelehz