وقتی بچه بودم یکی از بزرگترین دلخوشی های روزانه ام رسیدن پدرم از کار به خانه بود .
خانه ی ما یک آپارتمان دوطبقه بود در طبقه ی دوم زندگی میکردیم .مادرم از آن دسته مادرهایی بود که اجازه نمیدهند بچه ها توی کوچه بگردند بنابراین بعدازظهر که دلم برای پدرم تنگ میشد یک صندلی کوچک زیر پنجره ی اتاق رو به کوچه می گذاشت و مرا هم رویش می نشاند تا چشمم به کوچه باشد و منتظر پدرم بنشینم.
راستش بعد از سالها هنوزهم آن انتظار شیرین ترین انتظار عمرم بود...
وقتی به خانه می رسید انگار دنیا مال من میشد پاهای پدرم را محکم بغل میکردم و از پایین نگاهش میکردم انگار داشتم از دامنه به به قله ی یک کوه سرافراز نگاه میکردم.
پدرم ،کوه سرافراز زندگی من ست .
هرسال که میگذرد کوه زندگی ام محکمتر میشود در زندگی من
پدر ،واژه غریبی ست راستش باباها مثل مادرها نیستند .مادرها وقتی عصبی میشوند طاقت نمی آوردند دلشان پاک ست ولی خوب هم بلدند در وقتی که لازم ست پوستت را قلفتی بکنند :)
اما پدرها خدای سکوتند حتی وقتی میدانی خبطی کردی که از تو ناراحت ست چنان در سکوت مردانه اش غرق ست که با هربار رفتن و امدن از کنارش هم دلت می لرزد
شاید بخاطر همین ست که ما همیشه در حال کل کل با مادرها هستیم ولی با یک تشر پدرانه کاسه ی اشکمان لبریز میشود :)
پدر
تکیه گاه ست ،همیشه وقتی به مشکل برمیخوری قبل از هرچیزی برای کمک به او فکر میکنی ...
به پدرم میگویم حتما کمکم میکند...
پدر
آخرین سنگرست،وقتی از تمام دنیا خوردی میتوانی به او امید داشته باشی که حمایتت کند .
پدرانمان همیشه همراه مان نخواهند ماند این غم بزرگی ست
بنظرم بزرگترین غصه دنیا این ست که میدانی روزی پدر و مادرت ترکت میکنند ....
ولی هربار که به چهره شان نگاه میکنیم باید باور کنیم که حضورشان منتی ست که خدا بر سر این بنده ی کوچکش گذارده ست..
روز پدر مبارک
بر پدران مهربانی که این روزها بیشتر از هر وقت دیگر زیر بار آسایش خانواده کمرشان خم شده ست.
بر پدرانی که بدون حرف همیشه غصه ی پر و خالی بودن یخچال خانه را خوردند.
بر پدرانی که فکر شهریه ی دانشگاه بچه ها خواب از چشمشان ربود
روز پدر مبارک
بر پدری که دستش خالی بود اما آرزو داشت بهترین جهیزیه را برای دخترش بچیند
بر تمام پدرانی که این روزها سکوتشان بیشتر شده ست ...
روز پدر بر پدران آسمانی آنها که نیستند اما هنوز چشمانشان بروی آینده ی فرزندانشان باز مانده ست مبارک...
پدر حتی اگر روی زمین نباشد برای فرزندش دلتنگ ست
برای انموجود کوچکی که هرچقدر بزرگ باشد بازهم به بابا نیاز دارد...
روز پدر مبارک
#عادله_زمانی
@adelehz
خانه ی ما یک آپارتمان دوطبقه بود در طبقه ی دوم زندگی میکردیم .مادرم از آن دسته مادرهایی بود که اجازه نمیدهند بچه ها توی کوچه بگردند بنابراین بعدازظهر که دلم برای پدرم تنگ میشد یک صندلی کوچک زیر پنجره ی اتاق رو به کوچه می گذاشت و مرا هم رویش می نشاند تا چشمم به کوچه باشد و منتظر پدرم بنشینم.
راستش بعد از سالها هنوزهم آن انتظار شیرین ترین انتظار عمرم بود...
وقتی به خانه می رسید انگار دنیا مال من میشد پاهای پدرم را محکم بغل میکردم و از پایین نگاهش میکردم انگار داشتم از دامنه به به قله ی یک کوه سرافراز نگاه میکردم.
پدرم ،کوه سرافراز زندگی من ست .
هرسال که میگذرد کوه زندگی ام محکمتر میشود در زندگی من
پدر ،واژه غریبی ست راستش باباها مثل مادرها نیستند .مادرها وقتی عصبی میشوند طاقت نمی آوردند دلشان پاک ست ولی خوب هم بلدند در وقتی که لازم ست پوستت را قلفتی بکنند :)
اما پدرها خدای سکوتند حتی وقتی میدانی خبطی کردی که از تو ناراحت ست چنان در سکوت مردانه اش غرق ست که با هربار رفتن و امدن از کنارش هم دلت می لرزد
شاید بخاطر همین ست که ما همیشه در حال کل کل با مادرها هستیم ولی با یک تشر پدرانه کاسه ی اشکمان لبریز میشود :)
پدر
تکیه گاه ست ،همیشه وقتی به مشکل برمیخوری قبل از هرچیزی برای کمک به او فکر میکنی ...
به پدرم میگویم حتما کمکم میکند...
پدر
آخرین سنگرست،وقتی از تمام دنیا خوردی میتوانی به او امید داشته باشی که حمایتت کند .
پدرانمان همیشه همراه مان نخواهند ماند این غم بزرگی ست
بنظرم بزرگترین غصه دنیا این ست که میدانی روزی پدر و مادرت ترکت میکنند ....
ولی هربار که به چهره شان نگاه میکنیم باید باور کنیم که حضورشان منتی ست که خدا بر سر این بنده ی کوچکش گذارده ست..
روز پدر مبارک
بر پدران مهربانی که این روزها بیشتر از هر وقت دیگر زیر بار آسایش خانواده کمرشان خم شده ست.
بر پدرانی که بدون حرف همیشه غصه ی پر و خالی بودن یخچال خانه را خوردند.
بر پدرانی که فکر شهریه ی دانشگاه بچه ها خواب از چشمشان ربود
روز پدر مبارک
بر پدری که دستش خالی بود اما آرزو داشت بهترین جهیزیه را برای دخترش بچیند
بر تمام پدرانی که این روزها سکوتشان بیشتر شده ست ...
روز پدر بر پدران آسمانی آنها که نیستند اما هنوز چشمانشان بروی آینده ی فرزندانشان باز مانده ست مبارک...
پدر حتی اگر روی زمین نباشد برای فرزندش دلتنگ ست
برای انموجود کوچکی که هرچقدر بزرگ باشد بازهم به بابا نیاز دارد...
روز پدر مبارک
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
وقتی پدری می میرد
مثل این ست که خانه ای فرو می ریزد
درختی از کمر قطع میشود
و دریایی دل به طوفان می سپارد
کاش میشد قانونی وضع کرد که در آن هیچ پدری دست کودکش را رها نکند و نرود...
و یادت نرود که همه ی آدمها برای پدرشان همیشه کودک باقی می مانند...
#عادله_زمانی
تقدیم به پدران خوب آسمانی...
روز پدر مبارک
@adelehz
مثل این ست که خانه ای فرو می ریزد
درختی از کمر قطع میشود
و دریایی دل به طوفان می سپارد
کاش میشد قانونی وضع کرد که در آن هیچ پدری دست کودکش را رها نکند و نرود...
و یادت نرود که همه ی آدمها برای پدرشان همیشه کودک باقی می مانند...
#عادله_زمانی
تقدیم به پدران خوب آسمانی...
روز پدر مبارک
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
گفته ام بارها و میگویم:
بی وجودش، حیات مکروه است
همه ی عمر تکیه گاهم بود
پدرم نام کوچکش کوه است ...
امید صباغ نو
@adelehz
بی وجودش، حیات مکروه است
همه ی عمر تکیه گاهم بود
پدرم نام کوچکش کوه است ...
امید صباغ نو
@adelehz
پدر
آرون افشار
هوای باباهای قشنگ تون و این روزها خیلی داشته باشید .
آخه هر بابایی قشنگ ترین و مهربون ترین بابای دنیاست .
این روزها مشکلات شون زیاد شده ولی پدرها هیچ وقت پشت بچه هاشون و خالی نمی کنند.
روح پدرای قشنگ آسمونی شاد
عمر پدرای قشنگزمینی طولانی
@adelehz
آخه هر بابایی قشنگ ترین و مهربون ترین بابای دنیاست .
این روزها مشکلات شون زیاد شده ولی پدرها هیچ وقت پشت بچه هاشون و خالی نمی کنند.
روح پدرای قشنگ آسمونی شاد
عمر پدرای قشنگزمینی طولانی
@adelehz
❤1
دوست داشتم صحبت یکی از اعضای خوب کانال و اینجا بذارم و بگم روح تمام پدران عزیز از دنیا رفته شاد. ❤️
@adelehz
@adelehz
برای مادرانی که در نبود پدر
پدرانه مادری کردند .
زنانی که زنانه مرد بودند.
#عادله_زمانی
#شما_فرستادین
@adelehz
پدرانه مادری کردند .
زنانی که زنانه مرد بودند.
#عادله_زمانی
#شما_فرستادین
@adelehz
باباشو آورده بود دکتر
از خستگی خوابش برده بود ...پدرش دست شو تکیه گاهش کرد...
میشه برای این عکس هزار سال مرد و زنده شد.😢
@adelehz
از خستگی خوابش برده بود ...پدرش دست شو تکیه گاهش کرد...
میشه برای این عکس هزار سال مرد و زنده شد.😢
@adelehz
محبوب بی لیاقت من اگه انقد مسخره بازی درنمیاوردی الان داشتیم با دختر دو سالهمون "روز پدر مبارک" کار میکردیم که ازش فیلم بگیریم بذاریم تو گروه خانوادگیمون.😒😂
@adelehz
@adelehz
نه عاشق ترین زن جهانم نه دیوانه ترین..
من فقط یک دوستم
یک فنجان چای هل دار ..ته دوستی من است
البته با یک گوش شنوا ویک لبخندمحونشدنی
برای شنیدن دلگیری هایت..
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
من فقط یک دوستم
یک فنجان چای هل دار ..ته دوستی من است
البته با یک گوش شنوا ویک لبخندمحونشدنی
برای شنیدن دلگیری هایت..
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
کاشکی من دایناسورت بودم😔 @adelehz
وقتی دختر ایرج طهماسب می نویسه بهترین بابای دنیا
نسل ما هم میتونه بشکل ضمنی و ملو تایید کنه😊
آقای مرجی دوست داشتنی 😍
@adelehz
نسل ما هم میتونه بشکل ضمنی و ملو تایید کنه😊
آقای مرجی دوست داشتنی 😍
@adelehz
و خورشید از گوشه سمت راست صورتت
وقتی چشم می گشایی
طلوع میکند.
قرن هاست خورشید طلوع میکند
اما من تازه فهمیدم که خورشید در جهان من وقتی به اشراق برمیگردد
که تو چشم بگشایی
خورشید من
#عادله_زمانی
@adelehz
وقتی چشم می گشایی
طلوع میکند.
قرن هاست خورشید طلوع میکند
اما من تازه فهمیدم که خورشید در جهان من وقتی به اشراق برمیگردد
که تو چشم بگشایی
خورشید من
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
شاهکار کلاسهای مجازی هنوز ادامه دارد :)))) خدا معلمها رو حفظ کنه ❤️ @adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهکارهای آموزش مجازی همچنان ادامه دارد.😂
@adelehz
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز می توانست در آن غروب غم انگیز مرا خوشحال سازد؟
غروبها که غربت شهر در سکوت دوبرابر می شود .گزینه های زیادی پیش رو داشتم اما واقعا نمی دانستم باید به چیز فکر کنم .
من آن لحظه در آن غربت غلیظ به نامه ی تو فکر کردم و دلم خوش شد .نامه ای کوتاه که برای دل خوشی ام از راهی دور فرستاده بودی.
بعد از آن یاد گرفتم که هرچیز کوچکی میتواند سرآغاز خوشبختی باشد چه خوب اگر از دیگران دریغش نکنیم.
#عادله_زمانی
ویدیو پریسا جان راغیان
@adelehz
غروبها که غربت شهر در سکوت دوبرابر می شود .گزینه های زیادی پیش رو داشتم اما واقعا نمی دانستم باید به چیز فکر کنم .
من آن لحظه در آن غربت غلیظ به نامه ی تو فکر کردم و دلم خوش شد .نامه ای کوتاه که برای دل خوشی ام از راهی دور فرستاده بودی.
بعد از آن یاد گرفتم که هرچیز کوچکی میتواند سرآغاز خوشبختی باشد چه خوب اگر از دیگران دریغش نکنیم.
#عادله_زمانی
ویدیو پریسا جان راغیان
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالها هممنتظر بمانی ، آن روز طلایی که منتظرش هستی به تو نمی رسد .همان روزی که تصور میکنی خیلی بهتر از امروز است و نمیدانم اصلا کی به تو گفته قرار است، بیاید.
آن روز طلایی که خیالی بیش نیست .مرا به خاطر برهم ریختن تصورات سرزنش نکن ولی واقعیت این است که هیچ روز فوق العاده ای قرار نیست برسد .بلکه این تو هستی که باید روزهای فوق العاده را بسازی .تو هستی که باید یک روز عادی را تبدیل به یک روز طلایی کنی
پس هر صبح به این فکر کن که چطور میتوانی ان روز را روزی بهتر بسازی.
آنگاه می بینی که جهان چقدر زیباتر خواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
آن روز طلایی که خیالی بیش نیست .مرا به خاطر برهم ریختن تصورات سرزنش نکن ولی واقعیت این است که هیچ روز فوق العاده ای قرار نیست برسد .بلکه این تو هستی که باید روزهای فوق العاده را بسازی .تو هستی که باید یک روز عادی را تبدیل به یک روز طلایی کنی
پس هر صبح به این فکر کن که چطور میتوانی ان روز را روزی بهتر بسازی.
آنگاه می بینی که جهان چقدر زیباتر خواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
میگویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه میتاخته، بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان میکرده و آخر رهایش میکرده.
تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسار دَویده، وحشت کرده، اما زنده است؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش. میماند آن زنگوله!
از این به بعد روباه هر جا که برود زنگوله توی گردنش صدا میکند! دیگر نمیتواند شکار کند، چون صدای زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» میماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد، پس «تنها» میماند. از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را «آشفته» میکند، «آرامش» را از او میگیرد.
این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. فکر و خیال رهایش نمیکند!
زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای یک زنگوله!
راستی هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟
#شما_فرستادین
@adelehz
تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسار دَویده، وحشت کرده، اما زنده است؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش. میماند آن زنگوله!
از این به بعد روباه هر جا که برود زنگوله توی گردنش صدا میکند! دیگر نمیتواند شکار کند، چون صدای زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» میماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد، پس «تنها» میماند. از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را «آشفته» میکند، «آرامش» را از او میگیرد.
این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. فکر و خیال رهایش نمیکند!
زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای یک زنگوله!
راستی هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟
#شما_فرستادین
@adelehz
اگر خدا روزی از من بپرسد در دنیای من چه لذت هایی بردی ؟
من قطعا او را با چایی هایی که با تو خوردم آشنا خواهم کرد .و به او خواهم گفت لحظاتی در دنیایت وجود داشت که نباید با هیچ چیز دیگر عوضش میکردم و آن ساعت چای خوردن با آنهایی بود که دوستشان داشتم.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
عکس
ساناز جان گرجیان
@adelehz
من قطعا او را با چایی هایی که با تو خوردم آشنا خواهم کرد .و به او خواهم گفت لحظاتی در دنیایت وجود داشت که نباید با هیچ چیز دیگر عوضش میکردم و آن ساعت چای خوردن با آنهایی بود که دوستشان داشتم.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
عکس
ساناز جان گرجیان
@adelehz
شخصی كه پیله پروانه را با بخار دهانش گرم کرد، تا آن پروانه زیبا سریعتر پر بگشاید
و او این داستان غمناک را از روزگار کودکی خودش، چنین تعریف کرد. “چون خروج پروانه از پیله طول میکشد، پس تصمیم گرفتم به این فرآیند شتاب ببخشم. با حرارت دهانم پیله را گرم کردم، اما مدتی بعد از بیرون آمدن، پروانه که بالهایش هنوز بسته بود تاب نیاورد و مُرد. بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن نمیدانستم.
آن جنازه کوچک، تا به امروز یکی از سنگینترین بارها بر روی وجدانم بوده، اما باعث شد بفهمم که فقط یک گناه بزرگ در این دنیا وجود دارد، و آن فشار آوردن بر قوانین کیهان و طبیعت است. بردباری لازم است و صبر، و نیز انتظار کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که کائنات برای زندگی هریک از ما برگزیده است. اگر صبر کردن ندانیم، هزینه سنگینی خواهیم پرداخت…
“نیکوس کازانتزاکیس”
@adelehz
و او این داستان غمناک را از روزگار کودکی خودش، چنین تعریف کرد. “چون خروج پروانه از پیله طول میکشد، پس تصمیم گرفتم به این فرآیند شتاب ببخشم. با حرارت دهانم پیله را گرم کردم، اما مدتی بعد از بیرون آمدن، پروانه که بالهایش هنوز بسته بود تاب نیاورد و مُرد. بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن نمیدانستم.
آن جنازه کوچک، تا به امروز یکی از سنگینترین بارها بر روی وجدانم بوده، اما باعث شد بفهمم که فقط یک گناه بزرگ در این دنیا وجود دارد، و آن فشار آوردن بر قوانین کیهان و طبیعت است. بردباری لازم است و صبر، و نیز انتظار کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که کائنات برای زندگی هریک از ما برگزیده است. اگر صبر کردن ندانیم، هزینه سنگینی خواهیم پرداخت…
“نیکوس کازانتزاکیس”
@adelehz